مرجع دانلود پرسشنامه و ابزار استاندارد در تمامی رشته ها,طراحی پرسشنامه

ترم آخر

آزمون,طراحی پرسشنامه,روانشناسی,مدیریت,پرسشنامه استاندارد,پرسشنامه رایگان,مشاوره آماری ,سایت پرسشنامه,نرم افزار رایگان روانشناسی,سفارش

خانه / آرشیو تگ: cdrisk

آرشیو تگ: cdrisk

مقیاس تاب آوری كانر- دیویدسون (CD-RISC)

هدف: سنجش میزان تاب آوری در افراد مختلف
تعداد سوال: 25
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
نوع فایل: word 2007
منبعConnor, K. M. & Davidson, J. R. T. (2003). Development of new resilience  scale: the connor- Davidon, Resilience scale (CD-RISC). Depression and .anvety, 18.

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2700 تومان

خرید فایل

Desc (1)

مقیاس تاب آوری كانر- دیویدسون (CD-RISC)

تعریف تاب آوری

تاب آوری ظرفیتی برای مقاومت در برابر استرس و فاجعه است. روانشناسان همیشه سعی کرده اند که این قابلیت انسان را برای سازگاری و غلبه بر خطر و سختی ها افزایش دهند. افراد و جوامع میتوانند حتی پس از مصیبت های ویرانگر به بازسازی زندگی خود بپردازند.
تاب آور بودن به این معنا نیست که از این طریق بتوانید زندگی بدون تجربه استرس و درد را داشته باشید. مردم پس از گرفتار شدن در مشکلات و از دست دادن ها به احساس غم، اندوه و طیف وسیعی از احساسات دیگر میرسند. مسیر دستیابی به انعطاف پذیری از طریق کار و توجه بر روی اثرات استرس و وقایع دردناک ایجاد میشود.
ارتقاء تاب آوری منجر به رشد افراد در به دست آوردن تفکر و مهارت های خود مدیریتی بهتر و دانش بیشتر میشود. همچنین تاب آوری با روابط حمایتی والدین، همسالان و دیگران و همچنین با باورهای فرهنگی و سنتی به افراد برای مقابله با ضربه های غیر قابل اجتناب زندگی کمک میکند. تاب آوری در انواع رفتار ها، افکار و اعمال میتواند آموخته شود و آن را میتوانید در سراسر دوره ی زندگی توسعه دهید.

تاب آوري معادل واژه انگليسي Resiliency است. در فرهنگ لغت، اين كلمه، خاصيت كشساني، بازگشت پذيري و ارتجاعي معنا شده است، ولي در متون بهداشت رواني تاب آوري معادل گوياتري است. ريشه تاب آوري ( resiliency ) از علم فيزيك گرفته شده است و به معني جهيدن به عقب است. در واقع افراد تاب آور قادر هستند به عقب بجهند. آنها توانايي زنده ماندن و حتي غلبه بر ناملايمات را دارند. تاب آوري ميتواند باعث شود كه فرد پيروزمندانه از رويدادهاي ناگوار بگذرد و عليرغم قرار گرفتن در معرض تنش هاي شديد، شايستگي اجتماعي، تحصيلي و شغلي او ارتقا يابد. تاب آوري نوعي ويژگي است كه از فردي به فردي متفاوت است و ميتواند به مرور زمان رشد كند يا كاستي يابد.

تاب آوري به معناي توانايي مقابله با شرايط دشوار و پاسخ انعطا ف پذير به فشارهاي زندگي روزانه است. تاب آوري، استرس را محدود نمي كند، مشكلات زندگي را پاك نمي كند، بلكه به افراد قدرت مي دهد تا با مشكلات پيش رو مقابلة سالم داشته باشند، بر سختي ها فائق آيند و با جريان زندگي حركت كنند. برخي افراد به طور طبيعي داراي اين ويژگي هستند، اما خبر خوب اين است كه اين ويژگي در انحصار عده اي معدود نيست و به نظر متخصصان، ساير افراد نيز قادرند تاب آوري را بياموزند و آن را ارتقاء دهند. تاب آوری توانایی یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز با شرایط استرس زا و چالش برانگیز است.
به بیان دیگر فرد تاب آور یعنی کسی که در برقرای تعادل زیستی روانی در شرایط دشوار توانمند است. البته معنای تاب آوری فقط این نیست که در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده پایدار بمانیم و در رو به رو شدن با شرایط خطرناک حالتی انفعالی داشته باشیم، بلکه در عمق معنای آن شرکت و حضور فعال و سازنده ی ما در محیط پیرامونمان نیز مد نظر است. برخی روان شناسان باور دارند که تاب آوری بازپشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر در شرایط تهدید کننده است و از این روست که سازگاری موفق در زندگی را فراهم می کند.

انسانها در برابر شرايط نامساعد، خطرها و ناملايمات معمولاً احساس بي پناهي مي كنند و در بسياري مواقع نيز سعي می کنند كه در برابر خطرها و موقعيت ناگوار تحمل نمايند و نتايج غير منتظره اي به دست مي آورند.
توانايي اجراي اين «جادوي رايج » (ماستن 2001) اغلب در حوزه علوم اجتماعي به عنوان انعطاف پذيري يا «تاب آوري» نام دارد. تاب آوري در علوم اجتماعي به عنوان «فرايند كش كساني و واكنش در مقابل ناملايمات» فرض مي شود(هانتر، 2001). كانر (2006) تاب آوري را به عنوان روشي براي اندازه گيري توانايي فرد در مقابله با عوامل استرس زا و عواملي كه سلامت روان فرد را تهديد مي كند، تعريف كرده است.

افراد تاب آور داراي رفتاراي خود شكنانه نيستند. از نظر عاطفي آرام بوده و توانايي مقابله با شرايط ناگوار را دارند. بونا (2004) راه هاي بدست آوردن تاب آوري را داشتن سرسختي، خود افزايي، مقابله سركوبگرايانه، داشتن خلق و خو و احساسات مثبت مي داند. براي درك تفاسير و روش هاي مرتبط با تاب آوري، ممكن است به تمايز بين احتمال خطر و مصاديق تاب آوري نياز داشته باشيم.

در سه دهه اخير تحقيق كاملي در اين خصوص انجام و نمونه هاي تاب آوري جمع آوري شده است (گارمزي، نوچترلين، 1972 ،لاتر ، 2003). تاب آوري به عنوان قدرت يا توانايي برگشتن به زندگي اوليه و شروع وضعيت جديد از طريق كاهش فشار عصبي يا تحريف آن و جايگزيني نشاط تعريف مي گردد.

تاب آوري همچنين به عنوان توانايي بهبود بيماري افسردگي يا مسائلي از اين دست نيز فهميده مي شود (وبستر، 1995) تاب آوري مهارتي مناسب است براي پشت سرگذاشتن مشكلات زندگي حتي وقتي كه شرايط نامطلوب و سخت وجود دارد، مثل اينكه شخص يك طناب قابل رتجاع را دور مشكلات بسته كه به فرد كمك مي كند وقتي اوضاع بد شد آنها را به عقب بكشد و به آنها به چشم انسانها بنگرد(فولر،1998). تاب آوري به توانايي يك انسان گفته مي شود كه به طور موفقيت آميز شرايط نامطلوب را پشت سرگذارده وبا آنها تطابق مي يابد و عليرغم مواجهه با مشكلات زندگي به قابليت تحصيلي و هيجاني و اجتماعي دست مي يابد (ديويس ، 1999). مفهوم تاب آوري طي تحقيقات 3 دهه گذشته علوم اجتماعي به مثابه يك پديده چند بعدي شناخته شده است كه در بافت هاي مختلف اجتماعي و دروني متفاوت هستند(كانر و ديويدسون، 2003).

در تحقيقات گذشته تاب آوري بر متغيرهايي مثل توانايي بيمار، پنهان سازي احتمال خطر و عوامل آسيب پذير تاكيد شده است(لاتر،2003).
بر طبق مدل هاي ارائه شده از سوي اورال، آتروس و پاولسن، 2006) سه حوزه عملكردي براي تاب آوري تعريف و بر آنها تمركز شده است.
1. تاب آوري به عنوان يك ويژگي شخصيتي يا توانايي پيش بيني افراد در مقابل تاثيرات منفي ناملايمات و احتمال خطر فرض مي شود.
2. يك وضعيت روحي مثبت يا سلامت رواني(مثل درك مثبت، خود پنداري، پيشرفت تحصيلي موفقيت در وظايف و. ..) يا فقدان بيماري روحي رواني عليرغم وجود يا احتمال خطر تعريف مي گردد.
3. يك فرايند پويا كه بر كنش بين متغيرهاي فردي و پيراموني تاثير گذاشته و در طول زمان تغيير مي كند. اين تعريف به دليل چهارچوب فراگير و تلفيق ويژگي هاي فردي با محيطي ايجاد تاب آوري بيش از تعاريف قبلي مورد توجه است.

نان هاندرسن تاب آوری را ترکیبی از 6 عامل زير معرفي مي كند
· فراهم سازي حمايت مهربانانه
· طراحي و ارتباط سازي براي افزايش اميدواري
· فرصت سازي براي مشاركت معنادار
· پيشاهنگي در پيوند هاي اجتماعي
· مرزبندي شفاف و سازگار ·
آموزش مهارت هاي زندگي

لاتر، سيسچتي، و بكر(2000) و ماستن و كواتسورث(1998) خصوصيات تاب آوري را به اين شرح توصيف نموده اند:
1- برخورداري از تيزهوشي و مهارت عقلاني، توانائي در صميميت و گسستگي
2- توانایي در مفهوم پردازي موضوعات متعدد، دستيابي فرد به اين اعتقاد كه حق زندگي كردن دارد.
3- برخوردار بودن از توانایي يادآوري و فراخواني اشخاص و موضوعات خوب و نگهداري آنها(نمادهاي خوب) در ذهن
4- برخورداري از توانایي در لمس عواطف، بجاي اين كه وي هر زمان كه عواطف مهم وي برانگيخته شدند، آنها را انكار يا سركوب كند.
5- داشتن هدف در زندگي
6- برخورداري از توانائي جذب و استفاده از حمايت اجتماعي
7- برخورداري از توان در نظر گرفتن احتمالات در زندگي و استفاده مطلوب از دستورات اخلاقي جامعه مدني
8-نياز و توانایي در كمك به ديگران
9- برخورداري از خزانه عاطفي
10- كاردان و مبتكر بودن
12- برخورداري از ديدگاهي نوع دوستانه نسبت به ديگران
13- برخورداري از ظرفيت تبديل درماندگي آسيب رسان به درماندگي آموخته شده. در مجموع می توان گفت که تاب آوري فرايندي پويا است كه در آن تأثيرات محيطي و شخصيتي در تعاملي متقابل بر يكديگر اثر مي گذارند.
پژوهش هاي تاب آوري الگوهاي نظري رشد انسان را كه پيش از اين توسط اريكسون، برونفن، پياژه، كلبرگ، گيليان، استينر، مزلو و پيرس مطرح شده بود(رايت و ماستن، 1997)، مورد تأييد قرار مي دهند.
در تمامي اين الگوهاي نظري، در حالي كه بر ابعاد مختلف رشد انساني(رواني- اجتماعي- شناختي- اخلاقي- معنوي) تأكيد مي شود، هسته مركزي اين رويكردها را اين پيش فرض تشكيل مي دهد كه فطرتي بيولوژيك براي رشد و كمال در هر انسان وجود دارد طبيعت خود اصلاح گري ارگانيسم انساني كه بطور طبيعي و تحت شرايط معين محيطي مي تواند آشكار شود.

همانگونه كه ماستن(2001) مي گويد: هنگامي كه فاجعه از سر بگذرد و نيازهاي اوليه انساني تأمين گردد، آن گاه تاب آوري احتمال ظهور مي يابد. مهم ترين نتيجه كاربردي برآمده از دل پژوهش هاي تاب آوري، اين است كه مي توانيم توانمندي افراد را ارتقاء دهيم بگونه اي كه آنها به احساس هويت و كارآمدي، توانایي تصميم گيري، هدف گذاري و باور به آينده دست يابند و از اين راه بتوانند نيازهاي اوليه انساني خود براي مهرباني، رابطه با ديگران، چالش، قدرت و معنا داري را در شرايط طاقت فرسا بعنوان كانون توجه هر گونه مداخلات پيشگيرانه، آموزشي و رشد فردي قرار دهند(توگاد و فردريكسون، 2004).