خانه / فروشگاه / پرسشنامه / پرسشنامه تحلیل رابطه هوش هیجانی با رضایت شغلی و تمایل به ترک خدمت کارکنان

پرسشنامه تحلیل رابطه هوش هیجانی با رضایت شغلی و تمایل به ترک خدمت کارکنان

هدف: تحلیل رابطه هوش هیجانی با رضایت شغلی و تمایل به ترک خدمت کارکنان (خودآگاهي، همدلي، مهارت هاي اجتماعي، رضایت شغلی، تمایل به ترک خدمت)

تعداد سوال: 40

تعداد بعد: 5

شیوه نمره گذاری: دارد

منبع: محقق ساخته (سفارش)

نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 28000 تومان

خرید فایل

هدف: بررسی عوامل موثر بر همکاری دانشگاه و صنعت (عوامل مالی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل آموزشی، عوامل مدیریتی، عوامل ساختاری)

پرسشنامه تحلیل رابطه هوش هیجانی با رضایت شغلی و تمایل به ترک خدمت کارکنان

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

تعریف رضایت شغلی

فیشر و هانا رضایت شغلی را عاملی روانی قلمداد می نمایند و آن را نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط اشتغال می انگارند. یعنی اگر شغل مورد نظر لذّت مطلوب را برای فرد تأمین کند در این حالت فرد از شغلش راضی است در مقابل چنانچه شغل مورد نظر رضایت و لذّت مطلوب را به فرد ندهد در این حالت فرد شروع به مذمت شغل می کند و در صدد تغییر آن بر می آ ید.

فلدمن وآرنولد رضایت شغلی را مجموعه گرایش های مثبت افراد نسبت به شغل دانسته ومعتقدند وقتی گفته می شود یک فرد از شغل خود رضایت بالایی دارد در حقیقت منظور این است که وی به طور کلی به میزان زیاد شغلش را دوست دارد وتوانسته است از طریق شغلش نیازهای خویش را تأمین نماید ودر نتیجه احساسا سات مثبتی به آن دارد.

فرد لوتانر رضایت شغلی را یک  حالت عاطفی مثبت یا خوشایندی می داند که حاصل ارزیابی  فرد از شغلش یا تجارب شغلی اش می باشد وی اضافه می نماید رضایت شغلی نتیجه ادراک کارکنان از آنچه به نظرشان مهم است وشغلشان آن را بخوبی فراهم کرده می باشد.

به اعتقادگوردن[1]رضایت شغلی یک واکنش عاطفی است که از ادراک فرد نسبت به اینکه شغل او ارزش های شغلی اش را تا مین می کند و یا به او اجازه تا مین وارضای آنها را می دهد ناشی    می گردد. علاوه بر این رضایت شغلی به توافق این ارزش ها با نیاز های شخص بستگی دارد(24).

هرزبرگ معتقد است که انگیزش شغلی تحت تأثیر عوامل درونی و خارجی می باشد. عوامل انگیزشی درونی (ذهنی) از انجام کار ناشی شده و موجب رضایتمندی فرد می شوند، مثل موفقّیت، پیشرفت، قدردانی و ماهیت کار و عوامل خارجی عمدتاً با محیط و زمینه شغل ارتباط دارند و کارکنان را در سازمان ابقا می کنند و شامل خط و مشی و مقررات و شرایط محیط کار، حقوق و دستمزد، روابط شخصی با هم ردیفان و امنیت شغلی می شود.(25).

شرتزر معتقد است رضایت شغلی به معنای دوست داشتن وظائف مورد لزوم یک شغل، شرایطی که در آن کارانجام  می گیرد و پاداشی که برای آن دریافت می شود و اینکه فعالیتها، امور و شرایطی که کار یک فرد را تشکیل می دهند تا چه حدودی و با چه نحوی نیازهایش را برآورده می سازد، بستگی به قضاوت وی دارد. شخص باید موارد مثبت و منفی شغل خود را موازنه کند، چنانچه موارد مثبت بر منفی غلبه کند احتمال دارد که از کارش راضی باشد. افراد از نظر میزان رضایتی که شغلشان برای آنها فراهم می سازد بسیار متفاوتند(22).

لوی گاربو و مونت مارکوت تعریفی دیگر از رضایت شغلی ارائه می دهند از نقطه نظر آنان، رضایت شغلی ارزیابی فرد نسبت به تجربه گذشته و اینکه انتخاب همین شغل در آینده نیز بهترین گزینه است، کارمند از میزان مطلوبیت کاری که تجربه می کند گزارش نمی دهد، بلکه در این زمینه قضاوت می کند که اگر مجدداً بخواهد شغلی انتخاب کند شغل فعلی را انتخاب می کند یا نه(23). هرسی و بلانچارد معتقدند رضایت شغلی تابعی است از سازگاری انتظارات سازمانی با نیازهای سرشت کلی فرد. در حالتی که این دو توافق داشته باشند رفتار به طور همزمان برآورنده انتظارات سازمان و نیازهای فرداست یعنی اثر بخشی و رضایت توأماً حاصل می گردند(22).

وانوس ولولر، تعریف عملیاتی از رضایت شغلی مطرح می سازند این تعریف ابعاد مختلف رضایت شغلی را در بردارند:1- رضایت شغلی جامع به عنوان مجموع رضایت از جنبه های مختلف شغل  2- رضایت شغلی به عنوان جمع وزنی و رضایت حاصل از جنبه های مختلف شغل 3- رضایت شغلی به عنوان جمع دستیابی به اهداف نیازهای محقق شده 4- رضایت شغلی به عنوان سازگاری با مفهوم ظرفیت شغلی 5- رضایت شغلی به عنوان تفاوت بین آنچه هست با آنچه باید باشد.       6-رضایت شغلی به عنوان نتیجه مقایسه بین وضع موجود و وضع مطلوب 7-رضایت شغلی به عنوان معیار مطلوبها یا ایدئالهایی که فرد دارد. 8-رضایت شغلی به عنوان اهمّیت رویه های شغلی 9- رضایت شغلی به عنوان تفاوت بین اهمّیت رویه ای شغلی و درکی که از اجرای آن رویه می شود(23).

ویکتور وروم[2] در مورد رضایت شغلی می گوید:یک نوع برداشت ذهنی که فرد نسبت به شغل خود دارد وانجام یک نوع رفتار سازمانی است. بنابراین رضایت ازانجام کار در اثر عوامل کاملا متفاوت بوجود می آید(24).

بطور کلی رضایت شغلی را به صورت زیر می توان تعریف کرد :

رضایت شغلی که نوعی احساس مثبت فرد نسبت به شغلش می باشد زائیده عواملی نظیر شرایط محیط کار، نظام سازمانی شغل، روابط حاکم بر محیط کار و تأثیر عوامل فرهنگی است. لذا می توان نتیجه گرفت رضایت شغلی،احساس روانی است که از عوامل اجتماعی نیز متأثر می شود.

درباره ترم آخر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *