مرجع دانلود پرسشنامه و ابزار استاندارد در تمامی رشته ها,طراحی پرسشنامه

ترم آخر

آزمون,طراحی پرسشنامه,روانشناسی,مدیریت,پرسشنامه استاندارد,پرسشنامه رایگان,مشاوره آماری ,سایت پرسشنامه,نرم افزار رایگان روانشناسی,سفارش

خانه / فروشگاه / پرسشنامه / غیره (صفحه 143)

غیره

پرسشنامه سنجش دعاها (اعتقاد به دعا و نوع دعاهای بعد از نماز)

هدف: سنجش دعاها (اعتقاد به دعا و نوع دعاهای بعد از نماز)
تعداد سوال: 30
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
منبع: زارع، حسین، امین پور، حسن، آزمون های روان شناختی، انتشارات آییژ، 1390.

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2400 تومان

 
خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه سنجش دعاها (اعتقاد به دعا و نوع دعاهای بعد از نماز)

تعریف دعا

«دعا» چنانكه بعضي از محققين فرموده‏اند: بر حسب لغت به معني «ندا» است و بر حسب عرف و اصطلاح، توجه به سوي خدا و طلب رحمت از او به طور فقر و مسكنت و خضوع است؛ و بر سپاس و ستايش و تسبيح و تنزيه باري تعالي نيز اطلاق مي‏شود، زيرا سپاس و ستايش نيز نوعي درخواست و مسئلت عطا و موهبت است، چنانكه از يكي از اهل ادب و نظر، از تفسير اين خبر كه از رسول خدا (ص) روايت شده است سؤال شد كه فرمود:
«خَيْرُ الدُّعاءِ دُعائي وَ دُعاءُ الْأَنْبياءِ مِنْ َقْبلي وَ هُوَ لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيي وَ يُميتُ وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ ُهَو عَلي كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ» (رياض السالكين (شرح الصحيفه)/530 الروضة الاولي)
[بهترين دعا، دعاي من و دعاي پيامبران پيش از من است و آن دعا لا اله الا الله تا آخر جمله هايي كه نقل شد مي‏باشد.] مقصود سؤال كننده اين بود كه در اين جمله اگر چه تحليل و تسبيح و تمجيد و تقديس ذات مقدس الوهيت است، اما درخواست و مسئلتي نيست و حاجتي در آن عرض نشده است پس چگونه رسول اكرم (ص) بر آن بر حسب اين حديث شريف، اطلاق دعا فرموده است؟
پاسخ داد: اميه بن صلت در مورد ابن جذعان مي‏گويد: «اذا أثني عليلك المرء يوماً كفاه من تعرضه الثناء» «وقتي كه مردي بر تو ثناء گفت، مدح و ثناي او، او را از بيان حاجت كفايت مي‏نمايد». آيا ابن جذعان مي‏داند كه از ثناء و مدح او ثناء خوان و مداح چه مي‏خواهد و رب العالمين پروردگار جهانيان نمي‏داند كه از ثنا و مدح و حمد و سپاس و ستايش چه خواسته شده است؟! يعني به طريق اولي، خدا به مقصود بنده‏اش از تحليل و تحميد و تسبيح و دعا آگاه است.;
زهد از ديدگاه امام علي(ع);تعريف زهد از ديدگاه علي (ع) چيست؟;حضرت علي(ع) مي‏فرمايد: «اَلزُّهْدُ کَلُّهُ بَيْنَ کَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ» (نهج البلاغه، حکمت 439.) زهد در دو جمله قرآن بيان شده. آنجا که در سوره حديد ميفرمايد: «لِکَيْلا تَأْسَوْا عَلي ما فاتَکُمْ وَلا تَفْرَحوا بِما اتيکُمْ» حديد/23 اينکه برسيد به اين مرحله که اگر دنيايي که داريد از شما گرفته شد غمزده نشويد، غم دنيا شما را نگيرد، و اگر چيزي نداريد، دنيا يکمرتبه به شما رو بياورد، شادي زده نشويد؛ و به عبارت ديگر اگر تمام دنيا در دست شماست، چنانچه آن را از شما بگيرند تو همان آدم باشي که هيچ چيز نداشته باشي، و همه دنيا را هم به تو بدهند تو همان آدم باشي.

پرسشنامه سنجش نگرش شغلی با روش لیکرت

هدف: سنجش نگرش شغلی با روش لیکرت
تعداد سوال: 20
روش نمره گذاری و تفسیر: دارد
منبع: گنجی، حمزه، ارزشیابی شخصیت، ویرایش دوم، نشر ساوالان، 1391.

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1000 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه سنجش نگرش شغلی با روش لیکرت

لیکرت، برای اندازه گیری نگرش ها، روشی پیشنهاد کرده است که نسبت به روش ترستون آسانتر است و موجب می شود تا استفاده از داورها برای ارزش گذاری سوالات کنار گذاشته شود. با این همه، نتایج بدست آمده از آن با نتایج حاصل از روش ترستون و سایر پیچیده همبستگی بسیار بالایی دارد. اصل روش لیکرت بدین صورت است که پس از هر اظهار نظر، پنج درجه موافقت ارائه می دهند و از آزمودنیها می خواهند که یکی از آنها را علامت بزنند.

پرسشنامه سنجش اعتقادات دینی

هدف: سنجش میزان اعتقادات دینی افراد
تعداد سوال: 26
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
منبع: زارع، حسین، امین پور، حسن، آزمون های روان شناختی، انتشارات آییژ، 1390.

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه سنجش اعتقادات دینی

باور‎های دینی(به انگلیسی Religious belief) اعتقاد به واقعیت از جنبه‎های اساطیری، فراطبیعی، یا معنوی یک دین است. باور دینی متمایز از عمل دینی یا رفتارهای دینی است چنانچه برخی باورمندان به دین آیین مذهبی بجا نمی‌آورند و برخی از برپا کنندگان آیین مذهبی باور به دین ندارند. باورهای دینی، از ایده‎هایی منحصر به فرد به دین مشتق شده است، اغلب به وجود، ویژگی و پرستش خدا یا خدایان، مداخله الهی در جهان و زندگی انسان، و یا توضیحات وظیفه گرا برای ارزش‎ها و شیوه‎هایی بر محور تعالیم مربوط یک رهبر روحانی و یا گروه. در مقابل به سایر سیستمهای اعتقادی، باورهای دینی معمول مدون است.[۱]

مناقشات در مورد باور دینی همچون بقیه واژگان جای بحث‌ دارد اما شاید به طور خلاصه به توان گفت هر اعتقادی که منشأ دینی داشته باشد باور دینی گویند؛ مانند باور داشتن به اصول دین از قبیل اعتقاد به خدا و معاد و نبوت.

پرسشنامه سرسختی روان شناختی اهواز

هدف: سنجش میزان سرسختی افراد
تعداد سوال: 27
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: كيامرثي، آذر (1376). ساخت و اعتباريابي مقياسي براي سنجش سرسختي روان شناختي و بررسي رابطة آن با تيپ شخصيتي الف، كانون بهار، عزت نفس، شكايات جسماني و عملكرد تحصيلي در دانشجويان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز. پايان نامه كارشناسي ارشد. دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز. پايان نامه كارشناسي ارشد،. دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه سرسختی روان شناختی اهواز

تعریف سرسختی روانشناختی

سرسختی روانشناختی یک سازه شخصیتی مثبت است که برای اولین بار توسط مدی و کوباسا در دهه هشتاد قرن بیستم بر اساس نظریه های وجودی شخصیت مورد توجه ویژه قرار گرفت.

کوباسا (1979) سرسختی روانشناختی را ترکیبی از باورها در مورد خویشتن و جهان تعریف می کند که از سه مؤلفه تعهد، کنترل و مبارزه جویی تشکیل یافته است.

کوباسا این نظریه را ارائه کرد که سرسختی روانشناختی مجموعه ای از ویژگی های شخصیتی است که در هنگام مواجه با وقایع استرس زای زندگی، به عنوان منبع مقاومت ایفای نقش می کند، امکان بروز علایم بیماری را کاهش می دهد و از تجربیات مفید و متفاوت دوران کودکی نشأت می گیرد. (مدی و کوباسا، 1984)
او نشان داد افرادی که از سرسختی زیادی برخوردارند، هرچند درجه بالایی از استرس ها را تجربه می کنند،ولی بیمار نمی شوند.این افراد از نظر ویژگی سرسختی،متفاوت از کسانی هستند که در شرایط پر استرس بیمار می شوند.
شاخص های سرسختی
از دیدگاه کوباسا فرد سرسخت کسی است که سه مشخصه عمومی دارد: الف) تعهد ب) کنترل ج) مبارزه جویی
تعهد یعنی اعتقاد به اهمیت، جالب بودن و معنی داری فعالیت های زندگی است. کوباسا معتقد است که تعهد، اساسی ترین عامل حفظ بهداشت است.
مناسبات افراد متعهد با خودشان و با محیطشان متضمن فعال بودن و روی آوری است تا منفعل بودن و روی گردانی.
کنترل کوباسا با استفاده از منبع کنترل راتر به مفهوم کنترل دست یافت. افراد منبع کنترل را بر اساس تجارب و یادگیری مرتبط با تقویت می آموزند.
ویژگی شخصیتی کنترل شامل تمایل شخص به احساس و اقدام به نحوی که گویی در رویارویی با شرایط و مقتضیات گوناگون زندگی صاحب نفوذ و تسلط است، می باشد تا درمانده و وامانده.
مبارزه جویی تعهد به عنوان سیستم اعتقادی است که تهدید ادراک شده ناشی از وقایع استرس زای زندگی را به حد اقل می رساند. یعنی این اعتقاد که در زندگی تغییر از ثبات عادی تر است و این که انتظار تغییر داشتن محرکی برای رشد است نه تهدیدی برای امنیت. افراد مبارزه جو تغییر را با آغوش باز می پذیرند و آن را نوعی چالش تلقی می کنند.

ویژگی های سرسختی روانشناختی
در مجموع ویژگی های سرسختی روانشناختی عبارتند از: 1-حس کنجکاوی قابل توجه. 2-تمایل به داشتن تجارب معنی دار. 3-اعتقاد به مؤثر بودن آنچه که مورد تصور ذهنی قرار گرفته است. 4-انتظار این که تغییر امری طبیعی است و هر محرک با اهمیت می تواند موجب رشد و پیشرفت گردد. 5-ابراز وجود، نیرومندی و پرانرژی بودن. 6-توانایی استقامت و مقاومت.

در فرهنگ عامه نیز افرادی هستند که با صفاتی چون «مقاوم» و «صبور»، شناخته می شوند، این افراد ظاهراً بهتر از سایرین، مشکلات را تحمل می کنند و دیرتر از پای در می آیند.

ارتباط سرسختی روانشناختی با استرس و بیماری

ارتباط سرسختی روانشناختی با استرس و بیماری (ویبه و ویلیامز، 1992). ویبه و ویلیامز مدل مفهومی ارتباط سرسختی روانشناختی با استرسورها و سلامتی را بر مبنای یک دیدگاه فیزیولوژیکی-روانی- اجتماعی ارائه کرده اند. بر اساس مدل ویبه و ویلیامز، تهدید آمیزی یک رویداد و پاسخ های مقابله ای بی ثمر عامل افزایش برانگیختگی فیزیولوژیکی هستند و برانگیختگی فیزیولوژیکی مکرر و طولانی نیز به فشار و اختلال در عملکرد سیستم ایمنی و در نهایت به بیماری منجر می شود، اما سرسختی روانشناختی با ایجاد تغییر در ارزیابی رویدادها و پاسخ هابی مقابله ای از برانگیختگی فیزیولوژیکی منفی و آسیب زا جلوگیری می کند.

عوامل و همبسته های سرسختی روانشناختی
طی چند سال اخیر سرسختی روانشناختی به عنوان یک ویژگی مفید و مثبت در حوزه آسیب شناسی روانی مورد بررسی گسترده ای قرار گرفته است. در کنار سرسختی روانشناختی، عوامل دیگری مانند حمایت اجتماعی، عزت نفس و خوشبینی می تواند نقش همسانی داشته باشد.

عوامل سرشتی
تا کنون هیچ گونه شواهدی مبنی بر نقش وراثت در ایجاد سرسختی روانشناختی افراد وجود ندارد. اما شواهدی حاکی از این است که والدین سرسخت، فرزندانی سرسخت نیز دارند. تبیین های احتمالی، الگو سازی، همانندسازی فرزندان با والدین و شیوه های فرزند پروری مناسب و صحیح می باشد.

عوامل زیست شیمیایی

افراد سرسخت نسبت به افراد غیر سرسخت، سیستم ایمنی قوی تر و ایموگلوبین بیشتر، واکنش پذیری فشار خون انقباضی بیشتر حین تکلیف تهدید آمیز و افزایش کمتری در انگیختگی سمپاتیک (یعنی تنش) در خلال شرایط ارزیابی تکلیف دارند.

یادگیری
افراد سرسخت، الگوهایی در پیش رو داشته اند که انها را در زمینه تعهد، کنترل و مبارزه جویی سرمشق قرار داده اند. از انجا که سرسختی روانشناختی را می توان یاد گرفت، احتمالاً افراد در مواجهه یا وقایع، احساس کارآمدی و کنترل بر محیط را کسب کرده اند.

پرسشنامه صمیمت

هدف: سنجش صمیمیت
تعداد سوال: 17
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: : ثنایی ، باقر و همکاران . مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج . انتشارارت بعثت 1387

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2400 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه صمیمت

تعریف صمیمت

بسیاری از روان پزشکان و روان شناسان معتقدند که انسان در طول زندگی خود از کودکی تا کهنسالی از نظر روان شناسی و رشد عاطفی و عقلانی از مراحلی عبور می کند که گذر طبیعی و درست از هر یک از این مراحل برای رسیدن به مرحله ی بعدی لازم و ضروری است. چنان چه هر یک از این مراحل رشد به درستی طی نشود؛ انسان دچار سردرگمی و کمبود می شود. در این مبحث می خواهم فقط در مورد یکی از این مراحل که بین سنین 20 تا 40 سالگی است صحبت کنم و آن صمیمیت است. وقتی انسان مراحل کودکی و بلوغ را به طور سالم سپری کند، در مرحله ی بزرگ سالی که سنین 40-20 سالگی است، باید بتواند صمیمیت و همدلی را با دیگران به خصوص با جنس مخالف تجربه کند. کسانی که مراحل پیشین رشد خود را به خوبی طی نکرده باشند، در این مرحله دچار مشکل می شوند و توانایی ایجاد صمیمیت را نخواهند داشت و به جای آن تنهایی و احساس طرد شدن را تجربه می کنند.
حتماً با اسم فروید آشنا هستید و می دانید که او را پدر علم روان شناسی و روان پزشکی لقب داده اند. از فروید پرسیدند یک انسان طبیعی و سالم از نظر روانی چه کارهایی را باید بتواند انجام دهد؟ او پاسخ داد که یک انسان طبیعی و سالم باید بتواند «عشق بورزد و کار کند». منظور او از عشق ورزیدن توانایی ایجاد صمیمیت بود و کار کردن را به معنای هر عمل مولد و هر حرکتی می دانست که در آن فرد بتواند احساس مفید و ارزشمند بودن بکند. مثلاً یک مادر یا یک زن خانه دار در واقع یک فرد مولد و با ارزش است و کار کردن فقط به معنای پول درآوردن نیست. صمیمیت و هم دلی به معنای توانایی ایجاد حس نزدیکی به دیگران، توانایی شناساندن خود به دیگران و شناختن دیگران، و در حقیقت توانایی ایجاد رابطه ی عمیق با دیگران است و جنبه ها و ابعاد مختلفی از فرد را در بر می گیرد.

پرسشنامه سلامت روانی برای دانشجویان جدید الورود

هدف: ارزیابی ابعاد مختلف سلامت روان در دانشجویان جدیدالورود
تعداد سوال: 52
شیوه نمره گذاری و تفسیر کامل نتایج: دارد
 پایایی: دارد
منبع: زارع، حسین، امین پور، حسن، آزمون های روان شناختی، انتشارات آییژ، 1390.

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 3400 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه سلامت روانی برای دانشجویان جدید الورود

تعریف «سلامت روان»

تاکنون تعاریف متعددی از «سلامت روان» ارائه شده که همگی بر اهمیت تمامیت و یکپارچگی شخصیت تاکید ورزیده اند. گلدشتاین GOLDSTEIN K، سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خود شکوفایی می داند.چاهن (CHAUHANSS 1991) نیز سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر می کند که عبارت است از حداکثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی که شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود. در سال های اخیر، انجمن کانادایی بهداشت روانی، «سلامت روانی» را در سه بخش تعریف کرده است:

بخش اول: بازخوردهای مربوط به «خود» شامل:

الف. تسلط بر هیجان های خود؛

ب. آگاهی از ضعف های خود؛

ج. رضایت از خوشی های خود.

بخش دوم: بازخوردهای مربوط به دیگران شامل:

الف. علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی؛

ب. احساس تعلق به یک گروه؛

ج. احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی و مادی.

بخش سوم: بازخوردهای مربوط به زندگی شامل:

الف. پذیرش مسئولیت ها؛

ب. ذوق توسعه امکانات و علایق خود؛

ج. توانایی اخذ تصمیم های شخصی؛

د. ذوق خوب کار کردن.

چاهن به ذکر پنج الگوی رفتاری در ارتباط با سلامت روان مبادرت ورزیده است:

۱- حس مسئولیت پذیری: کسی که دارای سلامت روان است، نسبت به نیازهای دیگران حساس بوده و در جهت ارضای خواسته ها و ایجاد آسایش آنان می کوشد.

۲- حس اعتماد به خود: کسی که واجد سلامت روانی است، به خود و توانایی هایش اعتماد دارد و مشکلات را پدیده ای مقطعی می انگارد که حل شدنی است. از این رو، موانع، خدشه ای به روحیه او وارد نمی سازد.

۳- هدف مداری: به فردی اشاره دارد که واجد مفهوم روشنی از آرمان های زندگی است و از این رو، تمامی نیرو و خلاقیتش را در جهت دست یابی به این اهداف هدایت می کند.

۴- ارزش های شخصی: چنین فردی در زندگی خود، از فلسفه ای خاص مبتنی بر اعتقادات، باورها و اهدافی برخوردار است که به سعادت و شادکامی خود یا اطرافیانش می انجامد و خواهان افزایش مشارکت اجتماعی است.

۵- فردیت و یگانگی: کسی که دارای سلامت روان است، خود را جدا و متمایز از دیگران می شناسد و می کوشد بازخوردها و الگوهای رفتاری خود را توسعه دهد، به گونه ای که نه همنوایی کور و ناهشیارانه با خواسته ها و تمایلات دیگران دارد و نه توسط دیگران مطرود و متروک می شود.

پرسشنامه سلامت عمومی GHQ (سلامت عمومی گلدبرگ)

هدف: بررسی ابعاد سلامت عمومی در افراد
تعداد سوال: 28
شیوه نمره گذاری و تفسیر کامل نتایج: دارد
روایی و پایایی: دارد

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط رایگان

دانلود رایگان

Desc (1)

پرسشنامه سلامت عمومی GHQ (سلامت عمومی گلدبرگ)

سلامت روان چیست؟

تاکنون تعاریف متفاوتی از سلامت روانی (Mental Health) ارائه شده است. مثلاً گفته شده است که سلامت روانی یعنی: داشتن تعادل عاطفی و سازش اجتماعی، احساس راحتی و آسایش، فقدان بیماری روانی (Mental Illess)، یکپارچگی شخصیت و شناخت خود و محیط. برخی از دانشمندان نیز به جنبه سالم طبیعت آدمی پرداخته و معتقدند سلامت روانی بسیار بیشتر از روان نژند (Psychopath) یا روان پریش (Psychotic) نبودن است. اما گروه دیگری از روان شناسان در تعریف سلامت روانی به تعریف رفتار نابهنجار یا بیماری روانی می پردازند و سپس نتیجه می گیرند که سلامت روانی در واقع مساوی با عدم بیماری روانی است. در این دیدگاه ابتدا برای بیماری روانی ملاک هایی در نظر گرفته می شود که داشتن هر یک از این ملاک ها به تنهایی و یا به صورت جمعی می تواند نشانگر اختلال روانی باشد. این ملاک ها عبارتند از: داشتن رفتار غیر انطباقی، انحراف از متوسط، پریشانی شخصی، انحراف از هنجارهای اجتماعی و اختلال در کارکرد اجتماعی. به این ترتیب، سلامت روانی با عواطف، تفکر و رفتار آدمی ارتباط دارد. یعنی فردی که از سلامت روانی خوبی برخوردار است، می تواند با حوادث روز افزون و مشکلات زندگی مقابله کند؛ اهداف خود را در زندگی دنبال کند و عملکرد مؤثری در جامعه داشته باشد. سلامت روان زمینه رشد مهارت های فکری و ارتباطی را فراهم می کند و باعث رشد عاطفی، انعطاف پذیری و عزت نفس می شود. عملکرد موفقیت آمیز کارکردهای ذهنی و در نتیجه انجام فعالیت های سازنده، داشتن روابط مناسب با دیگران، توانایی سازگاری با تغییرات و رویارویی مؤثر با حوادث ناگوار زندگی همه از پی آمدهای داشتن سلامت روانی محسوب می شود (بیابانگرد و جوادی، 1383). البته باید متذکر شد که واژه سلامت روان، مفهومی بسیار وسیع دارد و شامل: رفاه ذهنی،‌ احساس خود توانمندی، کفایت، درک همبستگی بین نسلی و توانایی تشخیص استعدادهای بالقوه هوشی و عاطفی در فرد می باشد؛ به گونه ای که فرد بتواند توانایی هایش را شناخته، با استرس های معمول زندگی تطابق حاصل کند و از نظر شغلی سازنده و مفید باشد (امام هادی و همکاران، 1385: 153). با توجه به مطالب بیان شده می توان گفت هر انسانی که بتواند با مسائل عمیق خود کنار بیاید، با خود و دیگران سازش یابد و در برابر تعارض های اجتناب ناپذیر درونی خود ناتوان نشود و خود را به وسیله جامعه مطرود نسازد دارای سلامت روانی است (صادقی موحد و همکاران، 1387: 262).
سازمان جهانی بهداشت، سلامت روان را ترکیبی از دو بُعد می داند: بُعد منفی یا سلامت روان منفی که بر عدم وجود اختلالات، نشانه ها و مشکلات روانی دلالت دارد و بُعد مثبت یا سلامت روان مثبت که در برگیرنده هیجانات و خصوصیات شخصیتی مثبت از قبیل: عزت نفس، غلبه بر محیط، حس یکپارچگی و خود – کارآمدی است. بر این اساس، برنامه های ارتقای سلامت روان نیز نباید تنها بر جنبه پیشگیری از بیماری های روانی تکیه کنند؛ بلکه طبق تعریف داوین (Dowine-1996) این برنامه ها علاوه بر تلاش در جهت کاهش خطر بروز بیماری در جامعه، باید در برگیرنده اقداماتی باشند که به منظور افزایش شاخص های مثبت سلامت روان و میزان آسایش روان شناختی در افراد صورت می گیرد. مطالعات نشان داده اند که ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان علاوه بر مزایای بالقوه آن در حوزه سلامت، یکی از روش های شناخته شده در راستای پیشگیری از رفتارهای پر خطر نیز می باشد (سلیمانی نیا و همکاران، 1384: 81 و 80). طبق تعریف زاکرمن (Zukherman-1994)، خطر «احتمال ارزیابی شده از پی آمد منفی یک رفتار» می باشد. بر این اساس، رفتارهای پر خطر به اَعمال ارادی، هدفمند و مبتنی بر منظور گفته می شود که بالقوه آسیب و صدمه را برای فرد به دنبال داشته (سلیمانی نیا، 1386: 75) و سلامت و بهزیستی نوجوانان، جوانان و افراد جامعه را در معرض خطر قرار می دهد. این گونه رفتارها به دو گروه تقسیم می شوند. گروه اول رفتارهایی که بروز آنها سلامت خود فرد را تهدید می کند و گروه دوم رفتارهایی را شامل می شود که به تهدید سلامت و آرامش افراد دیگر منجر می شود (اسماعیلی، 1385). برخی عناصر از جمله: گرایش های هیجان خواهی بالا، تمایل طبیعی رشدی به خطر پذیری، تکانشی بودن، خود محوری، پرخاشگری، عدم آگاهی نسبت به پی آمدهای رفتار، جنسیت، سن، تأثیرات هورمونی، عزت نفس، تغییرات اجتماعی، نژاد و قومیت، وضعیت اقتصادی – اجتماعی، عوامل خانوادگی، تأثیرات گروه هم سالان و متغیرهای مربوط به محله و محیط زندگی در برگیرنده عوامل زیستی، روانی، اجتماعی و عوامل محیطی هستند که می توان آنها را به عنوان عوامل زمینه ساز رفتارهای پر خطر به حساب آورد (سلیمانی نیا، 1386: 76).
با توجه به نقش سازنده ای که سلامت روان دارد، ارتقای آن ضروری به شمار می آید. در مورد کودکان، نوجوانان و جوانان، روابط سالم والدین با فرزندان می تواند زمینه رشد و سلامت روانی فرزندان را فراهم کند و باعث شود تا فرزندان بتوانند عواطف و احساسات خود را تعدیل کنند. والدینی که با فرزندان خود روابط محبت آمیز دارند، شرایط را برای سازندگی بیشتر آنها فراهم می کنند. محبت، عامل سلامت جسم و روان است و نبود آن سبب ظهور نابهنجاری های رفتاری می شود (حسینی، 1387: 157). برای سلامت روانی یک کودک، رفع نیازهای اولیه لازم است. این نیازها عبارت است از: خانواده با محبت و حامی، داشتن فرصت برای صحبت کردن با خانواده، فرصت برای بازی با کودکان دیگر، امنیت، آرامش، راهنمایی و انضباط مناسب. برای پدر و مادر شناخت این نیازها و نیازهای جسمی فرزندشان مثل: تغذیه، لباس گرم به هنگام سرما و زمان خواب در ساعت مناسب آسان است؛ ولی نیازهای روحی و اساسی او که نقش مؤثری در سلامت روانی وی دارد ممکن است مشخص نباشد. در حالی که سلامت روانی فرزند باعث می شود تا او خوب تفکر کند، پیشرفت اجتماعی داشته باشد و مهارت های جدید را به خوبی یاد بگیرد (نشریه انجمن سلامت روانی ملی، 1385: 80-78). یکی دیگر از عوامل مؤصر در ارتقای سلامت روان، نماز و آموزه های دینی است. نماز مهم ترین عامل و اصولی ترین روش تربیت در جلوگیری از انحرافات اخلاقی و مؤثرترین روش درمانی در اصلاح انحرافات و اختلالات رفتاری می باشد. پولوم و پندلتون (Poloma & Pendleton-1991) در مطالعه خود نشان دادند که بهترین عامل تأمین کننده سلامت روانی افراد، پرداختن به عبادت است. آقایی، چاوشی و همکاران (1387) نیز در تحقیقی که به بررسی رابطه نماز با جهت گیری مذهبی و سلامت روانی پرداخته اند، نشان دادند افراد مذهبی و کسانی که مذهب در آنها درونی شده است و در ذات آنها ریشه دارد در مقایسه با افرادی که مذهب را وسیله ای برای دستیابی به اهداف می دانند از سلامت روانی بیشتری برخوردارند. در این میان، مطالعات (1388) نشان می دهد والدینی که خودشان نماز می خوانند تأثیر بیشتری در جذب فرزندشان به ادای نماز دارند (آقا محمدی و همکاران، 1389: 87-79). در میان آموزه های دینی، عبادت و ذکر خدا از جایگاه ویژه ای برخوردار است و در ایجاد بهداشت روانی (Hygiene Mental) و آرامش افراد نقش اساسی دارد. چنان که بعضی از بزرگان معتقدند تا زمانی که سلامت و بهنجاری اعتقادی حاصل نشود، سلامت روانی هم حاصل نمی شود. از نظر روان شناسان، بیشتر بیماری های روانی که از فشارهای روانی و ناکامی های زندگی برمی خیزد، در میان افراد غیر مذهبی دیده می شود. در این خصوص کارل گاستاو یونگ (Carl Gustave Jung 1875-1961) می گوید: «در طول سال ها درمان بیماری های روانی، حتی یک بیمار را ندیدم که مشکل اساسی او نیاز به گرایش دینی در زندگی نباشد. به جرأت می توان گفت همه بیماران روانی به این علت بیمار شده اند که از درون مایه های دینی در زندگی بی بهره بوده اند و تنها وقتی به طور کامل درمان شده اند که به دین و دیدگاه های دینی بازگشته اند». بنابراین، افراد مذهبی به هر نسبت که ایمان محکمی داشته باشند از بیماری روانی دورتر هستند. از این رو یکی از پی آمدهای زندگی در عصر حاضر که برآمده از ضعف ایمان مذهبی است، افزایش بیماری های روانی می باشد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: آنها که به خدا ایمان آورده اند دل هایشان به یاد خدا آرام می گیرد. آگاه باشید که تنها یاد خدا آرامش بخش دل هاست. از جمله آثار یاد خدا آرامش خاطر است و این اثر در اقامه نماز آشکار است. از آنجا که انسان در نماز با تمام اعضای بدن و حواس خود متوجه خدا می شود و از همه اشتغالات و مشکلات زندگی روی برمی گرداند و به هیچ چیز جز خدا فکر نمی کند، همین روی گردانی از مشکلات موجب آرامش و سلامت روان وی می شود. توماس هاسلیوپ (1995) در این باره می گوید: «مهم ترین جواب آرامش بخش که من در طول سال های متمادی تجربه و مهارتم در مسائل روانی به آن پی بردم، همین نماز است. من به عنوان یک پزشک می گویم مهم ترین وسیله در آرامش روان که ضامن از بین بردن تنش ها، اضطراب ها و افسردگی های روزمره است و من تاکنون شناخته ام نماز است». در حقیقت تأثیر مهم نماز در کاهش اضطراب و افسردگی بیماران روانی و ایجاد سلامت روانی شبیه تأثیر روان درمانی برخی از روان درمانگران معاصر برای درمان اضطراب و افسردگی بیماران روانی است. انسان بلافاصله پس از نماز به ذکر دعا و تسبیح می پردازد که این تداوم همان حالت آرامش روانی را موجب می شود. اصولاً انسان در دعا با خدای خود به مناجات می پردازد و از مشکلاتی که او را در زندگی مضطرب و افسرده می کند به او پناه می برد و با بازگو کردن مشکلات اضطراب انگیز در چنین حالتی از سلامت روانی برخوردار می شود. به طور کلی، تحقیقات متعدد روان شناسان نشان می دهد که حالت روانی انسان با آشکار کردن مشکلات در حضور یک دوست صمیمی یا درمانگر، رو به بهبود می رود. رسیدن به آرامش از رکن های مهم سلامت روان است که در سایه دین داری و بندگی خالصانه خداوند نصیب انسان می شود. در میان عبادت ها نماز جایگاهی والا و ارزشمند دارد و نقش مهمی در ایجاد آرامش روح و روان ایفا می کند (میرزا زاده، 1388: 141-136). یکی دیگر از عوامل مؤثر در ارتقای سلامت روانی، رعایت حجاب به خصوص توسط زنان است. بعضی از آثاری که حجاب در سلامت و آرامش روانی زنان دارد عبارتند از: امنیت، رشد روانی و عاطفی، ارزشمند شدن زن، تعدیل کننده غریزه خودنمایی، افزایش احساس خود ارزشمندی، محافظت از عواطف انسانی زن، پای بندی به اصول اخلاقی انسانی و حفظ استواری (رجبی، 1388: 7). عامل مؤثر دیگری که در این رابطه می توان به آن اشاره کرد، «بخشش» است. مطالعات حاکی از آن است که بخشایش با سلامت روان همبستگی مثبتی دارد و بخشایش، شخصیت، سازگاری و سلامت روان به طور مؤثر با یکدیگر آمیخته اند (مالتبی و همکاران، 1384: 77). یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار در ارتقای سلامت روانی، آموزش بهداشت روانی می باشد. بهداشت روانی از دیدگاه رفتارگرایی «به رفتاری گفته می شود که با محیط معینی یا نوع بهنجاری از رفتار سازگاری دارد» (ماه نامه زنان ایران، ش 49: 61). عده ای از متخصصان نیز بهداشت روانی را مجموعه عواملی که در پیشگیری از ایجاد و یا پیشرفت جریان وخامت اختلالات شناختی، عاطفی و رفتاری در انسان نقش مؤثر دارند تعریف کرده اند (دوستی، 1384: 11 و 10). اما سازمان بهداشت جهانی، بهداشت روانی را این گونه تعریف کرده است: «بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت جای می گیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی و جسمی». بهداشت روانی و بهزیستی تمام زوایای زندگی از محیط گرفته تا مدرسه، دانشگاه، محیط کار و نظایر آن را دربر می گیرند (کجباف و همکاران، 1386: 126) و شامل: حالت توازن بین شخص و دنیای اطراف او، سازگاری شخص با خود و دیگران و هم زیستی بین فرد و محیط زیست می باشد. در واقع بهداشت روانی، «داشتن تعادل شخصی و سازگاری میان فرد و محیط است» (محسنی تبریزی و راضی، 1386: 84). به طور کلی، بهداشت روانی شاخه ای از طب است که روش های خاص حفظ تندرستی روانی را مورد توجه قرار می دهد و فعالیت های آن عبارت است از:
الف- شناخت علل اختلالات روانی، ارثی، اجتماعی، فرهنگی و خصوصی.
ب- دادن اطلاعات به گروه هایی از مردم از طریق تشکیل کنفرانس ها و مباحثات دسته جمعی و انتشار بروشورها و جزوه ها درباره موضوعات مختلف.
پ- انجام اقدامات پیشگیرانه در مورد ضایعات شخصیتی و سایر نابهنجاری ها و ناسازگاری ها توسط جلسات مشاوره طبی – روانی (بنی فاطمی و همکاران، 1385: 13).
برخی مطالعات نقش مثبت آموزش بهداشت روانی در ارتقای سلامت روانی را تأیید می کنند. به طور مثال، عرفانی خانقاهی (1380) در مطالعه ای ثابت کرد که آموزش بهداشت روانی می تواند باعث ارتقای آگاهی، ایجاد نگرش مثبت و تغییر در خودپنداره افراد شود و در پیشگیری اولیه از مشکلات روانی، یک استراتژی خوب به شمار آید (صادقی موحد و همکاران، 1387: 262). بنابراین برای ارایه خدمات اساسی بهداشت روان به افراد، باید برنامه ریزی صورت گیرد که این امر نیازمند آگاهی از وضعیت موجود بیماران مبتلا به اختلالات روانی در جامعه است (محمدی،… و شرافتی، 1383: 55).
منبع :کاوه، محمد، (1391)، آسیب شناسی بیماری های اجتماعی (جلد اول)، تهران: نشر جامعه شناسان، چاپ اول 1391.

پرسشنامه سبک هویت

هدف: ارزیابی سبک های هویت مختلف در افراد

تعداد سوال: 34
روش نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
منبع: زارع، حسین، امین پور، حسن، آزمون های روان شناختی، انتشارات آییژ، 1390.

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه سبک هویت

سبک هویت چیست؟

جدیدترین نظریه در حوزه هویت، نظریه سبک های هویت برزونسکی است که الگویی شناختی- اجتماعی دارد. مدل پردازش شناختی- اجتماعی هویت به مطالعه راهبردها و فرایندهایی می پردازد که افراد برای ساخت و اصلاح هویت خود به آنها توجه کرده یا از آن اجتناب می کنند؛ بر اساس این دیدگاه، هویت ساختاری شناختی و چهارچوب ارجاعی شخصی است که برای تفسیر تجارب و اطلاعات مربوط به خود پاسخ به پرسش هایی درباره مفهوم معناداری و هدف زندگی به کار گرفته می شود. مدل شناختی- اجتماعی هویت بر سازندگی مبتنی است. یعنی افراد نقش های فعالی در ساختن تفکر خود درباره اینکه چه کسی هستند، ایفا می کنند. هنگامی که تلاش های سازگارانه موفقیت آمیز نباشد، نیاز به بازبینی و اصلاح جنبه هایی از ساختار هویت شکل می گیرد؛ بر این اساس، رشد هویت، مبادله دیالکتیکی است میان فرایندهایی که به وسیله ساختار هویت اداره می شود و فرایندهای انطباقی که توسط بافت های فیزیکی و اجتماعی که فرد در آن زندگی و رشد می کند، هدایت می شود؛ این سبک ها به راهبردها و فرایندهای مواجه با تعارض های هویت اشاره دارند؛ به عبارت دیگر، سبک های هویت، ترجیح نسبی افراد برای به کارگیری شیوه های خاص حل مسائل هویتی و پردازش اطلاعات مربوط به خود است. سبک های هویتی از نظر برزونسکی، موارد زیر را دربر می گیرد:

1- سبک اطلاعاتی[2]: افراد دارای سبک اطلاعاتی به صورت فعال و آگاهانه به جست و جوی اطلاعات و ارزیابی آنها می پردازند و سپس اطلاعات مناسب را استفاده می کنند (حجازی و فرتاش، 1385).

2- سبک هنجاری[3]: در سبک هنجاری، فرد در مواجهه با مسائل به شیوه ای واکنشی و هماهنگ با انتظارهای گروه های مرجع و دیگران عمل می کند و به صورت خودکار و بدون خودارزیابی، ارزش ها و باورها را درونی می کند. این سبک با ویژگی هایی مانند وظیفه شناسی مفرط، کمک خواهی، ناشکیبایی و میل شدید به ساختارمندی قضایا، خودپنداره پایدار و عدم تمایل به بررسی اطلاعات ناهمگام با ارزش ها و باورها رابطه دارد.

3- سبک سردرگم/ اجتنابی[4]: افراد دارای سبک سردرگم/ اجتنابی، اهمال کارند و تا حد ممکن سعی دارند موقعیت های تعارض بر انگیز و مستلزم تصمیم گیری را به تأخیر بیاندازند؛ در مواقعی که امکان چنین تأخیر وجود نداشته باشد، در تصمیم گیری بیشتر به مقتضیات و پیامدهای محیطی تکیه می کنند در مواقع تصمیم گیری حس ترس و اضطراب نیز دارند و در این موقعیت ها اغلب از راهبردهای نامناسب مانند اجتناب، بهانه آوردن و دلیل تراشی استفاده می کنند، رفتار آنها موقعیتی بوده، الگویی مشخص ندارد. این سبک هویت با هیجان مداری، راهبردهای نامطلوب تصمیم گیری، خودآگاهی محدود، دیگر پیروی و به کارگیری راهبردهای اسنادی و شناختی ناکارآمد رابطه دارد (جوکار و لطیفیان، 1385).

پژوهش های متعدد (سونز وهمکاران، 2003؛ شوآرتز و همکاران[5]، 2000؛ برزونسکی و آدامز[6]، 1999؛ به نقل از پیری و شهرآرای، 1384) نشان داده است که سبک هویت اطلاعاتی با وضعیت هویت دیررس و کام یاب، هویت هنجاری با وضعیت هویت زودرس، و سبک هویت سردرگم/ اجتنابی با وضعیت هویت سردرگم در نظام مارسیا رابطه دارد.

تعهد[7]یک چهارچوب ارجاعی از ارزش ها و باورهاست که ممکن است خودساخته یا تجویز شده از جانب دیگران باشد (برزونسکی، 2003؛ به نقل از عبدی زرین و همکاران، 1388). تعهد برمبنای فرایند تصمیم گیری شامل اتخاذ نظر، انتخاب و رد کردن قرار دارد. تعهد عبارت است از تثبیت و اتخاذ تصمیم هایی نسبتأ بادوام و سرمایه گذاری شخصی روی این تصمیم ها (بورن[8]،1987؛ به نقل از جوادی، 1387).

پرسشنامه رشد اجتماعی وایلند

هدف: بررسی رشد اجتماعی (از سن 1 تا 25 سال به بالا)

تعداد سوال: 117
روش نمره گذاری و تفسیر کامل نتایج: دارد
جداول علائم اختصاری: دارد
پاسخنامه: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: ساعتچی. محمود ، کامکاری. کامبیز، عسکریان. مهناز. آزمونهای روان شناختی. نشر ویرایش. 1389

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 3400 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه رشد اجتماعی وایلند

رشد اجتماعی چیست؟

منظور از رشد اجتماعی، نضج فرد در روابط اجتماعی است بطوری که بتواند با افراد جامعه اش، هماهنگ و سازگار باشد. وقتی فردی را اجتماعی خوانند که نه تنها با دیگران باشد بلکه با آنان همکاری کند. به بیان دیگر، اجتماعی شدن (socialization) به آن شکل یادگیری گفته می شود که به سازگاری با جامعه و محیط فرهنگی بستگی دارد.
کودک هنگام تولد، نه اجتماعی است و نه غیر اجتماعی، بلکه به گفته معروف، «لااجتماعی» یا «نه اجتماعی» است یعنی نمی توان او را اجتماعی یا انفرادی خواند اگرچه در دنیایی وارد می شود که قبلاً از اجتماع چند نفر به نام مادر و پدر و برادران و خواهران تشکیل یافته است و تأثیراتی در او دارند. رفتار اجتماعی، تبادل منظمی است که بر شناخت صحیح بستگی های موجود میان افراد جامعه مبتنی است و کودک به تدریج این رفتار را دارا می شود و این نیز دلیل رشد سالم و کامل اوست. زیرا کودک وقتی سالم و مفید خواهد بود که خود را جزئی از کل بداند و برای رفاه و آسایش آن کل (جامعه) بکوشد یعنی دارای ادراک اجتماعی شود.
همبستگی افراد بشر به یکدیگر به قدری روشن است که به توضیح احتیاج ندارد و همین وضوح، بعضی از روان شناسان را به فطری دانستن آن معتقد کرده است. ولی مسلم است اگر ما به طور منفرد زندگی می کردیم، و از پرتو اجتماع بهره نمی بردیم نه درست می توانستیم ببینیم، نه درست بشنویم و نه درست حرف بزنیم در نتیجه، از قدرت تفکر به معنای اعم- که تقریباً تنها مزیت انسان بر سایر حیوانات، محسوب می شود- محروم می ماندیم زیرا دیدن، شنیدن، گفتن و اندیشیدن وقتی معنا و مفهوم پیدا می کند که کسی رابطه آنها را به امور دیگر کشف کند و درباره ی آنها چیزی به ما گفته باشد. و اگر این رابطه قطع شود میان انسان و حیوان چندان تفاوتی وجود نخواهد داشت. انسان از راه حواس با دنیای خارج مربوط می شود و حواس هنگامی پرورش می یابند که شخص از خردسالی با عده دیگر از همنوعان خود انس و الفت داشته باشد و از تجارب آنها استفاده کند. بنابراین، استعدادهای بدنی و ذهنی کودک متناسب با میزان ادراک اجتماعی و میل به همکاری او با دیگران، پرورش می یابند و اگر رشد اجتماعی کودک درست انجام نگیرد موفقیت او در ابراز استعدادها و استفاده از آنها بسیار کم خواهد بود. خلاصه، کودک همه مفاهیم، احساسات، گرایش ها و مهارتهای خود را در زمینه ای از زندگی گروهی کسب می کند.
پس در حقیقت، پرورش استعدادهای کودک بدون تربیت ادراک اجتماعی او امکان پذیر نیست حتی علم اخلاق برای فردی که به زندگی مجرد، محکوم است معنا ندارد. اخلاق، قانون، و وظیفه تنها وقتی مصداق پیدا می کنند که فرد وارد اجتماع شده جزئی از کل گردد. و اگر درست دقت کنیم هنگام بحث و گفتگو از شخص صالح و فاضل و بزرگوار، منظورمان فردی است که نقش خود را به عنوان عضوی از اجتماع، درست ایفا کرده است و رفاه دیگران را منظور داشته است. و هنگامی که از جانی و خائن و پست، سخن به میان می آید مقصود کسی است که مخل همکاری میان مردم بوده است و بر ضد منافع عامه، قدم برداشته است.
همین اهمیت رشد و تربیت اجتماعی است که مدرسه و مسئولان آموزش و پرورش را به کمک و راهنمایی کودکان و نوجوانان از این لحاظ وادار می کند. مدرسه باید با نظر وسیع تر توجه خود را به جامعه معطوف دارد و به یاد داشته باشد که جامعه آنچه را که پس از قرنها رنج و مشقت و تجربه بدست آورده است به وسیله مدرسه در اختیار اعضای آینده خود قرار می دهد. همچنین، جامعه همه آرزوها و افکار بدیعی که می خواهد به مرحله عمل در آورد به مدرسه می سپارد و بدین طریق هر چیزی در مدرسه، هم جنبه انفرادی و هم جنبه اشتراکی پیدا می کند. از طرف دیگر، هر جامعه فقط وقتی پایدار و مترقی و دائماً در رشد و پیشرفت خواهد بود که همیشه به فکر ت ربیت اعضای خود باشد و برای رسیدن به این هدف عالی نیز جز مدرسه و مؤسسات تربیتی، هیچ وسیله مثبت و مؤثر دیگری در اختیار خود ندارد.
مدرسه باید نمونه و مظهر اجتماع خارج برای کودکان باشد و اصلاحاتی که در مدارس به عمل می آیند باید منطبق با تغییرات و انقلابهای مهمی باشند که در وضع جامعه اتفاق افتاده اند. برای حصول این منظور، بزرگترین مشکل آن است که عوامل اجتماعی را به طور درست ادراک کنیم، به معنای حقیقی آنها پی ببریم، و در تنظیم برنامه های درسی و تدوین اصول تعلیم و تربیت، همواره آنها را در نظر بگیریم. برای نیل به این هدف نیز بهترین و صحیح ترین راه آنست که مدارس خود را به یک جامعه حقیقی کوچک مبدل سازیم و نوع فعالیت ها و کارهایی را که مظهر جامعه بزرگترند و فعالیت ها و اعمالی را که به روح حقیقی هنر و تاریخ و علم آغشته اند در آن برقرار سازیم. هنگامی که مدرسه، عضو آینده جامعه را در همان جامعه- منتها به صورت کوچکتر- تربیت کند، روح خدمتگزاری را در نهاد او پرورش دهد و وسایل تربیت استقلال رأی و آزادی را در اختیار او بگذارد ما می توانیم یقین داشته باشیم که در آینده جامعه ای مطلوب و منظم خواهیم داشت.
خلاصه، باید دانست که هر نوع تربیت، دو هدف کلی و اساسی را دنبال می کند:

1-هدف فردی یا انفرادی

که عبارت است از کمک به ظهور و تربیت استعدادهای فردی برای سازگاری با محیط.

2-هدف اجتماعی

که منظور رنگ اجتماعی دادن به فعالیت های فرد است. و چون هر قدر تمدن پیش می رود به همان میزان مشکلات زندگی افزایش پیدا می کند و احتیاج به همکاری در حل و رفع این مشکلات، ضروری می شود. بنابراین، یکی از اساسی ترین وظایف سازمانهای تربیتی، کمک به تربیت اجتماعی کودکان و نوجوانان است، و تا حد امکان باید کوشید که عبارت مشهور «بنی آدم اعضای یک پیکرند» و «آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران روا مدار» از شعر و حرف به مرحله عمل در آید و جزء عادتهای کودکان و نوجوانان شود.(2)
به طور کلی منظور از رشد و تکامل اجتماعی این است که فرد بتواند روابط اجتماعی برقرار کند یا رشد و نمو لازم برای برقراری در روابط اجتماعی را بدست آورده باشد. به عبارت دیگر، وقتی فرد یاد گرفت که با معیارهای گروه، خلقیات و سنت ها همنوایی کند و به مرحله ای رسید که توانست با جامعه اش ارتباط و تعاون داشته باشد گوییم که از لحاظ اجتماعی رشد و تکامل یافته است. بنابراین، احساس وحدت اجتماع و برقراری روابط متقابل میان افراد یک اجتماع و همکاری با دیگران از جمله خصایص رشد و تکامل اجتماعی است. رسیدن به این مرحله از رشد مستلزم آن است که کودک در علایق خود تغییر بدهد، شیوه های جدید رفتار را فرا گیرد، و دوستان جدیدی انتخاب کند. فرد اجتماعی علاوه بر آنکه مایل است با دیگران بسر برد خواهان تشریک مساعی با آنها نیز هست. وی می خواهد کاری برای آنها انجام دهد. فرد «گروه دوست» (gregarious) یا گروه جو شدیداً مایل است با همنوعانش باشد، از تنهایی دلتنگ می شود و همینکه خود را در میان گروه همنوعان خود ببیند میلش ارضا می شود هر چند که با آنها تماس پیدا نکند. بنابراین، اولاً هر نوع حیوان را به صرف اینکه زندگی دسته جمعی دارد نباید حیوان اجتماعی نامید. ثانیاً رفتار اجتماعی را که افراد آن با هم مراوده دارند و همکاری و تشریک مساعی می کنند و دارای علایق مشترک هستند، نباید با رفتار گروه جو (gregarious) که چنین کیفیتی را در بر ندارد یکی دانست بلکه اینها در جهت مخالف همند. ثالثاً رفتار اجتماعی از خصایص جانوارن عالی و نوع انسان، و رفتار گروه جویی مختص جانوران پست است. با توضیحی که گذشت هیچ طفلی هنگام تولد موجود اجتماعی نیست. او باید سلوک با دیگران و سازگاری اجتماعی را در اثر تماس با مردم بیاموزد. رشد اجتماعی برای آنکه در مسیر مطلوب پیش رود به راهنمایی مربیان احتیاج دارد. از آنجایی که گروه اجتماعی در شخصیت کودک تأثیر زیادی دارد واضح است که اعضای گروه باید چنان انتخاب شوند که در کودک تأثیر مطلوب داشته باشند. زیرا کودک به سبب کمی سن و تجربه به راهنمایی خویش قادر نیست و این نقش را باید بزرگتران برعهده گیرند.
اجتماعی شدن و آموختن همزیستی موفقیت آمیز با دیگران از مشکلات بزرگ کودکان است در این باره تحقیقاتی کرده اند که نتیجه یکی از آنها چنین بوده است: از گروهی از بزرگسالان خواستند تا خاطرات خوش و ناخوش دوره ی کودکی خود را گزارش دهند و معلوم شد که از اواخر دوره ی کودکی یعنی سنین بین 6 و 12 خاطرات ناخوشایند آنان بیشتر از خاطرات خوشایند بوده اند و بیشتر این خاطرات نامطبوع به زندگی اجتماعی آنها بستگی داشته است. اجبار به انجام کارهایی که دوست نداشته اند تأدیب لفظی دیگران، ریشخند همبازیها و جنگیدن با دوستان از آن جمله بوده اند. برای کودکان خردسال غالباً نخستین تجارب خارج از خانه سبب ناراحتی های عاطفی می شوند و هر قدر سن آنها کمتر باشد این ناراحتی ها شدیدترند.
تربیت اجتماعی مطلوب و سازگاری با گروه های اجتماعی در تنهایی و بدون فراهم شدن فرصت های مناسب صورت نخواهد گرفت. این فرصت ها هر قدر زودتر برای کودک فراهم شوند رشد و تکامل اجتماعی سهل تر خواهد بود. از این رو هرگاه کودک را پیش از رفتن به دبستان برای تکمیل و توسعه روابط اجتماعی، که در محیط خانه و با کودکان همسایه آغاز شده است به کودکستان بفرستند بسیار سودمند خواهد بود مخصوصاً که در کودکستان ها رفتار اجتماعی کودکان تحت رهبری مربیان اداره می شود.
اینکه کودک تا چه اندازه از شرکت در امور جمعی بهره برداری می کند به سرمشق یا الگویی بستگی دارد که پدر و مادر از حیث رفتار اجتماعی به او داده اند. فرزندانی که از لحاظ فعالیت اجتماعی در خانواده محدود بوده اند رشد و تکامل اجتماعی آنها به مراتب کمتر از آنهایی بوده است که شرایط مناسب تر و آزادی بیشتر داشته اند. محرومیت کودک از رشد و تکامل باعث می شود که او با مردم کمتر تماس بگیرد، به زندگی اجتماعی بی علاقگی نشان دهد، قدرت ابتکارش ضعیف شود و در طرح نقشه زندگی برای آینده ناتوان جلوه کند.

ارتباط میان رشد اجتماعی و رشد فردی

رفتار فرد به اعتبار اینکه یک موجود زنده اجتماعی است قدم به قدم با رشد فردیت او تغییر می یابد، و این رشد اجتماعی و فردی، شخصیت فرد را کامل می کند. بدین معنا همان طوری که کودک می تواند با دیگران ارتباط یافته همکاری کند در عین حال، توانایی او بر اظهار و اثبات وجود خود رشد می یابد و می تواند به عنوان یک «فرد مشخص» از مصالح خود دفاع کند. از این رو، ملاحظه می کنیم که کودک میان هشت ماهگی و چهار سالگی تنها به فعالیت های اجتماعی میل ندارد بلکه رفتارهای دیگری از قبیل مقاومت و مخالفت ورزیدن برای تأکید وجود خود از او سر می زنند. همه این اشکال رفتار، مظاهر یکسانی برای رشد اجتماعی کودک بشمار می روند، و شدت وضوح آنها به اختلاف افراد، گوناگون می شود و حتی فرد نیز در مواقع گوناگون اختلاف پیدا می کند.

پی نوشت ها :
 

1. Gates, A.L. and others (1948). Educational psychology.3th. New York. P.124.
2- برای مطالعه بیشتر درباره هدفهای آموزش و پرورش می توان به کتاب مبانی روان شناختی تربیت (1372) از همین مؤلف مراجعه کرد.

منبع مقاله :
شعاری نژاد، علی اکبر؛ (1385)، روان شناسی رشد، تهران: نشر اطلاعات، چاپ نوزدهم 1388

مقیاس روحیه رقابت – همکاری

هدف: تعیین روحیه افراد از نظر رقابتی بودن یا همکاری بودن
تعداد سوال: 28
شیوه نمره گذاری و تفسیر نتایج: دارد
منبع: گنجی، حمزه، ارزشیابی شخصیت، ویرایش دوم، نشر ساولان، 1391.

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 1900 تومان

خرید فایل

Desc (1)

مقیاس روحیه رقابت – همکاری

تعریف روحیه رقابت پذیری

تعريف OECD از رقابت‌پذيري ناظر به همين بخش است :

“رقابت‌پذيري درجه‌اي است كه بر اساس آن توانمندي يك كشور در توليد كالاها و خدمات در شرايط اقتصاد آزاد، سنجيده مي‌شود به گونه‌اي كه اين توليدات بتواند در بازارهاي بين‌المللي حضور پيدا كنند و به صورت پيوسته به تثبيت و ارتقاي درآمد واقعي مردم آن كشور در درازمدت منجر گردد”.

در بحث رقابت‌پذيري رابطه بين “محيط اقتصادي داخل يك كشور” كه دولت در آن نقشي كليدي دارد و “فرآيند خلق ثروت” كه توسط بنگاه‌ها و اشخاص صورت مي‌گيرد، اصلي‌ترين موضوعي است كه به آن پرداخته مي‌شود.

چهار فاكتور رقابت‌پذيري مي‌باشد كه عموما”‌تعريف‌كننده فضاي حاكم بر اقتصاد داخلي يك كشور مي‌باشند، عبارتند از :

  • عملكرد اقتصادي
  • كارآيي دولت
  • كارآيي كسب و كارا
  • زيرساختار

بر پايه اين چهار فاكتور و با در نظر گرفتن بيش از 300 معيار، سالنامه رقابت‌پذيري جهان نتيجه مي‌گيرد كه عملكرد صحيح در اين ابعاد چهارگانه، فضايي در كشور بوجود مي‌آورد كه رقابت‌پذيري در سطح جهان را تضمين مي‌كند