مرجع دانلود پرسشنامه و ابزار استاندارد در تمامی رشته ها,طراحی پرسشنامه

ترم آخر

آزمون,طراحی پرسشنامه,روانشناسی,مدیریت,پرسشنامه استاندارد,پرسشنامه رایگان,مشاوره آماری ,سایت پرسشنامه,نرم افزار رایگان روانشناسی,سفارش

خانه / دسته‌بندی نشده (صفحه 10)

دسته‌بندی نشده

پرسشنامه گرایش به باروری در زنان

هدف: ارزیابی میزان گرایش به باروری در زنان

تعداد سوال: 16

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر نتایج: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: Word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 2900 تومان

خرید فایل

هدف: بررسی عوامل موثر بر همکاری دانشگاه و صنعت (عوامل مالی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل آموزشی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری)

پرسشنامه گرایش به باروری در زنان

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

تعریف باروری

زاد و ولد يا تولد (birth) يک واقعهٔ جمعيت‌شناختى و از نخستين عوامل حرکت‌هاى جمعيت است. اين واقعه دو جنبه دارد: هرگاه به مادر بيش از کودک توجه کنيم، تأکيد بيشتر روى جنبهٔ مادرى خواهد بود و ولايت در مرحلهٔ بعدى قرار مى‌گيرد. در اين صورت بحث از بارورى است؛ و اگر کانون بحث به‌جاى مادر متوجه کودک و توليد نسل باشد، تولد اهميت بيشترى پيدا مى‌کند. از آنجا که اين دو جنبه از بحث (تولد و باروري) مسئله‌اى واحد و غيرقابل انفکاک هستند، از اين‌رو بايد مباحث آنها همراه هم مورد بررسى قرار گيرند اما چون علل و پيامدهاى اين دو پديده همواره يکسان نيستند، به همين جهت آنها را در دو مبحث جداگانه مطالعه مى‌کنيم. اگر تولد را بتوان يک پديدهٔ جمعيتى و زيستى دانست، عوامل گوناگونى چون متغيرهاى فرهنگي، اجتماعى و سياسى در امر بارورى مؤثر هستند.
 
اصطلاح ‘زاد و ولد’ يا ‘تولد’ در مطالعات و پژوهش‌هاى جمعيت‌شناسى به زاده شدن نوزاد و ولادت‌هائى اطلاق مى‌شود که در يک گروه اجتماعى طى يک سال اتفاق مى‌افتد. از آنجا که معمولاً نوزادان مرده به دنيا آمده را با اصطلاحات ‘مرگ و مير جنيني’ و ‘مرده‌زائي’ عنوان مى‌کنند، بهتر است اصطلاح تولد با مفهوم ‘زنده متولد شده’ متداول شود.

پرسشنامه سبک زندگی نوین رسول زاده اقدم و همکاران (1394)

هدف: ارزیابی گرایش به سبک زندگی نوین (نحوه پوشش، مدگرایی، توجه و نگرش به بدن، اوقات فراغت)

تعداد سوال: 26

تعداد بعد: 4

شیوه نمره گذاری: دارد

تفسیر نتایج: دارد

روایی و پایایی: دارد

منبع: دارد

نوع فایل: Word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 4500 تومان

خرید فایل

هدف: بررسی عوامل موثر بر همکاری دانشگاه و صنعت (عوامل مالی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل آموزشی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری)

پرسشنامه سبک زندگی نوین رسول زاده اقدم و همکاران (1394)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

مطالب مرتبط:

۱- پرسشنامه سبک زندگی کارآمدی وزن کلارک و همکاران (WEL)

۲- پرسشنامه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت والکر

۳- پرسشنامه سبک زندگی (LSQ)

4- پرسشنامه سبک زندگی والس

تعریف سبک زندگی نوین

سبک زندگی از مفاهیمی است که به دلیل گستردگی آن در رشته های مختلفی چون مطالعات فارهنگی و جامعه شناسی کاربرد دارد. به نظر گیدنز سبک زندگی را میتوان مجموعه ای  از عملكردهايی دانست که فرد آنها را به کار می گیرد چون نه فقط نیازهای جاری او را برآورده می کند بلكه روايت خاصی را هم که وی برای هويت شخصی خود برگزيده است در برابر ديگران متجس می سازد (خوشنويس 3 :1333). فردی که در جامعه مدرن زندگی می کند هويت شخصی را در سبک زندگی خويش متجلی می سازد و در واقع بر اساس نظر چنی (131 :1336) سبک زندگی رابطه مستقیمی با هويت افراد دارد. رواج فناوریهای نوين در زندگی روزمره افراد ازدياد شیوه های جديد در دستر برای کنش و شیوه های برقراری ارتباط و دستیابی به اطلاعات طیف ابزاری را که افراد از طريق آنها فرهنگ سبک زندگی و هويتهای روزمره خود را می سازند گستر داده است. در میان فناوریهای ارتباطی و اطالعاتی رسانه های اجتماعی را میتوان به عنوان ابزار مناسبی برای تحلیل فرايند دگرگونی ای تلقی کرد که به طور همزمان شامل افراد (زندگی روزمره فرهنگ سبک زندگی و هويت) اطلاعات و فناوریهای اطلاعاتی است.

دانلود مقاله تاثیر تلفن همراه بر جوانان

دانلود مقاله تاثیر تلفن همراه بر جوانان

40665

هدف: بررسی تاثیر تلفن همراه بر جوانان

تعداد صفحات: 20

تعداد منبع: 9

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: رایگان

دانلود رایگان

گزیده ای از مقاله

زندگی بشر از آغاز تا به امروز که عصر تکنولوژی است آن‌قدر تغییر و تحول داشته که حتی تصور بازگشت به قرن‌ها پیش و تجربه آنچه بر انسان اولیه گذشت، خنده‌دار و یا شاید مرگ‌آور باشد. فقط یک مثال ساده فرض کنید برای باخبر کردن انسانی از حادثه‌ای که اتفاق افتاده یا در خطر آن حادثه است در دوران‌های گذشته ماه‌ها طول می‌کشید که این مهم انجام شود و در هنگام باخبر شدن یا آن حادثه دیگر مصداقی نداشت و یا فرد حادثه دیده بود و کار از کار گذشته بود اما در عصر کنونی فقط کافی است در اطاقی که راحت نشسته‌‌اید و برای دوستی که کیلومترها آنطرف‌تر و فقط با یک تماس یا نه با یک پیام کوتاه این مهم را به انجام رسانید، با کمترین هزینه و در کوتاهترین زمان ممکن. امروزه تلفن همراه مهمترین تکنولوژی جوامع محسوب می‌شوند که ضمن ایجاد «خلوت مستقل فردی» رابطه اجتماعی فرد را در یک بستر شبکه‌ای معنادار کرده است. نظام برنامه‌ای تلفن همراه، قابلیت‌های متنوع چندرسانه‌ای و ظرفیت‌هایی مثل صدابرداری، فیلم‌برداری، عکاسی، اتصال به اینترنت و ماهواره و انطباق‌پذیری با رایانه و برنامه‌های آن، را برای این وسیله کوچک ایجاد کرده است به طوری که در حال حاضر در کنار تمامی نیازهای فردی اجتماعی فرد، تلفن همراه نیز ضرورت پیدا کرده است

بیان مسئله

جوانان به دلیل جوان بودن همواره در معرض دو دیدگاه در جامعه قرار دارند: 1ـ از نگاه والدین و 2ـ از دیدگاه جامعه. اما امروز بیشتر از گذشته والدین به دلیل ظهور تکنولوژی‌های جدید احساس می‌کنند که باید جوان خود را در کنترل داشته و دائماً بر آن نظارت کنند و از سوی دیگر جوان امروز که با ظهور و بروز فن‌آوری‌های جدید نه تنها خود را درگیر آن‌ها نموده بلکه هر روز مشتاق‌تر از دیروز برای بروز فن‌آوری جدید خود را آماده می‌بیند، باعث شده است والدین بیش از گذشته به تلفن همراه که مهمترین تکنولوژی قرن حاضر است به عنوان ابزاری برای کنترل بیشتر جوان خود نگاه داشته باشند. کای ویترز از انستیتوی تحقیقات راهبردی اجتماعی انگلستان می‌گوید تحقیقات نشان می‌دهد که با وجود نگرانی از جرایم مربوط به تلفن همراه، والدین می‌گویند جوانان با تلفن همراه از امنیت بیشتری برخوردارند. این تحقیق نشان می‌دهد که والدین معمولاً هنگامی که فرزندانشان وارد دبیرستان می‌شوند برای آنها تلفن همراه می‌خرند تا بتوانند بر آنها نظارت داشته باشند یا در مواقع ضروری بتوانند با آنها تماس بگیرند. اما مهمتر از این، نگاهی است که جامعه به جوان دارد. جوامع همواره لبریز از انتظاراتی است که از جوانان باید سر بزند و از آن‌ها شکل بگیرد. رفتارهایی از قبیل عدم بزهکاری، مؤدب بودن، رعایت احترام به بزرگ‌ترها و… اما در این میان جوامع از تکنولوژی تلفن همراه برای جوانان برداشت‌هایی متفاوت ارائه نموده اند و تقریباً اشتراکات این مهم عبارتند از: جوانان با تلفن همراه باید جوانی، 1ـ در دسترس دائمی بوده، 2ـ کارآ و به موقع بودن و… به هر حال آنچه مهم است اینکه فرهنگ استفاده از تلفن همراه نه تنها در بین جوانان بلکه در کل جامعه به اندازه پیشرفت‌های تکنولوژی که در گوشی‌های تلفن همراه کرده است هماهنگ نبوده است و فرهنگ استفاده از تلفن همراه باید تقویت شود و این میسر نمی‌شود مگر آنکه متولیان فرهنگی کشور فکری بیاندیشند و بسترسازی مناسب جهت ادامه این فن‌آوری پدید آورند.

فرهنگ جوانان و تکنولوژی جدیدی به نام تلفن همراه

با وجود مطالبات و خواسته‌های کاربران تلفن همراه به خصوص جوانان، دیگر استفاده صرف از این ابزار ارتباطی نوین برای تماس‌های تلفنی و مکالمه اهمیتی ندارد. بررسی‌ها و تحقیقات حاکی از این است که بخش اعظم کاربران در جامعه بویژه جوانان به دلیل استفاده از ارزش‌های افزوده جدید و کارکردهای مختلف، از تلفن همراه استفاده می‌کنند و نیازها و مطالبات روزافزون همین جوانان، شرکت‌ها و کمپانی‌های تولیدکننده را بر آن داشته تا برای پاسخ به این نیازها دست به ابتکارهای نوین و خلاقیت بزنند و بر همین اساس است که می‌بینیم هم‌اکنون گوشی‌های تلفن همراه دارای فن‌آوری‌های نوینی هستند که از جمله آنها می‌توان به دسترسی به اینترنت، رادیو، تلویزیون، پخش آهنگ، ارسال پیام کوتاه و… اشاره نمود. این تکنولوژی‌های رسانه‌ای به سرعت فراگیر شد و فرهنگ جدیدی برای خود دست و پا کرد. بر همین اساس شرکت‌های تولیدکننده از ترس اشباع جوانان در آینده، قصد دارند با انواع ترفندهای مختلف از قبیل کاهش قیمت گوشی و… جوانان را ترغیب و تسلیم خود ساخته و آنها را به مصرف‌کننده دائمی محصولات خود تبدیل نمایند.

این فن‌آوری جدید در میان جوانان به یک ابزار مهم ارتباط اجتماعی بدل گشته است به طوری که برخی از جوانان هویت فردی خود را در گرو تلفن همراه می‌دانند یا به عبارتی خود را با آن تعریف می‌کنند. با انتخاب نوع زنگ تلفن همراه، صفحه نمایش آن و آهنگ‌هایی که داخل آن ذخیره می‌کنند، پیامک‌هایی که ارسال می‌نمایند و… وضعیت اجتماعی خود را به دیگران می‌شناسانند. گسترش غیرقابل انتظار تلفن همراه در جامعه و کاربردهای آن به لحاظ اقتصادی برای بسیاری از والدین نگرانی‌های خاصی را نیز در پی داشته و مشاهده صورتحساب فرزندانشان در پایان هر ماه آن‌ها را شوکه نموده است.

از سویی دیگر مراکز آموزشی نیز از استفاده بدون ضابطه و انتشار مسایل غیراخلاقی از طریق تلفن همراه در بین جوانان نگران هستند. آن‌ها معتقدند برخی مسایل تلفن همراه باعث سست شدن پیوند خانوادگی می‌شود و ارتباط چهره به چهره و رودرروی اعضای خانواده را کاهش می‌دهد. اما در مجموع این ابزار چند رسانه‌ای مرزهای جدیدی را در ارتباطات اجتماعی و فرد بوجود آورده است که هدایت و کنترل کاربردها و برجسته کردن نقش‌های مثبت این ابزار ارتباطی یک ضرورت محسوب می‌شود و لاجرم جهت جلوگیری از ترویج اصول غیراخلاقی در بین جامعه و به خصوص قشر جوان همانگونه که اشاره شد بحث فرهنگ‌سازی و فراهم‌سازی بستر مناسب استفاده صحیح از تلفن همراه در میان جوانان اجتناب‌ناپذیر

2- تأثیرات تلفن همراه بر جوانان و جامعه

الف ـ مضرات تلفن همراه

استفاده از تلفن همراه در جامعه کنونی و با پیشرفت فن‌آوری اجتناب‌ناپذیر است. میزان بی‌رویه استفاده، تنوع در استفاده و… از جمله عواملی است که نگرانی‌ها دربارة اثرات تلفن همراه بر سلامت فردی و اجتماعی انسان را بیش از پیش نمایان ساخته است. در این بخش سعی می‌شود مضرات تلفن همراه در سه قسمت به شرح ذیل مورد بررسی قرار گیرد:

1ـ تلفن همراه و تأثیر بر سلامت جسمی فرد

2ـ تلفن همراه و تأثیر آن بر سلامت روحی و روانی فرد

3ـ تلفن همراه و تأثیر بر سلامت اجتماعی فرد

1ـ تلفن همراه و تأثیر بر سلامت جسمی فرد

بسیاری از بررسی‌های اخیر در زمینه تلفن همراه متوجه تأثیرات احتمالی آن بر سلامت جسمی افراد و به خصوص جوانان بوده است. شواهد علمی بسیار کمی در مورد افزایش نوع خاصی از تومورهای مغزی در استفاده مداوم از تلفن همراه وجود دارد. در کشورهای اتریش، آلمان و سوئیس تاکنون دانشمندان مقالات زیادی در این مورد ارائه نموده‌اند و از دولت‌ها خواسته‌اند که به گونه‌ای قانون‌گذاری کنند که کمترین میزان زیان به افراد برسد. اگرچه بعضاً گزارش‌های ضد و نقیضی درباره اثرات تلفن همراه بر سلامت جسم افراد از سوی مراکز مختلف تحقیقاتی منتشر می‌شود؛ ولی به زعم اغلب کارشناسان علوم پزشکی با توجه به ماهیت و تأثیرات شناخته شده امواج الکترومغناطیسی در طول موجهای مختلف بر سیستم‌های بیولوژیکی جسم انسان نمی‌توان خطرات تلفن همراه و تجهیزات الکترونیکی همراه آن را نادیده گرفت و انکار نمود. البته از طرف دیگر، نباید این واقعیت را هم فراموش کرد که چنین خطراتی در استفاده از بسیاری از تجهیزات مثل سیستم‌های الکتریکی و الکترونیکی از جمله تلویزیون، رایانه، اجاق‌های ماکروویو و… با کاربردهای روزانه گرفته تا تجهیزات پزشکی از قبیل پرتونگاری، پرتودرمانی و… و سیستم‌های رادار، دکل‌های برق و… هم وجود دارد که هیچ‌گاه مانعی برای استفاده از آنها نبوده است و مهم برخورد علمی و آگاهانه با دستاوردهای فن‌آوری‌های جدید و به حداقل رساندن خطرات و آسیب‌های اجتناب‌ناپذیری است که ممکن است در ورای فواید و کاربردهای هر محصول و دستاورد فنی و تکنولوژیک وجود داشته باشد. در اینجا به صورت تیتروار به برخی مضرات جسمی استفاده از تلفن همراه اشاره‌ می‌شود:……

مقاله: آسیب شناسی استفاده از ماهواره و تأثیر آن بر تضعیف بنیان خانواده

مقاله: آسیب شناسی استفاده از ماهواره و تأثیر آن بر تضعیف بنیان خانواده

00ماهواره

هدف: ارزیابی کلی آسیب شناسی استفاده از ماهواره و تأثیر آن بر تضعیف بنیان خانواده

تعداد صفحات: 22

تعداد منابع: 13

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: رایگان

دانلود رایگان

گزیده ای از مقاله:

در روند پر شتاب جهانی، تکنولوژی ارتباطی با سرعتی غیر قابل تصور پیشرفت نموده وچهرۀ جهان را دگرگون کرده است. گستره وژرفای این دگرگونی به حدی است که جامعۀ نوینی در حال پیدایش وشکل گیری ودورۀ جدیدی در حیات بشر آغاز شده است. عنصر شاخص وتأثیر گذار بر این روند تحول ودگرگونی، تکنولوژی است که در عرصۀ رسانه ها، هر روز جلوۀ تازه تر وبدیع تری پیدا می کند. رسانه ها، وسیلۀ انتقال پیام واطلاعاتند وبه کمک تکنولوژی، تمام سطوح اجتماعی را در همۀ سرزمینها، تحت سیطره قرار می دهند. بر خلاف گذشته، تکنولوژی ارتباطات صرفاَ در اختیار متخصصین نیست، ودر زندگی روزمرۀ مردم معمولی، در زمرۀ نیازهای اساسی در آمده است. تکنولوژی ارتباطی این امکان را فراهم کرده است که انسانها بدون واسطۀ دیگران با یکدیگر سخن بگویند، ارتباط برقرار کنند، از افکار ودیدگاه های هم مطلع شوند وبر یکدیگر تأثیر بگذارند. همین قدرت جادویی رسانه های نوین است که آن را به یک سلاح مؤثر فرهنگی بدل کرده است. سلاحی که توسط کشورهای قدرتمند با هدف تثبیت وگسترش سلطۀ خویش به کار گرفته می شود تا در ساختار فرهنگ های ملی وبومی اختلال ایجاد کنند وپندار وکردار ملت ها بر گونۀ الگوها ومعیارهای تبلیغ وترویج شده، شکل دهند. تکنولوژی نوین ارتباطی وقتی با خواسته ها وتمایلات صاحبان وسازندگان آن، یعنی قدرتهای بزرگ و فرهنگ مهاجم آنها که یکسانی فرهنگی ورفتاری را در سراسر جهان هدف گرفته اند، جمع می شود، معضل ومسئلۀ مهمی را فرا روی کشورها وملتهای دیگر قرار می دهند. کشورها وملتهایی که به فرهنگ ملی وبومی خود اصالت می دهند ومی کوشند تا در برابر تهاجم فرهنگ غرب مقاومت کنند.

در خانواده با معیارهای اسلامی، مرد احساس مسؤولیت عمیقی در قبال اعضای خانواده‌ی خود دارد اما در برنامه‌های ماهواره‌ای مرد خانواده به عنوان یک فرد مطرح می‌شود که امیال فردی‌اش معیار رفتارهای او هستند و برای تأمین امیال و نیازهای خود می‌تواند روابط مقدس خانوادگی را زیر پا بگذارد. فرهنگ هر جامعه‌ای از مناسبات زندگی روزمره‌ی آن سرچشمه می‌گیرد و بدیهی است فرهنگ در مقام نرم‌افزار، با امکانات و مقدورات سخت‌افزاری خاص سازگار است. به این معنا که جامعه و فرهنگ در تناظر با هم قرار دارند و همدوش هم تغییر می‌کنند و تحول می‌یابند. ورود هر عامل بیگانه به این مناسبات باعث جابجایی غیرکارکردی(معیوب) عناصر فرهنگی و اجتماعی خواهد شد و موجد آسیب‌هایی می‌شود که زندگی روزمره را در ذهن و عین دچار مشکل خواهد کرد. از این منظر، ماهواره‌ها از جمله عناصر بیگانه‌ای هستند که با ورود به مناسبات فرهنگی جامعه‌ی اسلامی ایران، ممکن است اثرات زیانباری بجا بگذارند. محمل ماهواره در ایران، خانواده‌ها هستند که به نوبه‌ی خود مهمترین نهاد اجتماعی و بنیان انتظام اجتماعی به حساب می‌آیند. بر این اساس مهمترین اثر ماهواره متوجه مهمترین بنیان اجتماع است و آسیب‌های آن در گام اول متوجه خانواده‌‌ها و اعضای آن است. خانواده نهادی فرهنگی است و مهمترین عنصر آن را عناصر فرهنگی تشکیل می‌دهند و لذا تغییرات فکری که- تحت تأثیر ماهواره- در افراد خانواده ایجاد می‌شود، سرآغاز آشفتگی در ترکیب این نهاد خواهند بود. فرهنگ نیز در رابطه‌ی متقابل با واقعیات زندگی قرار دارند و لذا واقعیات زندگی هستند که مناسبات فرهنگیِ ضروری برای بقای خانواده را فراهم می‌آورند. برنامه‌های ماهواره‌ای فرهنگی را معرفی می‌کنند که متناسب یا ترکیب متفاوتی از خانواده‌هاست که مطلوب سنت ایرانی و اسلامی نیست و لذا کاربست آنها به تغییر ترکیب اسلامیِ خانواده‌ی ایرانی می‌انجامد. خانواده‌ای که در ذهنِ زن و مرد دارای تقدس و احترامی لایزال است و تغییر در آن به اغتشاش ذهنی، ناآرامی و نارضایتی از زندگی منجر می‌شود. از منظر منطقی میان ایده‌ و ماده پیوندِ متقابل برقرار است. یعنی مناسبات زندگی اجتماعی در یک جامعه با عقاید جاری در آن دارای هماهنگی بنیادی است. بر همین اساس- «اینجا و اکنون»- به معنای زمان و مکان در تلاطم با هم قرار دارند. رسانه‌های ماهواره‌ای این تطابق را مختل می‌کنند و ایده‌هایی را که بر اساس واقعیات زندگی «دیگر» ساخته‌ شده است، بعنوان واقعیات زندگی ما ارائه می‌کنند. این گسست باعث سردرگمی و ایجاد اغتشاش ذهنی افراد می‌شود و میان واقعیات زندگی خود با ایده‌های ارائه شده در برنامه‌های ماهواره‌ای دچار تردید و تردد می‌شوند. تلویزیون‌های ماهواره‌ای با حضور در خانه‌‌ی ایرانیان به خصوصی‌‌ترین حوزه‌های زندگی آنان دسترسی پیدا کرده و با نمایش مناسبات و روابط ناسازگار با زندگی ایرانی، الگوهای مختلف زندگی خانوادگی را معرفی می‌کنند. این در حالی است که محتویات چنین روابط و ارتباطاتی بر اساس واقعیات زندگی ایرانی بنا نشده و با عناصر دینی و آیین اسلامی فاصله‌ای پرناشدنی دارد. وبخاطر نشان دادن اهمیت، ضرورت و فوریت پرداختن به مسئله و معضلی که جامعه، خانواده و فرهنگ ما را نیز به ناگزیر وعمیقاً متأثر کرده است، این تحقیق انجام گرفته است تاشاید بتوان گامی کوچک در ارتقای سطح آگاهی خانواده ها برداشت.

ماهیت ماهواره

ماهواره ها بخش مهمی از زندگی مدرن امروز به شمار می روند. ما هر روز از آن ها استفاده می کنیم بدون آنکه به ارزش آن ها پی ببریم. پیش بینی وضعیت جوی هوا، اخبار حوادث که هر لحظه در اقصی نقاط جهان روی می دهند. تلفن های راه دور و سیستم ارتباطی از طریق اینترنت توسط ماهواره ها ارسال می شوند. درواقع ماهواره شئ ای است که پیرامون چیز دیگری می چرخد یا گردش می کند. مثلاً ماه قمر، (= ماهواره ) طبیعی کرۀ زمین محسوب می شود. اما وقتی ما در مورد ماهواره ها صحبت می کنیم معمولاً منظورمان اشیاء مصنوعی یا دست ساز انسان است که به فضا پرتاب می شوند و در مدار زمین به گردش در می آیند. هر ماهواره در اعماق فضای ساکت و تاریک و در فاصله ای کیلومترها دورتر از زمین، بالای سرمان می چرخد. اما خود ماهواره به دور از این سکوت حاکم در فضاسـت. زیرا هـر ثانیه هزاران علایـم رادیویی را از زمـیـن دریافـت می کند ویا هزاران علایم رادیویی را در هر ثانیه به زمین ارسال می کند.

آسیب شناسی استفاده از ماهواره

این روزها آمارهای ضدو نقیضی ازدرصد استفاده کنندگان از ماهواره در کشورمان به گوش می رســد که از میان این آمار در خوشبینانه ترین حالــت حدود 15 درصــد ودر بدبینانه ترین گمانه زنی ها حدود 50 درصد از خانواده هـــای ایــرانی از ماهــواره استفاده می کنند، بی شک خانواده های استفاده کننده از ماهواره را می توان قربانیان تبعات بسیار بد و پرهزینه برای جامعه دانست ،در این نوشته سعی می کنم که مقداری از تبعات سوء استفاده از ماهواره را بیان کنم…….

پرسشنامه بررسی موانع اجرایی توانمند سازی و آموزش فرهنگی و تخصصی منابع انسانی

هدف: بررسی موانع اجرایی توانمند سازی و آموزش فرهنگی و تخصصی منابع انسانی (عدم مشاركت كاركنان، توانمندسازی کارکنان، آموزش تخصصی کارکنان، عدم شفافيت اهداف سازماني، نظارت وكنترل شديد بر كاركنان، عدم دسترسي به اطلاعات، عدم تفويض اختيار متناسب)

تعداد سوال: 35

تعداد بعد: 7

شیوه نمره گذاری: دارد

منبع: محقق ساخته (سفارش)

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 36000 تومان

خرید فایل

هدف: بررسی عوامل موثر بر همکاری دانشگاه و صنعت (عوامل مالی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل آموزشی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری)

پرسشنامه بررسی موانع اجرایی توانمند سازی و آموزش فرهنگی و تخصصی منابع انسانی

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

توانمندسازی چیست؟

توانمندسازي افراد به‌معنی تشویق افراد برای مشارکت بیشتر در تصمیم‌گیری‌هایی است که بر فعالیت آنها مؤثر است؛ یعنی فضایی برای افراد فراهم شود تا بتوانند ایده‌های خوبی را بیافرینند و آنها را به‌عمل تبدیل کنند. توانمندسازي، عنصر حیاتی کسب و کار در دنیای نوین است. اهدافی مانند نزدیک‌تر شدن بیشتر به مشتری، بهبود خدمات پس از فروش، ارائه مداوم نوآوری، افزایش بهره‌وری و در دست گرفتن میدان رقابت برای سازمان‌هایی به‌دست خواهد آمد که راه‌های جدیدی برای توانمند ساختن افرادشان یافته‌اند.[2]

نقش نیروی انسانی (Human Resource) ماهر و کارآمد در تحقق اهداف سازمان، امری بدیهی و غیرقابل انکار است و شکی نیست که ثروت ملی یک کشور و به عبارت بهتر سرمایه انسانی در قالب مهارت‌ها، سازمان‌ها و انگیزه‌هایشان ظاهر می‌شود. مدیران باید به منظور بهره‌گیری هر چه بیشتر از نیروی انسانی شاغل عوامل انگیزشی مؤثر در تحریک آنان را به درستی شناسایی کرده و تلاش نمایند که هر چه بیشتر این توان را در مسیر اهداف سازمان قرار دهند.[3]

سابقه استفاده از اصطلاح توانمندسازي به دموکراسی صنعتی و دخیل نمودن کارکنان در تصمیم‌گیری‌های سازمان تحت عناوین تیم‌سازی، مشارکت و مدیریت کیفیت جامع برمی‌گردد. این اصطلاح در سال 1980 به‌سرعت موضوع روز شد و توسط نظریه‌پردازانی چون کانگر و کاننگو (Conger & Kanungo: 1988)، اسپیریتزر (Speritzer: 1995)، کنت بلانچارد (Kent Blanchard)، جان پی کارلوس (John.P.Carlos: 2000) و آلن راندلف مورد بسط و گسترش قرار گرفت.[4]

اصطلاح توانمندسازی از دهه1980م به بعد، رواج بیشتری یافته است. در چند سال گذشته در بسیاری از کتاب‌ها و مقالات به مفهوم توانمند شدن اشاره گشته و به‌کاربردن این اصطلاح برای هر چیزی از تشکیل گروه تا سازمان‌های غیرمتمرکز معمول شده است. توانمند شدن در رشته‌های روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و دین‌شناسی ریشه‌هايی دارد که به دهه‌های گذشته حتی قرن‌های گذشته برمی‌گردد.[5]

در دهه‌های اخير، توانمندسازي كاركنان به‌عنوان يكي از دغدغه‌هاي مديران تبديل شده؛ زيرا حجم كاري مديران به‌سرعت افزايش يافته است. بنابراين مدیران باید به زيردستان خود اعتماد كنند؛ در واقع شرايط كاري و رقابت سازمان‌ها بيش از هر چيز ديگري مديران را وادار به توانمندسازي كاركنان مي‌كند. به‌طوري كه امروزه توانمندسازي كاركنان يكي از اعجازآورترين رويكردهاي توسعه منابع انساني است؛ كه منجر به بالندگي نيروي انساني و سازمان مي‌شود. توانمندسازي يك حركت دائمي است و اهميت آن همواره رو به افزايش است؛ چراكه اساس توسعه در كسب و كار امروز، همگام بودن با تغييرات اجتماعي، دستاوردهاي تكنولوژي و تقاضاي محيط رقابتي است و سازمان ها نيازمند افرادي هستند كه بتوانند بهترين استفاده از تكنولوژي پيشرفته را ارائه دهند، نوآوري‌ها را بيابند و بتوانند محصولات و خدمات خود را بهبود بخشند.[6]

 نويسنده كتاب “رها كردن كار بدون از دست دادن كنترل” مي‌گويد: در كمپاني آمريكايي كرايسلر اكنون براي هر 50 كارگر يك مدير وجود دارد در حالي‌كه يك دهه قبل هر 20 نفر يك مدير داشتند كه اين تعداد در آينده به هر 100 كارگر، يك مدير مي‌رسد. بنابراين با توجه به دنياي جديد كسب و كار، نگرش مديريت نسبت به موضوع توانمندسازي كاركنان از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.[7]

ابعاد توانمندسازی

در یکی از بهترین مطالعات انجام شده در زمینه توانمندسازي توسط اسپریتزر (Spreitzer: 1992)، چهار بعد برای توانمندسازي شناسائی شد. بعدها براساس مطالعات میشرا (Mishra: 1992)، یک بعد دیگر نیز به آن افزوده شد و پنج بعد کلیدی توانمندسازي شکل گرفت. البته در مطالعات کانگر و کاننگو (Kanger and Kanungo: 1998) نیز به این ابعاد توجه شده است. هنگامی که مدیران بتوانند این پنج بعد را در کارکنان پرورش دهند، آنان را با کامیابی توانمند ساخته‌اند.[8] پنج بُعد کلیدی توانمندسازي عبارت است از:

  1. احساس خود اثربخشی (Self Efficacy) یا شایستگی (Senes of Competence)؛ احساس شایستگی به اين معنا است كه كاركنان اعتقاد دارند مهارت و توانايي لازم را براي انجام كارهاي خود دارند.[9] احساس شایستگی، به اعتقاد فرد به توانائی‌هایش جهت انجام با مهارت فعالیت‌هایش است. این افراد احساس می‌کنند که می‌توانند‌ وظایفشان را با مهارت بالا انجام دهند.[10]

وقتی افراد توانمند می‌شوند، احساس خوداثربخشی می‌کنند؛ یا اینکه احساس می‌کنند قابلیت و تبحر لازم برای انجام موفقیت‌آمیز یک کار را دارند. افراد توانمندشده نه تنها احساس شایستگی، بلکه احساس اطمینان می‌کنند که می‌توانند‌ کار را با کفایت انجام دهند. آنان احساس برتری شخصی (Personal Mastery) کرده و معتقدند که می‌توانند‌ برای رویارویی با چالش‌های تازه بیاموزند و رشد یابند. بعضی از نویسندگان، بر این باورند که این ویژگی، مهمترین عنصر توانمندسازی است؛ زیرا داشتن احساس خوداثربخشی تعیین می‌کند که آیا افراد برای انجام دادن کاری دشوار، خواهند کوشید و پشتکار خواهند داشت یا خیر؟.[11]

  1. احساس خودسامانی (Self Determination)؛ هنگامی که افراد به‌جای اینکه با اجبار در کاری درگیر شوند یا دست از آن کار بکشند، خود داوطلبانه در وظایف خویش درگیر شوند، احساس خودسامانی می‌کنند. آنان خود را افرادی خودآغازگر می­بینند که قادرند به‌میل خود، اقدامات ابتکاری انجام دهند، تصمیمات مستقل بگیرند و افکار جدید را به آزمون بگذارند.[12]

افراد توانمند در مورد کارهایشان احساس مالکیت می‌کنند؛ زیرا آنان می‌توانند تعیین کنند که کارها چگونه باید انجام شوند و با چه سرعتی پایان یابند. داشتن حق انتخاب، جزء اصلی خودسامانی به‌شمار می‌رود.[13]

در تفاوت خود اثربخشی و خودسامانی باید گفت که خودسامانی به‌درستی حق انتخاب منسوب است؛ در حالی‌که خوداثربخشی به احساس قابلیت اشاره دارد.[14]

  1. پذیرفتن شخصی نتیجه (Personal Consequence)؛ افراد توانمند احساس کنترل شخصی بر نتایج دارند. آنان بر این باورند که می‌توانند‌ با تحت تأثیر قرار دادن محیطی که در آن کار می‌کنند، یا نتایجی که تولید می‌شود، تغییر ایجاد کنند. پذیرفتن شخصی نتیجه، عبارت است از “اعتقادات فرد در یک مقطع مشخص از زمان در مورد توانایی­اش برای ایجاد تغییر در جهت مطلوب”. داشتن احساس پذیرفتن شخصی نتیجه، کاملاً به احساس خودکنترلی مربوط است برای اینکه افراد احساس توانمندسازی کنند، آنان نه تنها باید احساس کنند که آنچه انجام می‌دهند اثری به‌دنبال دارد، بلکه باید احساس کنند که می‌توانند‌ آن اثر را به‌وجود آورند؛ یعنی برای اینکه آن نتیجه با احساس توانمندسازی همراه باشد، آنان باید احساس کنند که کنترل نتیجه تولید یا خدمت ارائه‌شده را در دست دارند.[15]

  1. معنی‌دار بودن (Meaning)؛ كارمندان براي مقصود و يا اهداف فعاليتي كه به آن اشتغال دارند، ارزش قائل می‌شوند و استانداردهاي ذهني‌شان را با آنچه كه در شغل خود در حال انجام دادن هستند، متجانس می‌کنند.[16]

به‌عبارت ديگر، احساس معني‌دار، بودن يك نگرش ارزشي است كه از متجانس بودن آرمان‌ها و ارزش‌هاي افراد و آنچه كه در حال انجام دادن هستند، حاصل مي‌شود. افراد توانمند، احساس معنی‌دار بودن می‌کنند. معنی‌دار بودن به‌معنی ارتباط اهداف و وظایف کاری با ایده­ها و استانداردهای فرد است.[17]

افراد به هنگام اشتغال به کاری که احساس می‌کند معنی‌دار است، نسبت به زمانی‌که این احساس پائین است، بیشتر به آن متعهد می‌شوند، بیشتر درگیر آن می‌شوند و نیروی زیادتری برای آن کار متمرکز می‌کنند. افراد به‌علت اینکه کار معنی‌دار، با احساس اهمیت شخصی و خودارزشی آنان همراه است در اشتغال بدان هیجان و شوق بیشتری دارند. همچنین افرادی که با احساس معنی‌دار بودن شغل، توانمند شده‌اند، نوآورتر، و بر رده‌های بالاتر تأثیرگذارتر هستند ؛آنان، همچنین کاراتر از افرادی هستند که از لحاظ معنی دار بودن شغل، امتیازات پایین دارند.[18]

  1. اعتماد (Trust)؛ سرانجام افراد توانمند دارای حسی به‌نام اعتماد هستند و مطمئن هستند که با آنان منصفانه (Fairly) و یکسان رفتار خواهد شد، این افراد، این اطمینان را حفظ می‌کنند که حتی در مقام زیردست نیز نتیجه نهایی کارهایشان منصفانه خواهد بود. معمولاً معنی این احساس، آن است که آنان اطمینان دارند که صاحبان قدرت به آنان آسیب یا زیان نخواهند زد و با آنان بی‌طرفانه رفتار خواهد شد. به‌بیان دیگر، اعتماد به‌معنی داشتن احساس امنیت شخصی است. اعتماد همچنین به‌طور ضمنی دلالت بر این دارد که افراد خود را در یک موقعیت آسیب‌پذیری قرار می‌دهند، با این همه، افراد توانمند ایمان دارند که در نهایت هیچ آسیبی در نتیجه آن اعتماد متوجه آنان نخواهد شد.[19]

با توجه به مؤلفه‌های ارائه‌شده، تلاش براي به‌روز نگاه داشتن اطلاعات فنّي و تخصصي كاركنان از مهمترین گزاره‌هایی است که می‌بایست مورد توجه قرار گیرد. تعريف روشن مسئوليت‌ها و اختيارات كاركنان همراه با ايجاد جو احترام در ارتباطات مديریت با كاركنان و كاركنان با يكديگر می­تواند در حوزه توانمندی کارکنان و افزایش حس اعتماد به شایستگی­های داشته‌ی آنان مؤثر و مفیده فایده باشد. یکی از مهمترین فرآیندها که عموما در هرچه توانمندشدن کارکنان موثر است، اصلاح سيستم ارزشيابي عملكرد كاركنان است؛ به‌گونه‌اي كه كاركنان، نسبت به نتايج واقعی ارزيابي خود مطلع شده و مديران به‌طور شفاف راجع به نقاط قوت و ضعف كاركنان به آنان بازخورد دهد و انتظارات خود را به‌طور شفاف اعلام نمايد.

خلاصه ابعاد توانمندسازی را در جدول زیر می‌توان شاهد بود:

بعد مؤلفه
خوداثربخشی احساس شایستگی شخصی
خودسامانی احساس انتخاب شخصی
پذیرفتن شخصی نتیجه احساس توان تأثیرگذاری
معنی‌دار بودن احساس ارزشمندی کار
اعتماد احساس امنیت

پنج بعد هسته‌ای توانمندسازی

[1]. گروه مؤلفین تحت نظر لرنر، ادونس؛ فرهنگ آکسفورد، تهران، ثامن‎الائمه (علیه‎السلام) و منادی، 1384، چاپ اول، ص411.

[2]. Smith Jane; Empowerment People, London Kurgan, 2000, P4.

[3]. رياحي، بهرور؛ توانمندسازي نيروي انساني يك وظيفه يا يك ضرورت،مجله توسعه و صنعت، شماره 27، 1383.

[4]. Siglero, Honeycutt & Pearson, Christine M; Creating an Empowerment Culture: Examine the Relationship between Organizational Culture and Perception of Empowerment, journal of quarterly management, 2000, Vol.5, P27-52.

[5]. Whetten, Peter & Cameron, Gerard; Developing Management Skills, South Western Eloge publishing USA, 1996.

[6]. Smith jane; Ibid, P1-2.

[7]. کرینر، استوارت؛ دیدگاه‌های کلیدی در مدیریت: اندیشمندانی که دنیای مدیریت را تغییر دادند، ترجمه محمدعلی حسیننژاد، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1381 ص166.

[8]. وتن، دیوید آلرد ؛و کمرون، کیماس؛ تواناسازی کارکنان و تفویض اختیار، ترجمه بدرالدین اورعی یزدانی، کرج، مؤسسه تحقیقات و آموزش مدیریت، چاپ دوم، 1383، ص 24

[9]. Mishra, Anneal k & Spritzer, Gertchen M; Explaining how Survivors Respond to Downsizing: The Role of Trust, Empowerment, Justice and Work Redesign, academy of management review, 1998, Vol.23, No.3, P567-588.

[10]. Siglero, Honeycutt & pearson, Christine m, op.city, p58.

[11]. وتن، دیوید آلرد و کمرون، کیماس؛ پیشین، ص24.

[12]. Siglero, Honeycutt & Pearson, Christine M; Ibid, P9.

[13]. وتن، دیوید آلرد و کمرون، کیماس؛ پیشین، ص28.

[14]. Deci, E.L & Others; Self Determination in a Work Organization, Journal of Applied Psychology, 1989, Vol.74, P580&90.

[15]. وتن، دیوید آلرد و کمرون، کیماس؛ پیشین، ص28-29.

[16]. همان، ص30-31.

[17]. Ugboro, Isaha & Obeng, Kofi; Top Management Leadership, Employee Empowerment, Job satisfaction, and costumer satisfaction in TQM organization: An Empirical Study, Journal of Quality Management, 2000, Vol.5, pp: 247. 272

[18]. وتن، دیوید آلرد و کمرون، کیماس؛ پیشین، ص32.

[19]. همان، ص33.

دانلود مقاله: احکام دعوی جلب ثالث در دیوان عدالت اداری

دانلود مقاله: احکام دعوی جلب ثالث در دیوان عدالت اداری

تعداد صفحات: 40

منابع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: رایگان

دانلود رایگان

ترم آخر: مرجع دانشجویان ایران

گزیده ای از متن:

در حقوق ما، دعاوی طاری[1] به عنوان یکی از استثنائات اصل تغییرناپذیری دادرسی، در مادۀ 17 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی پیش بینی شده است. به موجب این ماده «هر دعوایی که در اثنای رسیدگی به دعوای دیگر، از طرف خواهان یا خوانده یا شخص ثالث یا از طرف متداعیین اصلی بر ثالث اقامه شود؛ دعوای طاری نامیده می‌شود». فلسفۀ تأسیس چنین نهادی در آیین دادرسی مدنی، جلوگیری از صدور آرای معارض، جلوگیری از تجدید دعاوی، صرفه جویی در وقت دادگاه و اصحاب دعوا و… است (مقصود پور،1389، صص 41-46).

       هدف ما از این تحقیق، تشریح قواعدِ طرح یکی از صور مادۀ 17 قانون آیین دادرسی مدنی، یعنی زمانی که طرفین، یا یکی از آنها در دیوان عدالت اداری علیه ثالثی اقامۀ دعوی می‌کند، می‌باشد. جلب ثالث[2] در دیوان عدالت اداری، بنا بر مادۀ 29 قانون دیوان عدالت اداری 1385 مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام مجاز شمرده شد و قواعد آن هم، همان قواعد حاکم بر جلب ثالث در آیین دادرسی مدنی است. بدیهی است، قواعد عام آیین دادرسی مدنی، باید با توجه به وضع ویژۀ دیوان عدالت اداری و صلاحیت‌های خاص آن، در این مراجع به کار گرفته شود. بنابراین، مقتضای تشریح و تخصیص این قواعد. اولاً: توضیح جلب ثالث اهداف و انگیزه‌ها و شرایط آن در قانون آیین دادرسی مدنی است و ثانیاً: باید مختصری در مورد دیوان، صلاحیت‌ها، مراحل رسیدگی و قواعد عام حاکم بر آن توضیح داد.

       بر همین مبنا، در ادامه ابتدا به جلب ثالث و آیین آن، در آیین دادرسی مدنی می‌پردازیم، سپس مختصری در مورد دیوان توضیح می‌دهیم و در پایان جلب ثالث در دیوان عدالت اداری، قواعد و آیین طرح آن را در این مرجع، تبیین و تشریح می‌کنیم.

2- جلب ثالث

       جلب، در لغت به معنی طلب، کشش، جذب کردن و در اصطلاح حقوقی، کسی را از راه پله‌های قانونی به محاکمه فراخواندن است (دهخدا، ، 1385،ص2195 [3]) . دعوای جلب ثالث، دعوایی است که از ناحیه هر یک از اصحاب دعوا به طرفیت شخصی که در دعوا دخالتی ندارد و در اصطلاح ثالث[4] محسوب می‌شود، مطرح می‌گردد (کریمی، 1389، ص 246) . به عبارت دیگر، جلب ثالث، دعوایی از دعاوی متفرع بر دعوای دیگر است که در آن، هر یک از اصحاب دعوی، در مراحل نخستین و پژوهش می‌توانند ثالث را به دعوی جلب کنند (جعفری لنگرودی،1388، ص 197).

هدف جلب ثالث یکی از موارد زیراست:

     در برخی موارد، ثالث جلب می‌شود تا به طور مستقل در برابر جالب محکوم شود (جلب ثالث اصلی یا استقلالی). گاهی هم،جلب می‌شود، تا او نیز با طرف مقابل محکوم شود و نظر به اعتبار امر قضاوت شدۀ رأیی که صادر می‌شود، از شکایت احتمالی او نسبت به رأی جلوگیری شود. گاه نیز ثالث، برای این جلب می‌شود که موضع جالب را تقویت کند (جلب ثالث تبعی). دخالت شخص ثالث که در نتیجۀ اقامۀ دعوای جلب ثالث صورت می‌گیرد، نتایج زیر را در پی دارد: اولاً موجب اطاله دادرسی می‌شود؛ ثانیاً موجب انحراف از قاعده صلاحیت محلی می‌شود (صدر زاده افشار، 1390، ص 374 ؛ متین دفتری،1381، ص 329 ).

         مستند جلب ثالث در قانون آیین دادرسی مدنی، غیر از ماده 17 که مربوط به کلیه دعاوی طاری است، مواد 135 تا 140 این قانون است. نظر به همین مواد، دعوای جلب ثالث در صورتی از دعاوی طاری شمرده می‌شود، که با دعوای اصلی مرتبط، یا دارای یک منشأ باشد[5]؛ تا پایان اولین جلسۀ دادرسی اظهار شود و ظرف سه روز دادخواست آن تقدیم شود. جلب ثالث در مرحله بدوی، واخواهی و تجدید نظر خواه امکان پذیراست. همچنین این دعوی، باید دارای شرایط عمومی اقامه دعوای مدنی، نظیر: اهلیت، ذینفع بودن و… باشد.

       3– دیوان عدالت اداری

       شناخت مسئولیت دولت، در قبال اعمال اداری و اجرایی خویش، مقتضی بطلان اعمال اداری مخالف قانون آن است. بی تردید، اگر در این موارد به شهروندان خسارتی برسد، باید جبران شود. در فرانسه، برای حل اختلافات میان مردم و دولت، دادگاه‌های خاصی تشکیل شده است که در رأس آن‌ها «شورای دولتی» به عنوان عالی‌ترین مرجع رسیدگی به اختلافات اداری فعالیت می‌کند. در ایران نیز پس از تصویب قانون راجع به شورای دولتی در سال 1339، اصل 173 قانون اساسی، برای تشکیل مرجعی تحت عنوان دیوان عدالت اداری داده شد. پیرو این دستور، ابتدا در 4/11/1360 قانون دیوان عدالت اداری به تصویب رسید. در نهایت هم در سال 1385 قانون فعلی در مجمع تشخیص نظام تصویب گردید و جانشین قانون سابق شد.  آیین دادرسی دیوان عدالت اداری، که اکنون نیز در دیوان عدالت اداری اجرا می‌شود، مصوب 19/2/1379 رئیس قوه قضاییه است. قبل از آن، در سال 1362 نیز متنی به عنوان آیین دادرسی مدنی دیوان در شورای عالی قضایی تصویب شده بود، اما پس از تصویب قانون دیوان در سال 1385، مادۀ 48 این قانون قوۀ قضاییه را موظف کرد که ظرف شش ماه لایحۀ آیین دادرسی دیوان را تهیه کند و از طریق دولت، به مجلس شورای اسلامی تقدیم نماید. این لایحه، با وجود گذشت چندین سال، هنوز تصویب نشده است.[6]

       4- صلاحیت دیوان

بنا بر قسمت اخیر اصل 173 قانون اساسی، حدود اختیارات و نحوۀ عمل این دیوان را قانون، تعیین می‌کند. مادۀ 13 قانون دیوان در اجرای این اصل صلاحیت‌ها و اختیارات دیوان را بیان می‌کند. تبصرۀ 1 و 2 این ماده هم مواردی را از صلاحیت دیوان خارج می‌کند.[7]

  واحدهای دولتی و کلیۀ مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی نمی‌توانند در دیوان اقامۀ دعوی کنند و فقط می‌توانند خوانده باشند. در ضمن دو بند مذکور، در قسمت اول مادۀ 13 قانون دیوان منصرف به تصمیمات و اقداماتی است که واحدهای یادشده، یا مأمورین آن‌ها با توجه به اختیارات و وظایف قانونی، برخلاف قانون، یا خارج از صلاحیت خود، یا با تجاوز از اختیارات خویش انجام داده‌اند. در غیر این صورت، موضوع در صلاحیت دیوان نخواهد بود. همچنین، به موجب رأی وحدت رویه: «رسیدگی به دعاوی ناشی از قراردادها که مسائل حقوقی می‌باشد و باید به صورت ترافعی در محاکم قضایی صالح مورد رسیدگی قرار بگیرند، خارج از شمول مادۀ 11 قانون دیوان عدالت اداری بوده و قابل طرح در دیوان مذکور نمی‌باشد[8]… ».

5- جلب ثالث در دیوان عدالت اداری

     در قانون سال 1360 ماده‌ای که طرح دعوای جلب ثالث را در دیوان ممکن می‌سازد وجود نداشت،. اما در مادۀ 29 قانون سال 1385، به امکان طرح این دعوی در دیوان تصریح شده است. به موجب این ماده: «مقررات مربوط به ورود ثالث، جلب ثالث، اعتراض ثالث و استماع شهادت شهود در دیوان عدالت اداری مطابق قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی است». همانطور که برخی به درستی اشاره کرده‌اند، می‌توان به طریقه تنظیم این ماده انتقاد کرد؛ زیرا مداخلۀ اشخاص ثالث در دادرسی مقولۀ مستقلی است که قابل جمع با مبحث استماع شهادت شهود نیست. بنابراین، اگر نظر قانون گذار بر تفکیک و طبقه بندی باشد باید آنها را در دو ماده جداگانه ذکر می کرد و اگر چنین قصدی نداشت، می‌بایست مقررات وکالت در آیین دادرسی مدنی را هم در همین ماده، مطابق قواعد آیین دادرسی مدنی قرار می‌داد؛ بدون اینکه ماده‌ای خاص را بدان اختصاص داده باشد (دلاوری،1390، ص 158) . در لایحۀ تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری که در حال بررسی برای تصویب است، این مشکل تا حدودی رفع شده و به هر یک از مباحث ورود ثالث، جلب ثالث و اعتراض ثالث موادی جداگانه اختصاص داده شده است.

دانلود مقاله: نهاد اعلام اشتباه در حقوق کیفری

دانلود مقاله: نهاد اعلام اشتباه در حقوق کیفری

تعداد صفحات: 21

فهرست بندی: دارد

منابع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: رایگان

دانلود رایگان

ترم آخر: مرجع دانشجویان ایران

گزیده ای از متن:

انسان موجودی جایز الخطاست لذا هر لحظه بیم این می رود که اشتباه کند پس باید نهادی برای بررسی و اعلام این اشتباه وجود داشته باشد مخصوصا در علم حقوق و دادگاه ها که وظیفه حساس و خطیری دارند. در این میان سوالاتی پیش می آیند از قبیل : علل ارتکاب اشتباه از سوی قضات چیست ؟ چرا باید به بررسی آن پرداخت ؟ راههای پیشگیری از اشتباه چیست ؟ چه شخص یا نهادی باید اشتباهات را اعلام کند ؟ و ما در این مقاله در صدد پاسخگویی به این سوالات هستیم.

زیرا متاسفانه امروزه ما شاهد اشتباهات بسیاری در آراء صادره از سوی دادگاه ها هستیم و میزان بالای تجدیدنظر خواهی ها و نقض آراء صادره از شعب بدوی دال بر این مدعاست؛ از سوی دیگر و با توجه به عدم بررسی این موضوع در حقوق ما اینجانب بر آن شدم تا به بررسی این مبحث از منظر قانونی بپردازم.

محور اصلی مباحث عبارتند از بیان علل اشتباه و نهاداعلام اشتباه و سیر تطور قانونگذاری درباره این موضوع، لهذا باید گفت هدف اصلی ما تجزیه و تحلیل این چالش و ارائه راهکار است.

۱) بررسی علل اشتباه قضات

در ابتدا باید بگویم که قضات ما افرادی بسیار شریف و زحمت کش هستند و زحمات آنها نباید نادیده گرفته شود لکن در کنار بیان محاسن باید ایرادات و معایب نیز مطرح شود تا زمینه برای پیشرفت روز افزون قضات و کمک به احقاق حق مردم فراهم شود.

اشتباه می تواند علل مختلفی داشته باشد که ما تاحد توان و دانش خویش به بیان آنها می پردازیم:

الف) ضعف علمی : شاید بتوان این مورد را مهم ترین علت اشتباهات برخی از قضات دانست، به طوری که بدون اغراق می توان گفت که برخی از قضات دادگاه های ما توان علمی مناسب برای تحلیل پرونده های ساده را نیز نداشته و در برخی موارد آرائی بسیار دور از ذهن، قانون و شرع می بینیم و شاید این قضیه نشات گرفته از آن باشد که برخی از این دوستان اصلا تحصیلات آکادمیک و رسمی در علم حقوق ندارند وازاینرو می توان گفت که در اشتباه صورت گرفته عمدی نداشته اند زیرا توان و دانش آنها بیشتر از آنچه نشان داده اند نیست.

ب) خیل عظیم پرونده ها: این مسئله نیز خود علتی غیر قابل انکار است و تمامی مسئولین قضایی بر این مورد اتفاق نظر دارند، زیرا میان حجم بالای کار و میزان اشتباه رابطه ای مستقیم وجود دارد بدین معنا که هر چه حجم کار بالا رود میزان اشتباه نیز افزایش می یابد، که نباید فراموش نمود که این امر خود سبب می شود که قضات فرصت کافی برای افزایش توان علمی خود نداشته و در همان سطحی که از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند باقی بمانند.

ج) سیستم آماری: به علت حجم پرونده ها و بالا بودن مراجعات و کم بود شعب و قضات برای رسیدگی به دعاوی مردم نوعی سیستم آماری در دادگاههای ما رایج گشته است، بدین صورت که هر دادگاهی سعی در افزایش میزان پرونده های رسیدگی شده خویش دارد و این افزایش سرعت کاهش دقت را در بر دارد.

د) عدم رعایت سلسله مراتب: باید اذعان نمود که در پارهای از موارد قضات ما بدون طی منطقی سلسله مراتب قضایی به مناصب حساس من جمله ریاست شعب دادگاه ها در شهرهای بزرگ می رسند، بدین معنا که یک فرد که برای تصدی پست قضاوت استخدام می گردد باید در ابتداء چند سالی را در دادیاری و دادسرا حضور داشته باشند سپس مدتی را در دادگاههای شهر های کوچک که غالبا از چند شعبه معدود تشکیل یافته اند سپری کنند به این دلیل که با انواع و اقسام پرونده ها (حقوقی، کیفری، خانواده و …) آشنا می گردند و البته پرونده های مطروحه در این دادگاهها پیچیدگی پروندههای مطرح شده در دادگاههای شهر های بزرگ را ندارند و پس از گذراندن این مراحل تا حدودی ذهن شخص آماده پذیرش و انجام پرونده های سنگین تر خواهد شد.

هـ) عدم تخصصی شدن قضات همراه با دادگاه ها: مسلما می توان گفت در کنار تخصصی نمودن دادگاه ها نیاز به تخصصی شدن قضات نیز احساس می گردد بدین صورت که امر قضاوت در دادگاههای کیفری اگر از سوی قضاتی که دارای تحصیلات در مقطع کارشناسی ار شد یا دکتری در رشته حقوق جزا و جرمشناسی باشند صورت گیرد یقینا بهتر از سایرین خواهد بود و در دادگاه های حقوقی و خانواده نیز به همین نحو میتوان عمل نمود و صد البته در دادگاههای عالی (تجدید نظر، کیفری استان و دیوان عالی کشور) می ابست از قضاتی با سابقه بالا و مدرک دکترای حقوق بهره جست، که این روش در برخی از کشورها انجام پذیرفته و نتایج مثبتی نیز به همراه داشته است.

و) عدم نظارت بر سطح علمی قضات پس از استخدام: یکی دیگر از مسائل مهم، عدم نظارت بر توان علمی قضات پس از استخدام است، بدین معنی که یک فرد پس از پذیرفته شدن به عنوان قاضی دیگر هیچگونه آزمایش و امتحانی را برای سنجش توانایی هایش پس نمی دهد، همانطور که می دانید علم حقوق در زمره دانش های علوم اجتماعی است از اینرو همواره در حال تغییر و تحول است و قضات نیز با توجه به منصب حساس خویش همواره می بایست سعی در افزایش بنیه علمی خود و به روز نگاه داشتن اطلاعات حقوقی خود نماید لذا برای تحقق این امر ضروری است که همواره خود در مظان آزمون و سنجش ببینند؛ که البته این مسئله به هیچ وجه در دستگاه قضایی ما صورت نگرفته است در حالی که اداره آموزش قوه قضائیه مدت های مدید است که ایجاد شده و به نظر نگارنده می بایست این امر از سوی نهاد مذکور صورت پذیرد.

ز) نبود قوانین شفاف و وجود ابهامات و تعارضات و تحولات پی در پی در قوانین: یکی دیگر از مهم ترین عوامل اشتباهات در احکام صادره از سوی دادگاه ها نبود قوانین شفاف و وجود خلاء در قوانین است که این ابهامات سبب برداشت های متفاوت و در نتیجه صدور احکام مختلف و گاه متضاد در موضوعات واحد می شود، که این برداشت نا صحیح را می توان اشتباه قضات بیان نمود.

ح) نبود نهاد نظارتی مناسب و کارا: در قوانین ما هر چند که موادی در رابطه با اشتباهات قضات و اعلام وپیگیری آن از سوی برخی از نهاد ها عنوان گردیده لکن این نهاد ها توان و قدرت لازم در این مورد را نداشته و و جود اشتباهات فراوان در احکام اخیر الصدور دادگاه ها خود شاهدی بر این مدعاست؛ شاید بتوان تغییر و تحولات پی در پی در این نهاد ها (تاسیس، تغییر و انحلال آنها) را مهم ترین دلیل این نا کارآمدی دانست.

در کل می توان گفت که مجموعه فوق الاشعار در بر دارنده مهم ترین موارد و علل ارتکاب اشتباه از سوی قضات محاکم است؛ با این حال ما تنها به مورد آخر ( نهاد اعلام اشتباه ) می پردازیم.

۲) بررسی نهاد اعلام اشتباه در حقوق ایران

قانونگذار ما به موازات وضع قوانین برای تعیین حدود حقوق و تکالیف افراد به بیان قوانینی برای مراجع صالح به رسیدگی به دعاوی مردم پرداخت و با توجه به احتمال اشتباه در آراء صادره از این دادگاه ها به فراخور مقتضیات زمانی نهادی را هم برای اعلام اشتباه این مراجع و رسیدگی به آن پیش بینی نمود هر چند که در سیر تغییرات قانونگذاری در کشور ما این نهاد هم دچار تغییر و تحولاتی شد؛ در این قسمت ابتداء سیر قانونگذاری در این مورد بیان می شود و سپس به نقد و بررسی ماده واحده اصلاحی ماده ۱۸ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۸۵ و نیز آئین نامه اجرائی آن می پردازیم.

۲-۱) بررسی سیر قانونگذاری در مورد نهاد اعلام اشتباه در آئین دادرسی کیفری

همانطور که از کلیات به دست آمد در کنار مواد مختلف ما نیازمند موادی هستیم که نهاد های قانونی برای اعلام اشتباه قضات را معین نمایند؛ در این قسمت ما به سیر تحولات قانونگذاری در این مورد در حقوق کیفری ایران می پردازیم.

۲-۱-۱)ابتدائا به قانون آئین دادرسی کیفری مصوب ۱۲۹۰ می پردازیم که در آن موادی به شرح ذیل به این مسئله پرداخته اند:

▪ ماده ۴۳۴ : هرگاه دادگاه جزائی که رسیدگی می نماید قرار یا حکمی صادر کند وهیچیک ازطرفین درمدت مقررنسبت به آن تقاضای رسیدگی فرجامی نکنند وهمچنین نسبت به قرار یا حکمی که از دادگاههای جزائی صادرشده و قابل رسیدگی فرجامی نیست، دادستان دیوان کشور راسا یا به تقاضای وزیر دادگستری می تواند درصورتی که آن قراریاحکم را مخالف قانون بداند برای حفظ قانون نسبت به آن فرجام بخواهد رای دیوان کشور دراین مورد برای هیچیک ازطرفین دعوی موثر نیست تمیزی که دادستان می خواهد محدود به مدت نیست وهر وقت مطلع شود می تواند تقاضای فرجام کند.

همانطور که از سیاق ماده ۴۳۴ بر می آید این ماده از موادی است که نهادی را برای اعلام اشتباه قضات مطرح نموده است که عبارت است از دادستان کل کشور، که البته وزیر دادگستری نیز می تواند در صورت مشاهده اشتباه اعلام و بررسی آن را از ایشان ( دادستان کل کشور) بخواهد اما در کل این دادستان کل کشور است که می تواند اعلام اشتباه کند و تقاضای رسیدگی به آن را بنابر اصول فرجام خواهی از دیوان عالی کشور بنماید.

دانلود مقاله: برابری یا عدم برابری دیه زن و مرد

برابری یا عدم برابری دیه زن و مرد

دانلود مقاله: برابری یا عدم برابری دیه زن و مرد

تعداد صفحات: 48

منابع: دارد

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: رایگان

دانلود رایگان

ترم آخر: مرجع دانشجویان ایران

گزیده ای از متن:

بر اساس قانون مجازات اسلامى ايران و مطابق فتاواى بسيارى از فقيهان شيعه و سنى، ديه زن نصف ديه مرد است. اين راى در ميان فقهاي شيعه و سني مخالفانى نيز دارد. دليل عمده گروه اول آيه ۱۷۸ از سوره بقره يعنى (وَ الاْنثَى بِالاْنثَى) ، تصريح برخى از روايات بر نصف بودن ديه زن نسبت ‏به مرد ، اجماع و استحسان است. گروه دوم نيز با تمسك به اطلاق آيه ۹۲ سوره نسا و آبي از تخصيص بودن آيه ۱۷۸ سوره بقره و اطلاق برخى از روايات و نيز با ترديد در روايات دال بر نصف‏ بودن ديه زن به جهت ايراد در سند، ايراد در راوي حديث، ايراد در مدلول، و شخصيه بودن بعضي روايت ها، اصل برابري را پذيرفته اند.

خونبها شامل مواردي ميشده است كه پيش از اسلام افراد خانواده ها يا قبايل در قبال كشته شدن يكي از اعضاي خود از قاتل طلب ميكردند وهدف خونبها مطالبه ارزشهاي شخصي ،اجتماعي و خانوادگي مكتسبه يا موروثي مقتول بود كه از قاتل گرفته ميشد كه با توجه به شرايط مقتول از حيث طبقه اجتماعي، ثروت و… متفاوت بود مثلا بردگان خونبها نداشتند كه اين امر نشان دهنده نوعي تبعيض در ارزش گذاري مقام انساني است و برخلاف كرامت انساني است.

و اگر به شان نزول (يَـاَيّهَا الَّذِينَ ءَامَنواْ كتِبَ عَلَيْكم الْقِصَاص فِى الْقَتْلَى الْحرّ بِالْحرِّ وَ الْعَبْد بِالْعَبْدِ وَ الاْنثَى بِالاْنثَى) در تفسير مجمع البيان توجه كنيم:

« اين آيه درباره دو قبيله از عرب نازل شد كه يكى را بر ديگرى برترى بود. اين قبيله سوگند ياد كردند كه اگر برده اى از ما كشته شود، در برابرش آزادى از آنان را مى كشيم; در برابر زنى از قبيله ما مردى از آنان را ميكشيم و در برابر مردى از قبيله ما دو مرد از آنان را ميكشيم، و جراحت هاى قبيله خود را دو برابر جراحت هاى آنان به حساب مى آوردند و خداوند اين آيه را نازل كرد.» در مذمت شيوه خونبها و عدم برابري اشاره دارد.

اما ديه كه تاسيس اسلام است جايگزين خونبها با مبنايي كاملا متفاوت شد. هدف ديه گاهي مجازات (رضايت خانواده در قتل عمد) و گاهي صرفا اقتصادي (قتل شبه عمد) است. لذا توجه به تفاوت ديه جزايي و حقوقي مهم است:

ديه جزايي مواردي است كه اصل مجازات، قصاص است و به دلايلي به ديه تبديل ميشود ولي ديه حقوقي به معناي ضمان و جبران خسارت است چراكه كشتن في حد نفسه مجازات ندارد و در شبه عمد به لحاظ جبران خسارتي است كه مقتول در طول عمر خود به صورت فرضي ميتوانسته بدست آورد، ديه قرار گرفته است كه براي جبران صدمه وارده شده به لحاظ نبود عنصر شاغل خانواده است كه به خانواده او ميرسد.

در باب ديه حقوقى يك روايت وجود ندارد كه بگويد ديه زن نصف ديه مرد است، منتها فقها از آن روايات ديه جزايي به سراغ ديه حقوقى آمده اند. محقق اردبيلي در كتاب مجمع الفائده و البرهان جلد ۱۹،صفحه ۳۱۳ ميگويد: من يك روايت هم در اين مورد پيدا نكرده ام.

به حق، مى توان گفت كه يافتن راه وسط و درست، همچون صراط مستقيم، از مو باريك تر و از شمشير برنده تر است. گروهى، به افراط، جانب خلوص را گرفته، به اجراپذيرى و كارآمدى آرا و برداشت ها توجهى ندارند و هرگاه فتوا و رايى زمينه اجرا نيابد، مردم را به بى اعتنايى نسبت به دين متهم مى سازند و گروهى ديگر، تنها به كارآمدى فقه، آن هم در حد افراط و خوشايند همه فرقه ها مى انديشند و تا بدانجا پيش مى روند كه فقه را از حد قوانين وضعى نيز كم تر مى انگارند.

حق، آن است كه هر دو راه، ناصواب است; هم بايد به خلوص و قداست فقه انديشيد و جايگاه و مرتبت معنوى و وحيانى آن را منظور داشت و هم به كارآمدى و اجراپذيرى ديدگاه ها و برداشت ها توجه كرد. مگر نه اين است كه خداوندْ دين را براى انسان فرو فرستاد، همان گونه كه جهان را براى او آفريد:

(الَّذِى جَعَلَ لَكم الاَْرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَآءَ بِنَـآءً);

همان ]خدايى[ كه زمين را براى شما فرش ]گسترده[، و آسمان را بنايى ]افراشته[ قرار داد.

در حالى كه امروز در سطح بين‏المللى تلاش گسترده‏اى براى برقرارى تساوى حقوق بين زن و مرد در همه زمينه‏ها صورت مى‏گيرد و در اسناد بين‏المللى حقوق بشرى بويژه كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان بر لغو و يا اصلاح قوانينى كه مقررات تبعيض‏آميز عليه زنان دارند تاكيد شده است، در قانون مجازات اسلامى ايران كه پس از استقرار نظام جمهورى اسلامى ايران تدوين و تصويب گرديده و در حال حاضر اجرا مى‏شود مقررات متفاوتى نسبت‏به زن و مرد وجود دارد كه هر چند برخى از آنها نسبت‏به زن جنبه حمايتى دارد ولى برخى هم به ظاهر تبعيض‏ آميز به نظر مى‏رسد و جا دارد كه مورد بحث و تجزيه و تحليل و نقادى قرار گيرد و بخصوص چون اين مقررات بر اساس مبانى اسلامى و موازين فقهى تنظيم شده، لازم است اين مبانى مورد بررسى و ارزيابى قرار گيرد و احيانا نظريات اصلاحى جديدى ارائه گردد.