مرجع دانلود پرسشنامه و ابزار استاندارد در تمامی رشته ها,طراحی پرسشنامه

ترم آخر

آزمون,طراحی پرسشنامه,روانشناسی,مدیریت,پرسشنامه استاندارد,پرسشنامه رایگان,مشاوره آماری ,سایت پرسشنامه,نرم افزار رایگان روانشناسی,سفارش

خانه / آرشیو تگ: طراحی پرسشنامه (صفحه 3)

آرشیو تگ: طراحی پرسشنامه

پرسشنامه نگرش به جنسیت (حاجی زاده میمندی و یوسفی، 1392)

هدف: ارزيابي میزان نگرش جنسیتی منفی به زنان

تعداد سوال: 4

تعداد بعد: 1

شیوه نمره گذاری: دارد
تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2400 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه نگرش به جنسیت (حاجی زاده میمندی و یوسفی، 1392)

مطالب مرتبط:

1- مقیاس افتراق معنایی نقش های جنسیتی هافنر (SDSR)

2- پرسشنامه نابرابری جنسيتی

3- مقیاس برابری / عدم برابری زناشویی تراپمن و همکاران (E/I)

4- پرسشنامه نگرش به برابری جنسیتی (استاندارد)

5- پرسشنامه کوتاه حمایت از برابری جنسیتی (استاندارد)

منشأ تفاوتهای جنسی

جامعه شناسان از واژه جنس (SE×) برای تعیین هویت بیولوژیکی افراد به عنوان زن یا مرد استفاده می کنند و واژه نقش جنسی (SE× role) به رفتار، گرایشها و احساساتی که یک فرهنگ برای زنان و مردان مناسب می داند اشاره دارد. واژه جنسیت (gender) به طرز فکر شخص یا هویت فرهنگی یک شخص به عنوان یک جنس مذکر یا مؤنث اشاره دارد. در بیشتر موارد هویت جنسی یک شخص با جنس او منطبق است، اما در برخی موارد این انطباق وجود ندارد.

مرد و زن بودن معناهای متفاوتی می تواند داشته باشد. همان طور که الینور ماکوبی (Eleanor Maccoby)عقیده دارد، وقتی یک فرد را به عنوان زن یا مرد توصیف می کنیم، منظور ما ممکن است این باشد که: 1ـ آنها ویژگیهایی دارند که از نظر جنسی با هم متمایزند. 2ـ آنها ارزشهای خاصی را در نقشهای جنسی زنانه یا مردانه مشخص می کنند، یا 3ـ آنها ویژگیهایی از خود نشان می دهند که برای جنس مخالف جذاب است.

جامعه شناسان جنسیت (gender)را به عنوان یک واژه وسیع تر از جنس (SE×) به کار می برند. این واژه تمام تفاوتهایی که از مردانه و زنانه بودن احساس می شود را در بر می گیرد. در غرب باستان نقشهای جنسی، زنان آمریکایی را ملزم به داشتن بچه و رفتار دوستانه می کرد. اینکه خشونت نداشته باشند و آشکارا تمایلات جنسی را نشان دهند تا به مردان احترام گذاشته باشند و در کل انرژی خود را صرف ازدواج و بچه داری کنند. در عوض انتظار می رفت که مردان مستقل و پرخاشگر باشند. تسلط و برتری جنسی بر زنان داشته باشند و انرژی و هدف خود را صرف شغل خود کنند. موفقیت یک مرد در ویژگیهای اکتسابی او اندازه گیری می شد و موفقیت یک زن در جذابیتها و روابطش سنجیده می شد. البته در دو دهه اخیر نقشهای جنسی تغییر کرده است ولی نه به آن میزان که برخی مردم امید داشتند.

آیا نقشها و هویت جنسی به طور طبیعی تفاوتهای بیولوژیکی را بیان می کند؟ یا آنکه آنها را جامعه خلق کرده و اصلاً بنیاد بیولوژیکی ندارد یا خیلی کم دارد؟ عقاید در این مورد بیشتر دو قطبی است. در یک طرف افرادی وجود دارند که معتقدند بیولوژی سرنوشت ساز است: «تفاوتهای بین مردان و زنان از طریق ژنها و هورمونها تعیین می شوند و محیط نقش کمی در این میان به عهده دارد.» این افراد مایلند تا تفاوتهای جنسی را امری طبیعی و لازم ببینند. در طرف دیگر کسانی وجود دارند که معتقدند: «جامعه سرنوشت ساز است».

الگوی رفتاری مردانه و زنانه محصول اجتماعی کردن است و اثر ژنها و هورمونها را در میان کم می دانند. افرادی که به این نظریه معتقدند، مایلند تا زنان را به عنوان یک گروه تحت ستم قرار گرفته ببینند.

تفاوتهای بیولوژیکی

اینکه مردان و زنان با هم متفاوتند قابل تکذیب نیست. مردان اغلب بلندقدتر، سنگین وزن تر و عضلانی تر از زنان هستند. زنان کمتر آسیب پذیرند، کمتر بیمار می شوند و در هر سنی نسبت به مردان زندگی طولانی تری دارند. دختران در کودکی زودتر از پسران تکلم می کنند. خانمها در آزمونهایی که به لحاظ کار دستی دارای پیچیدگی هستند سبقت می گیرند و مردها در تجسم فضایی، استعداد بهتری دارند.

این تفاوتها از کجا می آیند؟ معنی آنها چیست؟

الیس روسی (Alice Rossi) کسی که خود را به عنوان یک زیست شناس معرفی می کند، به روند تکاملی تفاوتهای جنسی می پردازد. «روسی» به مقایسه رفتار زنان و مردان در گذشته می پردازد و می گوید: در گذشته مردان می خواستند که قوی هیکل و نیرومند بوده و بینش خوب و توانایی تصمیم گیری سریع داشته باشند. این ویژگیها انطباق دارد با ویژگیهای اجداد ما که در هنگام شکار به تنهایی و با اسلحه ای ساده جانوران بزرگ را شکار می کردند و یا از گروههای خود در برابر غارتگران دفاع می نمودند.

زنان در حال حاضر به گونه ای تربیت می شوند که تحمل و بردباری داشته باشند و مهارتهای دستی را یاد بگیرند و این ویژگی با ویژگیهای زنان در زمان گردآوری غذا که مسؤولیت مراقبت از بچه ها و گردآوری غذا را داشتند انطباق دارد. «روسی» می گوید: بیشتر مادران به طور غریزی بچه ها را روی بازوی چپ خود مثل گهواره نگه می دارند و اینجا مکانی است که نوزاد با شنیدن صدای قلب مادر تسکین می یابد. مادران در همه فرهنگها با بچه های خود زیاد محبت می کنند، با صدای گریه بچه تحریک می شوند. و شیر آنها شروع به تراوش می کند و سینه برای مکیدن بچه آماده می شود. «روسی» نمی خواهد بگوید که مردان نمی توانند از نوزادان خود مراقبت نمایند، بلکه می خواهد بگوید که آنچه مادران به طور طبیعی دارند را مردان باید یاد بگیرند. دیدگاه زیستی اجتماعی به مقایسه مردان و زنان در رابطه با کارهایی که می توانند انجام دهند، نمی پردازد بلکه

می گوید بین جنسهای مختلف در انجام دادن کارها تفاوت وجود دارد، یکی آن را راحت تر از دیگری انجام می دهد: «روسی» بر این نکته اصرار دارد که تفاوتهای جنسی به معنی وجود نابرابری نیست بلکه نشانگر وجود تفاوت است. البته در جوامع صنعتی مدرن که تقسیم کار به وجود آمده است، کمتر مشاغل به نیروی زیاد نیاز دارد. در ضمن هر کسی هم می تواند به بچه شیر بدهد.

تأثیرات فرهنگی

اگر نقش جنس و جنسیت ریشه در بیولوژی داشته باشد، انتظار از جنسهای متفاوت باید جهانی باشد، ولی در واقع چنین نیست. همه می دانند که جوامع مفاهیم اجتماعی را به تفاوت بین جنسها نسبت می دهند. در بیشتر جوامع پسران و دختران بازیهای متفاوتی را یاد می گیرند و پاداشهای متفاوتی برای رفتار خوب دریافت می کنند. مردان و زنان خود را به وسیله پوشیدن پوشاک متفاوت، آرایش متفاوت و پیروی از قواعد متفاوت مرسوم از یکدیگر متمایز می سازند.

همه جوامع ماقبل صنعتی، تقسیم کار را بر اساس جنس داشتند. اما به نظر می رسد که آنچه به عنوان رفتار مردانه یا زنانه مد نظر است، کاملاً با این متفاوت باشد. در جوامع غربی مردم فکر می کنند که مردان برای انجام دادن کارهای فوق العاده، بهتر هستند. در بیشتر جوامع آفریقایی زنان هیزمها را حمل می کنند، محصولات را به بازار می برند و کارهای خانه را انجام می دهند، در صورتی که این کارها از زن به عنوان یک موجود ضعیف و ظریف انتظار نمی رود. در یونان باستان مردان نان آور خانه بودند نه زنان. در تودا (Toda) همه مردان کارهای منزل را انجام می دهند و فکر می کنند که زنان شایسته انجام این کار نیستند. ایرانیان معتقدند که زنان منطقی و آرام می باشند و مردان به لحاظ احساسی تندخو و خشن هستند. در اتحاد جماهیر شوروی تقریبا تمام روانشناسان زن می باشند. این مورد هم باید اضافه شود که فرهنگهای متفاوت، شرایط متفاوتی برای تسلط اجتماعی یک جنس به وجود می آورند، ولی شواهد نشان می دهد که برخی وحدتها بین فرهنگها وجود دارد. تقریبا در تمام جوامع به نقشهای مردانه ارزش فرهنگی بالاتری می دهند.

برای مثال، در برخی جوامع نیوگاینا، زنان مسؤول پرورش سیب زمینی شیرین و مردان مسؤول پرورش سیب زمینی هندی می باشند. سیب زمینی شیرین غذای هر روز مردم است، ولی سیب زمینی هندی غذای لذیذی است که برای مهمان اندوخته می شود. در هر کجا و هر فرهنگی (البته درجات متفاوت) زنان پست تر از مردان به نظر می رسند. این مطلب را شری اورتنر (Sherry ortner) مردم شناس در سال 1974 نوشته است که مردم شناسان دیگر هم با او موافق هستند. نابرابری جنسی می رود تا جهانی شود و هیچ توضیح ساده ای هم برای علت این امر وجود ندارد.

اجتماعی کردن جنسی

اولین سؤالی که مردم از پدر و مادر جدید می کنند این نیست که آیا بچه سلامت است؟ بلکه می پرسند پسر است یا دختر؟ تا وقتی که ما جنس بچه را ندانیم، نمی توانیم نسبت به او نظر دهیم و یا برای او هدیه ای انتخاب کنیم. پاسخ به سؤال پسر است یا دختر نتایج اجتماعی فوری و ضروری دارند.

یک گروه از محققان (روبین (Rubin)، پرونزانو (Provenzano)، و لاریا (Luria) در سال 1974) به سی نفر از والدینی که تازه بچه دار می شدند ـ 15 نفر دارای پسر و 15 نفر دارای دختر ـ در اولین روز بعد از تولد فرزندشان پرسشنامه ای دادند. اگر چه ارزیابی پرستاران از بچه ها نشان می داد که آنها از نظر سایز، تن صدا، فعالیت و دوست داشتنی بودن برابر و یکسان هستند، ولی با این حال والدین دختران بچه های خود را به عنوان مهربان، ظریف و مطیع ارزیابی کردند و والدین پسران، نوزاد خود را به عنوان قوی، دلیر و زیرک توصیف می کردند.

برای یک غریبه مشکل است که یک بچه یک ساله را پسر یا دختر بداند و شاید از ظاهرشان که پسران لباس آبی و دختران لباس صورتی می پوشند بتوانند آنها را تشخیص دهند.

یک تیم تحقیقاتی دیگر شامل ویل (Will)، سلف (SELF) و دیتن (Daten) در سال 1974 عکس العمل های مادران را در مورد بچه های شش ماهه خود مطالعه کردند. همه مادرانی که بچه های آنان دختر بودند به فرزندانشان عروسک می دادند نه قطار. مطالعات نشان داد که والدین با بچه های پسر خود بیشتر بازیهای فیزیکی انجام می دهند ولی با دختران بیشتر صحبت می کنند. پسران را به هوا پرت می کنند ولی دختران را با ملایمت نگهداری می کنند. امروزه بیشتر والدین ادعا می کنند که در رفتارشان با بچه ها تفاوتهای جنسی را در نظر نمی گیرند و معتقدند که پاکیزه بودن و مورد توجه قرار گرفتن همان طور که برای دختران مهم است، برای پسران هم مهم می باشد. همچنین معتقدند که برای دختران هم مثل پسران اظهار نظر کردن، رقابت کردن و استقلال مهم می باشد. اما آنها فرزندان خود را به گونه ای متفاوت درک می کنند. والدین تمایل دارند تا پسران در حال رشد خود را به عنوان بچه هایی شلوغ و پر سر و صدا و دختران را تمیز و دارای رفتاری بهتر توصیف کنند.

به هر حال اگر چه والدین سعی می کنند بچه ها را به طرف یک هدف اصلی اجتماعی کنند ولی آنها معتقدند که از دو نقطه متفاوت شروع می کنند چون هر دو جنس مجموعه ای از استعدادها و توانایی های متفاوت دارند.

اجتماعی کردن جنس به صورت بخشی از یک «برنامه آموزش پنهانی» در مدرسه هم تقویت می شود. حتی زمانی که معلمان سعی دارند که با هر دو جنس به طور برابر رفتار کنند، باز خطا و تبعیض به میان می آید. یک مشاهده گر که عکس العمل معلم را با دو بچه سخت کوش ثبت می کند، می نویسد: اول معلم (زن) نزد پسر رفت و محکم روی میز کوبید و گفت: این درست است، این را علامت بزن. و سپس کنار دختر رفت و گفت: این درست است اجازه بده تا من به شما کمک کنم. این رفتار معلم، دو پیام پنهانی متفاوت را در مورد تلاش بچه ها می رساند و آن اینکه پسران خودکفا هستند و انتظار می رود که موفقیت را خود کسب کنند و دختران نیاز به کمک دارند و به تنهایی نمی توانند موفق شوند.

محقق دیگر از عکس العمل یک معلم نسبت به دعوای بچه ها گزارش می دهد که: یک دختر کلاس ششم با یک پسر در حال دعوا بودند، وقتی که دختر به کشاله ران پسر لگد زد، پسر برگشت و یک سیلی محکم به صورت دختر زد. پاسخ معلم چه بود؟ معلم گفت: صبر کن ببینم، شما نمی دانید که ما هرگز دختر را نمی زنیم؟ از بین این دستهای پنهانی که وجود دارد، این ایده تلقین می شود که دختران طبیعتا ضعیف و بدون دفاع هستند.

مطالعه کتابهای درسی بچه ها و برنامه های تلویزیون نیز چنین الگوی مشابهی را به وضوح نشان می دهد. برنامه های تلویزیون این کلیشه سازیهای جنسی را تقویت می کند. مردان بیشتر از زنان (سه به یک) در مواقع پربیننده تلویزیون حاضر می شوند. زنان در نمایشهای کمدی و بیشتر به صورت جوان و جذاب روی صحنه می آیند. زنان نسبت به مردان کمتر احتمال دارد که بیرون از خانه کار کنند و کسانی هم که در بیرون از منزل کار می کنند بیشتر مجرد یا مطلّقه هستند. مردان بیشتر مایلند تا پیرتر، ثروتمندتر، قدرتمندتر و در به دست آوردن کار و خانواده موفق تر جلوه کنند. قهرمانان تلویزیونی بیشتر تمایل دارند تا در نقشهایی چون

پلیس، دکتر، گزارشگر و گاو بازی کنند و بیشتر دوست دارند تا خانواده یا رییسشان را شاد کنند. تصویر مردان در تلویزیون ممکن بود همان کلیشه سازیهای زنان را داشته باشد اما مردان بیشتر شوخ شاد هستند. در آگهیهای تلویزیونی زنان ممکن است در نقشهای کاری و مردان در نقشهای خانه داری نشان داده شوند، اما 90 درصد مواقع گوینده تلویزیون مرد است.

گروههای همالان (همسالان) نیز تمایز جنسی را تقویت می کنند. در واقع بچه های دیگر بیشتر از والدین کودکان، روی اسباب بازیها و پوشاک مناسب دختران و پسران دارند نظر می دهند.

با وجود این پیامهایی که به طور مرتب، زیرکانه، یا غیر زیرکانه رفتار مناسب با جنسیت را به ما گوشزد می کنند، نکته تعجب آور اینجاست که تحقیقات نشان می دهد که پسران و دختران بیشتر از اینکه با هم متفاوت باشند به یکدیگر شبیه هستند.

مطالعه اخیر بلوک (Block)(1987) تفاوتهای جنسی را در جهتهای مورد انتظار نشان می دهد. به طور مثال دختران بیشتر وقتشان را برای کارهای خانه می گذرانند و پسران بیشتر بازیهای خشن می کنند. اما تفاوتها بسیار کوچک و معمولی بود.

در یک مطالعه دیگر الینور ماکوبی (Eleanor Macccoby) و جکلین (Carol Jacklin) (1974) بیش از 1400 مطالعه در مورد تفاوتهای جنسی را مرور کردند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که بیشترین عقاید در مورد تفاوت بین دختران و پسران در افسانه ها وجود دارد. آیا دختران جامعه پذیرتر از پسران هستند؟ نه، در واقع پسران به میزان بالایی تأثیرپذیرتر از همسالان خود بودند و بیشتر به نظرات همبازی های خود توجه داشتند. پس آیا دختران نسبت به پسران تأثیرپذیرترند؟ خیر، هر دو جنس به میزان برابری می خواهند مثل دیگران باشند. آیا دختران نسبت به پسران کمتر بلندهمت هستند؟ دوباره خیر، در واقع تحت شرایط طبیعی به نظر می رسد که دختران نسبت به پسران موفق تر هستند. حداقل تا دبیرستان و دانشگاه دختران موفق ترند. در آزمونهای استانداردشده، رتبه های بالاتر کلاس را دختران به دست می آورند و این مواقعی رخ

می دهد که آنها پسرانی را که انگیزه بیشتری نسبت به دختران دارند به مبارزه می طلبند. آیا دختران نسبت به پسران مهربان ترند؟ دختران ممکن است مایل باشند تا از بزرگتران اطاعت کنند اما چنین نیست که نسبت به پسران بیشتر به گروههای فشار پاسخ مثبت دهند.

تنها چهار تفاوت جنسی اثبات شده است:

1ـ پسران پرخاشگرترند

2ـ پسران استعداد تجسم فضایی بیشتری دارند

3ـ پسران نسبت به دختران توانایی ریاضی بیشتری دارند

4ـ دختران توانایی شفاهی بیشتری دارند.

اما در کل تفاوتهای فردی در درون هر جنس به مراتب سنگین تر و مهم تر از تفاوت بین دو جنس است.

زنان، اقلیت 52 درصدی

همان طور که از تفاوتهای نژادی برای عقلانی جلوه دادن نابرابریهای سیاهان استفاده شده، همان طور هم تفاوتهای بیولوژیکی می خواسته نابرابری رفتار زنان را توجیه کند. جنس گرایی (SE×ISM)این عقیده است که تفاوتهای جنسی، تبعیضات علیه زنان و استعمار زنان را توجیه می کند و جنس گرایی در واقع همان اثر نژادپرستی را داشته است.

زنان در ایالات متحده آمریکا از نظر تعداد در اکثریت هستند و بیش از 52 درصد جمعیت را تشکیل می دهند، با این حال در آنجا با تعریفی که لوئیس ورث (Louis Wirth) از گروه اقلیت می دهد، تطبیق می کند. با کمی تجدید نظر از نظر «ورث» یک گروه اقلیت عبارتست از: گروهی از مردم که به دلایل فیزیکی یا ویژگیهای فرهنگی از دیگرانی که در جامعه آنها زندگی می کنند جدا هستند، رفتارهای متفاوت و نابرابر با دیگران دارند و خود را هدف تبعیضات جمعی می بینند.

تعریف لوئیس ورث از دو جزء ترکیب شده است؛ یکی جزء عینی (واقعیت تبعیض که وجود دارد) و دیگر جزء ذهنی (یعنی آگاهی و رنجشی که از این رفتار نابرابر در افراد وجود دارد). این گروه اقلیت گروهی هستند که احساس می کنند درک نشده اند، مورد تبعیض قرار گرفته و رفتارهای نابرابر برای آنها معقول و قابل توجیه نیست.

به هر حال زنان امروز هر دو فرض را دارند، آنها حق برابر و فرصت برابر در جامعه ما ندارند. و بیشتر آنها از این موضوع آگاه هستند. هلن هاکر (Helen Haacker) کسی است که کلیشه سازی زنان و سیاهان را مقایسه کرده است که در جدول شماره 1 نشان داده شده است. او از اولین کسانی بود که می خواست زنان را به عنوان یک گروه اقلیت توصیف کند.

در برخی موارد زنان با دیگر گروههای اقلیت تفاوتهایی دارند از جمله اینکه از نظر مکان سکونت جدا نشده اند و بیشتر با مردان زندگی می کنند. (با پدران، پسران، شوهران، برادران خود در تمام دوران زندگی) اگر چه آنها از بسیاری از حقوق و فرصتهایشان محروم شده اند ولی به شکل ایده آلی در اشعار و آوازها به عنوان افرادی لطیف، شکننده و ایثارکننده عشق و مراقبت معرفی می شوند. اما به نظر می آید که بسیاری از زنان امروزه این ایده آلها را به عنوان امری مقدس در بهترین وجه آن می بینند و این عامل می تواند آنها را در یک محور کاملاً محدودکننده جای بدهد. در بخش بعدی از اشعار صرف نظر کرده و نگاهی به واقعیت نابرابری جنسی در کار و خانواده می اندازیم.

جدول 1

یک چشم انداز تاریخی: پایگاه گروه اقلیت زنان و سیاهان

توصیف توسط هلن هاکر در 1951

نابرابری در کار

از زمانی که زنان به کارهای بیرون از خانه پرداخته اند، مدت زیادی نمی گذرد. اما این دارای ارزش است که از چگونگی رشد زنان و مشارکت آنان در کار سخن بگوییم. تا قبل از سال 1960 تنها 35 درصد از زنان آمریکایی مشاغلی بیرون از خانه داشتند و امروزه 56 درصد این کار را انجام

می دهند. در سال 1960 تنها 16 درصد از مادران همراه با بچه هایشان در بیرون از خانه شاغل بودند ولی امروز این تعداد بیش از 56 درصد می باشد به علاوه 57 درصد از اینها بچه های زیر 6 سال دارند.

امروزه زنان فقط برای پول کار نمی کنند. 75 درصد زنانی که کار می کنند یا مجرد هستند، یا قبلاً ازدواج کرده اند و یا با مردی که با درآمد کمتر از 15000 دلار در سال دارد ازدواج کرده اند.

در حدود 4 درصد (یک میلیون یا بیشتر) از اینها با مردانی ازدواج کرده اند که اخیرا بیکار شده اند. این زنان به شغل خود برای پرداخت اجاره بهای منزل یا خرید خوار و بار احتیاج دارند.

مثل دیگر اقلیتها، زنان هم حقوق قانونی «مزد برابر برای کار برابر» را در دهه 1960 به دست آوردند. هنوز موقعیت بازار کار اصلاح نشده است. به طور متوسط در برابر هر دلار که امروزه به مردان پرداخت می شود، زنان تنها 64 سنت دریافت می کنند همان طور که در سال 1939 چنین بود. این بدان معناست که یک زن مجبور است 10 روز کار کند تا مزدی برابر 6 روز کار

مرد را دریافت نماید. چرا باید این طور باشد؟ به جای یک جواب، یک تعداد ازفاکتورها در اینجا نقش بازی می کنند:

یکی تبعیضات بالفعل در بازار کار است. دنیای کار مردان و زنان جدا و نابرابر است. زنان در مشاغلی که پیش از این متعلق به مردان بود پخش شده اند. بین سالهای 1970 و 1985 ـ 290000 زن مشاغلی در زمینه های حقوق، پزشکی، روزنامه نگاری و آموزشهای سطح بالای دانشگاهی پیدا کردند و 220000 زن دیگر مشروب فروش، افسر پلیس، تایپیست و تلفنچی شدند. اما این زنان استثنایی بوده اند. در همان زمان 3/3 میلیون زن در مشاغل سنتی زنان مشغول به کار بوده اند. سه نفر از چهار نفری که کار می کردند مشاغلی چون منشی گری، خدمتکاری، کارگری کارخانه و فروشندگی مغازه داشته اند. مشاغلی که حقوق پایین دارند امنیت شغلی پایین و فرصت ترقی کمی دارند. کارهای دفتری شغل واقعی زنان شاغل شده است. زنان نسبت به مردان کمتر احتمال دارد که مشاغل تمام وقت بگیرند تا از این طریق درآمدشان را افزایش دهند و از عضویت در اتحادیه بهره مند شوند. وقتی زنان به سمت مشاغل بااعتبار و پردرآمد می روند باز هم این مشاغل برای زنان دارای درآمد کمتر، اقتدار کمتر و پایگاهی پایین تر از همان شغل برای مردان است.

بیشتر زنانی که دولت آنها را «کارگران فنی ـ حرفه ای» می نامد پرستاران، مددکاران اجتماعی، معلمان مدارس ابتدایی و تکنسین های بیمارستانی هستند، نه فیزیکدان، وکیل، یا پروفسور دانشگاه.

در این مورد می توانید به جدول شماره 2 نگاه کنید.

به هر حال زنان شاغل اغلب در این گونه مشاغل متخصص می شوند. برای مثال، زنان پزشک تمایل دارند تا متخصص اطفال، متخصص زنان، روانپزشک (که کارکردهای زنانه را انجام می دهد مثل مراقبت از بچه ها، زنان و کسانی که مشکل روانی دارند) باشند، به جای اینکه جراح بشوند (یعنی کسانی که کارهای مردانه انجام می دهند مثل ترمیم بدنهای شکسته).

به هر حال این موفقیت در حال تغییر است. جدول شماره 2 نشان می دهد که تفاوت توزیع مردان و زنان در مشاغل نامبرده طی 6 سال گذشته بیشتر هم شده است.

جنبش حقوق برابر در سال 1963 و جنبش حقوق مدنی در سال 1964 این که به یک عضو از یک گروه شغلی مبلغ کمتری نسبت به یک شخص دیگر در همان شغل پرداخت شود را غیر قانونی اعلام کردند.

با وجود این قوانین شواهد زیادی در دست است که زنان نمی توانند حقوق برابر برای همان کار که مردان انجام می دهند دریافت کنند. برای مثال زنان فروشنده 57 درصد از آنچه که همکاران مرد می گیرند دریافت می کنند، کارکنان دفتری زن 60 درصد و اساتید دانشگاه زن 6/74 درصد آنچه همکاران مردشان می گیرند دریافت می کنند. به جدول 3 در این خصوص نگاه کنید.


1 ـ این مقاله ترجمه ای است از:

Source: Sociology an interduction, fourth edition Michael S.Bassis Richard g.Celles NEW YORK, 1991.

پرسشنامه مدگرایی (حاجی زاده میمندی و یوسفی، 1392)

هدف: ارزيابي میزان مدگرایی

تعداد سوال: 6

تعداد بعد: 1

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2900 تومان

خرید فایل

هدف: بررسی عوامل موثر بر همکاری دانشگاه و صنعت (عوامل مالی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل آموزشی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری)

پرسشنامه مدگرایی (حاجی زاده میمندی و یوسفی، 1392)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

مطالب مرتبط:

1- پرسشنامه مدگرایی (استاندارد)

مدگرایی چیست؟
از یک طرف هر کدام از ما تمایل داریم از دیگران تقلید کنیم و به قول معروف «همرنگ جماعت» شویم و از طرف دیگر دوست داریم نسبت به دیگران متفاوت باشیم. در اصل «مد»، همان تاثیر این دو نیروی متضاد در درون انسان هاست اما مد و مدگرایی تنها در یکی از قطب های مخالف عمل کرده و به عبارتی همیشه به نحوی وارد عمل شده که فقط یکی از این دو سر طیف مطرح شده و دیگری سرکوب شده است.

فرد مدگرا یا مدام خود را شبیه دیگران درمی آورد یا تمام سعی و تلاشش این است که با دیگران فرق داشته باشد. در حقیقت وقتی مد جدید گسترش پیدا می کند، مد پیشین به تدریج افت کرده و به پایین ترین حد خود می رسد؛ علت آن است که هر لحظه تعداد بیشتری از افراد از آن پیروی می کنند و بعد از مدتی دیگر مد مورد نظر به صورت یک امر عادی درمی آید که تنوع قبلی را ندارد.

پرسشنامه دینداری (حاجی زاده میمندی و یوسفی، 1392)

هدف: ارزيابي میزان دینداری

تعداد سوال: 8

تعداد عامل: 1

شیوه نمر گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2400 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه دینداری (حاجی زاده میمندی و یوسفی، 1392)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

کسان بسیاری دین داری را در ظاهر افراد و انجام دادن کارهایی از قبیل نذر کردن، اطعام دادن، سفرهای زیارتی و انجام مناسک می دانند و اگر کسی پایبندی به این امور داشت و یا به عزاداری و گریه برمصیبت اهل بیت و داشتن تسبیح و بگفتن ذکر و صلوات همت گماشت،ا و را دین دار می دانند و اگر در جامعه محافل برگزاری دعا و شعائر و جشن و اعیاد دینی و عزاداری رونق گرفت و یا ظواهر دینی به خوبی رعایت شد، آن ها را دلیل دین داری جامعه می دانند. برای آنها مهم نیست که در جامعه جهل، فقر، فساد، نا امنی و اختلاف طبقاتی رواج داشته باشد. تنها چیزی که برای آنها اهمیت دارد، رواج شعائر و مناسک دینی و اجرای ظاهری شریعت است.

اما گروهی دیگر در این که برخی از کارهای فوق می تواند نمایانگر دین داری فرد و جامعه باشد، تردیدی ندارند. اما تنها آنها را علامت های دین داری نمی دانند و معتقداند که دین داری شاخص هایی همچون: راستگویی، امانت داری، احترام به حقوق افراد، دخالت نکردن در زندگی خصوصی دیگران، حُسن همجواری، عطوفت و… دارد. در سطح جامعه هم، جامعه ای را دین دار می خوانند که با ستم مبارزه کند، در جهت نفی فقر، فساد، تبعیض و برقراری عدالت کوشش کند. در میان آنها تعاون و همکاری و روح مودت و محبت و گذشت وجود داشته باشد.حکومتی را دین دار می دانند که رابطه اش با مردم رابطه گرگ و میش، قلدری و چپاولگری، تبعیض و رانت خواری و ایجاد رعب و وحشت نباشد و مردم آن حکومت را با اختیار و طیب خاطر انتخاب کرده باشند و روابط دولت و ملت با اعتماد متقابل باشد. همه قدرت در دست فردی متمرکز نباشد تا هرکاری خواست انجام دهد. هم نظارت درونی و معنوی در چنین حکومتی برقرار باشد و هم بیرویی. مردم بتوانند سخن خود را بگویند، انتقاد کنند و اشکالات جامعه را نیز برطرف سازند.

پس دین داری و دین دار شدن دارای علایم و نشانه هایی جز آن است که ما در ظاهر برداشت می کنیم. نماز، روزه، حج و… همه برای ایجاد آن علایم اند. اگر ما کاری کردیم که این حالت ظاهری انجام شد، اما آن هدف اصلی پدید نیاید، در ایجاد دین داری موفق نبوده ایم.

امام صادق می فرماید:

«انّ اللّهَ لَم یبعث نبی الاّ بِِصِدق الحَدیث و أداءِ الأمانة إلی البرّ و الفاجِر؛»

خداوند پیامبری را مبعوث نکرده مگر این که دعوت به راستگویی و ادای امانت به افراد خوب و بد کرده است».1

به همین دلیل برخی از این روایات ما را از ظاهرسازی ها پرهیز می دهد و می گوید: نماز و روزه، طولانی شدن رکوع و سجود خوب است، اما اینها دلیل ایمان و دین داری نیست؛ زیرا چه بسا این کارها در اثر عادت انجام گیرد.2

رابطه دینداری و اجرای احکام دینی

آیات زیادی تأکید می کنند که زور و اجبار تأثیری در پذیرش یک اعتقاد ندارد، مثلاً در سوره بقره می فرماید: «لا إکراه فی الدین». (سوره بقره، آیه 256) و در جای دیگر می فرماید: «أفأنت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین…»(سوره یس، آیه99) «پیامبر تو می خواهی مردم را مجبور کنی که مؤمن شوند». قرآن حتی به این اندازه هم اکتفا نمی کند و در آیات دیگر می گوید: پیامبر تو چیره گر نیستی، ما اگر بخواهیم می توانیم آیات خود را بفرستیم تا مردم خاضع و خاشع و تسلیم شوند.

این آیات صراحت دارد که زور و جبر در دین و معنویت نیست؛ زیرا خداوند انسان را به خلاف دیگر موجودات، با اراده و اختیار قرار داده و ثواب و عقاب آنها را هم براساس اراده اش نهاده است؛ یعنی انسان بهشت و جهنم را با اراده خودش انتخاب می کند. یا می فرماید: «وما أنت بجبّار؛ پیامبر تو جبار نیستی».(سوره ق، آیه 45) یا در باب تبلیغ می فرماید: «ادع الی سبیل ربّک باالحکمة و الموعظه الحسنه»؛ در دعوت به سوی پروردگارت با حکمت و موعظه حسنه مردم را بخوان. (سوره نحل، آیه 125)

قلمرو اجرای شریعت

گروهی براین باورند که می بایست در اجرای احکام دینی، در تمامی حوزه های فردی و اجتماعی از قدرت و زور استفاده کرد، حتی اگر به خشونت و کشتن افراد بیانجامد. آنها می گویند حکومت وظیفه دارد همه مردم را به بهشت ببرد، اگرچه آن ها نخواهند و مردم را از جهنم رفتن بازدارد، گرچه هنوز به آن معتقد نباشند.

بی شک، نخستین وظیفه حکومت دینی پیش از آن که بخواهد به ظواهر دینی اهتمام ورزد و شعائر و ظواهر را درست کند این است که در شکل کلان، جامعه را در روند درست و سالمی قرار دهد و زمینه های هدایت پذیری انسانها را فراهم آورد و موانع آن را از میان بردارد. حکومت دینی در سطح برنامه ریزی و سازماندهی وظیفه دارد بیشترین تلاش خود را به رفع موانع هدایت و برداشتن عوامل فساد و انحراف معطوف دارد و شرایط گرایش مردم را به طرف حق، نیکی و درستی فراهم نماید.

جوهر دین به اعتقاد قلبی افراد باز می گردد و اگر عمل صالح مطرح است نشانه و علامت دین داری افراد است و حکومت دینی که براساس اعتقاد و گرایش فکری خاص گام برمی دارد، مسؤولیت ترویج اصول اعتقادی را به عهده می گیرد که یکی از شئون آن راهبری به امور معنوی و هدایت به امور غیبی است؛ اما به این معنا نیست که از هرروشی می تواند استفاده کند و عملی برخلاف طبع انسان انجام دهد. طبع انسان زور و قلدری نمی پسندد؛ لذا حکومت دینی این مسؤولیت را باید متناسب با طبع و سرشت انسان انجام دهد و از کارهای خشونت آمیز و منزجر کننده پرهیز کند.

حکومت دینی علاوه برتکفل امور مادی و برقراری عدالت و ایجاد توازن و برداشتن فاصله ها و اتکای به مردم، نسبت به معنویت و هدایت مردم خود نیز مسؤول است؛ اما لازمه این امور الزام و اجبار نیست؛ زیرا حکومت دینی متکی به ایمان مردم و ایمان از مقوله پذیرفتن و جذب شدن و دوست داشتن است، لذا بیشترین سعی حکومت آن است که راه های شناخت و معرفت مردم را فراهم و موانع را برطرف سازد. اگر شبهات و اشکالاتی در ذهن مردم جای گرفته؛ باید آنها را شناسایی و به طور مستقیم یا غیر مستقیم به آن ها پاسخ دهد. اساساً تصرف مستقیم و اجبارگونه در دل مردم امکان ندارد و اجبار و ارعاب هم در این مورد کارساز نیست. مگر در صورتی که به حقوق عمومی جامعه و یا به موانع هدایت و سلامت جامعه ارتباط پیدا کند؛ مانند فساد: فحشا، نا امنی، سوء استفاده، رشوه و دهها مقوله ای که وجود آن ها برخلاف عدالت، معنویت و امنیت به حساب می آید.

وقتی خداوند فلسفه خلقت انسان را آزمایش و امتحان می داند و می فرماید: «اَلّذی خلق الموت والحیاة لیبلوکم أیکم أحسن عملاً؛ خدایی که مرگ و حیات را آفرید تا بیازماید چه کسی عمل بهتر انجام می دهد». (سوره ملک، آیه2) این آزمایش و امتحان درجایی تحقق می پذیرد که اختیار و اراده باشد. در جایی که ترس و اجبار است، جایی برای اختیار و حق انتخاب باقی نمی ماند و عمل از روی اجبار ارزشی ندارد.

از سوی دیگر، بسیاری علی رغم اینکه در زمینه انتخاب عقیده و تحقق ایمان در جامعه، معتقد به آزادی عقیده و اندیشه هستند اما وقتی نوبت به اجرای احکام شرعی می رسد، حکومت را مکلّف به اجرای آن می دانند و حکومت دینی را پاسدار، حافظ و مجری احکام در جامعه می دانند. آنها بدین گونه معتقدند که حکومت دینی باید تمام تمهیدات عملی و دستگاه های نظارتی خود را برای اجرای فروع دینی فقهی و اخلاقی به کارگیرد تا احکام دینی مو به مو اجرا شود. حتی اگر این کار به اکراه و اجبار و خشونت همراه باشد؛ دلیل آنها این است که تفاوت حکومت دینی با حکومت غیر دینی در به اجرا در آوردن احکام دینی است.

ولی با توضیحاتی که ارائه شد دریافتیم که این اندیشه به شدّت مورد تردید است؛ زیرا درست است که حکومت دینی پاسدار اخلاق و مروج ارزشهاست و حمایت از اخلاق و توجّه و مراقبت از ارزش های دینی جامعه از وظایف دولت شمرده می شود، اما چنین اهدافی و تعقیب چنین وظایفی موجب آن نمی شود که در زمینه اعمال فردی از روش های مستقیم و آمرانه استفاده شود. بهتر آن است که از روش های غیر مستقیم ـ یعنی ارشاد و هدایت و ایجاد و تمهیدات تشویق آمیز ـ استفاده شود. همچنین حکومت باید رفتارهای ناهنجار را در جامعه شناسایی و عواملی را که سبب بروز چنین هنجارها و رفتارهایی هستند از بین ببرد. بدیهی است که هرگونه اجبار، نتیجه معکوس دارد و قدرت و شدت، مایه تنفر طبع و انزجار و رواج ریا و نفاق عملی می گردد.

به بیان دیگر، دولت باید در زمینه تکالیف عملی شرعی، زمینه امرو نهی، ارشاد و هدایت را فراهم آورد. زیرا الزام و اجبار، تهدید و مجازات در اعمال و احوال فردی و امورات شخصی و احکام عبادی معنی ندارد، مگر در جایی که به کیان جامعه و اخلاق و حقوق عمومی باز گردد و ترک آن در جامعه به حیات و استقامت دین و اخلاق عمومی مردم آسیب رساند که در آن صورت هم الزام و اجبار نخستین راه حلّ نیست و تا جایی که ممکن است باید از شیوه های دیگر استفاده کرد.

1ـ کلینی، اصول کافی، ج2، ص 307.

2 همان، ص 105.

پرسشنامه مصرف گرایی (حاجی زاده میمندی و یوسفی، 1392)

هدف: ارزيابي میزان مصرف گرایی

تعداد سوال: 26

تعداد بعد: 1

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر نتایج: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت فقط 3900 تومان

خرید فایل

پرسشنامه مصرف گرایی (حاجی زاده میمندی و یوسفی، 1392)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

مطالب مرتبط:

1-پرسشنامه ملی گرایی مصرفی (بهمنی، 1391)

2- پرسشنامه ملیت گرایی مصرف کنندگان کت اسکیل

3- مقیاس ملی گرایی مصرفی (CETSCALE) (شیمپ و شارما، 1987)

مصرف گرایی چیست؟

مصرف گرایی پدیده مصرف گرایی و اسراف در نقطه مقابل مصرف بهینه قرار گرفته است. «مصرف گرایی» یا به عبارت ساده تری اسراف که یکی از بزرگترین آفت ها و آسیب های فردی و اجتماعی و از گناهانی است که مورد نهی شدید خداوند متعال واقع شده است و در مقابل اعتدال و میانه روی در مصرف قرار گرفته است؛ به طور کلی هرگونه زیاده روی در کمیت و اتلاف را شامل می شود.
در حقیقت مصرف گرایی عامل تخریب رشد، توسعه و از بین رفتن منابع ملی است. مصرف گرایی از یک نگاه در معنای مصرف نامتعارف است که نیاز فیزیکی فرد را برطرف نمی سازد، بلکه نیاز کاذب فرد یا افراد را که گاه به تقلید از دیگران، تبلیغات، شرایط مادی یا تغییرات ساختار جامعه ایجاد شده برطرف می سازد. مصرف گرایی در نگاه عالمان دین نیز در همان معنای لغوی اسراف استعمال شده است و هرگونه بیهوده گرایی، زیاده روی و اتلاف و مانند آن ها را اسراف می دانند.
امام علی(ع) در این باره می فرمایند:
« الاوان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف » آگاه باشید خرج کردن به ناحق، حیف و میل و اسراف است .
کتاب آسمانی قرآن نیز در آیه ۱۴۱ سوره انعام در مورد اصلاح الگوی مصرف و بهینه مصرف کردن می فرماید:
«کلوامن ثمره اذا اثمر و اتوا حقه یوم حصاده ولاتسرفوا انه لایحب المسرفین» و از آن میوه هنگامی که به ثمر می نشیند بخورید و حق آن را به هنگام درو بپردازید و اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد .
علامه طباطبایی (ره) در توضیح عبارت «لاتسرفوا» نوشته است:
ولا تسرفوا معنایش این است که در استفاده از این میوه ها و غلات از آن حدی که برای معاش شما صالح و مفید است تجاوز نکنید. درست است که شما صاحب آن هستید، ولی نمی توانید در خوردن و بذل و بخشش آن زیاده روی کنید و یا در غیر مصرفی که خدا معین فرموده است ، به کار ببرید . مثلاً ؛ در راه معصیت خدا صرف نمایید و همچنین فقیری که از شما می گیرد نمی تواند در آن اسراف کند و آن را تضییع نماید. پس مفهوم آیه مطلق است و خطاب آن شامل همه مردم چه مالک و چه فقیر می شود.(۱)
بنابراین از این آیه شریفه استفاده می شود که زیاده روی و مصرف گرایی کاری حرام و نکوهیده است. امیرالمؤمنین علی(ع) نیز با احتیاط در مصارف به خصوص در مصرف بیت المال عالی ترین نظارت را داشته و در کمال بی نیازی در قناعت و ساده زیستی بهترین الگوی مصرف را که همان اعتدال و میانه روی در مصارف بوده سفارش می کردند و به شدت اسراف، زیاد روی و مصرف گرایی را نکوهش می کردند؛ به ویژه این امر را از والیان حکومتی غیرقابل پذیرش می دانستند.
در این خصوص در نامه ای به فرماندار بصره _عثمان بن حنیف _ می نویسد:
پس از یاد خدا و درود! ای پسر حنیف، به من گزارش داده اند که مردی از سرمایه داران بصره، تو را به مهمانی خویش فرا خواند و تو به سرعت به سوی او شتافتی، خوردنی های رنگارنگ برای تو آوردند و کاسه های پر از غذا پی در پی جلوی تو می نهادند، گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندان شان با ستم محروم شده، و ثروتمندان شان بر سفره دعوت شده اند، اندیشه کن در کجایی؟ و بر سر کدام سفره می خوری ؟ (۲)
امام خمینی ( ره ) نیز درخصوص دقت در مصرف و همچنین پرهیز از مصرف بی جا می فرمایند:
حتی مطبوعات باید این را توجه داشته باشند که چیزهایی را که برای ملت مفید نیست در روزنامه ها ننویسند کاغذ صرف این نکنند، وقت صرف آن نکنند، باید رادیو – تلویزیون توجه به این معنا داشته باشد که این بیت المال مسلمین است وقتش صرف چیزهایی که مربوط به مصالح مسلمین است شود، مسئولیت دارد این ها باید اشخاصی که مقاماتی که هستند ملاحظه کنند که به اندازه ضرورت مشاور بگیرند به اندازه ضرورت خدمتگزار بگیرند نه به اندازه دلخواه و این معنا را باید همه ما بدانیم که دلخواه های ما آخر ندارد. (۳)
بر همین اساس با توجه به نهی شدید مصرف گرایی و اسراف در دستورات و تعالیم اسلامی می توان چنین نتیجه گرفت که بین مصرف و مصرف گرایی در جامعه تفاوت وجود دارد چرا که مصرف به خودی خود عاملی مؤثر در تولید و رشد و توسعه اقتصادی می باشد و باعث ایجاد تقاضا، عرضه و تولید می گردد. اما آنچه که مذموم و باعث هدررفتن منابع ملی می شود مصرف نامناسب و نامتعارف و یا عدم برخورداری از الگوی صحیح مصرف در جامعه می باشد که این امر باعث مصرف گرایی، زیاده روی و تجمل گرایی در جامعه می گردد. لذا فرهنگ سازی مصرف بهینه و اصلاح همه زمینه الگوهای مصرفی در کشور از ضروریات اجتناب ناپذیر می باشد.
نتایج و پیامدهای مصرف گرایی

19
۱) تهاجم فرهنگی ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و روانی را در بر می گیرد؛ که روی هم رفتارهای مختلف انسانهای مورد تهاجم خود را با درونی کردن ارزش های مورد نظر شکل می دهد. (۴)
در برخی موارد تغییر در الگوی مصرف یک کشور و تمایل به تجملات و مصرف گرایی از اهداف تهاجم فرهنگی می باشد که با تغییر در الگوهای مصرفی مردم و ظهور گرایش های تجملی باعث ایجاد جامعه مصرف گرا می شوند. در همین راستا امام خمینی فرموده اند:
اکنون بازارهای کشورهای اسلامی، مراکز رقابت کالاهای غرب شده است و سیل کالاهای تزیینی مبتذل و اسباب بازی ها و اجناس مصرفی به سوی آن ها سرازیر است و همه ملت ها را آن چنان مصرفی بار آورده اند که گمان می کنند بدون این اجناس آمریکایی و اروپایی و ژاپنی و دیگر کشورها زندگی نمی توان کرد. (۵)
در چنین وضعی، نشر فرهنگ غربی و استفاده از کالاهای پرزرق و برق خارجی در کشور به عنوان رسالتی برای متمدن کردن مردم به شمار می آید. بدین ترتیب ابزارهایی از جمله وسایل آموزشی، هنری، علوم و فنون، کالاها و خدمات در این راستا مورد استفاده قرار می گیرند. تا «نیازمندی» به غرب و تولیدات آن از جمله تولیدات فرهنگی در ملت های جهان پدیدار شود. در چنین شرایطی فرد و جامعه «نیازمند» در پی رفع نیاز خویش به تولیدکنندگان (خارجی) مراجعه می کنند . زیرا نه تنها امکان تولید و رفع آن نیازها در داخل نیز نیست بلکه آنچه از غرب می آید ارزش و تولید داخلی ضد ارزش تلقی می شود . (۶)
ایجاد این نیازها و رساندن فرد و ملتی به حدی از احساس نیاز که آن را غیرقابل صرف نظر کردن بداند حتی در مورد نیازهای کاملاً غیرضروری ، از مهم ترین اهداف اشاعه فرهنگ مصرف گرایی و تهاجم فرهنگی دشمن و همچنین بالاترین سطح موفقیت تولیدکنندگان استعماری و فرهنگ زدایی دیگر ملت ها می باشد. این تغییر در الگوی مصرف در جامعه اسلامی که از اهداف تهاجم فرهنگی دشمن است باعث تجمل گرایی و زیاده خواهی و حیف و میل بسیاری از منابع ملی می شود. بر همین اساس یکی از پیامدهای مصرف گرایی اشاعه فرهنگ غرب و تخریب هویت ملی و فرهنگ اسلامی و همچنین ورود کالاهای غربی و از بین رفتن بازار برای تولیدات داخلی و فلج شدن این تولیدات می گردد. لذا در چنین شرایطی اصلاح الگوی مصرف تأثیر به سزایی در خنثی سازی تهاجم فرهنگی دشمن دارد. لذا رهبر فرزانه انقلاب با آگاهی دقیق و روشن بینی خاص خویش با تأکید بر اصلاح الگوی مصرف علاوه بر جلوگیری از هدر رفتن منابع و منافع ملی در برابر ترویج فرهنگ مصرف گرایی و تجمل پرستی غرب که از اهداف تهاجم فرهنگی دشمن نیز می باشد؛ به ضرورت ادامه دفاع فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی غرب اشاره دارد .
۲) یکی دیگر از پیامدهای مصرف گرایی ، تأثیرات منفی در فضای معنوی جامعه می باشد. چرا که در بسیاری از مواقع زیاده خواهی، تجمل پرستی و مصرف گرایی باعث رواج خودخواهی، رشد روحیه فردگرایی و نادیده انگاشتن بسیاری از اصول اجتماعی و اخلاقی که رعایت آن برای زندگی جمعی از ضروری ترین مسائل است خواهد شد. (۷)
در این مرحله اندک اندک ذهن انسان به مصرف گرایی خو گرفته و در مسیر بی پایانی در صدد رفع این گونه نیازهای کاذب است و چنین انسانی که همیشه نیازمند و در پی رفع نیاز است «به یک آرمان دل می بازد که در واقع دین تازه ای است». چنین انسان مصرف زده ای داوطلبانه برای رفع نیازهای مصرفی «خویش» همه زندگی معنوی خود را در سودای رفع نیاز پدید آمده در اثر تبلیغات چشم و هم چشمی ها و… ، به فراموشی می سپارد . (۸)
بنابراین از مهم ترین آثار و پیامدهای اسراف و مصرف گرایی در جامعه اسلامی که می تواند باعث کم رنگ شدن ارزش ها و آموزه های دینی و معنوی شود به موارد زیر می توان اشاره نمود.
الف) محرومیت از دوستی خدا
خداوند متعال در آیه ۱۴۱ سوره انعام می فرماید: «… انه لا یحب المسرفین » خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد.
ب) فساد اجتماعی: از دیدگاه قرآن یکی از آثار و پیامدهای اسراف و مصرف گرایی، فساد در زمین است؛ زیرا هرگونه تجاوز از حد، موجب فساد و از هم گسیختگی می شود و به تعبیر دیگر سرچشمه فساد، اسراف است.
قرآن کریم در آیه های ۱۵۰-۱۵۳ سوره شعراء می فرماید:
« فاتقواالله وأطیعون¤ ولا تطیعوا امرالمسرفین¤ الذین یفسدون فی الارض ولایصلحون »
پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید، همان ها که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی کنند .
ج) گمراهی و محرومیت از هدایت الهی: یکی دیگر از آثار و پیامدهای اسراف و مصرف گرایی گمراهی و محرومیت از هدایت الهی است.
خداوند متعال در آیه ۳۴ سوره غافر می گوید:
« …کذلک یضل الله من هو مسرف مرتاب » این گونه ، خداوند هر اسراف کار تردیدکننده ای را گمراه می سازد . (۹)
۳) مصرف گرایی در جامعه دارای اثرات مخرب و زیان بار دیگری است که از مهمترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) افزایش واردات
اشاعه فرهنگ مصرف گرایی باعث افزایش تجمل گرایی و نیازهای غیرضروری در جامعه می شود و همین امر نیز باعث سیل ورودی کالاهای خارجی جهت رفع نیازهای فرد و جامعه «نیازمند» به تولیدکنندگان خارجی و باعث افزایش واردات و تضعیف تولیدکنندگان داخلی می شود.
ب) کمبود گرایش به سرمایه گذاری های زیرساختی
در جامعه ای که مصرف گرایی به یک فرهنگ تبدیل شده باشد، افراد جامعه دیگر میلی به سرمایه گذاری در بخش های عمرانی و زیرساختی جامعه که زمان بر می باشد ، ندارند و همه به دنبال سرمایه گذاری در خرید و فروش کالاهای پرمصرف و فعالیت های زودبازده می باشند، به همین دلیل مصرف گرایی باعث کاهش گرایش به سرمایه گذاری های زیرساختی و عمرانی در جامعه خواهد شد.
راهکارهای اساسی اصلاح الگوی مصرف
آنچه در اصلاح الگوی مصرف و دستیابی به فرهنگ بهینه مصرف در کشور دارای اهمیت می باشد این است که اصلاح الگوی مصرف نیازمند تبیین استراتژی و تعیین خط مشی است که طی آن، این اصل به یک شعار تغییر ماهیت ندهد؛ در واقع لازمه دستیابی به این مهم در کشور، خیزش و حرکتی عمیق از سوی مسئولان و همه آحاد جامعه می باشد؛ لذا می بایست همگی این اصل را یک ضرورت دانسته و فعالیت های خود را در راستای رسیدن به این اصل مهم برنامه ریزی نمایند و برای دستیابی به این امر فرهنگ ساز اقدام نمایند .
• فرهنگ سازی
یکی از پیش نیازهای این مسیر برای رسیدن به نتیجه مطلوب، زمینه سازی ذهنی و فرهنگی برای اقشار مختلف جامعه است. امروز هر فردی از اعضای جامعه باید بداند که در فعالیت های خود باید به بهینه مصرف کردن منابع مادی اقدام نماید تا کشور به اهداف تعریف شده در سند چشم انداز بیست ساله نظام برسد و شکوفایی در همه ابعاد ملی تحقق یابد. لذا بدون ایجاد فرهنگ این کار و طراحی و تأمین بایسته های آن به طور قطع راه به جایی نخواهیم برد. چرا که اصلاح الگوهای مصرف در کشوریک شب و به طور ناگهانی و با صدور یک دستورالعمل و بخش نامه عملی نمی شود. لذا فرهنگ سازی پایدار بستر اصلی نهضت اصلاح الگوی مصرف می باشد.

image634975078438906250
• مدیریت قوی
داشتن مدیریت مدبرانه و عاقلانه مصرف یکی دیگر از ضروریات اولیه این امر به حساب می آید. وجود مدیریت صحیح و عاقلانه در سطح کلان در جهت هدایت و تدوین و انتخاب یک استراتژی راهبردی، زمینه تحقق این طرح ملی و آینده ساز که حقیقتاً پیشرفت کشور و توسعه عدالت در گرو آن است ، فراهم می سازد .
• طراحی ساز وکار
یکی دیگر از پیش نیازهای اصلی در مسیر اصلاح الگوی مصرف، ترسیم اهداف، ابعاد و راهکارهای رسیدن به موضوع و تعیین شاخص هایی برای سنجش و ارزیابی روند و چگونگی پیشرفت امور است. باید برای جلوگیری از مصرف گرایی و اتلاف منابع و فرصت ها و هزینه ها در تمامی حوزه ها، سند و نقشه راهبردی تهیه و ابلاغ شود. یعنی با تهیه این سند، مدیران، مسئولان و فرماندهان سازمان های مختلف می توانند با اجرا و به کارگیری روش ها و شیوه های مدون، خود را در مسیر تحقق این اصل مهم قرار دهند .
• جلب مشارکت مردم
جلب مشارکت مردم و افزایش آگاهی های آنان نسبت به مصرف صحیح امکانات و منابع از دیگر راهکارها در مسیر اصلاح الگوی مصرف می باشد. حقیقتاً اصلاح الگوی مصرف در جامعه از کارهایی انجام شدنی است که هر یک از اعضای جامعه با مشارکت و ملزم نمودن خود به درست مصرف کردن از منابع، منافع عظیمی را برای جامعه حاصل می نماید.
• گنجاندن اصلاح در نظام آموزشی کشور به گونه ای که هرچه سطح آموزش بالاتر رود اطلاع و شناخت بیشتری در خصوص درک و ضرورت اصلاح الگوی مصرف در جامعه حاصل شود.
• استفاده و بهره گیری از برنامه های تلویزیونی و رسانه ای در راستای اصلاح الگوی مصرف
• گنجاندن برنامه اصلاح الگو در برنامه توسعه کشور و مصوبه های دولت. یعنی حرکت همه دستگاه های دولتی به طور مستمر و پایدار درجهت تحقق اصلاح الگوی مصرف
• ارائه الگوی آموزشی مناسب و اصولی به مردم از طریق سازمان ها و نهادهای ذی ربط. برای مثال سازمان برق می تواند از طریق آموزش مصرف بهینه در برگه های قبوض مصرفی مشترکین به ارائه الگوهای مناسب مصرفی در جهت اصلاح مصرف اقدام نماید.
• ارائه الگوی مصرفی مناسب عملی اعم از اداری و خصوصی کلیه مسئولین کشور
• تغییر در فرهنگ مصرف کنونی و ضدارزش نشان دادن مصرف گرایی براساس ارزش ها و آموزه های دینی
• مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب در ایجاد فرهنگ ناپسند مصرف گرایی و تجمل پرستی با آگاه سازی و تعمیق بینش و بصیرت سیاسی و اسلامی افراد جامعه.
پی نوشت ها:
(۱) تفسیر المیزان، جلد ۷، ص. ۳۶۴
(۲) امام علی(ع) و اقتصاد اسلامی، ص. ۱۲۱
(۳) صحیفه نور، جلد ۱۹، ص. ۲۲۴
(۴) الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی، ص. ۲۴
(۵) صحیفه نور، جلد ۱۹، ص. ۲۰۴
(۶) الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی، ص. ۴۳
(۷) همان، ص ۷۴
(۸) همان، ص. ۵۶
(۹) آسیب شناسی رفتاری انسان از دیدگاه قرآن

پرسشنامه بررسی رابطه ادارک از برند و کیفیت برند با وفاداری مشتریان با تاکید بر نقش میانجی تبلیغات توصیه ای

هدف: بررسی رابطه ادارک از برند و کیفیت برند با وفاداری مشتریان خرید با تاکید بر نقش میانجی تبلیغات توصیه ای (ادارک از برند، کیفیت برند، وفاداری مشتریان، تبلیغات توصیه ای)

تعداد سوال: 24

تعداد بعد: 4

شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد

منبع: محقق ساخته (سفارش)

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 27000 تومان

خرید فایل

هدف: بررسی عوامل موثر بر همکاری دانشگاه و صنعت (عوامل مالی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل آموزشی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری)

پرسشنامه بررسی رابطه ادارک از برند و کیفیت برند با وفاداری مشتریان با تاکید بر نقش میانجی تبلیغات توصیه ای

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

پرسشنامه رفتار شهروندی برند (استاندارد)

هدف: ارزيابي رفتار شهروندی برند

تعداد سوال: 14

تعداد بعد: 1

شیوه نمر گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2400 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه رفتار شهروندی برند (استاندارد)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

مطالب مرتبط:

۱- پرسشنامه اعتماد به برند بالستر (BTS)

۲- مقیاس اشتیاق شخصی مک کواری و مانسون (RPII)

۳- پرسشنامه قدرت اجتماعی برند

۴- پرسشنامه ارزش ویژه برند مشتری محور

۵- پرسشنامه بررسی تأثیر ابعاد برند بر وفاداری مشتریان

۶- پرسشنامه شخصیت برند تیم های ورزشی

۷- پرسشنامه ارزش ویژه برندهای آنلاین (کریستودوئیلیدز و همکاران، ۲۰۰۶)

۸- پرسشنامه اشتیاق به محصول کاپفرر و لورنت

۹- پرسشنامه وفاداری مصرف کننده به برند

۱۰- پرسشنامه عوامل تاثیر گذار بر نام و نشان تجاری (برند)

۱۱- پرسشنامه ادراک از قیمت محصول لیچتنستین و همکاران (۱۹۹۳)

۱۲- پرسشنامه حساسیت مصرف کننده به فرهنگ جهانی ژویو و همکاران (۲۰۰۸)

۱۳- پرسشنامه عوامل موثر بر وفاداری مشتری در تجارت الکترونیک اسرینیواسان و همکاران (۲۰۰۲)

۱۴- پرسشنامه رتبه بندی عوامل موثر بر وفاداری مشتریان به برند

۱۵- پرسشنامه ارزیابی نظام تولید بر اساس معیارهای کلاس جهانی

۱۶- پرسشنامه نوع رفتارهای اکتشافی مصرف کنندگان راجو

۱۷- پرسشنامه کشور مبدأ برند پیشارودی (۱۹۹۱)

۱۸- پرسشنامه باور، نگرش و رفتار مصرف کنندگان نسبت به تبلیغات اینترنتی ولین و همکاران

۱۹- پرسشنامه ارزش ویژه برند کارمند محور کینگ و گریس

۲۰- پرسشنامه تصویر برند شرکت در بانکداری خرد براوو و همکاران

۲۱- مقیاس تمایل مصرف کننده به رضایت گریس (CDS)

۲۲- پرسشنامه تردید مصرف کننده نسبت به محصول های جدید ساکس جاروی (۲۰۱۰)

۲۳- پرسشنامه احساسات استاندارد شده در تبلیغات هولبروک و بترا

۲۴- پرسشنامه اجزاء اشتیاق در مصرف کنندگان لاستویکا و گاردنر

۲۵- پرسشنامه تمایل به محصول های منحصر به فرد لین و هریس

۲۶- پرسشنامه اصالت برند کادیرو

۲۷- پرسشنامه تجربه برند زارانتونلو و اشمیت

۲۸- پرسشنامه محتوای اطلاعاتی و انتقالی تبلیغات پوتو و ولز

۲۹- پرسشنامه ارزیابی قضاوت بیننده از تبلیغات فلتام (AVJS)

۳۰- پرسشنامه نگرش کودکان نسبت به تبلیغات مکلین و مچلیت

۳۱- پرسشنامه ادراک مصرف کننده از خلاقیت تبلیغات آلتسچ

32- پرسشنامه شاخص لوکس بودن برند کریستودولایدز و همکاران

33- پرسشنامه عوامل موثر بر بهبود تصویر برند بانک

34- پرسشنامه عوامل موثر بر ارتقای نام تجاری (برند) در صنعت بانکداری

35- پرسشنامه عوامل موثر بر ارزش ویژه برند مبتنی بر نظر مصرف کننده

36- مقیاس ارزش ویژه برند مشتری محور چند بعدی یو و دانتو

37- پرسشنامه عوامل موثر بر انتخاب برند

38- پرسشنامه تاثیر تبلیغات و پیشبردهای فروش بر ارزش ویژه برند

39- پرسشنامه تداعی برند تیم های ورزشی گلادن و فانک (2002)

40- پرسشنامه عوامل مربوط به برند ورزشکاران در آگاهی های تبلیغاتی (عیدی و همکاران، 1395)

41- پرسشنامه بررسی ظرفیت ها و پتانسیل های مشهد برای تبدیل شدن به برند شهری

42- پرسشنامه بررسی تاثیر ارتباطات در رسانه های اجتماعی بر درک مصرف کننده از برند لوکس و قصد خرید

43- پرسشنامه بررسی تاثیر نوآوری در برند بر وفاداری به برند با توجه به نقش متغیر میانجی کیفیت درک شده

44- پرسشنامه باور برند

45- پرسشنامه شایعات برند

46- پرسشنامه خوشنودی از برند (آرین و همکاران، 1397)

47-  پرسشنامه خوشحالی از برند (آرین و همکاران، 1397)

48- پرسشنامه قانع بودن از برند (آرین و همکاران، 1397)

49- پرسشنامه ارزش لذت جویانه برند (آرین و همکاران، 1397)

50- پرسشنامه سبک زندگی برند (آرین و همکاران، 1397)

51- پرسشنامه افتخار به برند

52- پرسشنامه رضايت مصرف كننده از برند (بهاری و همکاران، 1395)

53- پرسشنامه وفاداری به برند هتل (بهاری و همکاران، 1395)

رفتار شهروندی برند چیست؟

امروزه برند یک الزام استراتژیک برای سازمان ها است که آنها را در جهت ایجاد ارزش بیشتر برای مشتریان و ایجاد مزیت های رقابتی پایدار یاری می نماید. ایجاد یک برند قدرتمند در بازار، هدف اساسی بسیاری از سازمان ها می باشد. زیرا یک برند قدرتمند می تواند اعتماد مشتریان را در هنگام خرید کالاها و خدمات افزایش دهد و به آن ها کمک می کند تا عوامل ناملموس را بهتر درک کنند. به عبارت دیگر می توان گفت که یک برند قدرتمند، دارایی با ارزش برای شرکت محسوب می شود.

رفتار شهروندی برندی ” brand citizenship behaviors” که اصطلاحی جدید در ادبیات بازرگانی و بخصوص بازاریابی داخلی است به رفتارها و نگرش های کارکنان در قبال برند سازمان اشاره دارد. رفتار شهروندی برندی رابطه بسیار نزدیکی با رفتار شهروندی سازمانی “organizational citizenship behavior” داشته و در واقع از آن منشعب شده است. لذا ابتدا مروری می کنیم بر مباحث رفتار شهروندی سازمانی .

دنیس اورگان ” Dennis Organ” پدر رفتار شهروندی سازمانی نامیده می شود. مفهوم رفتار شهروندی سازمانی اولین بار توسط وی در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی به دنیای علم ارائه شد. این نوع رفتار نوعی رفتار فرانقشی است که در مقابل رفتارهای درون‌نقشی‌ قرار می‌گیرد. رفتارهای درون‌نقشی به آن‌ رفتارهای شغلی کارکنان اطلاق می‌شود که در شرح وظایف و نقش‌های رسمی سازمان بیان‌ شده و توسط سیستم رسمی سازمان شناسایی و پاداش داده می‌شوند،اما رفتارهای‌ فرانقشی به رفتارهای شغلی فراتر از نقش‌های رسمی کارکنان برمی‌گردد که این رفتارها اختیاری هستند و معمولا در سیستم پاداش رسمی سازمان در نظر گرفته نمی‌شوند.

” اورگان” رفتار شهروندی کارکنان را به عنوان اقدامات مثبت بخشی از کارکنان برای بهبود بهره وری و همبستگی و انسجام محیط کاری می داند که ورای الزامات سازمانی است. وی معتقد است رفتار شهروندی سازمانی ، رفتاری فردی و داوطلبانه است که مستقیماً مشمول سیستم های رسمی پاداش در سازمان نمی شود، اما باعث ارتقای اثربخشی و کارایی عملکرد سازمان می شود. به عنوان مثال یک کارگر ممکن است نیازی به اضافه کاری و تا دیر وقت در محل کار ماندن نداشته باشد ، اما با این وجود او بیشتر از ساعت کاری رسمی خود در سازمان مانده و به دیگران کمک می کند  و باعث بهبود امور جاری و تسهیل جریان کاری سازمان می گردد

تعریف فوق بر سه ویژگی اصلی رفتار شهروندی تأکید دارد :

۱- فراتر شرح وظایف کارکنان است.

۲-  رفتاری اختیاری و داوطلبانه است. رفتاری است که بصورت مستقیم پاداش ندارد و یا از طریق ساختار رسمی سازمانی مورد قدر دانی قرار نمی گیرد.

۳-  رفتار شهروندی سازمانی موجب ارتقای سازمان می شود.

عوامل موثر بر رفتار شهروندی

بررسی های فرا تحلیلی در خصوص ارتباط بین رفتار شهروندی سازمانی و عوامل اثرگذار بر آن نشان دهنده تاکید بر ۴ دسته عوامل زیر بوده است :

ویژگی های فردی کارکنان

ویژگی های شغلی

ویژگی های سازمانی

رفتارهای رهبری

تحقیقات اولیه صورت گرفته توسط ارگان و همکاران عمدتاً بر نگرش های کارکنان و گرایشها و رفتار حمایتی رهبر متمرکز بوده است. صاحبنظران، قلمرو رفتارهای رهبری را به انواع مختلف رفتارهای رهبری ، تعاملی و تحولی گسترش داده اند . اثرات ویژگی های شغلی و سازمانی عمدتاً در تئوری های مربوط به جایگزین های رهبری مطرح شده که توسط صاحب نظران مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است.

تعریف و ابعاد رفتار شهروندی برندی

با این تعاریف می توان گفت که رفتار شهروندی برند « مجموعه ای از رفتارهای داوطلبانه و اختیاری که از وظایف رسمی فرد نیستند ، اما با این وجود توسط وی انجام و باعث ارتقای ارزش برند سازمان می شوند»

مطالعات نشان داده اند که تقریبا ۳۰ نوع رفتار شهروندی برندی شناسایی شده است که برخی مواقع همپوشانی مفهومی زیادی بین آن ها وجود دارد. با جمعبندی و طبقه بندی دیدگاه های مختلف دسته بندی های مختلفی از اینگونه رفتارها انجام شده است . از جمله در یک دسته بندی ۵ گانه ، رفتارهای شهروندی برندی در قالب های زیر دسته بندی می شوند:

رفتار مدنی (آداب اجتماعی): آداب اجتماعی به عنوان رفتاری است که نشان می دهد کارکنان به زندگی اجتماعی در سازمان عمیقا علاقه مندند. این دسته رفتارها، مستلزم حمایت از عملیات های اداری سازمان است . شامل رفتارهایی از قبیل حضور در فعالیت های فوق برنامه و اضافی، آن هم زمانی که این حضور ضروری نباشد، حمایت از توسعه وتغییرات ارائه شده توسط مدیران و تمایل به مطالعه کتاب، مجلات و افزایش اطلاعات عمومی و آگاهی رساندن به دیگران می شود .

نوع دوستی : کمک به سایر همکاران و کارکنان برند برای انجام وظایف تعیین شده به شیوه ای فراتر از آنچه انتظار می رود. این بعد به رفتارهای مفید و سودبخشی از قبیل ایجاد صمیمیت، همدلی و دلسوزی میان همکاران اشاره دارد که بطور مستقیم و یا غیر مستقیم به کارکنانی که دارای مشکلات کاری هستند کمک می کند.

وجدان کاری : انجام امور تعیین شده به شیوه ای فراتر از آنچه انتظار می رود . همانند کار در بعد از ساعت اداری برای سود رساندن به برند یا کار کردن در زمان بیماری به نحوی که به سلامتی آسیب نرساند.

جوانمردی Sportsmanship : مؤلفه هایی هستند که بیانگر اجتناب از وارد نمودن خسارت به برند می باشند. جوانمردی را تمایل به شکیبایی در مقابل مشکلات اجتناب ناپذیر و اجحاف های کاری بدون اینکه گله و شکایتی صورت گیرد، تعریف می کنند. در واقع علایق شخصی خود را فدای مصالح برند می کنند.

نزاکت : این بعد بیان کننده نحوه رفتار افراد با همکاران، سرپرستان و مشتریان برند است. افرادی که در سازمان با احترام و تکریم با دیگران رفتار می‌‌کنند دارای رفتار شهروندی برند مترقی هستند. اورگان بیان کرده است که احترام یک شکل متمایز از رفتار شهروندی است، به دلیل اینکه بقیه ابعاد به کاهش و یا حل مشکلات کمک می کنند، اما احترام شامل ابعادی است که از ایجاد مشکلات، قبل از این که اتفاقی بیافتد جلوگیری می کند.

پیامدهای رفتار شهروندی برندی

شهروندان خوب برند، سازمان‌ها را قادر خواهند کرد که توانایی‌ همکاران و مدیران را برای انجام کار از طریق برنامه‌ریزی، زمانبندی و حل مشکل،بهبود بخشد و در ارائهء هرچه بهتر خدمات با کیفیت مشارکت کنند . همچنین‌ سازمان‌هایی که پیشرو در رفتارهای شهروندی خوب هستند،محیط کاری جذابی دارند و قادر به جذب و حفظ بهترین افراد هستند . در نتیجه می‌توان پیش‌بینی کرد که این نوع‌ رفتار بر نوع نگرش و رفتارهای کارکنان اثر دارند و فعالیت‌های آن‌ها را در جهت اهداف‌ سازمان هدایت می‌کند و در نهایت،بر کیفیت خدمات ارائه شده به مشتری اثرگذار است‌

در مجموع رفتار شهروندی سازمانی به طرق مختلف به موفقیت سازمان کمک می کند:

– افزایش بهره وری همکاران و مدیران

– آزاد کردن منابع و در نتیجه استفاده از آنها برای اهداف سودمند تر

– کاهش نیاز به اختصاص منابع کمیاب برای فعالیتهای نگه داری .

– کمک به هماهنگ کردن فعالیتها در بیرون و هم در داخل گروه کاری

– افزایش ثبات در عملکرد سازمان.

– توانمند کردن سازمان جهت انطباق هر چه موثر تر با تغییرات محیط سازمان.

پرسشنامه عوامل موثر بر پایداری کسب و کار خرد (استاندارد)

هدف: ارزیابی عوامل موثر بر پایداری کسب و کار خرد

تعداد سوال: 16

تعداد عامل: 16

شیوه نمر گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 6500 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه عوامل موثر بر پایداری کسب و کار خرد (استاندارد)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

مطالب مرتبط:

1- پرسشنامه بررسی تاثیر بازاریابی حسی در پایداری کسب و کارهای کوچک

2- پرسشنامه تبیین نقش گردشگری در پایداری روستایی

3- پرسشنامه شاخصهای محیطی – کالبدی ارزیابی پایداری گردشگری روستایی

4- پرسشنامه شاخصهای اجتماعی – فرهنگی ارزیابی پایداری گردشگری روستایی

5- پرسشنامه شاخصهای اقتصادی ارزیابی پایداری گردشگری روستایی

6- مقیاس پایداری اشتیاق مصرف کنندگان بلوچ و همکاران

پرسشنامه تبلیغات توصیه ای

هدف: ارزیابی میزان تبلیغات توصیه ای درباره برند

تعداد سوال: 14

تعداد بعد: 1

شیوه نمر گذاری: دارد

تفسیر: دارد

منبع: محقق ساخته (سفارش)

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 9500 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه تبلیغات توصیه ای

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

تبلیغات توصیه ای چیست؟

توصیه کردن محصول

به صورت عادی ما اگر بخواهیم تبلیغات انجام دهیم یک کانال تبلیغاتی مانند تلویزیون،شبکه های اجتماعی و خیلی روش های دیگر را پیش میگیریم و یک تیلیغ را آنقدر تکرار می کنیم تا تعداد افراد بیشتری آن را ببینند و جذب آن شوند. اما این روش یک عیب بزرگ دارد. آنهم اینکه کاربر یا بیننده خسته میشود و از حرص هم که شده خیلی وقت ها اگر تمایلی هم داشته باشد سمت برند شما نمی آید چون به قول خودش ” رو مخ ” است!!?

اما شیوه بهتری هم برای تبلیغات هست! تبلیغات توصیه ای! به این معنی که اول با کاربران و بیننده ها یک ارتباط برقرار کنیم و بعد شروع به تبلیغ محصول خود کنیم! در میزان تاثیر گذاری بیشتر آن شک نکنید! در این مدل تبلیغات ،اعتماد نقش پررنگی دارد! در ابتدا کمی از فواید استفاده از محصول خود بگویید و بعد به سراغ معرفی محصول خود بروید! یه قول معروف اول دل به دست بیاورید! این یک تکنیک بازاریابی خیلی ماهرانه است که در بعضی از تبلیغات تلویزیونی شاهد آن هستیم.در ادامه مثال هایی برای تبلیغات توصیه ای برای شما خواهیم زد.

کاربرد های تبلیغات توصیه ای:

توصیه کردن

از تیلیغات توصیه ای در هر کسب و کاری میتوان استفاده کرد! از تبلیغ آب معدنی گرفته تا پوشاک!گفتیم پوشاک؟یکم عجیب است نه؟در پوشاک چگونه میتوان از تبلیغات توصیه ای استفاده کرد؟پس بگذارید با یک مثال برای شما بگوییم:

شما یک تولید کننده پوشاک هستید!علاوه بر این که در تولید لباس های خود باید اصول روانشاسی رنگ را رعایت کنید (چون رنگ ها در میزان فروش محصول بسیار تاثیر گذارند) ، میتوانید از همین معقوله رنگ در تبلیغات توصیه ای خود استفاده کنید.چون در تولید پوشاک یک چیزی که مد نظر قرار میگیرد ارتباط رنگ و فصل است.هر فصلی رنگ های مخصوص خود را دارد.در تبلیغات توصیه ای خود به راحتی میتوانید از این رنگ استفاده کنید و بگویید فلان رنگ در این فصل گرما یا سرما را بیشتر منعکس میکند و محصول ما این ویژگی را کاملا رعایت کرده است!پس دیدید که به راحتی میتوان تبلیغات توصیه ای را در هر جایی به کار برد.

هدف از تبلیغات توصیه ای:

جلب اعتماد

در بخش اول این مقاله به یک کلمه بسیار کلیدی در تبلیغات توصیه ای اشاره کردیم : اعتماد! این یک اصل خیلی مهم در تبلیغات توصیه ای است.برای روشن تر شدن این موضوع اجازه دهید یک مثال ساده بزنیم. شما میخواهید فردی را برای انجام یک کار متقاعد کنید اما او زیر بار نمیرود. شما به یک فرد دیگر متوصل میشوید و به او میگویید که تو با او صحبت کن.او به صحبت های تو گوش میدهد!علت چیست؟ زیرا آن فرد به حرف های شخص سوم “اعتماد” دارد! در بازاریابی و تبلیغات نیز این یک اصل است!وقتی شما یک ارتباط گرم و صمیمانه با مشتریان و کاربران خود برقرار کنید اعتماد آنها را حلب کرده اید و آنها برای حرف شما ارزش قائل اند.

نتیجه گیری کلی:

در بحث تیلیغات نحوه انجام خیلی مهم است.این که چگونه تیلیغات کنیم تا مشتری از محصول ما خوشش بیاید و آن را بخرد.در این مقاله روش تبلیغات توصیه ای را معرفی کردیم که طی آن شما ابتدا یک پل ارتباطی بین خود و کاربران ایجاد میکنید و سپس وقتی او محصول شما را سودمند دانست تبدیل به مشتری شما میشود.این روش خیلی بهتری نسبت به تبلیغات عادی است که روی درصد بالای تاثیر گذاری آن میتوانید حساب کنید! امیدواریم این مقاله حاوی نکات مفیدی برای شما بوده باشد و از آن بهره کافی را ببرید.

پرسشنامه تناسب برند هتل با سبک زندگی (بهاری و همکاران، 1395)

هدف: ارزيابي میزان تناسب برند هتل با سبک زندگی

تعداد سوال: 4

تعداد بعد: 1

شیوه نمر گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه تناسب برند هتل با سبک زندگی (بهاری و همکاران، 1395)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

مطالب مرتبط:

1- پرسشنامه وفاداری به برند هتل (بهاری و همکاران، 1395)

2- پرسشنامه کوتاه رضایت از کیفیت فیزیکی هتل (بهاری و همکاران، 1395)

3- پرسشنامه کوتاه هویت برند هتل (بهاری و همکاران، 1395)

4- پرسشنامه کوتاه رضایت از رفتار کارکنان هتل (بهاری و همکاران، 1395)

پرسشنامه کوتاه رضایت از رفتار کارکنان هتل (بهاری و همکاران، 1395)

هدف: ارزيابي رضایت مشتریان از رفتار کارکنان هتل

تعداد سوال: 3

تعداد بعد: 1

شیوه نمر گذاری: دارد

تفسیر: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه کوتاه رضایت از رفتار کارکنان هتل (بهاری و همکاران، 1395)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

مطالب مرتبط:

1- پرسشنامه وفاداری به برند هتل (بهاری و همکاران، 1395)

2- پرسشنامه کوتاه رضایت از کیفیت فیزیکی هتل (بهاری و همکاران، 1395)

3- پرسشنامه کوتاه هویت برند هتل (بهاری و همکاران، 1395)