مرجع دانلود پرسشنامه و ابزار استاندارد در تمامی رشته ها,طراحی پرسشنامه

ترم آخر

آزمون,طراحی پرسشنامه,روانشناسی,مدیریت,پرسشنامه استاندارد,پرسشنامه رایگان,مشاوره آماری ,سایت پرسشنامه,نرم افزار رایگان روانشناسی,سفارش

خانه / آرشیو تگ: جامعه شناسی

آرشیو تگ: جامعه شناسی

پرسشنامه گرایش به اعتیاد

هدف: بررسی میزان تمایل به اعتیاد از سه بعد اجتماعی، فردی و محیطی
تعداد سوال: 16
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2003

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه گرایش به اعتیاد

تعریف اعتیاد

اعتیاد یک بیماری است که در آن بیمار رفتاری که عوارض بدی دارد را متداوما تکرار می‌کند. این بیماری با ایجاد اختلال در کنترل بر سیستم رفتار-پاداش، باعث تکرار آن رفتار می‌گردد.[۱] بیماری اعتیاد مدارهای عصبی مربوط به نظام پاداش، انگیزش، و حافظه را در مغز دچار اختلال کرده، و اختلال در این سیستم‌ها در مغز باعث بروز عوارض بیولوژیکی، فیزیولوژیکی، اجتماعی و روحی می‌گردد.[۲] بررسی اعتیاد به عنوان عارضه‌ای روانی، اجتماعی و اقتصادی از دیدگاه علوم پزشکی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی و همین‌طور از دیدگاه‌های فلسفه، قانون، اخلاق و مذهب صورت می‌گیرد. از سال ۱۹۶۴ میلادی،سازمان بهداشت جهانی استفاده از عبارت وابستگی دارویی یا وابستگی به دارو را به جای اصطلاح اعتیاد توصیه نموده‌است.

در عموم به لحاظ مفهومی، بیماری اعتیاد یک بیماری اصلی، مزمن و عصبی است، که در اثر عواملی ژنتیکی، فیزیولوژیک و اجتماعی رشد و بروز پیدا می‌کند، به طوری که وجه مشخصهٔ این بیماریاختلال در کنترل انجام عملی، و یا احساس اجبار در انجام یک عمل مشخص، با وجود آگاهی نسبت به عواقب خطرناک آن باشد.[۳]

وابستگی به مواد (مواد مخدر و مشروبات الکلی)، یا عادت های ناهنجار، یک اختلال روان پزشکی و روان شناسی بوده که از یک سو، معنای لغت خوشبختی را در زندگی فرد و خانواده او از بین می برد و از سوی دیگر آسیب های اجتماعی و اقتصادی بیشماری را به همراه دارد. البته عادتهای ناهنجار و اعتیادهای رفتاری مستقل از مواد شیمیایی تا همین سالهای اخیر هم در طبقه‌بندی‌های رسمی به عنوان اعتیاد محسوب نمی‌شدند و مدت کوتاهی است که اعتیادهایی مانند اعتیاد به اینترنت، اعتیاد به کار و اعتیاد به بازی‌های کامپیوتری به عنوان شکلی از اعتیاد طبقه‌بندی شده و مورد توجه قرار می‌گیرند[۴].

یکی از بزرگترین مشکلات اغلب کشورها در عصر امروز، پدیده سوء مصرف مواد است، که بطور مستقیم و غیر مستقیم، کوتاه مدت و بلند مدت، کیفیت زندگی ساکنین آن را تحت الشعاع قرار داده است.

اعتیاد پاسخ فیزیولوژیک بدن است به مصرف مکرر مواد اعتیادآور.[۵] این وابستگی از طرفی باعث تسکین و آرامش موقت و گاهی تحریک و نشاط گذرا برای فرد می‌گردد و از طرف دیگر بعد از اتمام این اثرات سبب جستجوی فرد برای یافتن مجدد ماده و وابستگی مداوم به آن می‌شود. در این حالت فرد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روانی به ماده مخدر وابستگی پیدا می‌کند و مجبور است به تدریج مقدار ماده مصرفی را افزایش دهد.

اعتیاد را می‌توان به دو گروه مجاز و غیرمجاز تقسیم‌بندی نمود.

اعتیاد مجاز، شامل مصرف مداوم موادی است که به‌عنوان دارو شناخته می‌شوند. این مواد دارویی ممکن است طبیعی یا مصنوعی باشند و با تجویز پزشک و یا به‌صورت خودسرانه مصرف شوند. اعتیاد به موادی مانند تنباکو و سیگار نیز که از نظر روانی وابستگی ایجاد می‌کند و باعث تداوم مصرف می‌شود، در ردیف اعتیاد مجاز طبقه‌بندی می‌شود.[۷]

اعتیاد غیرمجاز: وابستگی فرد به مصرف همیشگی مواد مخدر و به‌گونه‌ای که قوانین کشور یا بین‌المللی آن را غیرقانونی بشناسد، اعتیاد غیر مجاز نامیده می‌شود.

پرسشنامه اعتقاد به خرافات

هدف:‌ سنجش میزان اعتقاد افراد به خرافات های رایج
تعداد سوال: 31
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
منبع: فروغی، علی، عسگری مقدم، رضا، بررسي ميزان گرايش به خرافات در بين شهروندان تهراني، جامعه شناسي خرافات در ايران، ص 58-5.

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه اعتقاد به خرافات

تعریف خرافات

خرافات (جمع واژه عربی خرافه) به معنی اعتقاد غیرمنطقی و ثابت نشده به تأثیر امور ماورای طبیعت در امور طبیعی و به عبارت دیگر، هر نوع پندار عجیب برای مردم عوام است.[۱] معمولاً خرافات ریشه در گرایش‌های درونی یا باطنی در زندگی بشر داشته‌اند و به مرور تبدیل به خرافه شده‌اند. آنچه مورد اتفاق فیلسوفان است این است که هیچ تعریف مشخص و همه پسندی دربارهٔ خرافه وجود ندارد و تعریفی که از خرافه به معنای امر موهوم در ذهن مردم است بسیار نا مشخص و گنگ به نظر می‌رسد.

واژه خرافه از عربی گرفته شده است؛ در روایتی از محمد، پیامبر مسلمانان، نقل شده است که خرافه مردی از قبایل یمن بود و مدتی توسط اجنه ربوده شد و پس از مدتی به قبیله اش بازگشت و هنگامی که رویدادهای عجیب از زندگی جنیان را بیان می‌کرد، در میان اعراب به شهرت رسید.[۳][۴] در عربی، به هر سخن عجیب که از عالمی غیر از عالم بشری و علم و تجربه انسانی آگاهی می‌داد، حدیث خرافه می‌گویند.

پرسشنامه بررسی نقش خانواده در گرایش جوانان و نوجوانان به اعتیاد

هدف: بررسی میزان تاثیرگذاری خانواده در گرایش جوانان و نوجوانان به اعتیاد
تعداد سوال: 12
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: میرحسامی، شریف، بررسی نقش خانواده در گرایش جوانان و نوجوانان به اعتیاد، 1388، پایان نامه کارشناسی. دانشگاه پیام نور.

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1000 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه بررسی نقش خانواده در گرایش جوانان و نوجوانان به اعتیاد

اعتیاد چیست؟
اعتیاد یک «بیمارى اجتماعی» است که عوارض جسمى و روانى دارد و تا زمانى که بـه علل گرایش «بیمار» توجه نشود، درمان جسمى و روانى فقط براى مدتى نتیجه‏ بخش خواهد بود و فرد معتاد دوباره گرفتار « مواد اعتیاد آور» می‏ گردد. اعتیاد به موادمخدر یکى از مهمترین مشکلات اجتماعی، اقتصادى و بهداشتى است که عوارض ناشى از آن تهدیدى جدى براى جامعه بشرى محسوب شده و موجب رکود اجتماعى در زمینه ‏هاى مختلف مى‌ گردد.
همچنین ویرانگری‏ هاى حاصل از آن زمینه ساز سقوط بسیارى از ارزش‌ ها و هنجارهاى فرهنگى و اخلاقى شده و بدین ترتیب سلامت جامعه را بطور جدى به مخاطره مى‌ اندازد. پدیده شوم قاچاق موادمخدر بیش از آنکه فعالیتى سوداگرانه، تجارى و اقتصادى در عرصه مافیاى اقتصاد بین ‏المللى باشد، ابزارى کارآمد، مؤثر و راهبردى در گسترش نظام سلطه صاحبان قدرت جهان بر کشورهاى توسعه نیافته است. تحلیلگران مسائل سیاسى و اجتماعى بر این باورند که در تهاجم و نفوذ فرهنگی، پدیده موادمخدر مهمترین عامل به تباهى کشیدن و انحطاط اخلاقى جوامع به شمار می‏ رود. متاسفانه گسترش دامنه مصرف موادمخدر در جامعه امروزى به حدى است که حتى قشر متفکر و تحصیل کرده را نیز به سمت خود کشانده است.
اعتیاد بعنوان یک آسیب اجتماعی، هیچ گاه بطور کامل ریشه‏ کن نخواهد شد، اما با تدبیر، اندیشه و تلاشى مخلصانه حداقل می‏توان آن را به کنترل در آورد.
مراحل اعتیاد :
١- مرحله آشنایى: این مرحله با تشویق دیگران، مخصوصاً دوستان ناباب، یا از روى غرور و کنجکاوى خود فرد شروع می ‏شود.
٢- مرحله شک و تردید :در این مرحله فرد به مبارزه با امیال خود می ‏پردازد.
٣- مرحله اعتیاد واقعى :در این مرحله علائم اعتیاد ظاهر گشته، فرد و زندگی وی را احاطه می کند.
انواع مواد مخدر :
١- سستی زا        ٢- توهم زا        ٣- توان افزا
موادسستى‏ زا :
موادى هستند که مصرف آن بر روى سلسله اعصاب مصرف‏ کننده اثر گذاشته و در نتیجه فعالیت فکرى و بدنی او را سست نماید که شامل:
الف: طبیعى، مانند: استحصالات گیاه خشخاش، تریاک، شیره تریاک، مرفین
ب: مصنوعى، مانند: هروئین، متادون، نرمتادون، پاپاورین، پتیدین، انواع و اقسام قرص هاى مسکن و آرام ‏بخش
موادتوهم‏ زا:
با مصرف این مواد فرد دچار اوهام حسى و بصرى می ‏شود. این مواد را هالوسینوژن می‏ گویند که شامل:
الف :طبیعى، مانند: استحصالات گیاه شاهدانه، حشیش، بنگ، ماری‏جوانا، گراس، چرس؛ مسکالین، جو سیاه آفت ‏زده، برخى از قارچ هاى حاوى مواد توهم ‏زا، دانه‏ هاى نوعى نیلوفر وحشی
ب: مصنوعی، مانند: ال.اس.دی(L.S.D) ، دی‏ متیل تریپتامین (D.M.T) ، دی‏ اتیل تریپتامین (D.E.T)
موادتوان‏افزا:
مصرف آن بر روى سلسله اعصاب تأثیر گذاشته و در نتیجه فعالیت فکرى و بدنى مصرف‏ کننده بیشتر و باعث هیجان می‏ شود. این مواد به دو دسته تقسیم می‏ شوند که عبارتند از:
الف :طبیعی، مانند: برگ کوکا، کوکائین، کراک، برگ و ساقه برخى درختان مثل خات و کراتم و ناس
ب :مصنوعی، مانند: آمفتامین، متیل آمفتامین، ترکیبات آمفتامین‏ ها
آثار سوء مواد مخدر
در شرايط معمولي وقتي بشر از انجام دادن كاري لذت ببرد و به عبارتي ديگر پاداش بگيرد، از مناطق پاييني مغز او موادي به اسم دوپامين و نوراپي نفرين ترشح مي‌شود و بر روي قشر و ساير مراكز حياتي آن اثر مي‌كند و احساس لذت و پاداش به او دست مي‌دهد و سعي در تكرار آن عمل دارد. يكي از آثار سوء مواد مخدر فعال شدن همين سيستم است. بنابراين كساني كه يك بار با اين مواد آشنا مي‌شوند چون سيستم پاداش در مغز آنها تقويت شده، تمايلي شديد به تكرار مصرف آن پيدا مي‌ كنند. از بين مواد مخدر هروئين به سهولت در چربي حل مي‌ شود. مغز انسان نيز مقدار زيادي چربي دارد و بنابراين در مقايسه با مرفين و مشتقات آن، هروئين پس از مصرف در زمان كوتاه‌ تري روي مغز اثر مي‌ كند. كدئين نيز كه از مشتقات ترياك است به آساني در سيستم گوارش جذب شده و در بدن تبديل به مرفين مي‌ شود. در يك مطالعه روشن شده است كه در معتادان، يكي از آثار سوء مصرف مواد، كاهش جريان خون در بعضي از نواحي مغز است.
اثرات مواد مخدر بر مغز
مهم‌ ترين محل تاثير مواد مخدر بر مغز است. در مغز گيرنده‌ هايي وجود دارد كه اين مواد بر آن‌ ها اثر مي كنند. اين گيرنده‌ها به ٣ گروه تقسيم مي شوند:
١- اثر بر برگيرنده هاي گروه اول سبب تنظيم و كاهش احساس درد، كاهش فعاليت مركز تنفس، يبوست و اعتياد مي‌ شود
٢- اثر برگيرنده هاي گروه دوم سبب كاهش احساس درد و افزايش حجم ادرار مي‌شود
٣- اثر مواد مخدر بر گيرنده‌ هاي گروه سوم سبب كاهش احساس درد مي‌شود

اثرات مواد مخدر بر رفتار
١- اين مواد حالت خمودگي، ابر گرفتگي شعور ايجاد مي‌ كنند يعني مي‌ توانند بيداري بيش از حد بشر را كاهش دهند. بنابراين آنهايي كه كار فكري شديد، يكنواخت و خسته كننده مي‌ كنند با اولين آشنايي‌ ها در معرض ابتلاي به اعتياد هستند، ابتدا ظاهرا آنها را آرام مي‌ كند اما پس از مدتي قدرت مبارزه، كار و ثمر بخشي را از آنها مي‌ گيرد.
٢- قسمت اعظم دردهاي بشر روانزاد است، انواع كمر دردها، پشت درد، سردرد، دل دردهاي مزمن، دردهاي عضلاني و استخواني، مي‌ تواند جنبه رواني داشته باشد. كساني كه با مراجعه به پزشكان مختلف و استفاده از روش‌ هاي مرسوم فرهنگي، تسكيني براي درد خود نمي‌ يابند، در مقابل مواد مخدر بسيار آسيب پذير هستند.
٣- در مسير اعتياد، بتا آندورفين‌ ها كه مواد شبه مخدر درون زا هستند كاهش مي‌ يابد، زيرا با ورود مواد مخدر خارجي جاي شبه مرفين‌ هاي مفيد و توليد شده در بدن شخص را مي‌ گيرد. بنابراين پس از ترك اعتياد و در حين آن كه مواد مخدر خارجي به بدن نمي‌ رسد، مغز ديگر مواد شبه مرفين درون زا ترشح نمي‌ كند، درد و حالت روحي ناخوش و اضطراب و بي‌ قراري در شخص زياد است كه البته پس از مدتي كه از ترك بگذرد مجدداً مغز مواد لازم را ترشح خواهد كرد.
٤- با كاهش آندورفين‌ ها در مغز شخص معتاد و بدن او، خاصيت دشمن كشي مونوسيت‌‌ ها كه از سلول‌ هاي دفاعي بدن هستند كاهش مي‌ يابد. بنابراين شخص معتاد نسبت به افراد سالم به عفونت‌ ها حساستر است و زودتر مبتلا مي‌ شود.

پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز (-۳۰MCQ)

هدف: بررسی ابعاد مختلف باورهای فراشناختی
تعداد سوال: 30
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج:‌دارد
روایی و پایایی: دارد
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز (-۳۰MCQ)

تعریف فراشناخت

فراشناخت (به انگلیسی: Metacognition) در روان‌شناسی واژه‌ای است که به صورت «شناختنِ شناختن» و یا « دانستنِ دانستن» تعریف شده است. تاملی که انسان بر روی فرایندهای ذهنی خود می‌کند، و اندیشیدن درباره تفکر را فراشناخت می‌نامند. این مفهوم از مفاهیم نظریه ذهن به شمار می‌آید، که به صورت عمومی دارای دو مولفه است: یکی دانش درباره شناخت، و دیگری قاعده بخشیدن به شناخت. کودک انسان تا پیش از دبستان هنوز مجهز به فراشناخت نیست و توانایی درکِ نظر و افکار و احساسات دیگران را ندارد، از چهار سالگی به بعد است که می‌فهمد که افکار و باورهای دیگران بر رفتارشان تاثیر می‌گذارد و این‌که حتی ممکن است آن‌ها از واقعیت به دور نیز باشد. بیماران مبتلا به اوتیسم فاقد نظریه ذهن می‌باشند، آدم‌ها را به مانند هر نوع شی دیگری می‌بینند، در نتیجه به دنیای درون خود پناه می‌برند.[۱] فراشناخت را می توان به سه حیطه دانش فراشناختی(به انگلیسی: Metacognitive knowledge)، تجربه های فراشناختی(به انگلیسی: Metacognitive experiences) و راهبردهای فراشناختی(به انگلیسی: Metacognitive strategies) تقسیم کرد. دانش فراشناختی به باورها و نظریه هایی اطلاق می شود که افراد درباره تفکر خود دارند. تجربه های فراشناختی شامل ارزیابی ها و احساس هایی است که افراد در موقعیت های مختلف درباره ی وضعیت روانی خود دارند و راهبردهای فراشناختی پاسخهایی هستند که برای کنترل و تغییر تفکر به کار گرفته می شوند و به خودتنظیمی هیجانی و شناختی کمک می کنند[۲]

منابع

  1.  زمینه روانشناسی اتکینسون و هیلگارد. ترجمهٔ محسن ارجمند، حسن رفیعی. ۱۳۹۲.
  2.  ولز، آدریان. راهنمای عملی درمان فراشناختی اضطراب و افسردگی. ترجمه شهرام محمدخانی. ورای دانش، 1390.

پرسشنامه مهارت های زندگی (فرم کوتاه)

هدف: بررسی مهارت های تصمیم گیری، حل مسئله و تفکر خلاق
تعداد سوال: 20
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: ساعتچی. محمود ، کامکاری. کامبیز، عسکریان. مهناز . آزمونهای روان شناختی . نشر ویرایش . 1389

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2400 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه مهارت های زندگی (فرم کوتاه)

تعریف مهارت های زندگی

مهارتهای زندگی شامل ده مهارت اصلی و اساسی هستند که غالبا بصورت جفت جفت طبقه بندی می شوند ، زیرا بین هر جفت ارتباط طبیعی وجود داشته و در حقیقت به منزله دو روی سکه هستند .

این مهارتها عبارتند از:
• خودآگاهی / همدلی
• ارتباط / روابط بین فردی
• تصمیم گیری / حل مساله
• تفکر خلاق / تفکر انتقادی
• مقابله با هیجانات / مقابله با استرس
 

تعریف مهارتهای ده گانه زندگی

خودآگاهی
خودآگاهی ، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولا پیش شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است.

 همدلی
همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد  درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتوانند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجار رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.

 ارتباط مؤثر
این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند کلامی و غیر کلامی و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعیت، خود را بیان کند بدین معنی که فرد بتواندنظرها ، عقاید ، خواسته ها ، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران ، در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک رابطه سالم است.

 روابط بین فردی
این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و مؤثر فرد با انسانهای دیگر کمک می کند. یکی از این موارد ، توانایی ایجاد روابط دوستانه است.که در سلامت روانی و اجتماعی ، روابط گرم خانوادگی ، به عنوان یک منبع مهم روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد.
 تصمیم گیری
این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحو مؤثرتری در مورد مسائل تصمیم گیری نماید. اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیم گیری کنند ، جوانب مختلف انتخاب را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند ، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت.

 حل مسأله
این توانایی فرد را قادر می سازد تا به طور مؤثرتری مسائل زندگی را حل نماید . مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند ، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمی منجر می شود.

 تفکر خلاق
این نوع تفکر هم به مسأله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک می کند . با استفاده از این نوع تفکر ، راه حلهای مختلف مسأله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی می شوند . این مهارت ، فرد را قادر می سازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم خود را دریابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست ، با سازگاری و انعطاف بیشتر به زندگی روزمره بپردازد.

 تفکر انتقادی
تفکر انتقادی ، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است . آموزش این مهارت ها ، نوجوانان را قادر می سازد تا در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کنند و از آسیب های ناشی از آن در امان بمانند.

  توانایی حل مسأله
این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص دهد ، نحوه تأثیر هیجان ها بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجان های مختلف نشان دهد . اگر با حالات هیجانی ، مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این هیجان تأثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی خواهد گذاشت و برای سلامت پیامدهای منفی به دنبال خواهند داشت.

 توانایی مقابله با استرس
این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آنها بر فرد است . شناسایی منابع استرس و نحوه تأثیر آن بر انسان ، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیری های خود فشار و استرس را کاهش دهد.

 اجزای مهارتهای ده گانه زندگی

 خودآگاهی
•          آگاهی از نقاط قوت
•          آگاهی از نقاط ضعف
•          تصویر خود واقع بینانه
•          آگاهی از حقوق و مسئولیت ها
•          توضیح ارزشها
•          انگیزش برای شناخت

 مهارتهای ارتباطی
•          ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر
•          ابراز وجود
•          مذاکره
•          امتناع
•          غلبه بر خجالت
•          گوش دادن

 همدلی
•          علاقه داشتن به دیگران
•          تحمل افراد مختلف
•          رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر
•          دوست داشتنی تر شدن (دوستیابی)
•          احترام قائل شدن برای دیگران

 مهارتهای بین فردی
•          همکاری و مشارکت
•          اعتماد به گروه
•          تشخیص مرزهای بین فردی مناسب
•          دوستیابی
•          شروع و خاتمه ارتباطات

 مهارتهای حل مسأله
•          تشخیص مشکلات علل و ارزیابی دقیق
•          درخواست کمک
•          مصالحه (برای حل تعارض)
•          آشنایی با مراکزی برای حل مشکلات
•          تشخیص راه حل های مشترک برای جامعه

 مهارتهای تفکر خلاق
•          تفکر مثبت
•          یادگیری فعال ( جستجوی اطلاعات جدید )
•          ابراز خود
•          تشخیص حق انتخاب های دیگر ( برای تصمیم گیری )
•          تشخیص راه حل های جدید برای مشکلات

 مهارتهای مقابله با هیجانات
•          شناخت هیجان های خود و دیگران
•          ارتباط هیجان ها با احساسات ، تفکر و رفتار
•          مقابله با ناکامی ، خشم ، بی حوصلگی ، ترس و اضطراب
•          مقابله با هیجان های شدید دیگران

 مهارتهای تصمیم گیری
•          تصمیم گیری فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق کارهایی که می توان انجام داد که انتخاب را تحت تأثیر قرار دهد.
•          تصمیم گیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیت ها
•          تعیین اهداف واقع بینانه
•          برنامه ریزی و پذیرش مسئولیت اعمال خود
•          آمادگی برای تغییر دادن تصمیم ها برای انطباق با موقعیت های جدید migna.ir

 مهارتهای تفکر انتقادی
•          ادراک تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزشها ، نگرشها و رفتار
•          آگاهی از نابرابری ، پیشداوری ها و بی عدالتی ها
•          واقف شدن به این مسئله که دیگران همیشه درست نمی گویند
•          آگاهی از نقش یک شهروند مسئول

 مهارتهای مقابله با استرس
•          مقابله با موقعیتهایی که قابل تغییر نیستند
•          استراتژی های مقابله ای برای موقعیت های دشوار ( فقدان ، طرد ، انتقاد)
•          مقابله با مشکلات بدون توسل به سوء مصرف مواد
•          آرام ماندن در شرایط فشار
•          تنظیم وقت

پرسشنامه سرسختی روان شناختی اهواز

هدف: سنجش میزان سرسختی افراد
تعداد سوال: 27
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: كيامرثي، آذر (1376). ساخت و اعتباريابي مقياسي براي سنجش سرسختي روان شناختي و بررسي رابطة آن با تيپ شخصيتي الف، كانون بهار، عزت نفس، شكايات جسماني و عملكرد تحصيلي در دانشجويان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز. پايان نامه كارشناسي ارشد. دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز. پايان نامه كارشناسي ارشد،. دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه سرسختی روان شناختی اهواز

تعریف سرسختی روانشناختی

سرسختی روانشناختی یک سازه شخصیتی مثبت است که برای اولین بار توسط مدی و کوباسا در دهه هشتاد قرن بیستم بر اساس نظریه های وجودی شخصیت مورد توجه ویژه قرار گرفت.

کوباسا (1979) سرسختی روانشناختی را ترکیبی از باورها در مورد خویشتن و جهان تعریف می کند که از سه مؤلفه تعهد، کنترل و مبارزه جویی تشکیل یافته است.

کوباسا این نظریه را ارائه کرد که سرسختی روانشناختی مجموعه ای از ویژگی های شخصیتی است که در هنگام مواجه با وقایع استرس زای زندگی، به عنوان منبع مقاومت ایفای نقش می کند، امکان بروز علایم بیماری را کاهش می دهد و از تجربیات مفید و متفاوت دوران کودکی نشأت می گیرد. (مدی و کوباسا، 1984)
او نشان داد افرادی که از سرسختی زیادی برخوردارند، هرچند درجه بالایی از استرس ها را تجربه می کنند،ولی بیمار نمی شوند.این افراد از نظر ویژگی سرسختی،متفاوت از کسانی هستند که در شرایط پر استرس بیمار می شوند.
شاخص های سرسختی
از دیدگاه کوباسا فرد سرسخت کسی است که سه مشخصه عمومی دارد: الف) تعهد ب) کنترل ج) مبارزه جویی
تعهد یعنی اعتقاد به اهمیت، جالب بودن و معنی داری فعالیت های زندگی است. کوباسا معتقد است که تعهد، اساسی ترین عامل حفظ بهداشت است.
مناسبات افراد متعهد با خودشان و با محیطشان متضمن فعال بودن و روی آوری است تا منفعل بودن و روی گردانی.
کنترل کوباسا با استفاده از منبع کنترل راتر به مفهوم کنترل دست یافت. افراد منبع کنترل را بر اساس تجارب و یادگیری مرتبط با تقویت می آموزند.
ویژگی شخصیتی کنترل شامل تمایل شخص به احساس و اقدام به نحوی که گویی در رویارویی با شرایط و مقتضیات گوناگون زندگی صاحب نفوذ و تسلط است، می باشد تا درمانده و وامانده.
مبارزه جویی تعهد به عنوان سیستم اعتقادی است که تهدید ادراک شده ناشی از وقایع استرس زای زندگی را به حد اقل می رساند. یعنی این اعتقاد که در زندگی تغییر از ثبات عادی تر است و این که انتظار تغییر داشتن محرکی برای رشد است نه تهدیدی برای امنیت. افراد مبارزه جو تغییر را با آغوش باز می پذیرند و آن را نوعی چالش تلقی می کنند.

ویژگی های سرسختی روانشناختی
در مجموع ویژگی های سرسختی روانشناختی عبارتند از: 1-حس کنجکاوی قابل توجه. 2-تمایل به داشتن تجارب معنی دار. 3-اعتقاد به مؤثر بودن آنچه که مورد تصور ذهنی قرار گرفته است. 4-انتظار این که تغییر امری طبیعی است و هر محرک با اهمیت می تواند موجب رشد و پیشرفت گردد. 5-ابراز وجود، نیرومندی و پرانرژی بودن. 6-توانایی استقامت و مقاومت.

در فرهنگ عامه نیز افرادی هستند که با صفاتی چون «مقاوم» و «صبور»، شناخته می شوند، این افراد ظاهراً بهتر از سایرین، مشکلات را تحمل می کنند و دیرتر از پای در می آیند.

ارتباط سرسختی روانشناختی با استرس و بیماری

ارتباط سرسختی روانشناختی با استرس و بیماری (ویبه و ویلیامز، 1992). ویبه و ویلیامز مدل مفهومی ارتباط سرسختی روانشناختی با استرسورها و سلامتی را بر مبنای یک دیدگاه فیزیولوژیکی-روانی- اجتماعی ارائه کرده اند. بر اساس مدل ویبه و ویلیامز، تهدید آمیزی یک رویداد و پاسخ های مقابله ای بی ثمر عامل افزایش برانگیختگی فیزیولوژیکی هستند و برانگیختگی فیزیولوژیکی مکرر و طولانی نیز به فشار و اختلال در عملکرد سیستم ایمنی و در نهایت به بیماری منجر می شود، اما سرسختی روانشناختی با ایجاد تغییر در ارزیابی رویدادها و پاسخ هابی مقابله ای از برانگیختگی فیزیولوژیکی منفی و آسیب زا جلوگیری می کند.

عوامل و همبسته های سرسختی روانشناختی
طی چند سال اخیر سرسختی روانشناختی به عنوان یک ویژگی مفید و مثبت در حوزه آسیب شناسی روانی مورد بررسی گسترده ای قرار گرفته است. در کنار سرسختی روانشناختی، عوامل دیگری مانند حمایت اجتماعی، عزت نفس و خوشبینی می تواند نقش همسانی داشته باشد.

عوامل سرشتی
تا کنون هیچ گونه شواهدی مبنی بر نقش وراثت در ایجاد سرسختی روانشناختی افراد وجود ندارد. اما شواهدی حاکی از این است که والدین سرسخت، فرزندانی سرسخت نیز دارند. تبیین های احتمالی، الگو سازی، همانندسازی فرزندان با والدین و شیوه های فرزند پروری مناسب و صحیح می باشد.

عوامل زیست شیمیایی

افراد سرسخت نسبت به افراد غیر سرسخت، سیستم ایمنی قوی تر و ایموگلوبین بیشتر، واکنش پذیری فشار خون انقباضی بیشتر حین تکلیف تهدید آمیز و افزایش کمتری در انگیختگی سمپاتیک (یعنی تنش) در خلال شرایط ارزیابی تکلیف دارند.

یادگیری
افراد سرسخت، الگوهایی در پیش رو داشته اند که انها را در زمینه تعهد، کنترل و مبارزه جویی سرمشق قرار داده اند. از انجا که سرسختی روانشناختی را می توان یاد گرفت، احتمالاً افراد در مواجهه یا وقایع، احساس کارآمدی و کنترل بر محیط را کسب کرده اند.

پرسشنامه سلامت عمومی GHQ (سلامت عمومی گلدبرگ)

هدف: بررسی ابعاد سلامت عمومی در افراد
تعداد سوال: 28
شیوه نمره گذاری و تفسیر کامل نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط رایگان

دانلود رایگان

Desc (1)

پرسشنامه سلامت عمومی GHQ (سلامت عمومی گلدبرگ)

سلامت روان چیست؟

تاکنون تعاریف متفاوتی از سلامت روانی (Mental Health) ارائه شده است. مثلاً گفته شده است که سلامت روانی یعنی: داشتن تعادل عاطفی و سازش اجتماعی، احساس راحتی و آسایش، فقدان بیماری روانی (Mental Illess)، یکپارچگی شخصیت و شناخت خود و محیط. برخی از دانشمندان نیز به جنبه سالم طبیعت آدمی پرداخته و معتقدند سلامت روانی بسیار بیشتر از روان نژند (Psychopath) یا روان پریش (Psychotic) نبودن است. اما گروه دیگری از روان شناسان در تعریف سلامت روانی به تعریف رفتار نابهنجار یا بیماری روانی می پردازند و سپس نتیجه می گیرند که سلامت روانی در واقع مساوی با عدم بیماری روانی است. در این دیدگاه ابتدا برای بیماری روانی ملاک هایی در نظر گرفته می شود که داشتن هر یک از این ملاک ها به تنهایی و یا به صورت جمعی می تواند نشانگر اختلال روانی باشد. این ملاک ها عبارتند از: داشتن رفتار غیر انطباقی، انحراف از متوسط، پریشانی شخصی، انحراف از هنجارهای اجتماعی و اختلال در کارکرد اجتماعی. به این ترتیب، سلامت روانی با عواطف، تفکر و رفتار آدمی ارتباط دارد. یعنی فردی که از سلامت روانی خوبی برخوردار است، می تواند با حوادث روز افزون و مشکلات زندگی مقابله کند؛ اهداف خود را در زندگی دنبال کند و عملکرد مؤثری در جامعه داشته باشد. سلامت روان زمینه رشد مهارت های فکری و ارتباطی را فراهم می کند و باعث رشد عاطفی، انعطاف پذیری و عزت نفس می شود. عملکرد موفقیت آمیز کارکردهای ذهنی و در نتیجه انجام فعالیت های سازنده، داشتن روابط مناسب با دیگران، توانایی سازگاری با تغییرات و رویارویی مؤثر با حوادث ناگوار زندگی همه از پی آمدهای داشتن سلامت روانی محسوب می شود (بیابانگرد و جوادی، 1383). البته باید متذکر شد که واژه سلامت روان، مفهومی بسیار وسیع دارد و شامل: رفاه ذهنی،‌ احساس خود توانمندی، کفایت، درک همبستگی بین نسلی و توانایی تشخیص استعدادهای بالقوه هوشی و عاطفی در فرد می باشد؛ به گونه ای که فرد بتواند توانایی هایش را شناخته، با استرس های معمول زندگی تطابق حاصل کند و از نظر شغلی سازنده و مفید باشد (امام هادی و همکاران، 1385: 153). با توجه به مطالب بیان شده می توان گفت هر انسانی که بتواند با مسائل عمیق خود کنار بیاید، با خود و دیگران سازش یابد و در برابر تعارض های اجتناب ناپذیر درونی خود ناتوان نشود و خود را به وسیله جامعه مطرود نسازد دارای سلامت روانی است (صادقی موحد و همکاران، 1387: 262).
سازمان جهانی بهداشت، سلامت روان را ترکیبی از دو بُعد می داند: بُعد منفی یا سلامت روان منفی که بر عدم وجود اختلالات، نشانه ها و مشکلات روانی دلالت دارد و بُعد مثبت یا سلامت روان مثبت که در برگیرنده هیجانات و خصوصیات شخصیتی مثبت از قبیل: عزت نفس، غلبه بر محیط، حس یکپارچگی و خود – کارآمدی است. بر این اساس، برنامه های ارتقای سلامت روان نیز نباید تنها بر جنبه پیشگیری از بیماری های روانی تکیه کنند؛ بلکه طبق تعریف داوین (Dowine-1996) این برنامه ها علاوه بر تلاش در جهت کاهش خطر بروز بیماری در جامعه، باید در برگیرنده اقداماتی باشند که به منظور افزایش شاخص های مثبت سلامت روان و میزان آسایش روان شناختی در افراد صورت می گیرد. مطالعات نشان داده اند که ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان علاوه بر مزایای بالقوه آن در حوزه سلامت، یکی از روش های شناخته شده در راستای پیشگیری از رفتارهای پر خطر نیز می باشد (سلیمانی نیا و همکاران، 1384: 81 و 80). طبق تعریف زاکرمن (Zukherman-1994)، خطر «احتمال ارزیابی شده از پی آمد منفی یک رفتار» می باشد. بر این اساس، رفتارهای پر خطر به اَعمال ارادی، هدفمند و مبتنی بر منظور گفته می شود که بالقوه آسیب و صدمه را برای فرد به دنبال داشته (سلیمانی نیا، 1386: 75) و سلامت و بهزیستی نوجوانان، جوانان و افراد جامعه را در معرض خطر قرار می دهد. این گونه رفتارها به دو گروه تقسیم می شوند. گروه اول رفتارهایی که بروز آنها سلامت خود فرد را تهدید می کند و گروه دوم رفتارهایی را شامل می شود که به تهدید سلامت و آرامش افراد دیگر منجر می شود (اسماعیلی، 1385). برخی عناصر از جمله: گرایش های هیجان خواهی بالا، تمایل طبیعی رشدی به خطر پذیری، تکانشی بودن، خود محوری، پرخاشگری، عدم آگاهی نسبت به پی آمدهای رفتار، جنسیت، سن، تأثیرات هورمونی، عزت نفس، تغییرات اجتماعی، نژاد و قومیت، وضعیت اقتصادی – اجتماعی، عوامل خانوادگی، تأثیرات گروه هم سالان و متغیرهای مربوط به محله و محیط زندگی در برگیرنده عوامل زیستی، روانی، اجتماعی و عوامل محیطی هستند که می توان آنها را به عنوان عوامل زمینه ساز رفتارهای پر خطر به حساب آورد (سلیمانی نیا، 1386: 76).
با توجه به نقش سازنده ای که سلامت روان دارد، ارتقای آن ضروری به شمار می آید. در مورد کودکان، نوجوانان و جوانان، روابط سالم والدین با فرزندان می تواند زمینه رشد و سلامت روانی فرزندان را فراهم کند و باعث شود تا فرزندان بتوانند عواطف و احساسات خود را تعدیل کنند. والدینی که با فرزندان خود روابط محبت آمیز دارند، شرایط را برای سازندگی بیشتر آنها فراهم می کنند. محبت، عامل سلامت جسم و روان است و نبود آن سبب ظهور نابهنجاری های رفتاری می شود (حسینی، 1387: 157). برای سلامت روانی یک کودک، رفع نیازهای اولیه لازم است. این نیازها عبارت است از: خانواده با محبت و حامی، داشتن فرصت برای صحبت کردن با خانواده، فرصت برای بازی با کودکان دیگر، امنیت، آرامش، راهنمایی و انضباط مناسب. برای پدر و مادر شناخت این نیازها و نیازهای جسمی فرزندشان مثل: تغذیه، لباس گرم به هنگام سرما و زمان خواب در ساعت مناسب آسان است؛ ولی نیازهای روحی و اساسی او که نقش مؤثری در سلامت روانی وی دارد ممکن است مشخص نباشد. در حالی که سلامت روانی فرزند باعث می شود تا او خوب تفکر کند، پیشرفت اجتماعی داشته باشد و مهارت های جدید را به خوبی یاد بگیرد (نشریه انجمن سلامت روانی ملی، 1385: 80-78). یکی دیگر از عوامل مؤصر در ارتقای سلامت روان، نماز و آموزه های دینی است. نماز مهم ترین عامل و اصولی ترین روش تربیت در جلوگیری از انحرافات اخلاقی و مؤثرترین روش درمانی در اصلاح انحرافات و اختلالات رفتاری می باشد. پولوم و پندلتون (Poloma & Pendleton-1991) در مطالعه خود نشان دادند که بهترین عامل تأمین کننده سلامت روانی افراد، پرداختن به عبادت است. آقایی، چاوشی و همکاران (1387) نیز در تحقیقی که به بررسی رابطه نماز با جهت گیری مذهبی و سلامت روانی پرداخته اند، نشان دادند افراد مذهبی و کسانی که مذهب در آنها درونی شده است و در ذات آنها ریشه دارد در مقایسه با افرادی که مذهب را وسیله ای برای دستیابی به اهداف می دانند از سلامت روانی بیشتری برخوردارند. در این میان، مطالعات (1388) نشان می دهد والدینی که خودشان نماز می خوانند تأثیر بیشتری در جذب فرزندشان به ادای نماز دارند (آقا محمدی و همکاران، 1389: 87-79). در میان آموزه های دینی، عبادت و ذکر خدا از جایگاه ویژه ای برخوردار است و در ایجاد بهداشت روانی (Hygiene Mental) و آرامش افراد نقش اساسی دارد. چنان که بعضی از بزرگان معتقدند تا زمانی که سلامت و بهنجاری اعتقادی حاصل نشود، سلامت روانی هم حاصل نمی شود. از نظر روان شناسان، بیشتر بیماری های روانی که از فشارهای روانی و ناکامی های زندگی برمی خیزد، در میان افراد غیر مذهبی دیده می شود. در این خصوص کارل گاستاو یونگ (Carl Gustave Jung 1875-1961) می گوید: «در طول سال ها درمان بیماری های روانی، حتی یک بیمار را ندیدم که مشکل اساسی او نیاز به گرایش دینی در زندگی نباشد. به جرأت می توان گفت همه بیماران روانی به این علت بیمار شده اند که از درون مایه های دینی در زندگی بی بهره بوده اند و تنها وقتی به طور کامل درمان شده اند که به دین و دیدگاه های دینی بازگشته اند». بنابراین، افراد مذهبی به هر نسبت که ایمان محکمی داشته باشند از بیماری روانی دورتر هستند. از این رو یکی از پی آمدهای زندگی در عصر حاضر که برآمده از ضعف ایمان مذهبی است، افزایش بیماری های روانی می باشد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: آنها که به خدا ایمان آورده اند دل هایشان به یاد خدا آرام می گیرد. آگاه باشید که تنها یاد خدا آرامش بخش دل هاست. از جمله آثار یاد خدا آرامش خاطر است و این اثر در اقامه نماز آشکار است. از آنجا که انسان در نماز با تمام اعضای بدن و حواس خود متوجه خدا می شود و از همه اشتغالات و مشکلات زندگی روی برمی گرداند و به هیچ چیز جز خدا فکر نمی کند، همین روی گردانی از مشکلات موجب آرامش و سلامت روان وی می شود. توماس هاسلیوپ (1995) در این باره می گوید: «مهم ترین جواب آرامش بخش که من در طول سال های متمادی تجربه و مهارتم در مسائل روانی به آن پی بردم، همین نماز است. من به عنوان یک پزشک می گویم مهم ترین وسیله در آرامش روان که ضامن از بین بردن تنش ها، اضطراب ها و افسردگی های روزمره است و من تاکنون شناخته ام نماز است». در حقیقت تأثیر مهم نماز در کاهش اضطراب و افسردگی بیماران روانی و ایجاد سلامت روانی شبیه تأثیر روان درمانی برخی از روان درمانگران معاصر برای درمان اضطراب و افسردگی بیماران روانی است. انسان بلافاصله پس از نماز به ذکر دعا و تسبیح می پردازد که این تداوم همان حالت آرامش روانی را موجب می شود. اصولاً انسان در دعا با خدای خود به مناجات می پردازد و از مشکلاتی که او را در زندگی مضطرب و افسرده می کند به او پناه می برد و با بازگو کردن مشکلات اضطراب انگیز در چنین حالتی از سلامت روانی برخوردار می شود. به طور کلی، تحقیقات متعدد روان شناسان نشان می دهد که حالت روانی انسان با آشکار کردن مشکلات در حضور یک دوست صمیمی یا درمانگر، رو به بهبود می رود. رسیدن به آرامش از رکن های مهم سلامت روان است که در سایه دین داری و بندگی خالصانه خداوند نصیب انسان می شود. در میان عبادت ها نماز جایگاهی والا و ارزشمند دارد و نقش مهمی در ایجاد آرامش روح و روان ایفا می کند (میرزا زاده، 1388: 141-136). یکی دیگر از عوامل مؤثر در ارتقای سلامت روانی، رعایت حجاب به خصوص توسط زنان است. بعضی از آثاری که حجاب در سلامت و آرامش روانی زنان دارد عبارتند از: امنیت، رشد روانی و عاطفی، ارزشمند شدن زن، تعدیل کننده غریزه خودنمایی، افزایش احساس خود ارزشمندی، محافظت از عواطف انسانی زن، پای بندی به اصول اخلاقی انسانی و حفظ استواری (رجبی، 1388: 7). عامل مؤثر دیگری که در این رابطه می توان به آن اشاره کرد، «بخشش» است. مطالعات حاکی از آن است که بخشایش با سلامت روان همبستگی مثبتی دارد و بخشایش، شخصیت، سازگاری و سلامت روان به طور مؤثر با یکدیگر آمیخته اند (مالتبی و همکاران، 1384: 77). یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار در ارتقای سلامت روانی، آموزش بهداشت روانی می باشد. بهداشت روانی از دیدگاه رفتارگرایی «به رفتاری گفته می شود که با محیط معینی یا نوع بهنجاری از رفتار سازگاری دارد» (ماه نامه زنان ایران، ش 49: 61). عده ای از متخصصان نیز بهداشت روانی را مجموعه عواملی که در پیشگیری از ایجاد و یا پیشرفت جریان وخامت اختلالات شناختی، عاطفی و رفتاری در انسان نقش مؤثر دارند تعریف کرده اند (دوستی، 1384: 11 و 10). اما سازمان بهداشت جهانی، بهداشت روانی را این گونه تعریف کرده است: «بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت جای می گیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی و جسمی». بهداشت روانی و بهزیستی تمام زوایای زندگی از محیط گرفته تا مدرسه، دانشگاه، محیط کار و نظایر آن را دربر می گیرند (کجباف و همکاران، 1386: 126) و شامل: حالت توازن بین شخص و دنیای اطراف او، سازگاری شخص با خود و دیگران و هم زیستی بین فرد و محیط زیست می باشد. در واقع بهداشت روانی، «داشتن تعادل شخصی و سازگاری میان فرد و محیط است» (محسنی تبریزی و راضی، 1386: 84). به طور کلی، بهداشت روانی شاخه ای از طب است که روش های خاص حفظ تندرستی روانی را مورد توجه قرار می دهد و فعالیت های آن عبارت است از:
الف- شناخت علل اختلالات روانی، ارثی، اجتماعی، فرهنگی و خصوصی.
ب- دادن اطلاعات به گروه هایی از مردم از طریق تشکیل کنفرانس ها و مباحثات دسته جمعی و انتشار بروشورها و جزوه ها درباره موضوعات مختلف.
پ- انجام اقدامات پیشگیرانه در مورد ضایعات شخصیتی و سایر نابهنجاری ها و ناسازگاری ها توسط جلسات مشاوره طبی – روانی (بنی فاطمی و همکاران، 1385: 13).
برخی مطالعات نقش مثبت آموزش بهداشت روانی در ارتقای سلامت روانی را تأیید می کنند. به طور مثال، عرفانی خانقاهی (1380) در مطالعه ای ثابت کرد که آموزش بهداشت روانی می تواند باعث ارتقای آگاهی، ایجاد نگرش مثبت و تغییر در خودپنداره افراد شود و در پیشگیری اولیه از مشکلات روانی، یک استراتژی خوب به شمار آید (صادقی موحد و همکاران، 1387: 262). بنابراین برای ارایه خدمات اساسی بهداشت روان به افراد، باید برنامه ریزی صورت گیرد که این امر نیازمند آگاهی از وضعیت موجود بیماران مبتلا به اختلالات روانی در جامعه است (محمدی،… و شرافتی، 1383: 55).
منبع :کاوه، محمد، (1391)، آسیب شناسی بیماری های اجتماعی (جلد اول)، تهران: نشر جامعه شناسان، چاپ اول 1391.

پرسشنامه رشد اجتماعی وایلند

هدف: بررسی رشد اجتماعی (از سن 1 تا 25 سال به بالا)

تعداد سوال: 117
روش نمره گذاری و تفسیر کامل نتایج: دارد
جداول علائم اختصاری: دارد
پاسخنامه: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: ساعتچی. محمود ، کامکاری. کامبیز، عسکریان. مهناز. آزمونهای روان شناختی. نشر ویرایش. 1389

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 3400 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه رشد اجتماعی وایلند

رشد اجتماعی چیست؟

منظور از رشد اجتماعی، نضج فرد در روابط اجتماعی است بطوری که بتواند با افراد جامعه اش، هماهنگ و سازگار باشد. وقتی فردی را اجتماعی خوانند که نه تنها با دیگران باشد بلکه با آنان همکاری کند. به بیان دیگر، اجتماعی شدن (socialization) به آن شکل یادگیری گفته می شود که به سازگاری با جامعه و محیط فرهنگی بستگی دارد.
کودک هنگام تولد، نه اجتماعی است و نه غیر اجتماعی، بلکه به گفته معروف، «لااجتماعی» یا «نه اجتماعی» است یعنی نمی توان او را اجتماعی یا انفرادی خواند اگرچه در دنیایی وارد می شود که قبلاً از اجتماع چند نفر به نام مادر و پدر و برادران و خواهران تشکیل یافته است و تأثیراتی در او دارند. رفتار اجتماعی، تبادل منظمی است که بر شناخت صحیح بستگی های موجود میان افراد جامعه مبتنی است و کودک به تدریج این رفتار را دارا می شود و این نیز دلیل رشد سالم و کامل اوست. زیرا کودک وقتی سالم و مفید خواهد بود که خود را جزئی از کل بداند و برای رفاه و آسایش آن کل (جامعه) بکوشد یعنی دارای ادراک اجتماعی شود.
همبستگی افراد بشر به یکدیگر به قدری روشن است که به توضیح احتیاج ندارد و همین وضوح، بعضی از روان شناسان را به فطری دانستن آن معتقد کرده است. ولی مسلم است اگر ما به طور منفرد زندگی می کردیم، و از پرتو اجتماع بهره نمی بردیم نه درست می توانستیم ببینیم، نه درست بشنویم و نه درست حرف بزنیم در نتیجه، از قدرت تفکر به معنای اعم- که تقریباً تنها مزیت انسان بر سایر حیوانات، محسوب می شود- محروم می ماندیم زیرا دیدن، شنیدن، گفتن و اندیشیدن وقتی معنا و مفهوم پیدا می کند که کسی رابطه آنها را به امور دیگر کشف کند و درباره ی آنها چیزی به ما گفته باشد. و اگر این رابطه قطع شود میان انسان و حیوان چندان تفاوتی وجود نخواهد داشت. انسان از راه حواس با دنیای خارج مربوط می شود و حواس هنگامی پرورش می یابند که شخص از خردسالی با عده دیگر از همنوعان خود انس و الفت داشته باشد و از تجارب آنها استفاده کند. بنابراین، استعدادهای بدنی و ذهنی کودک متناسب با میزان ادراک اجتماعی و میل به همکاری او با دیگران، پرورش می یابند و اگر رشد اجتماعی کودک درست انجام نگیرد موفقیت او در ابراز استعدادها و استفاده از آنها بسیار کم خواهد بود. خلاصه، کودک همه مفاهیم، احساسات، گرایش ها و مهارتهای خود را در زمینه ای از زندگی گروهی کسب می کند.
پس در حقیقت، پرورش استعدادهای کودک بدون تربیت ادراک اجتماعی او امکان پذیر نیست حتی علم اخلاق برای فردی که به زندگی مجرد، محکوم است معنا ندارد. اخلاق، قانون، و وظیفه تنها وقتی مصداق پیدا می کنند که فرد وارد اجتماع شده جزئی از کل گردد. و اگر درست دقت کنیم هنگام بحث و گفتگو از شخص صالح و فاضل و بزرگوار، منظورمان فردی است که نقش خود را به عنوان عضوی از اجتماع، درست ایفا کرده است و رفاه دیگران را منظور داشته است. و هنگامی که از جانی و خائن و پست، سخن به میان می آید مقصود کسی است که مخل همکاری میان مردم بوده است و بر ضد منافع عامه، قدم برداشته است.
همین اهمیت رشد و تربیت اجتماعی است که مدرسه و مسئولان آموزش و پرورش را به کمک و راهنمایی کودکان و نوجوانان از این لحاظ وادار می کند. مدرسه باید با نظر وسیع تر توجه خود را به جامعه معطوف دارد و به یاد داشته باشد که جامعه آنچه را که پس از قرنها رنج و مشقت و تجربه بدست آورده است به وسیله مدرسه در اختیار اعضای آینده خود قرار می دهد. همچنین، جامعه همه آرزوها و افکار بدیعی که می خواهد به مرحله عمل در آورد به مدرسه می سپارد و بدین طریق هر چیزی در مدرسه، هم جنبه انفرادی و هم جنبه اشتراکی پیدا می کند. از طرف دیگر، هر جامعه فقط وقتی پایدار و مترقی و دائماً در رشد و پیشرفت خواهد بود که همیشه به فکر ت ربیت اعضای خود باشد و برای رسیدن به این هدف عالی نیز جز مدرسه و مؤسسات تربیتی، هیچ وسیله مثبت و مؤثر دیگری در اختیار خود ندارد.
مدرسه باید نمونه و مظهر اجتماع خارج برای کودکان باشد و اصلاحاتی که در مدارس به عمل می آیند باید منطبق با تغییرات و انقلابهای مهمی باشند که در وضع جامعه اتفاق افتاده اند. برای حصول این منظور، بزرگترین مشکل آن است که عوامل اجتماعی را به طور درست ادراک کنیم، به معنای حقیقی آنها پی ببریم، و در تنظیم برنامه های درسی و تدوین اصول تعلیم و تربیت، همواره آنها را در نظر بگیریم. برای نیل به این هدف نیز بهترین و صحیح ترین راه آنست که مدارس خود را به یک جامعه حقیقی کوچک مبدل سازیم و نوع فعالیت ها و کارهایی را که مظهر جامعه بزرگترند و فعالیت ها و اعمالی را که به روح حقیقی هنر و تاریخ و علم آغشته اند در آن برقرار سازیم. هنگامی که مدرسه، عضو آینده جامعه را در همان جامعه- منتها به صورت کوچکتر- تربیت کند، روح خدمتگزاری را در نهاد او پرورش دهد و وسایل تربیت استقلال رأی و آزادی را در اختیار او بگذارد ما می توانیم یقین داشته باشیم که در آینده جامعه ای مطلوب و منظم خواهیم داشت.
خلاصه، باید دانست که هر نوع تربیت، دو هدف کلی و اساسی را دنبال می کند:

1-هدف فردی یا انفرادی

که عبارت است از کمک به ظهور و تربیت استعدادهای فردی برای سازگاری با محیط.

2-هدف اجتماعی

که منظور رنگ اجتماعی دادن به فعالیت های فرد است. و چون هر قدر تمدن پیش می رود به همان میزان مشکلات زندگی افزایش پیدا می کند و احتیاج به همکاری در حل و رفع این مشکلات، ضروری می شود. بنابراین، یکی از اساسی ترین وظایف سازمانهای تربیتی، کمک به تربیت اجتماعی کودکان و نوجوانان است، و تا حد امکان باید کوشید که عبارت مشهور «بنی آدم اعضای یک پیکرند» و «آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران روا مدار» از شعر و حرف به مرحله عمل در آید و جزء عادتهای کودکان و نوجوانان شود.(2)
به طور کلی منظور از رشد و تکامل اجتماعی این است که فرد بتواند روابط اجتماعی برقرار کند یا رشد و نمو لازم برای برقراری در روابط اجتماعی را بدست آورده باشد. به عبارت دیگر، وقتی فرد یاد گرفت که با معیارهای گروه، خلقیات و سنت ها همنوایی کند و به مرحله ای رسید که توانست با جامعه اش ارتباط و تعاون داشته باشد گوییم که از لحاظ اجتماعی رشد و تکامل یافته است. بنابراین، احساس وحدت اجتماع و برقراری روابط متقابل میان افراد یک اجتماع و همکاری با دیگران از جمله خصایص رشد و تکامل اجتماعی است. رسیدن به این مرحله از رشد مستلزم آن است که کودک در علایق خود تغییر بدهد، شیوه های جدید رفتار را فرا گیرد، و دوستان جدیدی انتخاب کند. فرد اجتماعی علاوه بر آنکه مایل است با دیگران بسر برد خواهان تشریک مساعی با آنها نیز هست. وی می خواهد کاری برای آنها انجام دهد. فرد «گروه دوست» (gregarious) یا گروه جو شدیداً مایل است با همنوعانش باشد، از تنهایی دلتنگ می شود و همینکه خود را در میان گروه همنوعان خود ببیند میلش ارضا می شود هر چند که با آنها تماس پیدا نکند. بنابراین، اولاً هر نوع حیوان را به صرف اینکه زندگی دسته جمعی دارد نباید حیوان اجتماعی نامید. ثانیاً رفتار اجتماعی را که افراد آن با هم مراوده دارند و همکاری و تشریک مساعی می کنند و دارای علایق مشترک هستند، نباید با رفتار گروه جو (gregarious) که چنین کیفیتی را در بر ندارد یکی دانست بلکه اینها در جهت مخالف همند. ثالثاً رفتار اجتماعی از خصایص جانوارن عالی و نوع انسان، و رفتار گروه جویی مختص جانوران پست است. با توضیحی که گذشت هیچ طفلی هنگام تولد موجود اجتماعی نیست. او باید سلوک با دیگران و سازگاری اجتماعی را در اثر تماس با مردم بیاموزد. رشد اجتماعی برای آنکه در مسیر مطلوب پیش رود به راهنمایی مربیان احتیاج دارد. از آنجایی که گروه اجتماعی در شخصیت کودک تأثیر زیادی دارد واضح است که اعضای گروه باید چنان انتخاب شوند که در کودک تأثیر مطلوب داشته باشند. زیرا کودک به سبب کمی سن و تجربه به راهنمایی خویش قادر نیست و این نقش را باید بزرگتران برعهده گیرند.
اجتماعی شدن و آموختن همزیستی موفقیت آمیز با دیگران از مشکلات بزرگ کودکان است در این باره تحقیقاتی کرده اند که نتیجه یکی از آنها چنین بوده است: از گروهی از بزرگسالان خواستند تا خاطرات خوش و ناخوش دوره ی کودکی خود را گزارش دهند و معلوم شد که از اواخر دوره ی کودکی یعنی سنین بین 6 و 12 خاطرات ناخوشایند آنان بیشتر از خاطرات خوشایند بوده اند و بیشتر این خاطرات نامطبوع به زندگی اجتماعی آنها بستگی داشته است. اجبار به انجام کارهایی که دوست نداشته اند تأدیب لفظی دیگران، ریشخند همبازیها و جنگیدن با دوستان از آن جمله بوده اند. برای کودکان خردسال غالباً نخستین تجارب خارج از خانه سبب ناراحتی های عاطفی می شوند و هر قدر سن آنها کمتر باشد این ناراحتی ها شدیدترند.
تربیت اجتماعی مطلوب و سازگاری با گروه های اجتماعی در تنهایی و بدون فراهم شدن فرصت های مناسب صورت نخواهد گرفت. این فرصت ها هر قدر زودتر برای کودک فراهم شوند رشد و تکامل اجتماعی سهل تر خواهد بود. از این رو هرگاه کودک را پیش از رفتن به دبستان برای تکمیل و توسعه روابط اجتماعی، که در محیط خانه و با کودکان همسایه آغاز شده است به کودکستان بفرستند بسیار سودمند خواهد بود مخصوصاً که در کودکستان ها رفتار اجتماعی کودکان تحت رهبری مربیان اداره می شود.
اینکه کودک تا چه اندازه از شرکت در امور جمعی بهره برداری می کند به سرمشق یا الگویی بستگی دارد که پدر و مادر از حیث رفتار اجتماعی به او داده اند. فرزندانی که از لحاظ فعالیت اجتماعی در خانواده محدود بوده اند رشد و تکامل اجتماعی آنها به مراتب کمتر از آنهایی بوده است که شرایط مناسب تر و آزادی بیشتر داشته اند. محرومیت کودک از رشد و تکامل باعث می شود که او با مردم کمتر تماس بگیرد، به زندگی اجتماعی بی علاقگی نشان دهد، قدرت ابتکارش ضعیف شود و در طرح نقشه زندگی برای آینده ناتوان جلوه کند.

ارتباط میان رشد اجتماعی و رشد فردی

رفتار فرد به اعتبار اینکه یک موجود زنده اجتماعی است قدم به قدم با رشد فردیت او تغییر می یابد، و این رشد اجتماعی و فردی، شخصیت فرد را کامل می کند. بدین معنا همان طوری که کودک می تواند با دیگران ارتباط یافته همکاری کند در عین حال، توانایی او بر اظهار و اثبات وجود خود رشد می یابد و می تواند به عنوان یک «فرد مشخص» از مصالح خود دفاع کند. از این رو، ملاحظه می کنیم که کودک میان هشت ماهگی و چهار سالگی تنها به فعالیت های اجتماعی میل ندارد بلکه رفتارهای دیگری از قبیل مقاومت و مخالفت ورزیدن برای تأکید وجود خود از او سر می زنند. همه این اشکال رفتار، مظاهر یکسانی برای رشد اجتماعی کودک بشمار می روند، و شدت وضوح آنها به اختلاف افراد، گوناگون می شود و حتی فرد نیز در مواقع گوناگون اختلاف پیدا می کند.

پی نوشت ها :
 

1. Gates, A.L. and others (1948). Educational psychology.3th. New York. P.124.
2- برای مطالعه بیشتر درباره هدفهای آموزش و پرورش می توان به کتاب مبانی روان شناختی تربیت (1372) از همین مؤلف مراجعه کرد.

منبع مقاله :
شعاری نژاد، علی اکبر؛ (1385)، روان شناسی رشد، تهران: نشر اطلاعات، چاپ نوزدهم 1388

پرسشنامه نحوه احساسات، رفتارها و واکنش افراد به مسائل زندگی

هدف: ارزیابی نحوه احساسات، رفتارها و واکنش افراد به مسائل زندگی
تعداد سوال: 60
روش نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
منبع: نامشخص

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه نحوه احساسات، رفتارها و واکنش افراد به مسائل زندگی

تعریف عواطف[ویرایش]


باید توجه داشته باشید که «عواطف» عبارت است از میل‌هایی که در رابطه با انسان دیگر به وجود می‌آید مانند عاطفه والدین به فرزند و یا برعکس، یا کشش‌های گوناگون ما نسبت به انسان‌های دیگر. اما احساسات، حالت‌های غریزی و انفعالات و عواطف شدت یافته است که تنها به انسان اختصاص دارد؛ مانند احساس تجلیل، احساس عشق، احساس تعجب، احساس پرستش و جز اینها.

تعریف عقل[ویرایش]


عقل، عبارت است از قوه درک کننده که توسط آن، آدمی به شناخت حقایق نایل گشته، خیر و شر و حقو باطل را از یکدیگر تشخیص می‌دهد.

ارتباط عواطف، احساسات و عقل[ویرایش]


با توجه به تعریف عواطف، احساسات و عقل مشخص می‌گردد این سه با یکدیگر ارتباط دارند. بخشی از احساسات، عواطف شدت یافته می‌باشند؛ یعنی، هنگامی که یک امر عاطفی – همچون عاطفه پدر نسبت به فرزند – تشدید می‌گردد، به آن «احساس» می‌گویند. اما عقل، تنها ارتباطی که با احساسات و عواطف دارد، این است که این نیرو براساس وظیفه‌ای که بر عهده دارد، احساسات و عواطف انسان را کنترل کرده، در هنگام تزاحم چند احساس و عاطفه با یکدیگر، احساس و عاطفه‌ای را که رجحان دارد، برمی‌گزیند و از همه مهم‌تر، عقل مسیر حرکت درست عواطف و احساسات را مشخص می‌سازد.

حدومرز احساسات درست وصحیح[ویرایش]


حد و مرز احساسات درست و صحیح، آن است که توسط عقل انسان و با علم و آگاهی او هدایت شده، در مسیر صحیح هدف زندگی آدمی – که همان کمال است – قرار گیرد. اگر احساسی تابع عقل نبوده، آدمی را از کمال حقیقی و اصلی او دور سازد، احساسی ناصحیح و غیرکنترل شده می‌باشد. لازم به ذکر است شخصیت انسان مؤلفه‌های گوناگونی دارد به عبارت دیگر انسان موجودی است که هم دارای عواطف و هیجانات است و هم از گوهر عقل و تفکر بهره مند است و هم دارای قوه خشم و غضب است و اگر همه این ویژگی ها در انسان به اندازه کافی رشد کند و در جای خودش مورداستفاده قرار گیرد بسیار مناسب است و انسانی که بیشتر اهل منطق و استدلال است و محور زندگی او صرفا بر عقلانیت استوار است و از عواطف و هیجانات بی بهره است یا این که توجهی به مسائل عاطفی ندارد در واقع شخصیت از سلامت کافی برخوردار نیست کما این که اگر فقط احساسات و عواطف حاکم بر فرد باشد و صرفا بر اساس هیجانات عاطفی انسان تصمیم بگیرد و رفتار کند و از گوهر عقل در زندگی خود بهره نگیرد و منطق و استدلال را به کناری نهد، چنین فردی نیز متعادل و سالم نیست بنابراین انسان سالم کسی است که در همه این ابعاد به اندازه کافی رشد کند و آنگاه در جای جای زندگی و به تناسب از این ویژگی های شخصیتی خود بهره بگیرد افراط و تفریط چه در بعد عقلانیت و چه در بعد احساسات و عواطف خطرناک است و انسان را از جادهاعتدال دور می کند

پرسشنامه فاصله اجتماعی بوگاردوس

هدف: ارزیابی فاصله اجتماعی
تعداد سوال: 10
روش نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
منبع: گنجی، حمزه، ارزشیابی شخصیت، ویرایش دوم، نشر ساوالان، 1391.

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1600 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه فاصله اجتماعی بوگاردوس

Social distance

تعریف: فاصله اجتماعی به تفاوت میان گروه های اجتماعی در یک جامعه خاص بر اساس برخی از مؤلفه های از پیش تعیین شده و قابل اندازه گیری اطلاق می شود.