مرجع دانلود پرسشنامه و ابزار استاندارد در تمامی رشته ها,طراحی پرسشنامه

ترم آخر

آزمون,طراحی پرسشنامه,روانشناسی,مدیریت,پرسشنامه استاندارد,پرسشنامه رایگان,مشاوره آماری ,سایت پرسشنامه,نرم افزار رایگان روانشناسی,سفارش

خانه / آرشیو تگ: استقلال طلبی

آرشیو تگ: استقلال طلبی

پرسشنامه رشد اجتماعی وایلند

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: بررسی رشد اجتماعی (از سن ۱ تا ۲۵ سال به بالا)

تعداد سوال: ۱۱۷
روش نمره گذاری و تفسیر کامل نتایج: دارد
جداول علائم اختصاری: دارد
پاسخنامه: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: ساعتچی. محمود ، کامکاری. کامبیز، عسکریان. مهناز. آزمونهای روان شناختی. نشر ویرایش. ۱۳۸۹

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۳۴۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه رشد اجتماعی وایلند

رشد اجتماعی چیست؟

منظور از رشد اجتماعی، نضج فرد در روابط اجتماعی است بطوری که بتواند با افراد جامعه اش، هماهنگ و سازگار باشد. وقتی فردی را اجتماعی خوانند که نه تنها با دیگران باشد بلکه با آنان همکاری کند. به بیان دیگر، اجتماعی شدن (socialization) به آن شکل یادگیری گفته می شود که به سازگاری با جامعه و محیط فرهنگی بستگی دارد.
کودک هنگام تولد، نه اجتماعی است و نه غیر اجتماعی، بلکه به گفته معروف، «لااجتماعی» یا «نه اجتماعی» است یعنی نمی توان او را اجتماعی یا انفرادی خواند اگرچه در دنیایی وارد می شود که قبلاً از اجتماع چند نفر به نام مادر و پدر و برادران و خواهران تشکیل یافته است و تأثیراتی در او دارند. رفتار اجتماعی، تبادل منظمی است که بر شناخت صحیح بستگی های موجود میان افراد جامعه مبتنی است و کودک به تدریج این رفتار را دارا می شود و این نیز دلیل رشد سالم و کامل اوست. زیرا کودک وقتی سالم و مفید خواهد بود که خود را جزئی از کل بداند و برای رفاه و آسایش آن کل (جامعه) بکوشد یعنی دارای ادراک اجتماعی شود.
همبستگی افراد بشر به یکدیگر به قدری روشن است که به توضیح احتیاج ندارد و همین وضوح، بعضی از روان شناسان را به فطری دانستن آن معتقد کرده است. ولی مسلم است اگر ما به طور منفرد زندگی می کردیم، و از پرتو اجتماع بهره نمی بردیم نه درست می توانستیم ببینیم، نه درست بشنویم و نه درست حرف بزنیم در نتیجه، از قدرت تفکر به معنای اعم- که تقریباً تنها مزیت انسان بر سایر حیوانات، محسوب می شود- محروم می ماندیم زیرا دیدن، شنیدن، گفتن و اندیشیدن وقتی معنا و مفهوم پیدا می کند که کسی رابطه آنها را به امور دیگر کشف کند و درباره ی آنها چیزی به ما گفته باشد. و اگر این رابطه قطع شود میان انسان و حیوان چندان تفاوتی وجود نخواهد داشت. انسان از راه حواس با دنیای خارج مربوط می شود و حواس هنگامی پرورش می یابند که شخص از خردسالی با عده دیگر از همنوعان خود انس و الفت داشته باشد و از تجارب آنها استفاده کند. بنابراین، استعدادهای بدنی و ذهنی کودک متناسب با میزان ادراک اجتماعی و میل به همکاری او با دیگران، پرورش می یابند و اگر رشد اجتماعی کودک درست انجام نگیرد موفقیت او در ابراز استعدادها و استفاده از آنها بسیار کم خواهد بود. خلاصه، کودک همه مفاهیم، احساسات، گرایش ها و مهارتهای خود را در زمینه ای از زندگی گروهی کسب می کند.
پس در حقیقت، پرورش استعدادهای کودک بدون تربیت ادراک اجتماعی او امکان پذیر نیست حتی علم اخلاق برای فردی که به زندگی مجرد، محکوم است معنا ندارد. اخلاق، قانون، و وظیفه تنها وقتی مصداق پیدا می کنند که فرد وارد اجتماع شده جزئی از کل گردد. و اگر درست دقت کنیم هنگام بحث و گفتگو از شخص صالح و فاضل و بزرگوار، منظورمان فردی است که نقش خود را به عنوان عضوی از اجتماع، درست ایفا کرده است و رفاه دیگران را منظور داشته است. و هنگامی که از جانی و خائن و پست، سخن به میان می آید مقصود کسی است که مخل همکاری میان مردم بوده است و بر ضد منافع عامه، قدم برداشته است.
همین اهمیت رشد و تربیت اجتماعی است که مدرسه و مسئولان آموزش و پرورش را به کمک و راهنمایی کودکان و نوجوانان از این لحاظ وادار می کند. مدرسه باید با نظر وسیع تر توجه خود را به جامعه معطوف دارد و به یاد داشته باشد که جامعه آنچه را که پس از قرنها رنج و مشقت و تجربه بدست آورده است به وسیله مدرسه در اختیار اعضای آینده خود قرار می دهد. همچنین، جامعه همه آرزوها و افکار بدیعی که می خواهد به مرحله عمل در آورد به مدرسه می سپارد و بدین طریق هر چیزی در مدرسه، هم جنبه انفرادی و هم جنبه اشتراکی پیدا می کند. از طرف دیگر، هر جامعه فقط وقتی پایدار و مترقی و دائماً در رشد و پیشرفت خواهد بود که همیشه به فکر ت ربیت اعضای خود باشد و برای رسیدن به این هدف عالی نیز جز مدرسه و مؤسسات تربیتی، هیچ وسیله مثبت و مؤثر دیگری در اختیار خود ندارد.
مدرسه باید نمونه و مظهر اجتماع خارج برای کودکان باشد و اصلاحاتی که در مدارس به عمل می آیند باید منطبق با تغییرات و انقلابهای مهمی باشند که در وضع جامعه اتفاق افتاده اند. برای حصول این منظور، بزرگترین مشکل آن است که عوامل اجتماعی را به طور درست ادراک کنیم، به معنای حقیقی آنها پی ببریم، و در تنظیم برنامه های درسی و تدوین اصول تعلیم و تربیت، همواره آنها را در نظر بگیریم. برای نیل به این هدف نیز بهترین و صحیح ترین راه آنست که مدارس خود را به یک جامعه حقیقی کوچک مبدل سازیم و نوع فعالیت ها و کارهایی را که مظهر جامعه بزرگترند و فعالیت ها و اعمالی را که به روح حقیقی هنر و تاریخ و علم آغشته اند در آن برقرار سازیم. هنگامی که مدرسه، عضو آینده جامعه را در همان جامعه- منتها به صورت کوچکتر- تربیت کند، روح خدمتگزاری را در نهاد او پرورش دهد و وسایل تربیت استقلال رأی و آزادی را در اختیار او بگذارد ما می توانیم یقین داشته باشیم که در آینده جامعه ای مطلوب و منظم خواهیم داشت.
خلاصه، باید دانست که هر نوع تربیت، دو هدف کلی و اساسی را دنبال می کند:

۱-هدف فردی یا انفرادی

که عبارت است از کمک به ظهور و تربیت استعدادهای فردی برای سازگاری با محیط.

۲-هدف اجتماعی

که منظور رنگ اجتماعی دادن به فعالیت های فرد است. و چون هر قدر تمدن پیش می رود به همان میزان مشکلات زندگی افزایش پیدا می کند و احتیاج به همکاری در حل و رفع این مشکلات، ضروری می شود. بنابراین، یکی از اساسی ترین وظایف سازمانهای تربیتی، کمک به تربیت اجتماعی کودکان و نوجوانان است، و تا حد امکان باید کوشید که عبارت مشهور «بنی آدم اعضای یک پیکرند» و «آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران روا مدار» از شعر و حرف به مرحله عمل در آید و جزء عادتهای کودکان و نوجوانان شود.(۲)
به طور کلی منظور از رشد و تکامل اجتماعی این است که فرد بتواند روابط اجتماعی برقرار کند یا رشد و نمو لازم برای برقراری در روابط اجتماعی را بدست آورده باشد. به عبارت دیگر، وقتی فرد یاد گرفت که با معیارهای گروه، خلقیات و سنت ها همنوایی کند و به مرحله ای رسید که توانست با جامعه اش ارتباط و تعاون داشته باشد گوییم که از لحاظ اجتماعی رشد و تکامل یافته است. بنابراین، احساس وحدت اجتماع و برقراری روابط متقابل میان افراد یک اجتماع و همکاری با دیگران از جمله خصایص رشد و تکامل اجتماعی است. رسیدن به این مرحله از رشد مستلزم آن است که کودک در علایق خود تغییر بدهد، شیوه های جدید رفتار را فرا گیرد، و دوستان جدیدی انتخاب کند. فرد اجتماعی علاوه بر آنکه مایل است با دیگران بسر برد خواهان تشریک مساعی با آنها نیز هست. وی می خواهد کاری برای آنها انجام دهد. فرد «گروه دوست» (gregarious) یا گروه جو شدیداً مایل است با همنوعانش باشد، از تنهایی دلتنگ می شود و همینکه خود را در میان گروه همنوعان خود ببیند میلش ارضا می شود هر چند که با آنها تماس پیدا نکند. بنابراین، اولاً هر نوع حیوان را به صرف اینکه زندگی دسته جمعی دارد نباید حیوان اجتماعی نامید. ثانیاً رفتار اجتماعی را که افراد آن با هم مراوده دارند و همکاری و تشریک مساعی می کنند و دارای علایق مشترک هستند، نباید با رفتار گروه جو (gregarious) که چنین کیفیتی را در بر ندارد یکی دانست بلکه اینها در جهت مخالف همند. ثالثاً رفتار اجتماعی از خصایص جانوارن عالی و نوع انسان، و رفتار گروه جویی مختص جانوران پست است. با توضیحی که گذشت هیچ طفلی هنگام تولد موجود اجتماعی نیست. او باید سلوک با دیگران و سازگاری اجتماعی را در اثر تماس با مردم بیاموزد. رشد اجتماعی برای آنکه در مسیر مطلوب پیش رود به راهنمایی مربیان احتیاج دارد. از آنجایی که گروه اجتماعی در شخصیت کودک تأثیر زیادی دارد واضح است که اعضای گروه باید چنان انتخاب شوند که در کودک تأثیر مطلوب داشته باشند. زیرا کودک به سبب کمی سن و تجربه به راهنمایی خویش قادر نیست و این نقش را باید بزرگتران برعهده گیرند.
اجتماعی شدن و آموختن همزیستی موفقیت آمیز با دیگران از مشکلات بزرگ کودکان است در این باره تحقیقاتی کرده اند که نتیجه یکی از آنها چنین بوده است: از گروهی از بزرگسالان خواستند تا خاطرات خوش و ناخوش دوره ی کودکی خود را گزارش دهند و معلوم شد که از اواخر دوره ی کودکی یعنی سنین بین ۶ و ۱۲ خاطرات ناخوشایند آنان بیشتر از خاطرات خوشایند بوده اند و بیشتر این خاطرات نامطبوع به زندگی اجتماعی آنها بستگی داشته است. اجبار به انجام کارهایی که دوست نداشته اند تأدیب لفظی دیگران، ریشخند همبازیها و جنگیدن با دوستان از آن جمله بوده اند. برای کودکان خردسال غالباً نخستین تجارب خارج از خانه سبب ناراحتی های عاطفی می شوند و هر قدر سن آنها کمتر باشد این ناراحتی ها شدیدترند.
تربیت اجتماعی مطلوب و سازگاری با گروه های اجتماعی در تنهایی و بدون فراهم شدن فرصت های مناسب صورت نخواهد گرفت. این فرصت ها هر قدر زودتر برای کودک فراهم شوند رشد و تکامل اجتماعی سهل تر خواهد بود. از این رو هرگاه کودک را پیش از رفتن به دبستان برای تکمیل و توسعه روابط اجتماعی، که در محیط خانه و با کودکان همسایه آغاز شده است به کودکستان بفرستند بسیار سودمند خواهد بود مخصوصاً که در کودکستان ها رفتار اجتماعی کودکان تحت رهبری مربیان اداره می شود.
اینکه کودک تا چه اندازه از شرکت در امور جمعی بهره برداری می کند به سرمشق یا الگویی بستگی دارد که پدر و مادر از حیث رفتار اجتماعی به او داده اند. فرزندانی که از لحاظ فعالیت اجتماعی در خانواده محدود بوده اند رشد و تکامل اجتماعی آنها به مراتب کمتر از آنهایی بوده است که شرایط مناسب تر و آزادی بیشتر داشته اند. محرومیت کودک از رشد و تکامل باعث می شود که او با مردم کمتر تماس بگیرد، به زندگی اجتماعی بی علاقگی نشان دهد، قدرت ابتکارش ضعیف شود و در طرح نقشه زندگی برای آینده ناتوان جلوه کند.

ارتباط میان رشد اجتماعی و رشد فردی

رفتار فرد به اعتبار اینکه یک موجود زنده اجتماعی است قدم به قدم با رشد فردیت او تغییر می یابد، و این رشد اجتماعی و فردی، شخصیت فرد را کامل می کند. بدین معنا همان طوری که کودک می تواند با دیگران ارتباط یافته همکاری کند در عین حال، توانایی او بر اظهار و اثبات وجود خود رشد می یابد و می تواند به عنوان یک «فرد مشخص» از مصالح خود دفاع کند. از این رو، ملاحظه می کنیم که کودک میان هشت ماهگی و چهار سالگی تنها به فعالیت های اجتماعی میل ندارد بلکه رفتارهای دیگری از قبیل مقاومت و مخالفت ورزیدن برای تأکید وجود خود از او سر می زنند. همه این اشکال رفتار، مظاهر یکسانی برای رشد اجتماعی کودک بشمار می روند، و شدت وضوح آنها به اختلاف افراد، گوناگون می شود و حتی فرد نیز در مواقع گوناگون اختلاف پیدا می کند.

پی نوشت ها :
 

۱٫ Gates, A.L. and others (1948). Educational psychology.3th. New York. P.124.
۲- برای مطالعه بیشتر درباره هدفهای آموزش و پرورش می توان به کتاب مبانی روان شناختی تربیت (۱۳۷۲) از همین مؤلف مراجعه کرد.

منبع مقاله :
شعاری نژاد، علی اکبر؛ (۱۳۸۵)، روان شناسی رشد، تهران: نشر اطلاعات، چاپ نوزدهم ۱۳۸۸

پرسشنامه نحوه احساسات، رفتارها و واکنش افراد به مسائل زندگی

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: ارزیابی نحوه احساسات، رفتارها و واکنش افراد به مسائل زندگی
تعداد سوال: ۶۰
روش نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
منبع: نامشخص

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۱۹۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه نحوه احساسات، رفتارها و واکنش افراد به مسائل زندگی

تعریف عواطف[ویرایش]


باید توجه داشته باشید که «عواطف» عبارت است از میل‌هایی که در رابطه با انسان دیگر به وجود می‌آید مانند عاطفه والدین به فرزند و یا برعکس، یا کشش‌های گوناگون ما نسبت به انسان‌های دیگر. اما احساسات، حالت‌های غریزی و انفعالات و عواطف شدت یافته است که تنها به انسان اختصاص دارد؛ مانند احساس تجلیل، احساس عشق، احساس تعجب، احساس پرستش و جز اینها.

تعریف عقل[ویرایش]


عقل، عبارت است از قوه درک کننده که توسط آن، آدمی به شناخت حقایق نایل گشته، خیر و شر و حقو باطل را از یکدیگر تشخیص می‌دهد.

ارتباط عواطف، احساسات و عقل[ویرایش]


با توجه به تعریف عواطف، احساسات و عقل مشخص می‌گردد این سه با یکدیگر ارتباط دارند. بخشی از احساسات، عواطف شدت یافته می‌باشند؛ یعنی، هنگامی که یک امر عاطفی – همچون عاطفه پدر نسبت به فرزند – تشدید می‌گردد، به آن «احساس» می‌گویند. اما عقل، تنها ارتباطی که با احساسات و عواطف دارد، این است که این نیرو براساس وظیفه‌ای که بر عهده دارد، احساسات و عواطف انسان را کنترل کرده، در هنگام تزاحم چند احساس و عاطفه با یکدیگر، احساس و عاطفه‌ای را که رجحان دارد، برمی‌گزیند و از همه مهم‌تر، عقل مسیر حرکت درست عواطف و احساسات را مشخص می‌سازد.

حدومرز احساسات درست وصحیح[ویرایش]


حد و مرز احساسات درست و صحیح، آن است که توسط عقل انسان و با علم و آگاهی او هدایت شده، در مسیر صحیح هدف زندگی آدمی – که همان کمال است – قرار گیرد. اگر احساسی تابع عقل نبوده، آدمی را از کمال حقیقی و اصلی او دور سازد، احساسی ناصحیح و غیرکنترل شده می‌باشد. لازم به ذکر است شخصیت انسان مؤلفه‌های گوناگونی دارد به عبارت دیگر انسان موجودی است که هم دارای عواطف و هیجانات است و هم از گوهر عقل و تفکر بهره مند است و هم دارای قوه خشم و غضب است و اگر همه این ویژگی ها در انسان به اندازه کافی رشد کند و در جای خودش مورداستفاده قرار گیرد بسیار مناسب است و انسانی که بیشتر اهل منطق و استدلال است و محور زندگی او صرفا بر عقلانیت استوار است و از عواطف و هیجانات بی بهره است یا این که توجهی به مسائل عاطفی ندارد در واقع شخصیت از سلامت کافی برخوردار نیست کما این که اگر فقط احساسات و عواطف حاکم بر فرد باشد و صرفا بر اساس هیجانات عاطفی انسان تصمیم بگیرد و رفتار کند و از گوهر عقل در زندگی خود بهره نگیرد و منطق و استدلال را به کناری نهد، چنین فردی نیز متعادل و سالم نیست بنابراین انسان سالم کسی است که در همه این ابعاد به اندازه کافی رشد کند و آنگاه در جای جای زندگی و به تناسب از این ویژگی های شخصیتی خود بهره بگیرد افراط و تفریط چه در بعد عقلانیت و چه در بعد احساسات و عواطف خطرناک است و انسان را از جادهاعتدال دور می کند

پرسشنامه کارآفرینی

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: بررسی میزان کارآفرینی افراد
تعداد سوال: ۳۱
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
منبع:‌ نامشخص

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۲۵۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه کارآفرینی

کارآفرینی چیست؟

تلفی وجود دارد و درک کامل مفهوم و موضوع \” کارآفرینی \” نیازمند اطلاع از دیدگاه های بین رشته ای می باشد. کارآفرینی برحسب ماهیت خود و توجه محققان رشته های مختلف از نظر روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، صنعت و حتی تاریخی تعریف شده است.
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی ” Entrepreneurs ” به معنای “متعهد شدن ” نشات گرفته است کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاد دانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن ۱۶ میلادی تا کنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های اقتصادی خویش تشریح نموده اند.
کارآفرینی از مباحثی است که در تمامی ابعاد توسعه اقتصادی و اجتماعی از حدود ۲۰ سال به این طرف عملاً در دنیای تجارت و کسب و کار مطرح شده است،

پرسشنامه تمایز یافتگی خود

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: سنجش تمایز یافتگی افراد از خانواده اصلی
تعداد سوال:‌۴۵
روش نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: ثنایی، باقر و همکاران. مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج. انتشارارت بعثت ۱۳۸۷

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۲۴۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه تمایز یافتگی خود

پرسشنامه سنجش اختلالات فرایند جدا شدن- فردیت یافتن

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: سنجش اختلالات فرایند جدا شدن- فردیت یافتن
تعداد سوال: ۳۹
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
منبع: ثنایی، باقر و همکاران .مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج .انتشارارت بعثت ۱۳۸۷

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۱۹۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه سنجش اختلالات فرایند جدا شدن- فردیت یافتن

کارل گوستاو یونگ  در ۱۹۱۳ که سی و هشت ساله بود، می پنداشت دیوانه شده است. تا سه سال بعد، زیر بار سنگین عذاب، از بیم ایجاد سوء تفاهم، حالتی که نمی توانست با هیچ کس در میان بگذارد، زیر فشار مداوم درونی که گویی « کاملاً در وسط هوا معلق شده بود»، احساس سرگردانی و تنهایی می کرد.

 یونگ آن وقت روانپزشکی موفق و محترم با بیماران خصوصی بسیار، دارای زن و فرزند و سمت استادیاری در دانشگاه زوریخ سوییس بود. ظاهراً از زندگی شخصی و حرفه ای غنی و سرشاری برخوردار بود. چند ماه پیش از آن، رابطه ی نزدیک عاطفی و حرفه ای خود را با زیگموند فروید گسسته بود ( رویدادی که برای هر دو دشوار بود )، گو اینکه به نظر نمی رسید این جدایی تنها علت مشکلات یونگ باشد. یونگ به دلایلی احساس می کرد زندگیش فاقد معنا و شور و شوق است. فعالیت های فکری اش متوقف شده بود، کم می نوشت و نمی توانست کتابهای علمی را بخواند. کار دانشگاهی را رها کرد و از استادیاری استعفا داد، زیرا احساس می کرد زمانی که وضعیت فکری و عاطفی اش چنین آشفته و اضطراب انگیز است نمی تواند تدریس کند.

یونگ خطر از دست دادن ارتباط با جهان واقعی را احساس می کرد، ولی خوشبختانه نیازهای بیماران و خانواده اش او را به اندازه ی کافی به زندگی بهنجاری که بتواند ادامه دهد سرگرم می کرد. ناگذیر بود پیوسته به یاد خود بیاورد: « چیست و کیست»، « من از یک دانشگاه سوییسی دکترای پزشکی دارم. باید به بیمارانم کمک کنم، همسر و پنج فرزند دارم، در شماره ی ۲۲۸ خیابان سیشتراسه در شهر کوزناخت زندگی می کنم. اینها واقعیت هایی بودند که از من توقعاتی داشتند و بارها به من ثابت کرده بودند که وجود دارم و صفحه ی خالی و سفید سرگردانی در طوفان های روح نیستم.»

یونگ در چنین حالت آشفته ای به امید یافتن رویدادی که احتمالاً علت اختلال روانی اش باشد به بررسی زندگی اش، به ویژه دوران کودکی اش پرداخت. دوبار زندگی خود را مرور کرد و چیزی نیافت. سرانجام، از کوشش در راه درک عقلانی مشکلش دست برداشت و تصمیم گرفت هر قدر هم که می خواهد بی معنا باشد، خود را به آنچه پیش می آید بسپرد. او خود را تسلیم جوشش های ناهشیار خویش کرد، فرآیندی که بعدها رسماً عنوان رویارویی با ناهشیاری بر آن نهاد.

 

نخستین چیزی که ناهشیاری اش او را به انجام دادن آن راه برد، ساختن مدل دهکده ای با سنگریزه بود، یعنی بازآفرینی دوره ای از کودکی اش که با شور و شوق با تکه های کوچک، ساختمان می ساخت. در ضمن جستجو به دنبال سنگریزه ها، می اندیشید: « هنوز در این چیزها زندگی هست، هنوز پسر کوچولو در همین دور و برهاست.» این فعالیت تازه، ذهن او را به خود مشغول داشت و او تا حد امکان روی این کار وقت صرف می کرد. ابتدا مقاومت می کرد، زیرا به نظرش تحقیر آمیز می آمد. آیا جز بازی کردن بازی های کودکیش کار دیگری از او ساخته نبود؟ اما بعدها گفت: « این لحظه نقطه ی عطف سرنوشتم بود.»

ساختن دهکده های مدل با سنگریزه تنها آغاز رویارویی یونگ با ناهشیاریش بود. این فعالیت، تخیلات و رویاهای او را آزاد می ساخت و در سال های بعد یونگ آنها را فعالانه و مشتاقانه دنبال کرد.

رویارویی کارگر افتاد. در نتیجه ی این سیر و سفر دراز در ناهشیاری، یونگ کانون و معنای نوینی برای زندگی خویش و ادراک تازه ی شخصیت انسان پی ریزی کرد. نوشته های او در اهمیت این تجربه جای تردید باقی نمی گذارد. خود او می گوید: « ناهشیاری گشوده ام چون جریان آتشفشانی بود و حرارت شعله هایش زندگیم را شکل دوباره بخشید . . . سال هایی که تصویر های ذهنی درونی خود را دنبال می کردم، مهمترین سال های زندگیم بود. تکلیف اساسی ترین چیزها  در آن سال ها معلوم شد.» جای شگفتی نیست که برداشت یونگ از سلامت روان از همین تجربه کاملاً شخصی حاصل شد