خانه / آرشیو تگ: پرسشنامه روانشناسی

آرشیو تگ: پرسشنامه روانشناسی

پرسشنامه خودکنترلی گراسمیک (1993)

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: ارزیابی میزان خودکنترلی از ابعاد مختلف (شتاب‌زدگي، راحت‌طلبي، خطرپذیری، ترجيح فعاليت جسماني، خودمحوری، ابراز خشم)

تعداد سوال: 24

تعداد بعد: 6

شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منابع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 5500 تومان

خرید فایل

هدف: بررسی عوامل موثر بر همکاری دانشگاه و صنعت (عوامل مالی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل آموزشی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری)

پرسشنامه خودکنترلی گراسمیک (1993)

مطالب مرتبط:

1- مقیاس خودکنترلی ادراک شده کودکان هومفری (CPSC)

2- پرسشنامه خود کنترلی تانجی (فرم ۳۶ ماده ای)

3- پرسشنامه خود کنترلی تانجی (فرم 13 ماده ای)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

تعریف خودکنترلی

خودکنترلی مهارتی است یادگرفتنی که ضامن موفقیت‌های شخصی و اجتماعی ما است. اگر بخواهیم خودکنترلی را به صورت کلی تعریف کنیم می‌توانیم بگوییم خودکنترلی یعنی توانمندی جلوگیری از رفتارها، تمایلات، هیجانها و عادتهایی که بروز آنها موجب مشکلاتی برای ما می‌شود. برای مثال، تمایل به مصرف الکل و مواد اعتیاد آور یکی از تمایلات دردسرساز است که با بهره‌گیری از برخی مهارت‌ها مانند  خودکنترلی می‌توان از ابتلای خود، خانواده و دوستان به این بلای خانمان‌سوز پیشگیری و یا برای درمان مۆثرتر آن اقدام نمود.

در همین ابتدای بحث و به منظور کمک به درک بهتر خودکنترلی، ارائه تعریفی از دو مفهوم مهم آن یعنی ” تمایل” و “وسوسه” لازم به نظر می‌رسد. تمایل، یک انگیزه بسیار قوی برای داشتن یک شیء جالب یا یک فرد جذاب و یا انجام کاری است که احساس لذت و آرامش را به همراه می‌آورند. همین آگاهی از احساس لذت و آرامشی که پس از دستیابی به آن شیء یا فرد در ما به وجود می‌آید، به تمایل این قدرت را می دهد تا رفتار ما را تحریک کند. برای مثال، فلان ماده اعتیادآور، این ویژگی را دارد که بعد از مصرف احساس شادی در مصرف کننده ایجاد می‌کند. همین ویژگی شادی‌آور بودن، عاملی مهم است که تمایل فرد را به مصرف اولیه و ادامه مصرف برمی‌انگیزد و او را به سمت مصرف واقعی آن ماده سوق می‌دهد.

وسوسه نیز همان‌طور که در مثالهای ابتدای این مقاله مطرح شد، به معنای یک وضعیت تعارض روانی است. به عبارت ساده‌تر، وسوسه موقعیتی است که در آن فرد از یک طرف تمایل دارد چیز لذت‌بخشی را داشته باشد یا کاری آرامش‌بخش را انجام دهد و از طرف دیگر در همان زمان دلایلی دارد مبنی بر اینکه نباید به آن شیئ دست یابد و یا آن کار را انجام دهد. در یک عبارت مختصر و مفید می‌توان گفت در خودکنترلی، اراده در کشمکش با تمایل و وسوسه قرار می‌گیرد.

خودکنترلی, مهارت خودکنترلی,درک بهتر خودکنترلی

حال اگر کسی در برابر وسوسه‌ای تسلیم شود، می‌گوییم این فرد در کنترل کردن خود در برابر آن وسوسه با ضعف مواجه بوده است و یا به اصطلاح روانشناسی او از خودکنترلی ضعیفی در مواجهه با آن عامل وسوسه‌انگیز برخوردار بوده است.

از دیگر نمودهای خودکنترلی ضعیف که در زندگی روزمره ما شایع هستند و مشکلات زیادی را از لحاظ فردی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد می‌کنند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: پرخاش کردن به اطرافیان چه به صورت فیزیکی (مانند کتک‌کاری کردن) و چه به صورت لفظی (مانند گفتن مطالب نامناسب به دیگران)، ناتوانی در مدیریت مالی خانواده مانند پول خرج کردن بیشتر از آنچه که نیاز واقعی زندگی است، قرض کردن‌های بی حساب و کتاب، عدم موفقیت در پس‌انداز کردن پول حتی به مقدار کم، قمار کردن، چاقی ناشی از پرخوری، شکست در ادامه تحصیل، ورزش و کار، درگیر شدن در فعالیت‌های جنسی نامشروع و یا زودهنگام، حاملگی ناخواسته، خیانت به همسر و ابتلا به بیماری‌های قابل انتقال از طریق ارتباط جنسی. خودکنترلی به دلیل تأثیری که بر سبک زندگی افراد به جا می‌گذارد در ابتلا به برخی بیماری‌های مزمن مانند سرطان و بیماری‌های قلبی-عروقی نیز مۆثر دانسته شده است.

اکنون بعد از مطالعه مطالب بالا این سۆال مطرح می‌شود که به نظر شما اهمیت خودکنترلی در زندگی چقدر است؟ آیا شما خودکنترلی را به عنوان یکی از کلیدهای رسیدن به یک زندگی موفق و سالم قبول دارید؟ و اگر این‌گونه است، چرا؟

به یاد داشته باشید، خودکنترلی شاهراهی است به سوی موفقیت و سلامت، و مهارت مهمی است که حسی از تسلط و تعادل را در زندگی ایجاد می‌کند و به ما کمک می‌کند تا بر رفتارهای مخرب، پاسخ‌های هیجانی و خلق‌های نامناسب خود نظارت داشته باشیم و از افکار منفی دوری کنیم، احساس وابستگی به اطرافیان و درماندگی در روابط را کم کرده و به استقلال عاطفی و ایجاد آرامش ذهنی کمک می‌کند.

همچنین خودکنترلی عزت نفس، اعتماد به نفس و نیرومندی روانی را تقویت کرده و به ما این امکان را می‌دهد تا از زندگی خود بهره کافی را ببریم. در یک کلام خودکنترلی از ما فردی مسۆل و قابل اعتماد می‌سازد.

پرسشنامه تصور از خود بک (BSCT)

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: بررسی تصور افراد از خودشان از جنبه های مختلف
تعداد سوال: 25
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: فتحی آشتیانی، علی.آزمون های روان شناختی – ارزشیابی شخصیت و سلامت روان.انتشارات بعثت.1388

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2400 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه تصور از خود (بک)

“تصور از خود” تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد؛ نگرش دیگران بویژه والدین، تعامل‌های اجتماعی، ارتباط فرد با محیط و زمینه‌های محیطی از جمله عواملی است كه روی تصور از خود تاثیر می‌گذارد. به علاوه ارتباط كودك با والدین، موفقیت و شكست در زندگی و انعكاس نگرش‌های دیگران و خود شخص درباره آن‌ها و شرایط اجتماعی ��اقتصادی ازجمله عواملی است كه در شكل گیری و تحول تصور از خود اثر می‌گذارد.

وقتی یك شخص ارزش كمی برای خود قائل است كمتر می‌تواند در برابر فشار عقیده دیگران مقاومت كند. در مقابل كسانی كه ارزش زیادی برای خود قائلند، تصور خدشه ناپذیری از ظرفیت‌ها و فردیت خود دارند. همچنین ثابت شده است كه اشخاص خلاق و اشخاصی كه حرمت بالایی برای خود قائلند، می‌توانند بیش از دیگران، یك نقش فعال در گروه اجتماعی بر عهده گیرند و به صورتی آزاد و مؤثر آنچه را می‌خواهند بیان كنند.

“خود كارآمدی” فرد رابطه مستقیمی با عملكرد او دارد و می‌توان آن را در افراد (بخصوص كودكان و نوجوانان) به شیوه‌های گوناگونی تقویت كرد. كسانی كه خود را كارآمد می‌پندارند، علاوه بر كسب موفقیت از نظر عملكرد نیز بیشتر از زندگی احساس رضایت می‌كنند.
مطالعاتی كه به بررسی تصور از خود در افراد عادی پرداخته‌اند حاكی از آن است كه تصور از خود، نقش اساسی در بهداشت و سلامت روانی افراد به عهده دارد، به گونه‌ای كه با كاهش سطح تصور از خود علایم و نشانه‌هایی چون اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی، كمرویی، درون گرایی و… ظاهر خواهند شد و در صورت تداوم، اشكالات جدی به همراه خواهند داشت. همچنین افراد مضطرب، افسرده و كسانی كه خلق و خوی بسیار متغیری دارند، تصور از خودِ ضعیفی دارند. ناتوانی در ابراز وجود، می‌تواند متاثر از تصور از خود نامطلوب فردی باشد. این گروه از افراد از ابراز احساسات، افكار و نظرات خود به دیگران ناتوانند، قادر به دفاع از حقوق خود نیستند و در حضور جمع، مضطرب و ناراحتند.

پرسشنامه تایید خویشتن

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: بررسی میزان تایید خویشتن افراد
تعداد سوال: 30
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
ماخذ : گنجی، حمزه. ارزشیابی شخصیت. نشر ساوالان. 1380

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2400 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه تایید خویشتن

 تأیید شدن از سوى اشخاص مهمى كه در زندگى افراد حضور دارند منبع قدرتمندى براى همه انسان هاست. از دوران نوزادى به بعد رفتاها به شدت تحت تأثیر تأییدى كه از دیگران دریافت مى شود، شكل مى گیرد. زمینه هاى ژنتیكى و بیولوژیكى، به همراه برنامه ریزى اجتماعى دلایلى هستند، براى كسب تأیید و تصدیق دیگران، راضى كردن دیگران به افراد احساس خوبى مى دهد زیرا به مرور زمان با تصدیق و تأیید آن ها همراه است. وقتى چیزى به فرد احساس خوب مى دهد براى حفظ این احساس خوب آن كار را بیشتر انجام مى دهد

در شرایط کنونی، نیاز به تایید یکی از قدرتمندترین نیازهای وابسته در جامعه معاصر تلقی می شود. نیاز به تایید یک مفهوم روان زادی اجتماعی است. که مبنای انگیزشی برای حمایت اجتماعی به شمار می رود. فردی که به نیاز به تایید در حد بالایی پاسخ می دهد، به نیاز خود برای کسب پذیرش در کامرواسازی وابستگی، و نیل به بازشناسی و یا رسیدن به مقام از طریق متعهد کردن خویش در بروز رفتاری برای کسب تایید پاسخ می دهد به این صورت که در موقعیت های خاص از طریق خودنمایی مثبت (میل گرایشی) و افکار نابسندگی ها (گرایش اجتنابی) عمل می کند.

پرسشنامه خودکارآمدی کودکان

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: سنجش میزان خودکارآمدی در کودکان
تعداد سوال: 22
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
ماخذ : گنجی، حمزه. ارزشیابی شخصیت. نشر ساوالان. 1380

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2400 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه خودکارآمدی کودکان

تعریف خودکارآمدی

از دیدگاه باندورا، خودکارآمدی باوری است که شخص به قابلیت‌های خود برای سازمان‌دهی و اجرای اقدامات لازم در موقعیت‌های پیش رو دارد. به‌ عبارت دیگر، خودکارآمدی ایمان شخص به توانایی‌های خود برای موفقیت در یک موقعیت مشخص است. باندورا چنین ایمانی را عامل تعیین‌کننده‌ی طرز فکر، نحوه‌ی رفتار و احساسات مردم می‌‌داند.

از زمانی که باندورا مقاله‌ی خود را با عنوان «خودکارآمدی: به سوی نظریه‌ی یکپارچه‌سازی تغییرات رفتاری» در سال ۱۹۹۷ به چاپ رساند، این موضوع به یکی از مشهورترین مباحث در روان‌شناسی تبدیل شده و تحقیقات زیادی پیرامون آن صورت گرفته است. اما چرا خودکارآمدی در بین روان‌شناسان و مربیان از چنین اهمیتی برخوردار است؟ زیرا همان‌طور که باندورا و سایر پژوهشگران نشان داده‌اند، خودکارآمدی روی همه چیز تاثیر می‌گذارد، از حالت‌های روان‌شناختی گرفته تا رفتاری که منجر به ایجاد انگیزه و تحرک می‌شود.

مقیاس عزت نفس روزنبرگ

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: اندازه گیری میزان عزت نفس افراد
تعداد سوال: 10
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
پایایی و روایی: دارد
منبع : گنچی ، حمزه . ارزشیابی شخصیت . نشرساوالان، 1391

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

مقیاس عزت نفس روزنبرگ

مطالب مرتبط:

مطالب مرتبط:

1- پرسشنامه عزت نفس آیزنگ

2- عزت نفس در کودکان و نوجوانان

3- پرسشنامه درجه بندی عزت نفس

4- پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت (نوجوانان و جوانان)

5- پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت

6- مقیاس عزت نفس روزنبرگ

7- پرسشنامه عزت نفس الیس پوپ

تعاریف عزت نفس

خودبینی یا عزت نفس یا حرمت نفس (به انگلیسی: Self-esteem)، اصطلاحی در روانشناسی است که برای بازتاب ارزیابی یا برآورد یک فرد از ارزش خود می‌باشد. عزت نفس، باور و اعتقادی است که فرد، دربارهٔ ارزش و اهمیت خود دارد. حرمت نفس را می‌توان با عوامل مختلف توضیح داد از جمله فردی که حرمت نفس دارد معتقد است که انسان مقدّس است و به دلیل این مقدّس بودن نمی‌توان او را قربانی اعتقادات و ارزش‌های دیگران کرد، عامل بعد همه انسان‌ها با هم متفاوتند یعنی بین افراد مختلف با نژادها و اقوام مختلف هیچ فرقی وجود ندارد و همین‌طور انسان‌ها با هم برابرند، عامل دیگر خود دوستی و احساس خوب داشتن از آنچه که هستم و هرچه که هستم و همین‌طور از شرم و خجالت نداشتن از وجود خود می‌باشد اصولاً می‌توان حرمت نفس را در امور مختلف زندگی شرح داد و افرادی که دارای حرمت نفس پایین هستند در زندگی خود با مشکلات فراوان روبرو می‌شوند.[۱]

پرسشنامه ترس از موفقیت گود

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: اندازه گیری میزان ترس افراد از موفقیت
تعداد سوال: 29
روش تفسیر و نمره گذاری: دارد
ماخذ : گنجی، حمزه. ارزشیابی شخصیت. نشر ساوالان. 1380
همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2400 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه ترس از موفقیت گود

ترس از موفقیت چیست

چرا موفقیت ترس می آورد و چطور می توانیم بر مسائل و مشکلات ناشی از پیشرفت و موفقیت غلبه کنیم؟

رسیدن به تغییری ماندگار و به دست آوردن آنچه حقیقتاً از زندگی می خواهید، نیازمند دیدگاهی پایدار از آینده است. این دیدگاه نه تنها منبع بی پایانی از انگیزه برای شما خواهد بود، بلکه به شما کمک می کند موانع و مشکلاتی که تا به امروز عقب نگهتان داشته است را تشخیص دهید.

این مشکلات عبارتند از ترس از شکست، مثل تردید درمورد اینکه آیا شایسته آن موفقیت هستید یا نه. و اگر شما هم مثل عامه مردم باشید، این مشکلات می تواند شامل ترس از موفقیت در به دست آوردن همان چیزهایی که دقیقاً می خواستید هم باشد.

تی کاینه، متخصص هیپنوتیزم درمانی در کالیفرنیا، می گوید، “ترس از موفقیت مسئله ای کاملاً خاص است که وقتی می خواهید تغییری ایجاد کنید و پیشرفت کنید، در شما به وجود می آید. ترس از موفقیت کاملاً واقعی است چون آینده واقعی است. همه ما رو به آینده در حرکتیم و آنچه که برای آینده مان تصور می کنیم، تاثیر شگرفی روی ما دارد.”

کاینه در ادامه صحبت های خود می گوید، “مشکل این است که نمی دانیم چطور با ترس از موفقیت برخورد کنیم؛ چون این ترس ها متعلق به آینده هستند و ما نمیدانیم که در آینده باید چطور رفتار کنیم. فرهنگ ما، روی اصلاح گذشته متمرکز است. اینطور به نظر می رسد که ما رو به عقب حرکت می کنیم.” کاینه تکنیکی ابداع کرده است که آن را تجسم سازی آینده مینامد. با این تکنیک او جایگزینی برای مردم فراهم می آورد، که سیستمی برای خلق تصویری کاملاً دقیق از آینده ای است که می خواهید به آن برسیم.

برای ایجاد و حفظ موفقیت لازم است که ترس از موفقیت را در خود تشخیص داده و آن را رها کنیم. هرچه اینکار را ناتمام تر انجام دهید، این ترس ها بیشتر بر شما غلبه خواهد کرد.

ترس از موفقیت حول مسائل مختلفی دور می زند. یکی از ترس های اصلی که از تغییر ناشی می شود، این است که موفقیت به تنهایی منجر می شود. خانم ها مخصوصاً از موفقیت می ترسند چون فکر می کنند اگر آنقدر قدرتمند بشوند که بتوانند زندگی که می خواهند را برای خود بسازند، دیگر کسی دوستشان نخواهد داشت. گاهی اوقات، مردم از موفقیت ترس دارند چون فکر میکنند مورد حمله دشمنان خود قرار می گیرند.

خیلی از خانم ها از موفقیت در راه کاهش وزن ترس دارند، چون اگر جذابیت بیشتری برای سایرین پیدا کنند، عشق و زندگی کنونیشان را به خطر خواهد انداخت و موقعیت هایی را برای آنها ایجاد می کند که نمی دانند چطور باید با آن برخورد کنند.

رها کردن بعضی از ترس های ناشی از موفقیت، آسان است چون این احتمال وجود دارد که هیچوقت به وجود نیایند. اما بعضی از آنها واقعی هستند. وقتی تغییر می کنید، ارتباطات دور و بر شما هم لازم به تغییر است. خیلی از دوست ها و آشنایان مدام تشویقتان می کنند اما خیلی ها حسادت می کنند و سعی می کنند شما را از پیشرفت باز دارند.

دکتر کاینه در این زمینه می گوید، “اگر همه نیرویتان را برگردانید، همه ترس های ناشی از موفقیت از بین خواهند رفت. درواقع، عمیق ترین ترس ما این است که چه موقع دوباره نیرو و موفقیتمان را باز پس می گیریم. باید با این مسئله روبه رو شویم که ما همیشه قدرت تغییر داریم.” تغییر از انتخاب های ما ناشی می شود و این قدرت همیشه در اختیار ما بوده است.

بعد باید با این واقعیت روبه رو شوید که بی دلیل خودتان و دیگران را با شکست در تغییر خود رنج داده اید. و این رنج جزء لازمی از زندگی نیست.

مخرج مشترک همه مشکلاتی که در زندگی شما پیش می آید، این است که در موقع پیشامد آن شما آنجا حضور داشته اید. درد حاصل از فهمیدن اینکه همه آن زمانها قدرت داشته اید، فقط با بخشیدن خود تسکین می یابد. کاینه می گوید، “اگر نمی دانید چطور باید خودتان را ببخشید، خوب است بدانید که این بخشایش از بیرون نیست بلکه از درون شماست. ”

وقتی بتوانید خودتان را ببخشید، به حس تکامل می رسید. آن زمان است که به جلو حرکت می کنید و دیگر هیچوقت شکستتان را تکرار نمی کنید.

باید بدانید که چرا این همه مدت خودتان را ناتوان احساس می کرده اید. بعضی سوالات اساسی می تواند به شما در این زمینه کمک کند. بزرگترین آن این است که امید داشتم از اینکه وانمود کنم قدرتی ندارم، چه عایدم شود؟

از چه چیزهایی باید اجتناب کنم؟
چه کسی را تنبیه کنم و چه کسی را باید دوست داشته باشم؟
چه احساسی را نمی خواهم بروز دهم؟ برای خیلی از افراد، این احساس، عصبانیت است.
آیا برای خود دلسوزی و ترحم می کنم؟
آیا احساسم نسبت به قبل بهتر شده یا بدتر؟
اگر موفق شوم، می ترسم چه چیزم را از دست بدهم؟
وقتی ترس هایتان را شناختید و فهمیدید که چرا اینها را درون خودتان نگه داشته اید، آن وقت است که می توانید خود را ببخشید. می توانید با تجسم سازی ترس هایتان که در آینده به واقعیت پیوسته است، آنها را رها کنید و بعد خلاقانه آنها را در ذهنتان از بین ببرید. یا اینکه می توانید ترس هایتان را روی کاغذ بیاورید و بعد آن کاغذ را از بین ببرید.

پرسشنامه شخصیت به عنوان منبع استرس

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: اندازه گیری استرس ناشی از شخصیت و عادات فکری
تعداد سوال:‌23
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
منبع: گنجی، حمزه . ارزشیابی شخصیت . نشر ساوالان، 1380

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه شخصیت به عنوان منبع استرس

واژه « شخصیت[1] » در زبان روزمره معانی گوناگونی دارد. مثلاً وقتی که در مورد کسی گفته می شود « بسیار با شخصیت است » غالباً درجه کارآیی و جاذبه اجتماعی وی مورد نظر است. معمولاً در پرورش شخصیت سعی بر این است که به شخص برخی مهارت های اجتماعی یاد دهند و وضع ظاهری و شیوۀ سخن گفتن او را بهبود بخشند تا وی واکنش مطلوبی در دیگران برانگیزد. گاه کلمۀ شخصیت به منظور توصیف بارزترین ویژگی شخص به کار می رود.

          روان شناسان در بحث از شخصیت ، بیش از هر چیز به تفاوت های فردی توجه دارند ، یعنی ویژگی هایی که یک فرد را از افراد دیگر متمایز می کنند. روان شناسان در مورد تعریف دقیق شخصیت اتفاق نظر ندارند ( اتکینسون [2] ، هیلگارد [3] ، به نقل از دکتر محمدنقی براهنی ، 1381 ).

           لغت شخصیت که در زبان لاتین (Personalitc) و در زبان آنگلوساکسون (Personality) خوانده می شود ، ریشه در کلمه لاتین (Persona) دارد. این کلمه به نقاب یا ماسکی گفته می شود که بازیگران تئاتر در یونان قدیم به صورت خود می زدند. به مرور معنای آن گسترده تر شد و نقشی را نیز که بازیگر ادا می کرد، در بر گرفت. بنابراین ، مفهوم اصلی و اولیه شخصیت ، تصویری صوری و اجتماعی است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می کند ، ترسیم می شود. یعنی در واقع ، فرد به اجتماع خود شخصیتی ارائه می دهد که جامعه بر اساس آن ، او را ارزیابی می نماید.

          شخصیت را بر اساس صفت بارز ، یا مسلط یا شاخص فرد نیز تعریف کرده اند و بر این اساس است که افراد را دارای شخصیت برونگرا[4] ، یا درونگرا[5] و یا پرخاشگر[6] و امثال آن می دانند.

          نظری اجمالی به تعاریف شخصیت ، نشان می دهد که تمامی معانی شخصیت را نمی توان در یک نظریه خاص یافت ، بلکه در حقیقت تعریف شخصیت به نوع تئوری و نظریه هر دانشمند بستگی دارد. برای مثال کارل راجرز[7] ، شخصیت را یک خویشتن[8] سازمان یافته دائمی می داند که محور تمام تجربه های وجودی است. یا آلپورت[9] از شخصیت به عنوان یک مجموعه عوامل درونی که تمام فعالیت های فردی را جهت می دهد، نام می برد. جی.بی.واتسون[10] پدر رفتارگرایان ، شخصیت را مجموعه سازمان یافته ای از عادات می پندارند. اریک اریکسون[11] ، روان پزشک و پسیکوآنالیست ، معتقد است که رشد انسان از یک سلسله مراحل و وقایع روانی اجتماعی ساخته شده و شخصیت انسان ، تابع نتایج آنها است. جورج کلی[12] یکی از روان شناسان شناختی معاصر ، روش خاص هر فرد را در جستجو برای تفسیر معانی زندگی شخصیت می داند و بالاخره زیگموند فروید عقیده دارد که شخصیت از نهاد[13]خود[14] و فراخود[15] ساخته شده است ( شاملو ، 1377).

          از شخصیت تعریف های متعدد و گوناگونی را ارائه کرده اند. اما تعریفشلدون[16] که تعریفی کل و جامع و مانع به نظر می رسد ، این است: « شخصیت سازمان پویای جنبه های ادراکی و انفعالی و ارادی و بدنی ( شکل بدن و اعمال حیاتی بدن ) فرد آدمی است » ( سیاسی ، 1377).

          شخصیت مجموعه ای پایدار از ویژگی ها و گرایش هاست که مشـابهت ها و تفاوت های رفتار روان شناختی افراد ( افکار ، احساسات و اعمال ) را که دارای تداوم زمانی بوده و ممکن است به واسطه فشارهای اجتماعی و زیست شناختی موقعیت های بلاواسطه شناخته شوند یا به آسانی درک شوند، مشخص می کند( کریمی ، 1371 ).

          مراد از شخصیت ، الگوهای معینی از رفتار و شیوه های تفکر است که نحوۀ سازگاری شخص را با محیط تعیین می کند ( اتکینسون ، هیلگارد به نقل از براهنی و همکاران ،  1362 ).

          شخصیت یک مفهوم انتزاعی است. دانشمندان به چنین مفهومی ساختار می گویند. این حقیقت که شخصیت یک ساختار است ، تعریف آن را مشکل می کند ( راس[17] به نقل از جمالفر ، 1378 ).

          آلپورت در سال 1937 بعد از آن که حدود 50 تعریف از شخصیت را مورد بررسی قرار داد ، چند تعریف شخصیت را مطرح می کند: شخصیت یعنی سازمان پویایی از سیستم های روان _ تنی فرد است که رفتارها و افکار خاص او را تعیین می کند ( می لی به نقل از منصور ، 1380 )

          ج.پی.گیلفورد[18] شخصیت را بدین گونه تعریف کرده است که: شخصیت عبارت است از الگوی منحصر به فرد صفات شخصیتی است ( راس به نقل از منصور ، 1377 ).

          والتر میشل[19] ، شخصیت را این گونه تعریف می کند که « الگوهای مشخص رفتار » اعم از افکار و هیجانات که سازگاری هر فرد را در مقابل محیط زندگی اش می سازد ( احمدی ، 1374 ).

          شخصیت هر فرد در نتیجه مجموعۀ تصورات او دربارۀ خودش در موقعیت ها و زمینه های مختلف پدید می آید ( اوهارا و تیدمن[20] ، 1959 ).

          شخصیت فرد و نمود آن حاصل ادراکات ، احساسات و طرز تلقی وی می باشد ( اسینگ و کومب[21]، 1949 ).         

فروم[22] معتقد است که شخصیت مجموع کیفیت های موروثی و اکتسابی است که خصوصیت فرد بوده و او را منحصر به فرد می کند ( شاملو ، 1382 ).

کتل[23] از روان شناسانی است که معتقد است رگه های متمایز و جنبه های شخصیت ، جلوه های واقعی فرد است و باید آنها را واجد معنای روان شناختی دانست ( کراز[24] به نقل از منصور دادستان،     1363 ).

          شخصیت انسان حاصل عقده انسان دربارۀ خویشتن است ( سوپر[25] ، 1963 ).

          سالیوان : شخصیت مفهوم فرضی است. نمی تواند به تنهایی ، یعنی خارج از آن که بین افراد می گذرد در نظر بیاید. رفتار بین اشخاص تنها چیزی که ممکن است به عنوان شخصیت مورد ملاحظه واقع شود ( سیاسی، 1379 ).

     در حقیقت ، تعریف شخصیت از دیدگاه هر دانشمند و یا هر مکتب و گروهی به نظریه خاص آنها بستگی دارد ( شاملو 1368 ).

          گرچه همۀ نظریه پردازان شخصیت با یک تعریف واحد از آن موافق نیستند، اما می توانیم به تعریفی قابل قبول برسیم که به طور نسبی حاوی ویژگی های مشترک تعریف های ذکر شده باشد.

            شخصیت به مجموعه افکار ، هیجانات و رفتارهای متمایز و پایداری گفته می شود که شیوۀ انطباق ما با دنیا را نشان می دهد( سانتراک[26] به نقل از فیروزبخت ، 1383 ).

          « شخصیت عبارت است از الگوی نسبتاً پایدار صفات ، گرایش ها ، یا ویژگی هایی که تا اندازه ای به رفتار افراد دوام می بخشد» ( جس فیست و گریگوری جی فیست به نقل از سید محمدی ، 1384 ).

          برداشت های متفاوت از مفهوم شخصیت به وضوح نشان می دهد که معنای شخصت در طی تاریخ بسیار گسترده تر از مفهوم تصویری ، صوری و اجتماعی اولیه آن شده است. در حال حاضر شخصیت به روند اساسی مداوم دربارۀ فرد انسان اطلاق می شود. غیر از این توافق اساسی در تعریف شخصیت، نظریه های مختلف وجوه تشابه دیگری نیز دارند که عبارتند از :

           الف) اغلب نظریه ها شخصیت را نوعی ساختمان یا ساخت فرضی[27]می دانند. در شخصیت، رفتارها تا حدی وحدت و سازمان دارند. به عبارت دیگر ، شخصیت نوعی پدیدۀ انتزاعی[28]است که آن را بر اساس تغییر رفتار بیرونی فرد می توان شناخت.

          ب) اکثر تعاریف بر وجود تفاوت های شخصیتی بین افراد تأکید می نمایند. در لغت شخصیت این معنا مستتر است که هر فردی ، واحد منحصر به فرد و به اصطلاح عوام « تک » است و هیچ شخص دیگری را نمی توان یافت که کاملاً شبیه او باشد. با مطالعه شخصیت افراد ، خصوصیاتی که بر اساس آن افراد از یکدیگر متمایز می گردند ، روشن می شود.

          ج) بیشتر محققان در تعاریف شخصیت اعتقاد دارند که شخصیت را باید از دیدگاه تاریخچۀ تکامل فردی ارزیابی نمود.

          شخصیت در واقع پدیده ای تکاملی و تدریجی است که تحت تأثیر بسیاری از عوامل درونی و بیرونی از جمله وراثت ، خصوصیات جسمانی و شرایط اجتماعی قرار می گیرد، رشد می کند و تکامل    می یابد.

          نظریه پردازان و محققان شخصیت می خواهند بفهمند چرا افراد در یک وضعیت واحد،       واکنش های گوناگونی نشان می دهند و به جواب های متفاوتی می رسند. بعضی از نظریه پردازان معتقـدند عوامل زیست شناختی و ژنتیکی علت این قضیه هستند. عده ای هم تجربه های زندگی را مهم تر می دانند. در حالت کلی همۀ دیدگاه های شخصیتی می خواهند به این سه سوال مهم جواب بدهند:

          1- شخصیت فطری است یا آموختنی؟ شخصیت بیشتر معلول وراثت و عوامل زیست شناختی است یا معلول یادگیری و تجارب محیطی؟ برای مثال ، افراد چون خودبینی را از پدر و مادرشان به ارث  می برند ، خودبین می شوند یا معاشرت با افراد خودبین آنها را این گونه بار می آورد؟

          دیدگاه های روان پویایی ، بنیان زیستی ـ ژنتیکی محکمی دارند ، هر چند برخی از نظریه پردازان این دیدگاه معتقدند تجارب محیطی و فرهنگ هم نقش تعیین کننده ای در شخصیت دارند.

دیدگاه های رفتاری و شناختی ـ اجتماعی همسو با دیدگاه های انسان گرایی، محیط را عامل تعیین کننده شخصیت می دانند. در این بین اسکینر پروپاقرص ترین حامی نفوذ محیط است. اما نظریه پردازان انسان گرا معتقدند مردم توانایی فطری خاصی برای تبدیل شدن به انسان هایی تمام و کمال دارند. دیدگاه های صفت گرا از لحاظ میزان تأکید بر وراثت و محیط با هم فرق دارند.

          2- شخصیت هشیار است یا ناهشیار ؟ افراد خودبین و خودمحور چقدر از خودبینی و خودمحوری و یا از دلایل خودبینی و خودمحوری خویش آگاهند؟

          نظریه پردازان روان پویایی ، پروپاقرص ترین طرفداران بررسی نقش ذهن ناهشیار در شخصیت هستند. اکثر آنها می گویند انسان ها تا حد زیادی از سیر تحول و پرورش شخصیت شان بی خبرند. ولی رفتارگرایان  می گویند فکر هشیار و ناهشیار شخصیت را تعیین نمی کند. نظریه پردازان شناختی ـ اجتماعی هم بر این تأکید دارند که فکر هشیار در شیوۀ تأثیر گذاری محیط بر شخصیت اهمیت بیشتری دارد. انسان گراها نیز بر جنبه های هشیار شخصیت خصوصاً ادراک خویشتن تأکید دارند. اما نظریه پردازان صفت به طور کلی توجه کمی به بحث هشیار و ناهشیار دارند.

           3- شخصیت تحت تأثیر عوامل درونی است یا بیرونی؟ آیا گرایش درونی نحوۀ بروز شخصیت در هر وضعیت را تعیین می کند یا بیرونی؟ آیا افراد به دلیل خصوصیت درونی که همواره در درون شان هست، خودبین و خودمحور می شوند یا به دلیل وضعیتی که در آن به سر می برند و یا به دلیل تأثیرات اطرافیان شان؟

          نظریه پردازان روان پویایی ، انسان گرایی وضعیت بر ابعاد درونی شخصیت تأکید دارند. رفتارگراها بر تعیین کننده های بیرونی و وضعیتی تأکید دارند. نظریه پردازان شناختی ـ اجتماعی نیز بر تعیین کننده های بیرونی و درونی ( سانتراک به نقل از فیروزبخت ، 1383 )

          شخصیت ، یک موضوع پیچیدۀ چند وجهی است و اطلاعات حاصل از این نظریه ها ، بیشتر یکدیگر را تکمیل می کنند تا رد. هر نظریه تکه یا تکه های مهمی از پازل شخصیت را مشخص می کند و این نظریه ها در کنار یکدیگر ، دورنمای شخصیت را با تمام جزئیاتش ترسیم می کنند ( فاندر[29] ، 2000 ).

پرسشنامه هراس اجتماعی

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: ارزیابی هراس اجتماعی در سه حیطه ترس، اجتناب و ناراحتی فیزیولوژیک
تعداد سوال: 17
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی دارد
منبع: فتحی آشتیانی ، علی . آزمون های روان شناختی – ارزشیابی شخصیت و سلامت روان . انتشارات بعثت . 1388

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2500 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه هراس اجتماعی

عوامل پديد آورنده هراس اجتماعي
برخي نوجوانان مشکلات اضطرابي بيشتري نسبت به بقيه دارند. همچنين آنهايي که پدر و مادر و بستگان نزديکشان مشکلات اضطرابي داشته باشند، احتمال بيشتري دارد که بعدها دچار چنين مشکلاتي گردند. اين امر ممکن است به دليل ويژگيهاي بيولوژيک مشترک در بين افراد خانواده باشد. برخي ويژگيها ميتواند بر عملکرد مواد شيميايي مغز (انتقال دهندههاي عصبي يا برخي هورمونهاي استرس) که تنظيمکنندهوضعيت خلق و خو مثل اضطراب، کمروئي، عصبي بودن و استرس هستند، موثر باشد.

برخي افراد با شخصيتي محتاط به دنيا ميآيند و به طور طبيعي نسبت به موقعيتها و وضعيتهاي جديد حساس هستند و از قرار گرفتن در چنين موقعيتهايي خجالت ميکشند. اين امر ممکن است در پيدايش هراس اجتماعي نقش داشته باشد. برخي ديگر ممکن است با توجه به تجربياتي که در زندگي کسب ميکنند، شيوهاي که ديگران نسبت به آنها واکنش نشان ميدهند و يا رفتارهايي که در پدر و مادرشان يا ديگران ميبينند، در طول زندگي شخصيت محتاطي پيدا کنند. اعتماد به نفس کم و فقدان مهارتهاي انطباقي براي مديريت استرسهاي طبيعي نيز ميتواند در پيدايش هراس اجتماعي نقش داشته باشد. همچنين آدمهاي نگران، کمالگرا يا کساني که به سختي از اشکالات کوچک ميگذرند، احتمال بيشتري دارد که دچار هراس اجتماعي گردند.

کنار آمدن با هراس اجتماعي
روان درمانگران ميتوانند به کساني که داراي هراس اجتماعي هستند کمک کنند تا مهارتهاي انطباقي براي مديريت اضطرابشان را به دست آورند. اين امر شامل درک و تنظيم افکار و باورهايي که باعث اضطراب ميشوند، يادگيري و تمرين مهارتهاي اجتماعي براي افزايش اعتماد به نفس و جسارت، و سپس به کاربردن تدريجي و آهستهاين مهارتها در وضعيتها و موقعيتهاي واقعي است.

يادگيري روشهاي آرامش (relaxation) مانند تنفس و تمرينهاي شل کردن عضلات ميتواند يکي از عناصر درمان باشد. تمرينات نمايشي نيز ميتواند مفيد باشد. در اين تمرينات، روان درمانگر و نوجوان، وضعيتهاي خاصي را در نظر ميگيرند و در آن به ايفاي نقش ميپردازند. اين کار ميتواند انجام اين رفتارها را به هنگام مواجه شدن با شرايط واقعي، براي نوجوان آسانتر و خودکارتر سازد.

گاهي اوقات صحبتهايي که فرد با خودش ميکند باعث به وجود آمدن اضطراب در او ميگردد. بنابراين يکي از روشهاي درمان ميتواند اصلاح اين گونه صحبتها و يادگيري انجام صحبتهاي مثبتتر با خود باشد که به تقويت اعتماد به نفس و مهارتهاي انطباقي بيانجامد. نوجوان ميتواند با راهنمايي روان درمانگر، افکار فعلي خود دربارهموقعيتهاي خاص را اصلاح کند و از نگرانيهاي خود بکاهد.

غلبه بر افکار نگران کننده
افکار نگران کننده داراي کيفيت خاصي هستند. آنها معمولاً به شکل سوالي با اين مضمون که «چه ميشود اگر …….. » شروع ميشوند و بيشتر منفي هستند تا مثبت. مثالهايي از اينگونه افکار چنين است: «چه ميشود اگر هيچ آشنايي بر سر ميز نباشد که کنارش بنشينم؟» و «چه ميشود اگر در امتحان رد شوم؟». افکار نگران کننده معمولاً بدتر و بدتر ميشوند تا جايي که فرد نه تنها فقط انتظار چيزهاي بد را دارد بلکه در انتظار بدترين چيز ممکن است.

هنگامي که فردي با هراس اجتماعي به اين فکر ميکند که معلّم او را براي درس دادن احضار کند، به احتمال زياد اين سوالات از ذهنش ميگذرد: «چه ميشود اگر جواب اشتباه بدهم؟» يا «چه ميشود اگر بچهها به جوابم بخندند؟» و يا افکاري مانند: «من نميتوانم جواب دهم. خيلي سخت است. من قاطي خواهم کرد و جواب اشتباه خواهم داد» معمولاً صحبت کردن با خود، باعث بدتر شدن اضطراب ميگردد و الگوهاي اجتنابي فرد را تقويت ميکند. اصليترين پيامي که افراد در خلال اين صحبتکردنهاي با خود به خودشان ميدهند اين است که «خيلي ترسناک است» و «من نميتوانم از عهدهاش برآيم.»

رواندرمانگران ميتوانند به افراد کمک کنند تا اين افکار را شناسايي نموده و مورد بررسي قرار دهند. براي مثال، دانشآموزي که نگران احضار شدن توسط معلم در کلاس است بايد بررسي کند که چقدر احتمال دارد که او جواب غلط بدهد. اگر او معتقد گردد که معمولاً جواب درست را ميداند، در اين صورت احتمال اين که جواب غلط بدهد بسيار کم ميشود. سپس روان درمانگر ميتواند بر روي مهارتهاي انطباقي در مواردي که دانشآموز اشتباه ميکند و چگونگي جايگزين ساختن افکارهاي نگران کننده با افکار آرامشبخش کار کند. براي مثال، فرد ميتواند تصوّر کند هنگامي که دوستش به يافتن اعتماد به نفس مجدّد نياز دارد به او چه ميگويد و ياد بگيرد که خودش نيز همان گونه فکر کند.

دارو درماني نيز براي درمان هراس اجتماعي در برخي نوجوانان ميتواند مفيد باشد. غالباً داروهايي که به تنظيم عملکرد سروتونين (مادهاي شيميايي در مغز که به ارسال پيامهاي شیمیائی مربوط به خلق و خو کمک ميکند) تجويز ميگردد. هر چند دارو درماني مساله را به طور کامل حل نميکند امّا ميتواند باعث کاهش اضطراب گردد و به نوجوان فرصت دهد تا به تمرين برخي از روشهاي مثبتي که در بالا ذکر شد بپردازد.

پرسشنامه اضطراب زانک S.A.S

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: بررسی میزان اضطراب در موقعیت های مختلف
تعداد سوال: 20
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع : ساعتچی. محمود، کامکاری. کامبیز، عسکریان. مهناز. آزمونهای روان شناختی. نشر ویرایش. 1389

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه اضطراب زانک  S.A.S

اضطراب عبارت است از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته، که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگيختگی فيزيولوژی است.
وقوع مجدد موقعيت‌هايی که قبلاً استرس زا بوده‌اند يا طی آن‌ها به فرد آسيب رسيده است باعث اضطراب در افراد می‌شود.
همهٔ انسان‌ها در زندگی خود دچار اضطراب می‌شوند، ولی اضطراب مزمن و شديد غيرعادی و مشکل‌ساز است.
اضطراب به معنای واکنش فرد در مقابل یک موقعیت تهدیدآمیز، یعنی موقعیتی که در آن فرد توانایی مهار محرکات بیرونی یا درونی را ندارد، است.

اضطراب یک حالت احساسی- هیجانی است که از خصوصیات برجسته آن، ایجاد حالت بی قراری و دلواپسی است که با اتفاقات زمان و شرایط مکان تناسب ندارد.

اگر اضطراب عکس العمل نسبت به شرایط زمان و مکان باشد نه تنها بیماری نبوده، بلکه ممکن است سازنده باشد؛ مانند دلهره ی امتحان و یا اضطراب در رسیدن به فرودگاه و … .
 تحقيقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در خانم‌ها، طبقات کم‌درآمد و افراد ميان‌سال و سال‌خورده بیشتر ديده می‌شود.

اضطراب هنگامی در فرد بروز می‌کند که شرایط استرس‌زا در زندگی او بیش از حد طولانی شود یا به‌طور مکرر رخ دهد، و یا اینکه دستگاه عصبی بدن نتواند به مرحلهٔ مقاومت تنیدگی پایان دهد و بدن برای مدتی طولانی همچنان بسیج باقی بماند. در این صورت بدن فرسوده و در برابر بیماری‌های جسمی و روانی (مانند اضطراب) آسیب‌پذیر می‌شود.

*علایم‌ شایع‌ بیماری

احساس‌ اینکه‌ یک‌ اتفاق‌ نامطلوب‌ یا زیانبار به‌ زودی‌ رخ‌ خواهد داد، خشک‌ شدن‌ دهان ‌، مشکل‌ در بلع ‌، یا خشونت‌ صدا ، تند شدن‌ تنفس‌ و ضربان‌ قلب ‌، تپش‌ قلب‌ ،حالت‌ لرزش‌ یا پرش‌ عضلات‌ ، ناتوانی‌ جنسی‌ ، انقباض‌ عضلات‌ ،سردرد ، کمردرد ، عرق‌ کردن‌ ، تهوع ‌، اسهال ‌، کاهش‌ وزن‌ ،خواب‌آلودگی‌ ، مشکل‌ در تمرکز ، منگی‌ یا غش‌ ، تحریک‌پذیری‌ ، خستگی‌ ، کابوس‌ ، مشکل‌ در حافظه.‌

 
*علل‌ بروز اضطراب
فعال‌ شدن‌ مکانیسم‌های‌ دفاعی‌ بدن‌ برای‌ مبارزه‌ یا فرار ترشح‌ آدرنالین‌ از غدد فوق‌کلیوی‌ افزایش‌ می‌یابد، و موادی‌ که‌ از تجزیه‌ آدرنالین‌ در بدن‌ جمع‌ می‌شوند (کاتکول‌ آمین‌ها) نهایتاً بخشهای‌ مختلف‌ بدن‌ را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهند.
تلاش‌ برای‌ پرهیز از اضطراب‌ خود موجب‌ اضطراب‌ بیشتر می‌شود.

استرس‌ با هر منشاء (مثلاً مشکلات‌ اجتماعی‌ یا مالی‌) ، سابقه‌ خانوادگی‌ اضطراب‌ ، خستگی‌ یا کار زیاد ، وقوع‌ مجدد موقعیتهایی‌ که‌ قبلاً استرس‌زا بوده‌اند یا طی‌ آنها به‌ فرد آسیب‌ رسیده‌ است‌، بیماری‌ جسمانی ، تکامل ‌طلبی‌ غیرمنطقی‌ ، ترک‌ اعتیاد و … خطر بروز اضطراب را تسریع می‌کند.
بطور كلي علل اضطراب را بدينگونه مي توان تقسيم بندي نمود:
=
به طور کلی علل اضطراب به سه عامل زير برمی‌گردد:
عوامل زيست شناختی و جسمانی:
در افراد مضطرب، ميزان بعضی از هورمون‌های موجود در خون غيرعادی است. بنابراين هر آن‌چه که باعث اختلال در سيستم هورمونی شود، برای بدن خطر محسوب می‌شود. بارداری، کم‌کاری يا پرکاری تیروئید، پايين بودن قند خون، وجود غده‌ای در غدد فوق‌کلیوی که هورمون اپی‌نفرین توليد می‌کند و بی‌نظمی ضربان‌های قلب از اين عوامل هستند.

عوامل محيطی و اجتماعی:
عوامل اجتماعی و ارتباطی بسياری باعث به‌وجود آمدن اضطراب در افراد می‌شود، مانند مشکلات خانوادگی، احساس جدايی و طردشدگی،… از عوامل محيطی می‌توان تغييرات ناگهانی و غيرمنتظره را، همچون زلزله، بیماری، مرگ يکی از نزديکان،… نام برد.

عوامل ژنتیکی و ارثی:
 يکی از مهم‌ترين عوامل اضطراب ژنتیک است و احتمال اضطراب در فرزندان افراد مضطرب بسيار بالا است. البته الگو قرار دادن رفتار پدر و مادر و يادگیری و تکرار کارهای آنان نقش مهمی در اضطراب فرزندان دارد (عامل اجتماعی)، ولی تحقيقات و بررسی‌های انجام‌شده بر روی حيوانات و دوقلوهايی که با هم يا جدا از هم زندگی می‌کنند و از والدين مضطرب به دنيا آمده‌اند، نشان می‌دهند که عوامل ژنتيکی نيز بسيار مؤثرند.
با اين وجود باور نمی‌رود که ژن به خصوصی در اين مورد نقش داشته باشد، بلکه ترکيب بعضی از ژن‌ها چنین پیامدی را به دنبال دارد. طبق آخرين تحقيقات به نظر می‌رسد که عوامل ژنتيکی در بعضی انواع اضطراب مانند اختلال هراس و ترس از مکان‌های باز نقش زيادی دارد.

اختلالات ناشی از اضطراب عبارت است از پیدایش ترس مزمن، پایین بودن آستانه تحمل مشکلات و محرومیت ها، و باور قوی که دنیا محلی خطرناک و خشن است.

انواع اضطراب ها و ترس ها

1-اختلال اضطراب فراگير Anxiety ebzGenerali:
اگر در تمام مدت روز بدون توجه به اينکه کجا هستيد يا چه کار مي کنيد دچار اضطراب هستيد و اگر اين اضطراب شش ماه يا بيشتر ادامه يابد شما دچار اضطراب فراگير هستيد که اغلب در فاصله 20 تا 40 سالگي در اشخاص مشاهده مي شود و در ميان مردها و زنها به يک اندازه رواج دارد.

2-ترس اجتماعي يا ترس از مردم phodia Social :
اين نوع ترس به شدت متداول است. فرد مي ترسد که مردم او را مسخره کنند، کوچک بشمارند يا به او آسيب برسانند و او مورد حمله و آسيب ديگران قرار گيرد.

3- فوبياي ساده يا ترس ساده phodia Simple:
اين نوع ترس مثل ترس از قرار گرفتن در ارتفاع، ترس ازحيوانات، ترس از پرواز يا هواپيما، ترس از آسانسور يا پله برقي، ترس از رعدوبرق، ترس از رانندگي، ترس از تاريکي، زنده به گور شدن يا ترس از مرگ است.

4- اختلال وحشت bisorber panic:
وحشت اضطراب غالب و شديدي است که اغلب براي زمان کوتاهي دوام مي يابد. در موقع حمله اضطراب اغلب فرد دچار سر گيجه، حواس پرتي، تپش شديد قلب، افزايش ضربان نبض، احساس گرفتگي در گلو، احساس خفگي، احساس تنگي نفس و داغ شدن بدن مي شود.

5-اسکيزوفرني يا شيزوفرني ophereniazSchit:
نشانه هاي اين بيماري با نشانه هاي بيماري اضطراب کاملا” متفاوت است. کلمه ophereniazSchit به معناي جنون جواني است (ozSchit به معني فاصله، شکست و جدايي و به معناي اختلال ذهني است و پسوند ia -نشانه بيماري است). افرادي که به بيماري اسکيزوفرني مبتلا هستند ممکن است صداهايي را بشنوند که وجود خارجي ندارند يا خيال کنند که نيروي برق يا امواج آنها را کنترل مي کند و گاهي نيز تصور مي کنند که از جانب خدا مستقيما” به آنها پيام مي رسد.

6-اختلال وسواس فکري و عملي bisorber compulsive -Odssessive:
بيمار وسواس فکري و عملي براي دور ماندن از خطر، اقدامي را به تکرار انجام مي دهد. رايج ترين انواع وسواس ها، وسواس به آلودگي و وسواس به شک و ترديد است مثلا”هنگام ترک کردن منزل شک مي کند درب منزل را قفل کرده است يا نه يا گاز را خاموش کرده است يا نه.

7-اختلال پانيک (ترس):
حملات ترس شديد، مکرر و غير قابل پيش بيني،حداقل به دنبال يکي از حملات يک ماه يا بيشتر، يکي از علائم نگراني راجع به عوارض و عواقب حملات، افکار دائمي مربوط به داشتن حملات مجدد، تغييرات واضح رفتاري که به حملات وابسته است در صورتي که اين حملات به علت اثر مستقيم دارو يا بيماري طبي يا با اختلاف رواني ديگري نباشند.

8- اختلال اضطرابي منتشر:
نگراني شديد در بيشتر روزها علائمي چون نا آرامي،خستگي زودرس، تحريک پذيري کششي عضلاني، اختلال در خواب و اشکال در تمرکز حواس که حداقل 3 مورد از آنها با نگراني همراه است.

9- اختلال استرس بعد از ضربه: سابقه ضربه بزرگ مثل حادثه تهديدکننده حيات که پاسخ بيمار به آن ترس شديد و احساس ناتواني بوده است. حضور دائمي ضربه يا ضربه زننده به يکي از اشکال زير است: خوابهاي تکراري، تجديد خاطره حوادث ضربه زننده، احساس اينکه حادثه در حال تکرار است، پرهيز از ياد آورنده هاي ضربه و بي خوابي بيش از حد.

10- اختلال وسواسي(OCD): به نظر مي آيد مردها و زنها را به طور يکسان تحت تاثير قرارمي دهد و در ورزشکاراني که رقابت هاي سنگين دارند شايع است و اغلب براي بهترين اجراي ورزشي بسيار تطابقي است.
توضيح : موارد6، 9 و 10 در DSM5 از اختلالات اضطرابي جدا و در طبقه اي جدا قرار گرفتند

*راههای پیشگیری‌
از روشهای‌ کسب‌ آرامش‌ یا مراقبه‌ برای‌ کاهش‌ استرس‌ بهره‌ بگیرید. به‌ فکر تغییر شیوه‌ زندگی‌ خود باشید تا استرس‌ کاهش‌ یابد. استرس و اضطراب ایجاد شده را مدیریت کنید (مدیریت استرس). از تفکرات بی‌ جا و بیش از حد دوری کنید. سعی کنید در اجتماعات حضور بیشتری یابید. سعی کنید زیادی با خودتان خلوت نکنید و خود را از تنهایی دور کنید (رهایی از احساس تنهایی).

*درمان‌
اضطراب‌ عمومی‌ شده‌ را می‌توان‌ با درمان‌ کنترل‌ کرد. غلبه‌ کردن‌ بر اضطراب‌ اغلب‌ موجبات‌ زندگی‌ بهتر و رضایت‌ بخش‌تری‌ را فراهم‌ می‌آورد.

*روان درمانی
وقتی احساس کردید که دارای اضطراب هستید، بهتر است‌ تحت‌ بررسی‌ و درمان‌ از نظر موارد خاص‌ تهدیدکننده‌ یا منشاء استرس‌ که‌ در ناخودآگاه‌ شما است‌ ولی‌ وجود دارد، قرار بگیرید. به‌ فراگیری‌ روشهای‌ کاهش‌ انقباض‌ ناخودآگاه‌ عضلانی‌ مثل‌ بازخورد زیستی‌ و روشهای‌ کسب‌ آرامش‌ بپردازید. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری : فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری خود را حفظ‌ کنید. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری به کاهش‌ اضطراب‌ کمک‌ می‌کند.

از بین درمانهای غیردارویی می‌توان تن‌آرامی (آرام‌سازی) ، حساسیت زدایی، توقف تفکر، سرمشق دهی بیوفیدبک و… را مثال زد. در این روش‌ها به بیمار آموزش داده می‌شود که بدن خود را برای مقابلهٔ مؤثر و مستقیم با عوامل تنشزا آماده کند.

*دارو درمانی
امکان‌ دارد داروهای‌ ضداضطراب‌ مثل‌ بنزودیازپین‌ها برای‌ مدتی‌ کوتاه‌ تجویز شوند. امکان‌ دارد از داروهای‌ ضدافسردگی‌ برای‌ اختلال‌ هراس‌ استفاده‌ شود. از کافئین‌ و سایر مواد تحریک‌کننده ‌، و نیز الکل‌ استفاده نکنید.

*در چه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان علایم‌ اضطراب‌ را دارید و خود درمانی‌ نتیجه‌ای‌ نداده‌ است‌. اگر شما دچار احساس‌ ناگهانی‌ هراس‌ بیش‌ از حد شده‌اید. اگر دچار علایم‌ جدید و بدون‌ توجیه‌ شدید. داروهای‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممکن‌ است‌ عوارض‌ جانبی‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.

پرسشنامه افسردگی، اضطراب، استرس DASS- 21

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: بررسی افسردگی، اضطراب، استرس
تعداد سوال: 21
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: فتحی آشتیانی ، علی . آزمون های روان شناختی – ارزشیابی شخصیت و سلامت روان . انتشارات بعثت . 1388

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه افسردگی، اضطراب، استرس DASS- 21

اضطراب چيست؟

اضطراب عبارت است از يک عامل ناشناخته و نا معلوم که موجب پريشاني فکر وگاه باعث بروز علائم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پريدگي مي شود. در فرآيند اضطراب  بر خلاف ترس طبيعي،  يک عامل حقيقي ترس آور يا خطرناک يا آسيب رسان وجود ندارد بلکه فقط به طور خود کار و ناخود آگاه ذهن آدمي  دچار احساس خطر مي شود و هر گاه ذهن در اثر تنش هاي رواني و استرس هاي عصبي و حوادث ناخوشايند و ناگواري که در زندگي مکررا” برايمان رخ مي دهد از روال عادي خارج  شود و حساسيت بيش از حد به رخداد هاي آتي و احتمالي پيدا کند دچار اضطراب مي شويم. علل پيدايش اضطراب عوامل وراثتي، تجربه هاي تلخ سالهاي گذشته و محيط ناآرام و عصبي است. اثرات مخرب آن بر تفکر باعث اختلال  در تمرکز حواس مي شود،  قدرت تصميم گيري و اراده را از انسان سلب مي کند، او را بدبين  مي سازد  و باعث مي شود که انسان ديگر فرد مثمر ثمرو سودمندي نباشد يا بيش از حد به برخي چيز ها مي پردازد (حالت وسواس) يا عملکرد اجتماعي وشغلي فرد مختل مي شود يا بيش از اندازه به امور مهم بي توجه مي شود (حالت بي تفاوتي)، دچار کاهش اعتماد به نفس  به خود مي شود،احساس ترس فراگير وجود او را مي گيرد که مي تواند به خاطر ترس نسبت به خطرها، دردها و امراض جسماني  مختلف باشد. کساني که توان کنترل خود را ندارند شديدا” عصباني مي شوند و احساس  تسليم و ناتواني مي کنند و قدرت مقابله با مشکلات يا بيماري ها را در خود نمي بينند همچنين جسم قادر نيست تا آرامش خود را حفظ کند و خواب راحتي داشته باشد و احساس خستگي، کوفتگي و ضعف جسماني مي کند و عصبي و بر انگيخته است و بي دليل عصباني مي شود. سردرد، درد قفسه سينه، درد پا يا دست، درد شکم و سو» هاضمه وکم اشتهايي يا پر اشتهايي هم به سراغ فرد مي آيند.

ترس چيست؟

هر ذره از نگراني و تشويش اثر خود را بر بدن مي گذارد و هماهنگي سيستم هاي حياتي بدن و سلامت رواني و جسماني ما را از بين مي برد و کارائي و موفقيت ما را فلج مي سازد. ترس بلند پروازي را مسموم و قوه ابتکار را نابود و استعداد و خلاقيت را فلج مي سازد ومهلک ترين دشمن هر نيروي خلاقي است که در ذهن وجود دارد. 
ترس از عوامل کاهنده بسيار عظيم است که مانع مي شود تا اشخاص به کاري که کاملا” مي توانند از عهده اش بر آيند اقدام کنند اما آگاهي از اينکه خالق هستي همواره با ما و در کنار ما ست و خود حافظ ماست ترس را از ما دور مي کند.

انواع اضطراب ها و ترس ها

۱-اختلال اضطراب فراگير Anxiety ebzGenerali: اگر در تمام مدت روز بدون توجه به اينکه کجا هستيد يا چه کار مي کنيد دچار اضطراب هستيد و اگر اين اضطراب شش ماه يا بيشتر ادامه يابد شما  دچار اضطراب فراگير هستيد که اغلب در فاصله ۲۰ تا ۴۰ سالگي در اشخاص مشاهده مي شود و در ميان مردها و زنها به يک اندازه رواج دارد.

۲-ترس اجتماعي يا ترس از مردمphodia  Social : اين نوع ترس به شدت متداول است. فرد مي ترسد که مردم او را مسخره کنند، کوچک بشمارند يا به او آسيب برسانند و او مورد حمله و آسيب ديگران قرار گيرد. 

۳- فوبياي ساده يا ترس ساده phodia Simple:   اين نوع ترس مثل ترس از قرار گرفتن در ارتفاع، ترس ازحيوانات، ترس از پرواز يا هواپيما، ترس از آسانسور يا پله برقي، ترس از رعدوبرق،  ترس از رانندگي، ترس از تاريکي، زنده به گور شدن يا ترس از مرگ است.

۴- اختلال وحشت bisorber panic:  وحشت اضطراب غالب و شديدي است که اغلب براي زمان کوتاهي دوام مي يابد. در موقع حمله اضطراب اغلب فرد دچار سر گيجه، حواس پرتي، تپش شديد قلب،  افزايش ضربان نبض، احساس گرفتگي در گلو، احساس خفگي، احساس تنگي نفس و داغ شدن بدن مي شود.

۵-اسکيزوفرني يا شيزوفرني ophereniazSchit:  نشانه هاي اين بيماري با نشانه هاي بيماري اضطراب کاملا” متفاوت است. کلمه ophereniazSchit به معناي جنون جواني  است (ozSchit به معني فاصله،  شکست و جدايي و   به معناي اختلال ذهني است و پسوند ia -نشانه بيماري است). افرادي که به بيماري اسکيزوفرني مبتلا هستند ممکن است صداهايي را بشنوند که وجود خارجي ندارند يا خيال کنند که نيروي برق يا امواج آنها را کنترل مي کند و گاهي نيز تصور مي کنند که از جانب خدا مستقيما” به آنها پيام مي رسد. 

۶-اختلال وسواس فکري و عملي bisorber compulsive -Odssessive: بيمار وسواس فکري و عملي براي دور ماندن از خطر، اقدامي را به تکرار انجام مي دهد. رايج ترين انواع وسواس ها، وسواس به آلودگي و وسواس به شک و ترديد است  مثلا”هنگام ترک کردن منزل شک مي کند درب منزل را قفل کرده است يا نه يا گاز را خاموش کرده است يا نه.

۷-اختلال پانيک (ترس): حملات ترس شديد، مکرر و غير قابل پيش بيني،حداقل به دنبال يکي از حملات يک ماه يا بيشتر، يکي از علائم نگراني راجع به عوارض و عواقب حملات، افکار دائمي مربوط به داشتن حملات مجدد، تغييرات واضح رفتاري که به حملات وابسته است در صورتي که اين  حملات به علت اثر مستقيم دارو يا بيماري طبي يا با اختلاف رواني ديگري نباشند. 

۸- اختلال اضطرابي منتشر: نگراني شديد در بيشتر روزها علائمي چون نا آرامي،خستگي زودرس، تحريک پذيري کششي عضلاني، اختلال در خواب و اشکال در تمرکز حواس که حداقل ۳ مورد از آنها با نگراني همراه است.

۹- اختلال استرس بعد از ضربه: سابقه ضربه بزرگ مثل حادثه تهديدکننده حيات که پاسخ بيمار به آن ترس شديد و احساس ناتواني بوده است. حضور دائمي ضربه يا ضربه زننده به يکي از اشکال زير است:خوابهاي تکراري، تجديد خاطره حوادث ضربه زننده، احساس اينکه حادثه در حال تکرار است، پرهيز از ياد آورنده هاي ضربه و بي خوابي بيش از حد. 

۱۰- اختلال وسواسي(OCD): به نظر مي آيد مردها و زنها را به طور يکسان تحت تاثير قرارمي دهد و در ورزشکاراني که رقابت هاي سنگين دارند شايع است و اغلب براي بهترين اجراي ورزشي بسيار تطابقي است و علائم آن عبارتند از: الف) اختلال پانيک(ترس) ب) تنگي نفس پ) لرز ت) تپش قلب ث) سر گيجه  ج) ريزش عرق چ) احساس خفگي ح) بي حسي  خ) درد قفسه سينه

افسردگي ها

در بيماري افسردگي که مخفف  DD (bisorber Dysthamic) است  فرد همواره در حالت دلسردي، غم، دلتنگي و نااميدي به سر مي برد نوع افکار و احساسات و رفتاري که همراه آن است تماما” از نشانه هاي اين بيماري مي باشد البته برخي از مردم بيش از ديگران مستعد افسرده شدن هستند و دلايل مشخصي نيز براي آن وجود دارد. 

بيماري افسردگي قابل درمان است و کساني که دچار آن هستند کاملا” بهبود خواهند يافت. اين بيماري اغلب پس از دست دادن عزيزي، شغلي، موقعيتي يا ساير بحران هاي زندگي که ضربه روحي شديدي به فرد وارد آمده باشد بروز مي کند. علائم اين بيماري عبارتند از: غمگين يا تحريک پذير بودن، احساس تاسف به حال خود،  بي حالي، کسلي، احساس درماندگي که زندگي فرد را مشکل مي سازد. 

 افسردگي به دو بخش تقسيم مي شود: مزمن و شديد.
 افسردگي مزمن که ممکن است فرد دست به پرخوري بزند يا خيلي کم غذا بخورد که باعث چاقي يا لاغري  بيش از حد مي شود، زياد بخوابد يا به اندازه نخوابد، سطح انرژيشان پايين بيايد، اعتماد به نفس  ضعيفي داشته باشند و تمرکز کردن يا تصميم گيري براي آنها مشکل باشد در نتيجه احساس بيچارگي کنند و ممکن است دچار اضطراب شديد شوند. از علائم اين افسردگي مي توان به خستگي، کوفتگي، بي حوصلگي، خواب آلودگي، بد خوابي شبانه و زود خسته شدن اشاره کرد. 

افسردگي شديد احساس مدام و حاد اندوه، بي قراري، تحريک پذيري، ياس و نو ميدي شديد همراه با از دست دادن علائق نسبت به فعاليت هاي روزمره است. اشتهاي کم همراه با کم شدن وزن، بي خوابي  يا زياد خوابي، نداشتن انرژي، عدم تمرکز حواس، افکار پياپي درباره مرگ، احساس خستگي و بي حالي است. در فرد مبتلا به افسردگي شديد چهار مورد از موارد ذکر شده تقريبا”  روزانه به مدت دو هفته يا بيشتر مشاهده مي شود.

انواع افسردگي شامل افسرده خويي، اختلال دو قطبي، خود بيمارانگاري، حالت افسردگي شيدايي و اختلال ادواري است. به عنوان نمونه به افسردگي شيدايي اشاره مي کنيم. در اين حالت فرد دست کم دو تا چهار هفته دراندوه به سرمي برد و به فعاليت هاي لذت بخش و خشنود کننده بي علاقه مي گردد. علائم آن پر خوري يا کم اشتهايي، کم خوابي يا بي خوابي، احساس بي قراري و گناه شديد، مشکل تمرکز حواس و فکر کردن درباره مرگ است.

فرق افسردگي با اندوه

افسردگي يک بيماري است که  با کاهش عزت نفس همراه است و ادامه دارد، واقع بينانه نيست و ناشي از افکار تحريف شده است و افراد اغلب احساس فشار مي کنند يا  چيزي يا شرايطي بر آنها تحميل شده وخود به خود ونا آگاهانه کارها را به تعويق مي اندازند و در تصميم گيري ها  قاطع نيستند حتي قاطعيت نه گفتن را هم ندارند براي همين بعضي از کارهاي خود را با بي ميلي انجام مي دهندکه فشار مضاعفي بر آنها تحميل مي شود.
بهترين راه کمک به اين گونه افراد نشان دادن علاقه و توجه به آنهاست، آنها را درک کنيم و به حرف هايشان گوش دهيم تا از مسائل واحساسات آنها مطلع شويم، با آنها همدلي و هم فکري کنيم تا احساس تنهايي نکنند و به مرور به  زندگي عادي وطبيعي خود باز گردند.

تاثير داروهاي ضد افسردگي

محققان کالج کينگ لندن دريافته اند که داروهاي ضد افسردگي با اثر بر واسطه هاي شيميايي موجود در سلسله اعصاب مرکزي بر رفتار اجتماعي افراد تاثير مي گذارد. اين محققان واکنش هاي خلقي افراد داوطلب را قبل و بعد از مصرف اين داروها در جريان نوعي مسابقه که لزوم شرکت در آن حضور ذهن – قدرت تصميم گيري به موقع و به کارگيري حس همکاري جمعي بود، ارزيابي کردند. نتيجه تحقيق نشان داد که مصرف اين داروها باعث ديرتر خسته شدن و تقويت حس مشارکت و مهارت هاي افراد در اعمال ظريفي که با دست انجام مي شوند مي گردد.

افسردگي در ميان آمريکائي ها

آمار رسمي حاکي از آن است که در دو هفته آخر سپتامبر (پس از حادثه ۱۱ سپتامبر) نزديک به دو ميليون نسخه جديد داروهاي ضد افسردگي براي آمريکائي ها  تجويز شده است که نسبت به زمان سال قبل  از آن ۱۶درصد افزايش نشان مي دهد. در اين مدت مصرف داروهاي خوابآور و ضد اضطراب هم افزايش قابل ملاحظه اي يافته است. پزشکان معتقدند شمار افرادي که پس از واقعه يازدهم سپتامبر از نظر رواني آسيب ديده اند اما مراجعه به پزشک نداشته اند  بسيار زياد است. مشکل ديگر در درمان اين بيماران نحوه عملکرد داروهاي رايج ضد افسردگي است. اغلب اين داروها که با مکانيسم مهار بازجذب سروتونين در سلسله اعصاب مرکزي عمل مي کنند در نخستين روزهاي مصرف باعث تشديد اضطراب مي شوند و اثرات مفيد آنها بعد از ۴ تا ۱۲ هفته ظاهر مي شود به همين دليل در تسکين آلام روحي افراد دچار واکنش سوگ کارايي ندارند.

راه هاي درمان اضطراب

يکي از راه هاي درمان اضطراب تمرکز و تلقين است. تمرکز و تلقين مانند يوگا، حالت آرميدگي، مدي تيشن، خود هيپنوتيزم و… همگي يک چيزرا مي گويند. برنامه هاي  خودتلقيني در تقويت استعداد و تمرکز دقت وتقويت حافظه  افزايش تحرک نيروهاي نفساني، متعادل کردن هيجانها و احساسات ناخوشايند مثل انواع اضطراب ها وتحريک پذيري هاي عصبي است.
بر آورده شدن خواسته و آرزوها زمينه اي (آرزوهاي مثبت) که در رفع بيماريهاي اضطراب، افسردگي، وسواس، نگرانيها، بي خوابيها، بي قراري ها، موثر است و هم چنين در رفع بيماري هاي جسمي از قبيل پادردها، کمردردها و سردردها و ميگرنها، و حتي درمان سرطانها براي هر يک با استفاده ازتلقينات کلامي مثبت و تصويرسازي هاي متناسب و ماساژ موضع دردناک  طي روز مي توانيم به درمان آن موضع کمک کنيم  زيرا تک تک سلول هاي بدن ما داراي حس هستند و اگر عضوي دچار بيماري شود نشانه آن است که رسيدگي کافي نداشته ايم پس با ماساژ دادن مي توان آن را بهتر درمان کرد مانند رفع مشکلات مالي، دست نيافتن به مقام، پست، احترام، هم فکري و دست يافتن به موقعيتهاي شغلي مورد دلخواه و همچنين به مسائل مادي. 

روحيه خوب درمان بيماري را تسريع مي کند و تلقينات منفي انسان را بيمار مي سازد. تغييرات جدي جريان خون و ترشح هورمون ها را که در اثر ترس و تشويش و نگراني پديدار مي شود تاثير فوق العاده اي روي طرز کار ارگانهاي مختلف بدن ما مي گذارد و باعث مي شود که فرد رشد کند و از عمر آدمي بکاهد. احساس بدبختي دائمي  يا عدم خوشبختي از خود، از زندگي  يا  سايرين بيماري زا بوده و عمر آدمي را کوتاه مي سازد. ذهنيت مثبت، ديد مثبت و تفکر مثبت مي تواند راهگشاي انسان در دست يابي به سعادت، سلامت و موفقيت باشد چون هر انرژي اي مثل و مانند خود را جذب مي کند.