مرجع دانلود پرسشنامه و ابزار استاندارد در تمامی رشته ها,طراحی پرسشنامه

ترم آخر

آزمون,طراحی پرسشنامه,روانشناسی,مدیریت,پرسشنامه استاندارد,پرسشنامه رایگان,مشاوره آماری ,سایت پرسشنامه,نرم افزار رایگان روانشناسی,سفارش

خانه / 2015 / نوامبر

آرشیو ماه: نوامبر 2015

پرسشنامه تاثیر دینداری بر اعتماد اجتماعی

هدف: بررسی میزان تاثیر دینداری بر ابعاد مختلف اعتماد اجتماعی (اعتماد بین شخصی، اعتماد تعمیم یافته، اعتماد نهادی، اعتماد به محیط)
تعداد سوال: 25
تعداد بعد: 5
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 16000 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه تاثیر دینداری بر اعتماد اجتماعی

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

تعریف اعتماد اجتماعی

واژه “Trust” در فرهنگ اکسفورد به‌عنوان اتکا یا اطمینان به نوعی کیفیت یا صفت یک شخص یا یک چیز، یا اطمینان به حقیقت یک گفته توصیف می‌شود.[1] و اعتماد اجتماعی را می‌توان داشتن حسن ظن به دیگران در روابط اجتماعی، که دارای دو طرف اعتماد کننده (Trustee) و اعتماد شونده (Truster)، فرد یا گروه، است دانست که تسهیل کننده روابط اجتماعی بوده و امکان سود یا زیان را در خود نهفته دارد.[2]

سیر تاریخی مفهوم اعتماد

الف) از منظر کلاسیک‌ها؛ جامعه‌شناسان کلاسیک مساله اعتماد را در رابطه با نظم اجتماعی و از منظر کلان مورد بررسی قرار داده‌اند. مهم‌ترین مساله برای بنیان‌گذاران جامعه‌شناسی، اعتماد و همبستگی اجتماعی است، یعنی بدون انسجام و نوعی اعتماد، پایداری نظم اجتماعی غیر ممکن است.[3]

فردیناند تونیس از جمله اندیشمندانی است که معتقد است روابط مبتنی‌بر اعتماد تنها در گمین‌شافت[4] وجود دارد، و این نوع روابط در گزل‌شافت با آن شدت وجود ندارد. جورج زیمل با طرح مبادله و بیان منافع پشت‌سر آن، اعتماد را یکی از مهم‌ترین ضرورت‌های مبادله قلمداد کرده است. به اعتقاد او بدون اعتماد عمومی افراد به یکدیگر، جامعه تجزیه می‌شود. ماکس وبر ضمن تاکید ویژه بر کنش اجتماعی و نیت‌مندی معانی، معتقد بود منافع موتور کنش هستند و اعتماد همچون ارزشی که در لایه‌های پسین کنش‌هاست، می‌تواند به کمک منافع عمل‌گرایانه ایجاد و مستحکم شود.[5]

همچنین امیل دورکیم براساس تئوری مناسک، معتقد است افراد در غلیان ناشی از اعیاد و جشن‌های اجتماعی از طریق اعمال مشترک و کردارهایی همانند، پای‌کوبان و غریوکشان به هم نزدیک شده و نوعی همدلی باهم پیدا می‌کنند و این همدلی و نزدیکی، اطمینان و اعتماد متقابل را ایجاد می‌کند.[6]

ب) از منظر معاصرین؛ کسب جایگاه مهم مساله اعتماد در تاریخ اندیشه اجتماعی از دو منبع سرچشمه می‌‌گیرد:

1- تغییر جهت جامعه‌شناسی از تاکید بر جمع‌های اجتماعی و ساختارها به تاکید بر افراد و کنشگران. به‌عبارتی چرخش از انگاره‌های سخت به انگاره‌های نرم اخلاقی و قرار گرفتن فرهنگ (که اعتماد از عناصر مثبت آن است) در رأس مسائل جامعه‌شناسی.

2- ویژگی‌های خاص جامعه انسانی در پایان قرن بیستم، تنگناها و چالش‌های دوره تجدد که میزانی از اعتماد را در میان کنشگران اجتماعی، برای تداوم عمل نظم اجتماعی مورد نیاز می‌باشد.[7]

مساله اعتماد در دهه هشتاد با تلاش‌های فکری گسترده نیکلاس لومان (Niklas Luhmann) و برنارد باربر (Bernard Barber) از حاشیه به جایگاهی مهم در اندیشه اجتماعی نائل شده است.

در سال 1979 لومان تحلیل عمیقی از اعتماد را منتشر نمود که اعتماد را به رشد پیچیدگی، عدم قطعیت و مخاطره که جامعه معاصر با آن‌ها شناسایی می‌شود، ارتباط داده بود. برای اولین‌بار این پیشنهاد مطرح شد که اعتماد نه به‌دلیل منسوخ شدن جامعه سنتی بلکه برعکس با توسعه اشکال اجتماعی جدید، که واقعیتی اجتناب‌ناپذیر در دوره مدرنیته شده‌اند، اهمیت پیدا کرده است. در 1983 باربر مظاهر مربوط به اعتماد را در عرصه‌های مختلف نهادی و حرفه‌ای جامعه مدرن مورد بررسی قرار داد و سنخ‌شناسی مفیدی بر مبنای نوع انتظاراتی که مربوط به اعتماد می‌شوند طراحی نمود. در 1984 ساموئل ایزنشتاد و لوییس رونیجر اعتماد را به‌عنوان عنصر محوری در روابط وکیل-موکل، به صورت‌های مختلفی که از روزگار باستان تا مدرنیته ظاهر شده‌اند، مورد بررسی قرار دادند. در 1988 دیگو گامبتا، تعدادی از نویسندگانی را که به اعتماد و بی‌اعتمادی در مجموعه‌های متنوع و از دیدگاه‌های مختلف نگاه کرده بودند در کنار یکدیگر قرار داد و تحلیلی از اعتماد در اجتماعات بسته و انحصاری مانند مافیا را ارائه نمود. در 1990 جیمز کلمن دو فصل از کار مفصلش در مورد نظریه اجتماعی را به موضوع اعتماد اختصاص داد و مدلی را برای تحلیل اعتماد به‌عنوان نوعی مبادله صرفا منطقی در چارچوب نظریه انتخاب منطقی ارائه نمود. این مسیر در دهه 1990 با نوشته‌های راسل هاردین، کسی که اخیرا چارچوب انتخاب منطقی را با تحلیل بی‌اعتمادی بسط داد، دنبال شده است. در دهه 1990 آنتونی گیدنز جامعه‌شناس معاصر انگلیسی، ابتدا به‌تنهایی و سپس با اولریش بک و اسکات لش، اعتماد را به‌عنوان صفت مشخصه پایان مدرنیته دانسته‌اند که بسط اندیشه لومانی از پیچیدگی، عدم قطعیت و مخاطره می‌باشد. در 1995 فرانسیس فوکویاما، تفسیر و دفاع جامعی از اعتماد به‌عنوان عنصر حیاتی نظام‌های اقتصادی پویا ارائه نمود و تاکید بحثش را بر تجربه چین، ژاپن و دیگر جوامع آسیای جنوب شرقی قرار داد. در 1997 آدام سیلگمن تفسیری از اعتماد را به‌عنوان پدیده مخصوص دوره جدید که با تقسیم کار، تمایز و تکثیر نقش‌ها و نتایج انتظارات پیوند دارد، ارائه کرد.[8]

هم‌اکنون به‌رغم همه تفاوت دیدگاه‌ها در مورد اعتماد، جامعه‌شناسان به این واقعیت ساده و مشخص پی برده‌اند که بدون اعتماد زندگی اجتماعی روزمره‌ای که آن را مسلم و بدیهی می‌پنداریم غیرممکن می‌باشد.[9]

رهیافت‌های سه‌گانه به اعتماد

در بررسی ادبیات جامعه‌شناختی اعتماد به سه رهیافت فکری جامع برخورد می‌‌کنیم:

1- روان‌شناسی اجتماعی؛ در این حوزه اعتماد به‌عنوان ویژگی فردی مطرح می‌شود و بر احساسات، عواطف و ارزش‌های فردی تاکید می‌شود و در بررسی اعتماد، تئوری شخصیت و متغیر‌های فردی مورد توجه قرار می‌گیرد.

2- جامعه‌شناختی؛ در این رهیافت اعتماد را به‌عنوان ویژگی روابط اجتماعی یا ویژگی نظام اجتماعی مفهوم‌سازی می‌کند. اعتماد در این دیدگاه بیشتر به‌عنوان یک ویژگی جمعی مورد توجه قرار می‌گیرد. در این شیوه برای مثال سیستم‌ها یا نظام‌های با درجه اعتماد بالا یا پایین ارزیابی می‌‌شوند.[10]

3- رهیافت ترکیبی؛ رهیافت سوم در مقابل دو رهیافت دیگر، بر توانایی بالقوه اعتماد اجتماعی در پر کردن شکاف میان سطوح خرد و کلان در نظریه اجتماعی تاکید می‌کند.[11] این نوع برداشت از اعتماد این توانایی را به ما می‌دهد، که نشان دهیم چگونه اعتماد در سطح فردی با اعتماد در سطح کلان که انتزاعی‌تر است رابطه برقرار می‌کند. مثلا یک تماس مثبت با یک پزشک محلی ممکن است اطمینان ما را نسبت به نظام گسترده‌تر پزشکی افزایش دهد و برعکس.[12]

علت اهمیت اعتماد در جوامع معاصر[13]

به نظر پیوتر زتومکا، نویسنده و پژوهشگر نام‌آور لهستانی، جوامع معاصر دارای ویژگی‌هایی هستند که باعث برجستگی مساله اعتماد شده‌اند:

1- ما داریم از جوامع مبتنی‌بر سرنوشت به طرف جوامعی حرکت می‌کنیم که تحولشان به‌وسیله عامل انسانی است.

2- دنیای ما به‌شدت دارای وابستگی متقابل شده است. به همان اندازه که وابستگی‌مان به تعاون و همکاری دیگران رشد یافته، به همان میزان اعتماد به اطمینان آن‌ها اهمیت پیدا کرده است.

3- گسترش نظام تمایز و ازدیاد نقش‌های پیوسته باعث افزایش ناپایداری در نقش‌ها و ابهام در انتظارات نقش گردیده، امکان بیشتری برای بحث اعتماد به‌عنوان صورتی از روابط اجتماعی میسر گردیده است.

4- زندگی اجتماعی (جدید) تهدیدهای گسترده و جدیدی دارد و آنچه را که خود ساخته است در معرض خطر قرار می‌دهد. برای رویارویی با افزایش آسیب‌پذیری در جامعه مخاطره‌ای به انباشت و ذخیره اعتماد گسترده‌ای نیاز است.

5- افزایش انتخاب‌های موجود در جهان، پیش‌بینی‌پذیری تصمیمات مردم را کاهش داده است. برای اینکه کنش‌ها و تصمیماتمان امکان بیشتری را برای تنظیم شدن با گزینه‌ها و انتخاب‌های دیگران داشته باشند، اعتماد اهمیت فزاینده‌ای خواهد داشت.

6- بخش‌های بزرگی از دنیای اجتماعی معاصر برای اعضایش غیرشفاف و مبهم است. پیچیدگی نهادها، سازمان‌ها و نظام‌های فن‌شناختی و افزایش جهانی حوزه عملیاتی‌شان آن‌ها را به‌شدت برای مردم و حتی کارشناسان، غیرقابل شناخت ساخته است به طوری که اغلب بیش از هر زمان دیگر مجبور به عمل در تاریکی هستیم. اعتماد راهبردی ضروری برای رویارویی با ابهام و تیرگی محیط اجتماعی‌مان است. بدون اعتماد قادر به انجام هیچ عملی نیستیم.

7- ویژگی جامعه معاصر در رشد و ناشناختگی کسانی است که بهزیستی ما وابسته به کنش‌ها و عمل آن‌هاست. در موارد بی‌شماری به کارایی، مسئولیت و نیت خیر دیگران که ناشناخته هستند اعتماد می‌کنیم. هیچ ابزاری نمی‌تواند این حفره و شکاف گمنامی را از میان بردارد، مگر اینکه به اعتماد متوسل شویم.

8- برای کنار آمدن با حضور فراگیر غریبه‌ها، که از ویژگی‌های دنیای معاصر است، اعتماد یک منبع ضروری می‌باشد.

 

کارکرد‌های اعتماد (و بی‌اعتمادی) در جامعه

به نظر زتومکا اعتماد امری نسبی است و اعتماد کردن به طور مطلق امر مثبتی نیست. اعتماد کردن و یا بی‌اعتمادی بسته به اینکه مناسب و یا نامناسب باشد می‌تواند دارای کارکردهایی به شرح جدول زیر باشد:[14]

همانطور که ملاحظه می‌شود، در مجموع اعتماد دارای فواید بیشتری نسبت به بی‌اعتمادی است.

 

سرمایه اجتماعی و اعتماد

سرمایه اجتماعی ویژگی‌هایی از یک جامعه یا گروه است که ظرفیت سازماندهی جمعی و داوطلبانه برای حل مشکلات متقابل یا مسائل عمومی را افزایش می‌دهد.[15] اعتماد از مولفه‌های مهم، بلکه اصلی‌ترین مولفه سرمایه اجتماعی است.[16] در حوزه جامعه‌شناسی پیش کشیدن بحث سرمایه اجتماعی در دهه‌های اخیر به‌دلیل احساس خطر اندیشمندان از اتمیزه شدن جامعه و محدود شدن روابط صمیمی و خزیدن مردم در لاک فردگرایی افراطی بوده است.[17]

 

سطوح اعتماد اجتماعی

در یک تقسیم‌بندی کلی اعتماد را می‌توان در چهار سطح مورد بررسی قرار داد، اعتماد بنیادین که در سطح فردی و روان‌شناسی بررسی می‌شود، اعتماد بین‌شخصی، اعتماد تعمیم‌یافته و اعتماد به نظام یا سیستم که در سطح جامعه‌شناسی بحث می‌شود.

1-اعتماد بنیادین (Basic trust)؛ اعتماد بنیادی نگرشی است که فرد نسبت به خود و دنیای پیرامون خود دارد و موجب تقویت این احساس می‌شود که افراد و امور دنیا قابل اعتماد و دارای ثبات و استمرار هستند.[18] اریک اریکسون روانكاو نامدار معتقد است این اعتماد، محصول فرایندهای دوره نوزادی است. اگر دیگران نیازهای اصلی و مادی و عاطفی نوزاد را تامین کنند، حس اعتماد در کودک به وجود می‌آید، اما عدم تامین این نیازها، سبب می‌شود نوعی بی‌اعتمادی نسبت به جهان، به‌ویژه در روابط شخصی به وجود آید.[19]

2- اعتماد بین‌شخصی (Interpersonal trust)؛ اعتماد بین‌شخصی شکلی از اعتماد است که در روابط چهره به چهره خود را نشان می‌‌دهد. این شکل از اعتماد موانع ارتباطی را مرتفع می‌‌سازد و با کاستن از حالت دفاعی، بسیاری از تعاملات روزانه را موجب می‌‌شود. اعتماد بین‌شخصی حوزه‌ای از تعاملات میان عشاق، دوستان و همکاران و همچنین اعتماد میان رئیس و کارمند، سرپرست و کارگر، معلم و شاگرد، فروشنده و مشتری، پزشک و بیمار و … را دربر می‌گیرد. مشکل اصلی اعتمادی که از تجربه تعامل شخصی ایجاد می‌شود محدود بودن قلمرو آن است و در جامعه‌ای که تحرک و نیازها به همکاری با غریبه‌ها و اتکا به آن‌ها یکی از ویژگی‌های برجسته آن است چندان راه‌گشا نیست.[20]

3- اعتماد تعمیم‌یافته (Generalized trust)؛ اعتماد تعمیم‌یافته را می‌توان داشتن حسن ظن نسبت به اکثریت افراد جامعه جدای از تعلق آن‌ها به گروه‌های قومی و قبیله‌ای تعریف نمود.[21] به نظر سلمی (Salmi) اعتماد تعمیم‌یافته یا اخلاقی مبتنی‌بر تجارب شخصی ما نیست بلکه بیشتر مبتنی‌بر نگاه ما به جهان است که از والدین خود یاد می‌گیریم و کاملا باثبات و محکم است و در طول زمان توسط نمونه‌های اتفاقی خیانت یا قربانی (بی‌اعتمادی) از بین نمی‌رود.[22]موضوع این اعتماد به‌عنوان مهم‌ترین عنصر نگرشی سرمایه اجتماعی قلمداد شده و از آن جهت متمایز کردن جوامعی که دارای سرمایه اجتماعی سطح بالا هستند نسبت به جوامعی که دارای سطح پایین سرمایه اجتماعی هستند استفاده می‌‌شود.[23]

این نوع اعتماد در سطحی گسترده‌تر از خانواده، دوستان و آشنایان قرار می‌گیرد. زتومکا معتقد است هدف یا جهت‌گیری اعتماد ممکن است معطوف به جنسیت (من به زن‌ها اعتماد دارم، اما به مردها اعتماد ندارم)، سن (من به افراد میان‌سال اعتماد دارم و به افراد جوان اعتماد ندارم)، نژاد، قومیت، مذهب و … باشد.[24]

اعتماد تعمیم‌‌یافته بنا بر تعریف فوق متضمن نکات زیر است:

1- اعتماد تعمیم‌یافته تنها به افرادی که باهم تعامل دارند و میانشان روابط چهره به چهره برقرار است محدود نمی‌شود.

2- اعتماد تعمیم‌یافته مرزهای خانوادگی، قومی و محلی را در می‌نوردد و در سطح ملی گسترش می‌یابد.

3- اعتماد تعمیم‌یافته حوزه‌ای از کسانی که با ما تعامل دارند یا بالقوه می‌توانند داشته باشند را دربر می‌گیرد.

4- اعتماد تعمیم‌یافته پدیده نسبتا جدیدی است که با شکل‌گیری دولت‌های مدرن یا دولت-ملت مطرح می‌شود.

5- اعتماد تعمیم‌یافته لازمه همکاری و مشارکت میلیون‌ها شهروندی است که جوامع پیچیده و مدرن امروزی را تشکیل می‌دهند.

6- در جامعه سنتی نیاز چندانی به اعتماد تعمیم‌یافته نیست زیرا مرزهای مشخصی بین خودی و بیگانه و همچنین بین دوست و دشمن وجود دارد. اعتماد در جامعه سنتی محدود به کسانی است که به آن جمع تعلق دارند و هر کس خارج از آن قرار گیرد مظنون و مشکوک است.[25]

4- اعتماد به نظام یا سیستم؛ در جامعه مدرن الزاما دو سوی فرایند ارتباط را ارتباط‌گران انسانی تشکیل نمی‌دهند، بلکه انسان‌ها گاهی با کنش‌گران غیرفردی ارتباط برقرار می‌کنند. به این ترتیب شکل دیگری از اعتماد مطرح می‌شود که متوجه ساختارهای غیرشخصی است. در این مورد به دو نوع اعتماد نهادی و اعتماد مدنی یا انتزاعی اشاره شده است.

الف) اعتماد نهادی: اعتماد نهادی دلالت دارد بر میزان مقبولیت و کارایی و اعتمادی که مردم به نهادها (رسمی دولتی) دارند. به تعبیر دوگان انعکاس فقدان اعتماد به نهادها در اغلب موارد نتیجه بی‌اعتمادی به افرادی است که عهده‌دار امور آن نهادها هستند. بنابراین میزان اعتماد نهادی برحسب نوع ارزیابی مردم از کارکنان این نهادها در قالب ادارات، ارگان‌ها و نهادهای مختلفی که در زندگی روزمره با آن‌ها ارتباط دارند سنجیده می‌شود.[26] مدرسه، دانشگاه، ارتش، دادگاه، نیروی انتظامی، بانک‌ها، بازار سهام، دولت، مجلس و … نوعا از این نوع اعتماد هستند. میزان اعتمادی که مردم به نهادهای مختلف دارند در بین جوامع متفاوت است و در طی زمان دستخوش تغییراتی می‌شود.[27]

ب) اعتماد انتزاعی (مدنی): گیدنز نظام‌های انتزاعی را نظام‌های انجام کار فنی یا مهارت تخصصی می‌داند که حوزه‌های وسیعی از محیط مادی و اجتماعی زندگی کنونی ما را تشکیل می‌دهد. مثل نظام پزشکی، نظام معماری و غیره. به نظر وی ما از اعتماد به نهادهای مدرن و نظام‌های انتزاعی در موقعیتی که بسیاری از جنبه‌های مدرنیت جهانی شده باشد، ناگزیریم. یکی از معانی قضیه بالا این است که هیچکس نیست که بتواند از نظام‌های تخصصی در نهادهای مدرن کاملا دوری گزیند.[28] زندگی در دوره مدرن توسط نظام‌های انتزاعی تخصصی تکه‌تکه می‌شود و یک نفر نمی‌تواند مانند گذشته همه یا بیشتر کارهای خود را مستقلا انجام دهد.[29]

البته به نظر زتومکا اعتماد می‌تواند به مقولات انتزاعی دیگری مانند اعتماد به نظم، دموکراسی، علم و غیره نیز تعلق پیدا کند.[30]

[1]. گیدنز، آنتونی؛ پیامدهای مدرنیت، محسن ثلاثی، تهران، مرکز، 1377، چاپ اول، ص37.

[2]. امیر کافی، مهدی؛ اعتماد اجتماعی و عوامل موثر بر آن، فصلنامه نمایه پژوهشی، 1380، سال پنجم، شماره 18، ص11.

[3]. چلبی، مسعود؛ جامعه‌شناسی نظم، تشریح و تحلیل نظری نظم اجتماعی، تهران، نی، 1375، ص12.

[4]. برای آشنایی بیشتر با اصطلاحات گمین‌شافت و گزل‌شافت به واژه اجتماع از همین نویسنده، مراجعه شود.

[5]. باربارا، میستال؛ بررسی مفهوم اعتماد در میان جامعه‌شناسان کلاسیک، ناصرالدین غراب، فصلنامه نمایه پژوهش، سال پنجم، شماره 48، ص68-55.

[6]. افشانی، سیدعلیرضا؛ اعتماد اجتماعی در شهر یزد: تحلیلی از سطوح و عوامل، فصلنامه جامعه‌شناسی کاربردی، مجله علمی-پژوهشی دانشگاه اصفهان، زمستان 1388، سال بیستم، شماره چهارم، ص62.

[7]. زتومکا، پیوتر؛ نظریه جامعه‌شناختی اعتماد، غلامرضا غفاری، تهران، شیرازه، 1386، ص2.

[8]. همان، ص35-34.

[9]. همان، ص2.

[10]. امیر کافی، مهدی؛ پیشین، ص13.

[11]. اوفه، کلاس؛ مقاله “چگونه به شهروندان اعتماد کنیم”: از کتاب سرمایه اجتماعی، اعتماد، دموکراسی و توسعه به کوشش کیان تاج‌بخش، ترجمه حسن پویان و افشین خاکباز، تهران، شیرازه، 1384،  ص208.

[12]. امیر کافی، مهدی؛ پیشین، ص18.

[13]. زتومکا، پیوتر؛ پیشین، ص31-26.

[14]. بختیاری، مهدی؛ بررسی اعتماد اجتماعی و برخی عوامل موثر بر آن، پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی، دانشگاه اصفهان، 1389، ص24.

[15]. تاج‌بخش، کیان؛ سرمایه اجتماعی، اعتماد، دموکراسی و توسعه، افشین خاکباز و حسن پویان، تهران، شیرازه، ص5.

[16]. چلبی، مسعود؛ پیشین، ص12.

[17]. معیدفر، سعید و علیرضا دربندی؛ بررسی رفتار و نگرش جمع‌گرایانه شهروندان تهرانی، مجله انجمن جامعه‌شناسی ایران، 1385 دوره هفتم، شماره 3، ص36.

[18]. گیدنز، آنتونی؛ تجدد و تشخص، ناصر موفقیان، تهران، نی، 1378، ص23.

[19]. بالاخانی، قادر و جواهری، فاطمه؛ رسانه جمعی و اعتماد، بررسی تاثیر رسانه‌های جمعی بر اعتماد اجتماعی، مطالعه موردی شهروندان تهرانی، مجله علوم اجتماعی، بهار و تابستان 1385، سال سوم، شماره یک، ص4.

[20]. امیر کافی، مهدی؛ پیشین، ص10.

[21]. همان، ص9.

[22]. بختیاری، مهدی؛ پیشین، ص100.

[23]. Reeskens Tim and MarcHooghe; cross-cultural measurement equivalence of generalized trust, (2007) soc zndic Res (2008), pp 515-532.

[24]. زتومکا، پیوتر؛ پیشین، ص81-80.                                                                               

[25]. امیر کافی، مهدی؛ پیشین، ص9.

[26]. علی‌پور، پروین و همکاران، اعتماد و مشارکت، بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت در شهر تهران، مجله جامعه‌شناسی ایران، تابستان 1388، دوره دهم، شماره 2، ص116.

[27]. زتومکا، پیوتر؛ پیشین، ص82.

[28]. گیدنز، آنتونی؛ پیامدهای مدرنیت، پیشین، ص34.

[29]. همان، ص100.

[30]. زتومکا، پیوتر؛ پیشین، ص85-80.

پرسشنامه عوامل موثر بر استفاده دانشجویان از فناوری اطلاعات و ارتباطات

هدف: بررسی میزان تاثیرگذاری عوامل موثر بر استفاده دانشجویان از فناوری اطلاعات و ارتباطات (تجربه استفاده از اینترنت، نگرش دانشجویان نسبت به فناوری اطلاعات و ارتباطات، مهارت در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات، میزان دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات، وضعیت اقتصادی دانشجو، وضعیت اجتماعی دانشجو، رشته تحصیلی)
تعداد سوال: 28
تعداد بعد: 7
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 38000 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه عوامل موثر بر استفاده دانشجویان از فناوری اطلاعات و ارتباطات

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

فناوری اطلاعات و ارتباطات (به اختصار فاوا)[۱] (به انگلیسی: Information and communication technologies، به اختصار ICT) عبارتی کلی در برگیرندهٔ تمام فناوری‌های پیشرفتهٔ نحوهٔ ارتباط و انتقال داده‌ها در سامانه‌های ارتباطی است. این سامانه می‌تواند یک شبکهٔ مخابراتی، چندین کامپیوتر مرتبط با هم و متصل به شبکهٔ مخابراتی، اینترنت و همچنین برنامه‌های استفاده شده در آنها باشد.

ICT یا «فناوری اطلاعات و ارتباطات»(Information & Communication Technology)، بدون شک تحولات گسترده‌ای را در تمامی عرصه‌های ((اجتماعی و اقتصادی بشریت))به دنبال داشته و تاثیر آن بر جوامع بشری بگونه‌ای است که جهان امروز به سرعت در حال تبدیل شدن به یک جامعه اطلاعاتی است. جامعه‌ای که در آن دانایی و میزان دسترسی و استفاده مفید از «دانش»، دارای نقشی محوری و تعیین کننده است. گستردگی کاربرد و تأثیرات آن در ابعاد مختلف زندگی امروزی و آینده جوامع بشری به یکی از مهمترین مباحث روز جهان مبدل شده و توجه بسیاری از کشورهای جهان را به خود معطوف کرده است.

پرسشنامه پلیس گردشگری و ایجاد امنیت توریست در مقصد گردشگر

هدف: بررسی میزان تاثیرگذاری امنیت در جهت یابی و پیشرفت صنعت گردشگری
تعداد سوال: 20
تعداد بعد: 5
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل:  word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 38000 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه پلیس گردشگری و ایجاد امنیت توریست در مقصد گردشگر

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

گردشگری بزرگترین و پررونقترین صنعت جهان است، انتظار می رود كه در قرن بیست و یكم نیز این صنعت پیشتاز بوده و سیر صعودی آن ادامه یابد. جهانگردی یك قدرت اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بزرگ و البته پدیده ای بسیار سیاسی است و بنابر عقیدهٔ پك و لپی طبعیت جهانگردی در هر جامعه ای، متأثر از عوامل پیچیده و در هم بافته سیاسی و همچنین ویژگی های جغرافیایی است كه دیگران را مجذوب خود می كند. (هال، ۱۳۸۲، ص ۱۱)
بنابر عقیده كارشناسان، گردشگری دانشی است چند رشته ای كه اگر بدون انجام تجزیه و تحلیل های امنیتی و سیاسی دقیق توسعه و تكامل یابد قطعاً كامل نخواهد بود. (همان منبع، ص ۱۲)
یكی از مواردی كه می بایست در گردشگری قویاً مورد تأكید قرار گیرد امنیت می باشد، آسایش، راحتی و امنیت از مسائل بسیار مهمی است كه گردشگران را به نقاط مختلف دنیا جلب می كند. (ابرار اقتصادی، ۱۳۸۵)
پیشرفت و رفاه مردم به وسیله ترویج یك نظم جهانی در سایه امنیت كه ضمن آن بتوان به توسعه صلح آمیز و منظم دیگر كشورها كمك نموده و از تجربیات و تواناییهای آنها حداكثر منفعت را برد. (تاجیك، ۱۳۸۱، ص ۴۵)
در توسعه گردشگری عوامل متعددی تأثیرگذار هستند كه امنیت شاخصترین عامل گسترش گردشگری است، بازنگری در ارتباط ارگانیك صنعت توریسم و امنیت ملی یك ضرورت است. همگام با گسترش این صنعت در برههٔ كنونی ارتباط ارگانیك این صنعت با مؤلفه هایی چون امنیت داخلی و ملی، صنایع حمل و نقل، خدمات، رسانه های جامعه، آموزش و پرورش و غیره دارد، وارد فاز جدیدی شده است.
به اعتقاد كارشناسان میان گردشگری و ثبات و توسعه امنیت، رابطه تعریف شده وجود دارد چرا كه توسعه زیر ساختهای گردشگری، همكاری دستگاههای فرهنگی و تبلیغات مناسب و مشاركت گسترده دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی همزمان با توسعهٔ گردشگری، توسعهٔ امنیت ملی را نیز به همراه خواهد داشت، نقش و تأثیر صنعت جهانگردی در توریسم امنیت ملی یك كشور چنان است كه اكثریت كشورهای توسعه یافته با وجود دارا بودن منابع كلان اقتصادی و درآمد، ترجیح می دهند بر روی صنعت توریسم متمركز شوند. حضور مستقیم بازدید كنندگان و گردشگران در یك كشور علاوه بر توسعه اقتصاد و تبادلات فرهنگی، آن كشور را بعنوان یك قطب امن گردشگری به جهانیان معرفی می كند تا آنجا كه امنیت در معنای گسترده یكی از مهمترین مسائلی است كه در میزان تقاضای گردشگران خارجی برای سفر به هر كشور دیگر تأثیرگذار است.
اكنون كارشناسان گردشگری بر این باورند كه رابطه امنیت ملی و گردشگری باید مورد توجه قرار گیرد بطوریكه تعریف جدیدی از امنیت ملی در سایه حضور گردشگران خارجی و شناخت واقعیتهای داخلی و انتقال آنها به خارج یك ابزار ضروری و لازم است. به این ترتیب امنیت داخلی و ملی شاخصترین عامل گسترش گردشگری در هر كشوری است كه می خواهد خود را با مشخصات كشورهای پیشرو در امر توریسم تطبیق دهد. با سیاست تنش زدایی در روابط خارجی می توان زمینه مساعدی برای جلب گردشگران كمك كرد.
بنابراین ضرورت دارد كه جاذبه های گردشگری در خارج از مرزها به نحو مطلوب تبلیغ گردد و زمینه های لازم برای سهولت رفت و آمد گردشگران خارجی فراهم آید.
سازمانهای توسعه گردشگری و كارشناسان این شاخه معتقدند كه رشد و توسعه اقتصادی پدیده ای كاملاً امنیت محور بوده و یكی از بخش های اقتصادی كه به شدت آسیب می بیند صنعت گردشگری است.
توسعه صنعت گردشگری در هر كشور نشان از ثبات امنیت ملی در آن كشور است و نیز زمانی گردشگری در كشور رونق می یابد كه توجه دولت آن برای تأمین امنیت گردشگران بیشتر شده باشد.
مقاصد گردشگری در تمام نقاط مختلف یك كشور پراكنده است ، در صورتی كه امنیت در این مناطق تأمین شود، ضریب امنیت ملی آن كشور نیز افزایش می یابد و علاوه بر این ورود گردشگران خارجی به یك كشور نه تنها موجب تهدید امنیت ملی نمی شود بلكه به تحكیم آن نیز كمك می كند. (آرمین، ۱۳۸۴)
● جوامع و اندیشه های سیاسی میزبان
در اندیشه های سیاسی، جامعه ( در مقوله گردشگری جامعه میزبان) را اغلب در معنای خاصتری كه جامعهٔ مدنی نامیده می شود می شناسند.
جامعه مدنی در شكل اولیه خود به اجتماع سیاسی مربوط است، اجتماعی در چارچوب قانون و نشان دهندهٔ وفاداری به دولت می باشد. متفكران سیاسی اولیه همچنین جامعه منظم و بشردوست را پایه زندگی متمدن می دانستند و اعتقاد بر این است كه اینگونه جوامع توانایی تعامل فرهنگی به ویژه میزبانی دیگر قومیتها را به خوبی پذیرا هستند. (هیوود، ۱۳۸۳، ص ۶۶-۶۵)
آنها معتقدند كه در یك نظام سیاسی باز می توان تعادل اجتماعی را تأمین كرد و از فروافتادن به ناآرامی و خشونت جلوگیر كرد. (همان منبع، ص ۷۲)
اینجاست كه می توان شرایط میزبانی در این نظام سیاسی باز كه تعادل اجتماعی در آن برقرار شده و محاسبات اقتصادی انجام داد و در این نظام انسانهای عاقل باید به قوانین اجتماعی و به یكدیگر احترام بگذارند زیرا بدون احترام به یكدیگر امنیت اجتماعی از بین رفته و جامعه دستخوش ناامنی می شود. (همان منبع، ص ۱۰۰)
به عقیده كارشناسان سازمان جهانی گردشگری شرایط لازم برای رسیدن به توسعه پایدار سرمایه گذاری در گردشگری با اتکا بر اندیشه های سیاسی و امنیت جوامع در سطح ملی و منطقه ای می باشد و بدون آن نمی توان به توسعه پایدار اندیشید.
روش: در این مقاله تأثیر شاخصهای امنیتی در فرآیند گردشگری به روش اسنادی و كتابخانه ای مورد بررسی قرار گرفته است.
● بررسی واژه امنیت و مفهوم آن
واژه امنیت در فرهنگ عمید از مصدر درامان بودن به معنی ایمنی، آرامش و آسودگی معنی شده است. (عمید، ۱۳۷۲، ص ۲۳)
و در فرهنگ لغات انگلیسی آكسفورد، از دو منظر به ارائه تعاریفی دربارهٔ امنیت
می پردازد، نخست از منظر شرایط تأمین و تحفظ چهار تعریف زیر بدست می آید:
الف) شرایط محفوظ ماندن از خطر و یا در معرض خطر قرار نگرفتن.
ب) آزادی از تردید، اطمینان و در اعتماد بودن.
ج) آزادی از بیم، اضطراب یا حراست از آینده.
د) كیفیت تأمین استحكام، پیوستگی و ثبات.
دوم به اعتبار ابزار امنیت، شش تعریف دیگر پیشنهاد می كند:
الف) چیزی كه تأمین و تحفظ ایجاد نماید كه حمایت و محافظت را شامل می شود.
ب) ابزار تأمین و ثبات در مواضع خود.
ج) بستری برای تأمین بگونه ای كه امنیت در آن ضمانت شود.
د) دارایی متراكم شده و یا سرریز شده.
هـ) كسی كه خود را برای دیگری گرو می گذارد (یا به گرو گرفته می شود) به مثابه یك ضمانت
و) مدركی كه به وسیله یك تضمین كننده به مثابه تضمین برای حق پرداخت خود نگاه داشته می شود و بطور كلی امنیت در بعد معنی فقدان تهدیدات نسبت به ارزش ها، منافع، اهداف در جهت ذهنی، فقدان ترس از اینكه بنیانهای ملی (ارزش ها، منافع و اهداف) مورد هجوم (فیزیك و غیرفیزیكی) واقع بشوند را مورد سنجش قرار می دهد. (تاجیك، ۱۳۸۱، ص ۴۷-۴۶)
امنیت یكی از موضوعاتی است كه ذهن بشر را در اعصار مختلف به نوعی به خود مشغول داشته و موجبات نگرانی انسان را فراهم آورده، اما پیوندهای چند جانبه این مفهوم با مسائل حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ اجتماعی، عملاً توجیه و تفسیر و درك و شناخت این واژه را دشوارتر ساخته، بطوریكه مرز و تعریف قابل قبول همگانی برای آن، كار چندان ساده ای نبوده و نیست. برای مثال، مفهوم امنیت شغلی در مقابل امنیت شخصی یا امنیت داخلی در برابر امنیت بین المللی، ظاهراً می تواند در یك ردیف و راستا قرار گیرد، حال آنكه چنین نیست و هر یك از آنها حوزهٔ خاصی از قلمرو و علوم انسانی را به خود اختصاص داده است. به عبارت دیگر علم اقتصاد از یك سو، روابط بین المللی از سوی دیگر و علوم سیاسی نیز در مقابل آنها صف آرایی كرده اند تا امكان درك صحیح از مفهوم امنیت را برای انسان مدرن مجهز به آخرین تكنولوژی فراهم آورد.
امروزه دستاوردهای دانش و تكنولوژی، بحران امنیت را چنان گسترش داده كه ضرورتاً ذهن بشر بیش از گذشته در جهت شناخت وضعیت حال و آینده مهیا شده است و از جمله برنامه توسعه ملل متحد(undp) محور توسعه را در سال ۱۹۹۴ بر انسان متكی ساخته و لزوم انتقال از «امنیت هسته ای» به «امنیت انسانی» را مورد توجه قرار داده است و صاحبنظران نیز انسان متفكر و مستعد برای نوآوری را بعنوان با ارزش ترین سرمایه جوامع انسانی شناسایی و معرفی می كند ، ضمن آنكه بر روابط بین آزادی، امنیت و توسعه، نظریات اندیشمندان چون لاك و جان استوارت میل را به خاطر می آورد كه باید محدوده معینی برای حداقل از آزادی شخصی وجود داشته باشد كه به هیچ قیمتی مورد تجاوز و تعرض دیگران قرار نگیرد و این محدوده معین همان حداقل امنیتی است كه انسان بر مبنا و بستر آن، زمینه ها و الزامات ارائه تفكرات خلاق خود را پایه گذاری می كند. (مهدیخانی، ۱۳۸۰، ص ۲۱۳)
● امنیت و تفاهم فرهنگی بین كشورها
در دورهٔ پس از جنگ سرد، فرهنگ و مذهب جایگزین ایدئولوژی شده اند و به صورت منابع عمده ای در آمده اند كه می توانند تنشها و تعارضهای بین المللی را كاهش دهند. این امر بارها به اثبات رسیده است كه اگر سایر جوامع را دست آویز قرار داده و آنها را به سوی جوامع انسانی به حساب نیاوریم نتیجه مطلوب به بار نخواهد آمد. می توان گفت: كه با این دیدگاه گردشگری با تكیه به فرهنگ موجب می شود كه افراد از مناطق مختلف دنیا در كنار یكدیگر قرار گیرند تا بتوانند چیزهای جدید را كشف كنند كه ویژگی منحصر بفرد آن موجب ارتباط و همبستگی بیشتر آنها می شود و وسیله یا ابزاری است بسیار مهم برای تفاهم و امنیت صلح بین المللی و جلوگیری از تعارضات و تنش ها. (چاك، ۱۳۸۲، ص ۴۴۷)
به بیان دیگر در تفاهم فرهنگی موضوعاتی مانند حقوق بشر، مسائل زیست محیطی، امنیت كه سابقاً در دوران جنگ سرد و قبل از آن در قالب بیانیه ها، قطعنامه ها، آموزه ها و اعلامیه ها و به صورت یك آرمان و آرزو و با صفت «جهانی» مطرح می شد، اینك شكل عینی تری به خود می گیرند.
واژهٔ جهانی شدن و گفتگوی تمدنها كه امروز از آن یاد می شود بسیاری از الگوهای رفتاری گذشته را زیر سؤال برده و بخشهای مختلف زندگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی را با دیدگاه متفاوتی از گذشته مورد بررسی قرار می دهد.(قوام، ۱۳۸۲، ص ۱۷۸)
● امنیت در كشورهای جهان سوم
این نكته نیز آشكار است كه آسیب پذیریهای اجتماعی و اقتصادی در سراسر جهان سوم دارای ارتباط مستقیمی با امنیت است و در اكثریت موارد حتی از كشورهای پیشرفته این ارتباط مستقیم تر و با اهمیت تر است. تهدید در جهان سوم دارای پایه های اقتصادی و اجتماعی حداقل همسنگ با پایه های سیاسی و نظامی است، بنابراین از لحاظ مفهوم امنیت باید منعكس كننده تهدیدات ناشی از مسائل اقتصادی و اجتماعی باشد، خواه این امر به فرسایش مشروعیت صرفاً در داخل مربوط باشد یا نمودهای خارجی و تقسیم بندی های اجتماعی و شكل های اقتصادی آن باشد. (آزر، ۱۳۷۹، ص ۲۴۵)
● مواردی كه می توانند امنیت اجتماعی را تهدید كنند
عوامل بسیاری در تهدید امنیت اجتماعی مؤثر هستند ولی در كشورهای جهان سوم این عوامل از تعدد بسیاری برخوردار هستند كه به مواردی از آنها که در تمامی این كشور مشترك هستند به طور مختصربه آنها اشاره می شود:
▪ فقدان مشاركت نهادینه مردم و ایفای نقش مسؤلانه توسط آنها.
▪ فقدان سیستم جامع كنترل جمعیت با داده های آماری.
▪ روند رو به رشد سازمان یافتگی و پیچیدگی، كنترل ناپذیری و مهار گسیختگی جرایم مختلف.
▪ كاهش محدودیت های سنی، جنسی، جغرافیایی و … در وقوع جرایم.
▪ معضل فزاینده عدم تناسب ظرفیتهای ترافیكی، حمل و نقل شهری و برون شهری.
▪ فقدان كنترل مؤثر مرزها و دو پدیده فراگیر قاچاق كالا و مواد مخدر.
▪ معضل حضور و فعالیت میلیونها مهاجر و پناهدنه از كشورهای همجوار.
▪ كاهش فزاینده امنیت اخلاقی در جامعه.
▪ معضل وجود میلیونها معتاد به مواد مخدر و روند رو به رشد آن.
▪ فقدان وجود نگرش راهبردی به گذراندن اوقات فراغت و غنی سازی آنها.
(فصلنامه امنیت اجتماعی، ۱۳۸۲، ص ۴۰-۳۹)● امنیت و توسعه گردشگری
امنیت چیزی جزء تفاهم و مشاركت عمومی جمعیت ساكن یك واحد سیاسی برای رسیدن به رفاه عمومی نیست، این جمعیت بایستی به سطحی از درجه آگاهی به منظور درك موقعیت ها و واقعیتها برای ایفای نقش بی ضرر برسد تا در آن توانایی دولت و ملت جهت حفظ و بهره برداری از فرهنگ و ارزشهایش افزایش یابد. این همان امنیت ملی است. لذا اگر به این نتیجه برسیم توسعه صنعت گردشگری می تواند درآمدزا باشد و از طریق افزایش درآمد می تواند مفاسد اجتماعی را در جامعه كاهش داده و منجر به توزیع عادلانه ثروت و درآمد شودنا بجا نگفته ایم. (رحیم پور، ۱۳۸۴)
امروز امنیت به عنوان مهمترین و زیربنایی ترین اصل در تدوین استراتژی توسعه گردشگری در جهان به شمار می آید. صنعت ظریف و پیچیده گردشگری ارتباط همه جانبه ای در سطوح ملی و منطقه ای داشته و هرگونه بروز ناامنی و بكارگیری خشونت در سطوح مختلف زیانهای جبران ناپذیری به این صنعت وارد می سازد. بعنوان مثال یك سرمایه گذار در زمینه گردشگری و یا كارشناسان یك كمپانی سرمایه گذار بین المللی در قالب جهانگرد به آن منطقه سفر می كنند، اگر در ارزیابی كارشناسی خود محیط و مقصد مورد نظر از ویژگی و امنیتی لازم برخوردار نباشد مسلماً به این نتیجه خواهد رسید كه توریست در این منطقه امنیت مالی و جانی ندارد و قطعاً سرمایه خود را منتقل نخواهد كرد. (رحیم پور، ۱۳۸۴)
از طرف دیگر در جهان امروز هر چه از تعریف علمی برخوردار نباشد یا به شكست مختوم است یا حالت ركود به خود می گیرد.
مثلاً امنیت در بخش ترابری و حمل و نقل، اقامتگاهها، هتلها، جاذبه ها، سفرسازان و سازمان های گردشگری برای توسعه توریسم باید هماهنگی لازم را با یكدیگر داشته باشند. در علم جهانگردی واژه Availbility به مفهوم مهیا بودن دارای اهمیت بسیار است بعنوان نمونه در بخش ترابری، جاده وجود دارد ولی وزارت راه و ترابری، اعلام می كندكه در جاده ها روزانه بیش از ۳۰ هزار نفر كشته می شود. یعنی آن جاده Availbe (مهیا) نیست. و از سوی دیگر وقتی توریست جای مناسب برای اقامت نداشته باشد دیگر باز نمی گردد. (نشریه جهان هوانوردی و گردشگری شماره ۵۱، ۱۳۸۳)
● عناصر تأثیرگذار در امنیت جهانگردان
۱) نقش دولت ها
دولت و بخش خصوصی باید نسبت به حفظ سلامت گردشگران حساس باشند و بطور كلی جنبه های خطرناك گردشگری باید حل و فصل شوند. به هر گونه مشكل تندرستی، حمله به توریستها، بیماریهایی مانند مالاریا و ایدز پرداخته شود و از آن مطلع باشند و دیگر دولت ها را در جریان امر قرار دهند. شرایط و آیین نامه های تسهیل مسافرتی، به ویژه قسمت مهاجرت و گمرك باید تا حد امكان كارآمد و كاربرپسند باشد، در عین حال مقررات را اعمال كند. (سازمان جهانی جهانگردی، ۱۳۸۴، ص ۷۹)
۲) برنامه ریزی
چنانچه گردشگری با برنامه ریزی خوب اداره و توسعه داده نشود می تواند مشكلات اجتماعی – فرهنگی به وجود آورد. در بعضی مواقع ازدحام توسط توریستها موجب سلب آسایش ساكنان می شود كه به خشم و احساس دشمنی آنان نسبت به جهانگردی می انجامد. اگر تعداد بیش از حد جهانگرد در منطقه ای وجود داشته باشد – كه به ویژه در فصول شلوغ اتفاق می افتد – سبب ازدحام در ویژگی های جاذب و رفاهی، رستوران، فروشگاه و وسایل حمل و نقل می شوند و ساكنین نمی توانند به آسانی از آنها استفاده كنند. در صورتیکه ساكنان كاملاً از دسترس به ویژگی های رفاهی، از قبیل هتلها و اقامتگاههای ساحلی منع شده باشند، ممكن است حتی بیشتر خشمگین شوند. این موضوع در اجتماعات كوچك روستایی می تواند مخرب باشد و چنانچه ساكنان تصور كنند كه منافع اقتصادی زیادی از گردشگری عایدشان نمی شود و توسعه گردشگری از طریق را منافع خارجی كنترل می شود، این موضوع می تواند موجب خشم آنان شود.
۳) هویت فرهنگی
برخی مسائل می تواند به ضعف فرهنگی و سست شدن احساس هویت فرهنگی بیانجامد. استفاده بیش از حد گردشگران از مناطق باستانشناختی و تاریخی می تواند موجب تخریب آنها شود. وقتی لباس، مراسم، موسیقی، رقص، صنایع دستی و الگوهای فرهنگی محلی بطور ناشایست بعنوان جاذبه های توریستی ارائه شوند می توانند موجب تجارتی شدن مفرط و از دست رفتن اصالت آنها شود. یكی دیگر از آثار جهانگردی كه می تواند به صورت تقلید مردم، به ویژه جوانان تقلید از الگوهای رفتاری و پوشاكی گردشگران باشد. این امر بدون شناخت پس زمینه های متفاوت فرهنگی و موقعیت اجتماعی – اقتصادی جهانگردان انجام می شود. بعلاوه ممكن است سوء تفاهم و مناقشاتی میان جهانگردان و ساكنان به علت تفاوت زبان و رسوم بروز كند.
با توسعه گردشگری ممكن است مشكلات اجتماعی از قبیل اعتیاد به مواد مخدر و الكل و جرائم دیگر بدتر شوند. پژوهشی كه دربارهٔ این مشكلات انجام شده است نشان می دهد كه جهانگردی به ندرت عامل اصلی و اولیه این جرایم و تبهكاریها هستند، ولی ممكن است فرصتی برای گسترش آنها فراهم كند. (همان منبع، ص ۵۶-۵۷)
۴) عوامل سیاسی و اداری
این عوامل در ارتباط با معیارهای مورد موافقت جهت تسهیل در امر جابجایی افرادی است كه هدفشان مسافرت است به ویژه در مرزهایی كه كنترل جدی نمی كنند (توسط پلیس و گمركات)، معیارهای «رفاهی» نامناسب مانع شرایط مناسب بین كشورها می شود كه از نظر جغرافیایی نزدیك یكدیگر هستند. عدم ثبات سیاسی و تغییرات ناگهانی نیز از عوامل شدیداً بازدارنده هستند. (ولا، ۱۳۸۴، ص ۱۲۸)
۵) شبكهٔ راهها
دورهٔ سلطنت شاه عباس اول را می توان یكی از مهمترین ادوار توسعهٔ جهانگردی در ایران به حساب آورد. این توسعه به چند عامل بستگی داشت كه مهمترین آن عبارت بود از امنیت و توسعه راههای ارتباطی و تأسیسات اقامتی كه در این دوره برای سهولت ارتباط و توسعه (امنیتی و اقتصادی) كشور شبكه منظمی از راههای اساسی به وجود آمد. بطوریكه امروزه هنوز راههایی كه به نام «راه شاه عباسی» معروف است در برخی نقاط كشور شناخته می شود كه در واقع جانشین «شاهراه بزرگ هخامنشی» است که به موازات مرمت راههای قدیمی و ایجاد راههای جدید، شاه عباس به آسایش و رفاه مسافران توجه خاص داشت. (همایون، ۱۳۸۴، ص ۶۹-۶۸)
● عواملی كه با گردشگری در تعامل هستند
در آن سوی فراگرد ارتباطی جهانگردی جامعه میزبان قرار دارد. میزبان فرد یا نهادی است كه گردشگر در مقصد خود با او سر و كار دارد. در این مورد تقسیم بندی را
می توان براساس نوع و میزبان درگیری میزبان و میزان اهمیت آن در ارتباط با موضوع امنیت با جهانگردان بررسی كرد.
نخستین نهاد درگیر با مسأله دولتها هستند. دخالت دولت در امر جهانگردی از چند راه صورت می پذیرد.
نخستین و مهمترین آن دخالت از راه سیاستگذاری است. در بیشتر موارد، دولتها با بررسی وضع كلی كشور از جنبه های مختلفی به تنظیم و اعمال سیاستهای محدود كننده، جهت دهنده یا تشویقی می پردازند.
همچنین انجام تشریفات اداری، ورود و خروج گدشگران خارجی و مسائل امنیتی آنان از قبیل صدور روادید و نظارت گمركی برعهده دولت است. شركتها و سازمانها و مراكز خدماتی وابسته به گردشگری دومین گروه میزبان هستند. متصدیان امور تأسیسات حمل و نقل از قبیل شركتهای هواپیمایی و مؤسسات كرایه خودرو، تأسیسات اقامتی مانند هتلها و متلها، آژانسهای هواپیمایی و مسافرتی، خدمات مالی مربوط به گردشگری مانند كارنهای اعتباری و چكهای مسافرتی، فروشگاههای ویژه گردشگری مانند فروشگاههای صنایع دستی، خدمات آموزشی و همچنین انتشارات این حوزه در این دسته جای می گیرند. كارگران غیر محلی و حتی خارجی را نیز كه برای كار به منطقه دارای جاذبه گردشگری مهاجرت می كنند باید از جمله این گروه به حساب آورد. این گروه در كنار دولتها وظیفه تأسیس و نگهداری از جاذبه ها را نیز به عهده دارد.
سومین گروه «افراد و كسبه»ای هستند كه اگر چه در بازار گردشگری دارای سهمی هستند، اما امرار معاش آنان وابسته به این صنعت نیست. به هر حال این عده بطور مستقیم و شخصی با گردشگران سر و كار دارند و از آنجا كه برای گردشگران نگاهی عمیق تر واقعی تر به جامعه میزبان فراهم می كنند، در فراگرد امنیت نقش مهمی بازی می كنند.
سرانجام در آخرین گروه «عامه مردم» قرار می گیرند كه واقعی ترین محمل های فرهنگ كشور میزبان به شمار می روند و در عین حال كمترین فرصت را برای ارتباط با گردشگران معمولی در اختیار دارند.
در ارتباط با این گروه كه نصیب گردشگران می شود این ارتباط ارزشمندترین نوع ارتباط است كه در گردشگری می تواند به وقوع بپیوندد و مبانی سیاستگذاریها در دولت قرار گیرد. (همان منبع، ص ۹۸-۹۹)
● امنیت معتبرترین جاذبهٔ گردشگری (در ایران)
ذكر این نكته لازم است كه آنچه «امنیت گردشگری» نامیده می شود تنها حفاظت او از شر دزدان و تبهكاران نیست، تلفات جاده ای، سقوط هواپیما، بوروكراسی در تشریفات روادید و بیمه، نحوهٔ برخورد نیروی انتظامی، نحوهٔ فعالیت كسبه، محدود بودن ساعات كسب كار كسبه در ارتباط با گردشگری به دلیل نداشتن امنیت پس از ساعت مقرر است، در صورتی كه بسیاری از درآمدهای گردشگری از طریق تفریحات شبانه مانند كنسرتهای موسیقی، تئاتر، برگزاری جشنواره های فرهنگی و هنری بدست می آید. در غیر این صورت گردشگرانی كه به اینگونه مناطق سفر می كنند و هزینه سنگینی را برای دیدار از این مناطق متقبل می شوند چاره ای ندارند جز اینكه نیمی از وقت خود را در اتاقهای هتل سپری كنند، زیرا نیروی انتظامی امنیت ساعات نیمه شب را تضمین نمی كند. نیاز گردشگر در استفاده بهینه از روزهای سفر تنها در سایه امنیت مسیر است. (كاكاوند، ۱۳۸۶)
بطور كلی به نظر می رسد امنیت یك كالای جهانی است كه همهٔ اعضای جامعه سعی می كنند آنرا بدست آورند و باید این نكته را خاطرنشان كرد كه قراردادن مسائلی تحت عنون موضوعات امنیتی، می تواند باعث بروز وضعیت بحرانی شود كه مستلزم تدابیر شدید اضطراری است كه چه بسا نابجا بوده و نیز امكان دارد باعث تحریك واكنشهای شدید از سوی دیگران شود، بعلاوه كسب امنیت زیاد باعث ترویج «حالت خوش» خیالی می شود كه خود مانع پیشرفت مترقیانه شده و به حالت رضایت گونه نظرات و انعطاف ناپذیر نسبت به گرفتاری دیگران كمك می كند. (ماندل، ۱۳۷۹، ص ۴۵)
بایندر آتش پنجه
Abstract
The examination of security role tourism development
Nowadays the existence of security in one the necessaries in the all societies.
The security is divided into two parts as national security and external
Security by connoisseurs. National security is related to interior factors.
The menaces of other government in outside of geographical, borders
Are in range of external security.
Security and tourism is two related subject that have close connection with interior relation and eternal relation.
Security and tourism have reciprocal impression that can be have decreasing and increasing effect on each other it means that for example increase or decrease of security can be cause of prosperity or stagnation of tourism and viceversa.
So tourism and security have direct impression on each other. Security establishment and availing and gathering the convenience facilities and necessary services to the tourism are part of main duties of the governments for the tourism subject.
In this article we examine tourism and security relation and also direct
And indirect role of societies and governments in this subject.
فهرست منابع و مآخذ
۱- آرمین، ۱۳۸۴، توریسم و امنیت ملی، سایت اینترنتی مسافران
ww.mosaferat.ir/moin۲.us?ip=۰۰/۳۷
۲- آزر، ادواردی، این مون، چونگ، ۱۳۷۹، امنیت ملی در جهان سوم، پژوهشكدهٔ مطالعات راهبردی.
۳- ابرار اقتصادی، ۱۳۸۵، امكانات گردشگری.
۴- تاجیك، محمدرضا، ۱۳۸۱، مقدمه ای براستراتژی امنیت ملی، انتشارات علمی و فرهنگی.
۵- چاك، وای، گی، ۱۳۸۲، جهانگردی در چشم ازی جامع، ترجمه دكتر علی پارساتیان، دفتر پژوهشهای فرهنگی.
۶- رحیم پور، علی، ۱۳۸۴، جغرافیای اوقات فراغت، جزوهٔ درسی كارشناسی ارشد.
۷- رحیم پور، علی، ۱۳۸۴، توریسم مذهبی، جزوهٔ درسی كارشناسی ارشد.
۸- سازمان جهانگردی، ۱۳۸۴، برنامه ریزی ملی و منطقه ای جهانگردی، ترجمه دكتر محمود عبدالله زاده.
۹- سازمان جهانی جهانگردی ۱۳۸۴، كنفرانس بین المللی گردشگری.
۱۰- عمید، حسن، ۱۳۷۲.
۱۱- فصلنامه امنیت اجتماعی، ۱۳۸۲، شاخصهای اصلی سنجش و امنیت.
۱۲- فصلنامه امنیت اجتماعی، ۱۳۸۲، شاخصهای اصلی سنجش و وضعیت.
۱۳- كاكاوند، رؤیا، ۱۳۸۶، امنیت معتبرترین جاذبهٔ گردشگری، سایت اینترنتی آریا.
www.chtn.ir
۱۴- ماندل، رابرت، ۱۳۷۹، چهرهٔ متغیر امنیت ملی، پژوهشكده مطالعات راهبردی.
۱۵- مهدیخانی، علیرضا، ۱۳۸۰، توسعه سیاسی و اقتصادی، انتشارات آرون.
۱۶- نشریه جهانی هوانوردی و گردشگری، ۱۳۸۳، سیاستگذاریهای نامناسب توریسم در ایران.
۱۷- ولا، فرانسوا، ۱۳۸۴، گردشگری بین المللی، انتشارات امیركبیر.
۱۸- هال، جكینز، ۱۳۸۲، سیاستگذاری جهانگردی، دفتر پژوهشهای علمی و فرهنگی.
۱۹- هیوود، اندرو، ۱۳۸۳، مقدمه نظریه سیاسی، ترجمه عبدالرحمن عالم، نشر قومس.
۲۰- همایون، محمدهادی، ۱۳۸۴، جهانگردی در ارتباط میان فرهنگی، انتشارات دانشگاه امام صادق(ع)

پرسشنامه متوسط سن شروع قاعدگی و عوامل موثر برآن در دختران

هدف: تعیین متوسط سن شروع قاعدگی و عوامل موثر برآن در دختران (خانه دار بودن یا نبودن مادر، وضعيت اقتصادي – اجتمـاعي، وضعیت بهداشتی، وضعیت فعالیت بدنی، وضعیت روحی – روانی)
تعداد سوال:20
تعداد بعد: 5
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 14000 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه متوسط سن شروع قاعدگی و عوامل موثر برآن در دختران

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

سن شروع قاعدگی

سن شروع پریودهای ماهانه به طور دقیق قابل پیش‌بینی نیست، اما در اغلب موارد تابع الگوی خانوادگی است، یعنی اگر پریود مادر زود شروع شده باشد، این احتمال وجود دارد که فرزند دختر هم زود پریود شود.
دیرتر شروع شدن عادت ماهیانه به عواملی دیگر هم بستگی دارد، مثل لاغری شدید، کم‌خوری عصبی (آنورکسیا)، ورزشکار بودن (ورزش شدید و دائمی)، استرس‌های شدید یا بعضی بیماری‌های خاص.
مطالعات نشان می‌دهند که زنانی که در سن کم‌تر از 12 سالگی برای اولین بار عادت ماهانه را تجربه کرده‌اند، با احتمال بالاتری صاحب فرزند دختر می‌شوند. دلیل، تفاوت میزان هورمون‌های زنانه در بدن این زنان است.
جنسیت جنین، اغلب موضوع جذابی برای والدین و اطرافیان آن‌ها است. اما آیا قبل از شکل‌گیری جنین می‌توان حدس زد که زنی دختر به دنیا خواهد آورد یا پسر؟
بر اساس مطالعات جدید، به نظر می‌رسد که این حدس چندان هم غیرممکن نیست.
زنانی که در سن کم‌تر از 12 سالگی برای اولین بار عادت ماهانه شده‌اند، با احتمال بالاتری صاحب فرزند دختر می‌شوند
گروهی از محققان ژاپنی، ارتباطی بین جنسیت جنین و سنی که مادر برای اولین بار عادت ماهانه را تجربه کرده، یافته‌اند.
این محققان در مطالعه خود از 10 هزار زن، سنی را که در آن برای اولین بار عادت ماهانه شده اند و جنسیت فرزندشان را پرسیدند. نتایج مطالعه نشان می‌داد که فرزند 46 درصد از زنانی که در سن 10 سالگی برای اولین بار عادت ماهانه را تجربه کرده بودند،‌ پسر است.
احتمال پسردار شدن وقتی سن اولین تجربه عادت ماهانه در زن به 12 سال می‌رسید،‌ به 50 درصد و وقتی سن اولین عادت ماهانه مادر به 14 می‌رسید، به 53 درصد افزایش می‌یافت.
برای مقایسه بهتر نتایج مطالعه را در جدول می‌بینیم:
سن اولین عادت ماهانه مادر      احتمال پسردار شدن
…………………………………………………….
10  سالگی                                 46 درصد
***
12  سالگی                                 50 درصد
***
14 سالگی                                  53 درصد
مطالعات قبلی نشان داده‌اند که میزان هورمون زنانه اوسترادیول در زنانی که قبل از سن 12 سالگی برای اولین بار عادت ماهانه را تجربه می‌کنند،‌ بالاتر است. شاید همین امر باعث از بین رفتن خود به خودی نطفه‌های پسر در بدن این زنان شود.
به اعتقاد والری گرانت از دانشگاه اوکلند نیوزلند،‌ نتایج به دست آمده از این مطالعه قابل باور و پذیرفتنی است، زیرا ما می‌دانیم که جنین‌های پسر نسبت به عدم تعادل در هورمون‌ها آسیب‌پذیرتر از جنین‌های دختر هستند.
این محققین چنین نتیجه می‌گیرند که زنانی که در سن کم‌تر از 12 سالگی برای اولین بار عادت ماهانه شده‌اند، با احتمال بالاتری صاحب فرزند دختر می‌شوند.

پرسشنامه رابطه برنامه های سیاسی تلويزيون با تفکرات انتقادی دانشجویان

هدف: بررسی رابطه برنامه های سیاسی تلويزيون با تفکرات انتقادی دانشجویان (توانایی اظهار نظر، آگاهی دانشجویان از دیدگاه های سیاسی، انتقاد دانشجویان از دیدگاه های سیاسی، توانایی دانشجویان در نقد مسائل سیاسی داخلی، توانایی دانشجویان در تحلیل و نقد مسائل سیاسی بین المللی)
تعداد سوال: 24
تعداد بعد: 6
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 36000 تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه رابطه برنامه های سیاسی تلويزيون با تفکرات انتقادی دانشجویان

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

 تفکر انتقادی چیست؟
در اینجا لازم است ابتدا به تعریفی از تفکر بپردازیم: انیس (1985) تفکر انتقادی را این گونه تعریف می کند: تفکر مستدل و تیزبینانه درباره این که چه چیزی را باور کنیم و چه اعمالی را انجام دهیم.
وولفولک 1995 در باب تفکر انتقادی می گوید: ارزیابی تصمیمات از راه وارسی منطقی و منظم ، مسائل ، شواهد، راه حل ها را تفکر انتقادی می گویند. درباره مهارت های تشکیل دهنده تفکر انتقادی نظرات مختلفی وجود دارد، اما انیس (1987) که یکی از صاحب نظران و پژوهشگران در زمینه تفکر انتقادی است عناصر یا مهارت های تشکیل دهنده تفکر انتقادی را این گونه بیان می کند: جستجوی یک بیان روشن از موضوع یا سوال ، جستجوی دلایل کوشش برای کسب اطلاعات جامع ، استفاده و ذکر منابع معتبر، در نظر گرفتن موقعیت کلی ، در نظر گرفتن نکته اصلی ، از یاد نبردن مساله اصلی مورد علاقه ، جستجوی شقوق مختلف ، انعطاف پذیر و بدون تعصب بودن ، اتخاذ موضع کردن ، تا حد امکان دقیق بودن ، با هر یک از اجزای موقعیت کلی به طور منظم برخورد کردن.
در اکثر کشورهای جهان سیستم آموزشی طوری طراحی شده است که در آن به مرور درک ، فهم و تفسیر مساله ، تحلیل سوالها و کاربرد منطق ، (تفکر انتقادی) به فرد آموزش داده می شود، اما از آن جایی که سیستم آموزشی ما در ایران به این گونه نیست و به وجود آوردن چنین سیستمی در آموزش و پرورش مستلزم وقت و هزینه زیادی است ، به کارگیری راهکارهای زیر در سازمان کوچکی مثل مدرسه می تواند موثر باشد: نقش معلم در ایجاد تفکر انتقادی: معلم در پرورش تفکر انتقادی دانش آموز نقش کلیدی و مهمی دارد. معلم به دلیل این که تمام رفتارش می تواند الگوی دانش آموز قرار بگیرد، لذا او قادر است دانش آموزانی نقاد و پرسشگر تربیت کندکه خود قدرت نقد مسائل مختلف را داشته باشد. معلم می تواند با تقویت مهارت مشاهده ، مهارت درک و تفسیر اطلاعات ، و مهارت استدلال که در زیر درباره هر یک از آنها توضیح خواهیم داد تفکر انتقادی را در دانش آموز پرورش دهد.
برای پرورش مهارت مشاهده معلم باید به دانش آموز یاد بدهد که حواس پنجگانه اش را برای دریافت اطلاعات از محیط به کار گیرد. معلم برای پرورش مهارت استدلال در دانش آموز باید طوری عمل کند که او بتواند به صورت منطقی درباره مشاهدات خود بیندیشد. دانش آموز باید یاد بگیرد از وقایع و رویدادهای محیط پیرامونش بسادگی نگذردو درباره آنها استدلال کند. برای تقویت مهارت درک و تفسیر اطلاعات دانش آموز باید یاد بگیرد مطالب گوناگون را از راههای مختلف به هم ارتباط دهد.

پرسشنامه رابطه فناوری اطلاعات و توانمندسازی کارکنان

هدف: بررسی رابطه فناوری اطلاعات و توانمندسازی کارکنان (فناوری اطلاعات، مسئولیت تصمیم گیری، تنوع شغلی، خودکنترلی، توسعه حرفه ای کارکنان)
تعداد سوال: 25
تعداد بعد: 5
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط 16000 تومان

خرید فایل

Desc (1)

مطالب مرتبط:

1- پرسشنامه عوامل تاثیرگذار بر توانمندسازی زنان

2- پرسشنامه عوامل موثر بر توانمندسازی روانشناختی زنان روستایی

3- پرسشنامه عوامل موثر بر توانمندسازی کارکنان

4- پرسشنامه جو توانمندسازی اسکات و ژافه

5- پرسشنامه زمینه های توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات

6- پرسشنامه نقش چابکی فرایند کسب وکار بر قابلیت های IT و عملکرد های سازمانی

پرسشنامه رابطه فناوری اطلاعات و توانمندسازی کارکنان

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

 توانمندسازی کارکنان چیست؟

کلمه Empowerment از فعل Empower به‌معنی”دادن قدرت یا اختیار به شخصی برای انجام عملی” گرفته شده و بر “توانمندسازی فردی” دلالت دارد.[1]

توانمندسازي افراد به‌معنی تشویق افراد برای مشارکت بیشتر در تصمیم‌گیری‌هایی است که بر فعالیت آنها مؤثر است؛ یعنی فضایی برای افراد فراهم شود تا بتوانند ایده‌های خوبی را بیافرینند و آنها را به‌عمل تبدیل کنند. توانمندسازي، عنصر حیاتی کسب و کار در دنیای نوین است. اهدافی مانند نزدیک‌تر شدن بیشتر به مشتری، بهبود خدمات پس از فروش، ارائه مداوم نوآوری، افزایش بهره‌وری و در دست گرفتن میدان رقابت برای سازمان‌هایی به‌دست خواهد آمد که راه‌های جدیدی برای توانمند ساختن افرادشان یافته‌اند.[2]

نقش نیروی انسانی (Human Resource) ماهر و کارآمد در تحقق اهداف سازمان، امری بدیهی و غیرقابل انکار است و شکی نیست که ثروت ملی یک کشور و به عبارت بهتر سرمایه انسانی در قالب مهارت‌ها، سازمان‌ها و انگیزه‌هایشان ظاهر می‌شود. مدیران باید به منظور بهره‌گیری هر چه بیشتر از نیروی انسانی شاغل عوامل انگیزشی مؤثر در تحریک آنان را به درستی شناسایی کرده و تلاش نمایند که هر چه بیشتر این توان را در مسیر اهداف سازمان قرار دهند.[3]

سابقه استفاده از اصطلاح توانمندسازي به دموکراسی صنعتی و دخیل نمودن کارکنان در تصمیم‌گیری‌های سازمان تحت عناوین تیم‌سازی، مشارکت و مدیریت کیفیت جامع برمی‌گردد. این اصطلاح در سال 1980 به‌سرعت موضوع روز شد و توسط نظریه‌پردازانی چون کانگر و کاننگو (Conger & Kanungo: 1988)، اسپیریتزر (Speritzer: 1995)، کنت بلانچارد (Kent Blanchard)، جان پی کارلوس (John.P.Carlos: 2000) و آلن راندلف مورد بسط و گسترش قرار گرفت.[4]

اصطلاح توانمندسازی از دهه1980م به بعد، رواج بیشتری یافته است. در چند سال گذشته در بسیاری از کتاب‌ها و مقالات به مفهوم توانمند شدن اشاره گشته و به‌کاربردن این اصطلاح برای هر چیزی از تشکیل گروه تا سازمان‌های غیرمتمرکز معمول شده است. توانمند شدن در رشته‌های روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و دین‌شناسی ریشه‌هايی دارد که به دهه‌های گذشته حتی قرن‌های گذشته برمی‌گردد.[5]

در دهه‌های اخير، توانمندسازي كاركنان به‌عنوان يكي از دغدغه‌هاي مديران تبديل شده؛ زيرا حجم كاري مديران به‌سرعت افزايش يافته است. بنابراين مدیران باید به زيردستان خود اعتماد كنند؛ در واقع شرايط كاري و رقابت سازمان‌ها بيش از هر چيز ديگري مديران را وادار به توانمندسازي كاركنان مي‌كند. به‌طوري كه امروزه توانمندسازي كاركنان يكي از اعجازآورترين رويكردهاي توسعه منابع انساني است؛ كه منجر به بالندگي نيروي انساني و سازمان مي‌شود. توانمندسازي يك حركت دائمي است و اهميت آن همواره رو به افزايش است؛ چراكه اساس توسعه در كسب و كار امروز، همگام بودن با تغييرات اجتماعي، دستاوردهاي تكنولوژي و تقاضاي محيط رقابتي است و سازمان ها نيازمند افرادي هستند كه بتوانند بهترين استفاده از تكنولوژي پيشرفته را ارائه دهند، نوآوري‌ها را بيابند و بتوانند محصولات و خدمات خود را بهبود بخشند.[6]

 نويسنده كتاب “رها كردن كار بدون از دست دادن كنترل” مي‌گويد: در كمپاني آمريكايي كرايسلر اكنون براي هر 50 كارگر يك مدير وجود دارد در حالي‌كه يك دهه قبل هر 20 نفر يك مدير داشتند كه اين تعداد در آينده به هر 100 كارگر، يك مدير مي‌رسد. بنابراين با توجه به دنياي جديد كسب و كار، نگرش مديريت نسبت به موضوع توانمندسازي كاركنان از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.[7]

ابعاد توانمندسازی

در یکی از بهترین مطالعات انجام شده در زمینه توانمندسازي توسط اسپریتزر (Spreitzer: 1992)، چهار بعد برای توانمندسازي شناسائی شد. بعدها براساس مطالعات میشرا (Mishra: 1992)، یک بعد دیگر نیز به آن افزوده شد و پنج بعد کلیدی توانمندسازي شکل گرفت. البته در مطالعات کانگر و کاننگو (Kanger and Kanungo: 1998) نیز به این ابعاد توجه شده است. هنگامی که مدیران بتوانند این پنج بعد را در کارکنان پرورش دهند، آنان را با کامیابی توانمند ساخته‌اند.[8] پنج بُعد کلیدی توانمندسازي عبارت است از:

  1. احساس خود اثربخشی (Self Efficacy) یا شایستگی (Senes of Competence)؛ احساس شایستگی به اين معنا است كه كاركنان اعتقاد دارند مهارت و توانايي لازم را براي انجام كارهاي خود دارند.[9] احساس شایستگی، به اعتقاد فرد به توانائی‌هایش جهت انجام با مهارت فعالیت‌هایش است. این افراد احساس می‌کنند که می‌توانند‌ وظایفشان را با مهارت بالا انجام دهند.[10]

وقتی افراد توانمند می‌شوند، احساس خوداثربخشی می‌کنند؛ یا اینکه احساس می‌کنند قابلیت و تبحر لازم برای انجام موفقیت‌آمیز یک کار را دارند. افراد توانمندشده نه تنها احساس شایستگی، بلکه احساس اطمینان می‌کنند که می‌توانند‌ کار را با کفایت انجام دهند. آنان احساس برتری شخصی (Personal Mastery) کرده و معتقدند که می‌توانند‌ برای رویارویی با چالش‌های تازه بیاموزند و رشد یابند. بعضی از نویسندگان، بر این باورند که این ویژگی، مهمترین عنصر توانمندسازی است؛ زیرا داشتن احساس خوداثربخشی تعیین می‌کند که آیا افراد برای انجام دادن کاری دشوار، خواهند کوشید و پشتکار خواهند داشت یا خیر؟.[11]

  1. احساس خودسامانی (Self Determination)؛ هنگامی که افراد به‌جای اینکه با اجبار در کاری درگیر شوند یا دست از آن کار بکشند، خود داوطلبانه در وظایف خویش درگیر شوند، احساس خودسامانی می‌کنند. آنان خود را افرادی خودآغازگر می­بینند که قادرند به‌میل خود، اقدامات ابتکاری انجام دهند، تصمیمات مستقل بگیرند و افکار جدید را به آزمون بگذارند.[12]

افراد توانمند در مورد کارهایشان احساس مالکیت می‌کنند؛ زیرا آنان می‌توانند تعیین کنند که کارها چگونه باید انجام شوند و با چه سرعتی پایان یابند. داشتن حق انتخاب، جزء اصلی خودسامانی به‌شمار می‌رود.[13]

در تفاوت خود اثربخشی و خودسامانی باید گفت که خودسامانی به‌درستی حق انتخاب منسوب است؛ در حالی‌که خوداثربخشی به احساس قابلیت اشاره دارد.[14]

  1. پذیرفتن شخصی نتیجه (Personal Consequence)؛ افراد توانمند احساس کنترل شخصی بر نتایج دارند. آنان بر این باورند که می‌توانند‌ با تحت تأثیر قرار دادن محیطی که در آن کار می‌کنند، یا نتایجی که تولید می‌شود، تغییر ایجاد کنند. پذیرفتن شخصی نتیجه، عبارت است از “اعتقادات فرد در یک مقطع مشخص از زمان در مورد توانایی­اش برای ایجاد تغییر در جهت مطلوب”. داشتن احساس پذیرفتن شخصی نتیجه، کاملاً به احساس خودکنترلی مربوط است برای اینکه افراد احساس توانمندسازی کنند، آنان نه تنها باید احساس کنند که آنچه انجام می‌دهند اثری به‌دنبال دارد، بلکه باید احساس کنند که می‌توانند‌ آن اثر را به‌وجود آورند؛ یعنی برای اینکه آن نتیجه با احساس توانمندسازی همراه باشد، آنان باید احساس کنند که کنترل نتیجه تولید یا خدمت ارائه‌شده را در دست دارند.[15]

  1. معنی‌دار بودن (Meaning)؛ كارمندان براي مقصود و يا اهداف فعاليتي كه به آن اشتغال دارند، ارزش قائل می‌شوند و استانداردهاي ذهني‌شان را با آنچه كه در شغل خود در حال انجام دادن هستند، متجانس می‌کنند.[16]

به‌عبارت ديگر، احساس معني‌دار، بودن يك نگرش ارزشي است كه از متجانس بودن آرمان‌ها و ارزش‌هاي افراد و آنچه كه در حال انجام دادن هستند، حاصل مي‌شود. افراد توانمند، احساس معنی‌دار بودن می‌کنند. معنی‌دار بودن به‌معنی ارتباط اهداف و وظایف کاری با ایده­ها و استانداردهای فرد است.[17]

افراد به هنگام اشتغال به کاری که احساس می‌کند معنی‌دار است، نسبت به زمانی‌که این احساس پائین است، بیشتر به آن متعهد می‌شوند، بیشتر درگیر آن می‌شوند و نیروی زیادتری برای آن کار متمرکز می‌کنند. افراد به‌علت اینکه کار معنی‌دار، با احساس اهمیت شخصی و خودارزشی آنان همراه است در اشتغال بدان هیجان و شوق بیشتری دارند. همچنین افرادی که با احساس معنی‌دار بودن شغل، توانمند شده‌اند، نوآورتر، و بر رده‌های بالاتر تأثیرگذارتر هستند ؛آنان، همچنین کاراتر از افرادی هستند که از لحاظ معنی دار بودن شغل، امتیازات پایین دارند.[18]

  1. اعتماد (Trust)؛ سرانجام افراد توانمند دارای حسی به‌نام اعتماد هستند و مطمئن هستند که با آنان منصفانه (Fairly) و یکسان رفتار خواهد شد، این افراد، این اطمینان را حفظ می‌کنند که حتی در مقام زیردست نیز نتیجه نهایی کارهایشان منصفانه خواهد بود. معمولاً معنی این احساس، آن است که آنان اطمینان دارند که صاحبان قدرت به آنان آسیب یا زیان نخواهند زد و با آنان بی‌طرفانه رفتار خواهد شد. به‌بیان دیگر، اعتماد به‌معنی داشتن احساس امنیت شخصی است. اعتماد همچنین به‌طور ضمنی دلالت بر این دارد که افراد خود را در یک موقعیت آسیب‌پذیری قرار می‌دهند، با این همه، افراد توانمند ایمان دارند که در نهایت هیچ آسیبی در نتیجه آن اعتماد متوجه آنان نخواهد شد.[19]

با توجه به مؤلفه‌های ارائه‌شده، تلاش براي به‌روز نگاه داشتن اطلاعات فنّي و تخصصي كاركنان از مهمترین گزاره‌هایی است که می‌بایست مورد توجه قرار گیرد. تعريف روشن مسئوليت‌ها و اختيارات كاركنان همراه با ايجاد جو احترام در ارتباطات مديریت با كاركنان و كاركنان با يكديگر می­تواند در حوزه توانمندی کارکنان و افزایش حس اعتماد به شایستگی­های داشته‌ی آنان مؤثر و مفیده فایده باشد. یکی از مهمترین فرآیندها که عموما در هرچه توانمندشدن کارکنان موثر است، اصلاح سيستم ارزشيابي عملكرد كاركنان است؛ به‌گونه‌اي كه كاركنان، نسبت به نتايج واقعی ارزيابي خود مطلع شده و مديران به‌طور شفاف راجع به نقاط قوت و ضعف كاركنان به آنان بازخورد دهد و انتظارات خود را به‌طور شفاف اعلام نمايد.

خلاصه ابعاد توانمندسازی را در جدول زیر می‌توان شاهد بود:

بعد مؤلفه
خوداثربخشی احساس شایستگی شخصی
خودسامانی احساس انتخاب شخصی
پذیرفتن شخصی نتیجه احساس توان تأثیرگذاری
معنی‌دار بودن احساس ارزشمندی کار
اعتماد احساس امنیت

پنج بعد هسته‌ای توانمندسازی

[1]. گروه مؤلفین تحت نظر لرنر، ادونس؛ فرهنگ آکسفورد، تهران، ثامن‎الائمه (علیه‎السلام) و منادی، 1384، چاپ اول، ص411.

[2]. Smith Jane; Empowerment People, London Kurgan, 2000, P4.

[3]. رياحي، بهرور؛ توانمندسازي نيروي انساني يك وظيفه يا يك ضرورت،مجله توسعه و صنعت، شماره 27، 1383.

[4]. Siglero, Honeycutt & Pearson, Christine M; Creating an Empowerment Culture: Examine the Relationship between Organizational Culture and Perception of Empowerment, journal of quarterly management, 2000, Vol.5, P27-52.

[5]. Whetten, Peter & Cameron, Gerard; Developing Management Skills, South Western Eloge publishing USA, 1996.

[6]. Smith jane; Ibid, P1-2.

[7]. کرینر، استوارت؛ دیدگاه‌های کلیدی در مدیریت: اندیشمندانی که دنیای مدیریت را تغییر دادند، ترجمه محمدعلی حسیننژاد، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1381 ص166.

[8]. وتن، دیوید آلرد ؛و کمرون، کیماس؛ تواناسازی کارکنان و تفویض اختیار، ترجمه بدرالدین اورعی یزدانی، کرج، مؤسسه تحقیقات و آموزش مدیریت، چاپ دوم، 1383، ص 24

[9]. Mishra, Anneal k & Spritzer, Gertchen M; Explaining how Survivors Respond to Downsizing: The Role of Trust, Empowerment, Justice and Work Redesign, academy of management review, 1998, Vol.23, No.3, P567-588.

[10]. Siglero, Honeycutt & pearson, Christine m, op.city, p58.

[11]. وتن، دیوید آلرد و کمرون، کیماس؛ پیشین، ص24.

[12]. Siglero, Honeycutt & Pearson, Christine M; Ibid, P9.

[13]. وتن، دیوید آلرد و کمرون، کیماس؛ پیشین، ص28.

[14]. Deci, E.L & Others; Self Determination in a Work Organization, Journal of Applied Psychology, 1989, Vol.74, P580&90.

[15]. وتن، دیوید آلرد و کمرون، کیماس؛ پیشین، ص28-29.

[16]. همان، ص30-31.

[17]. Ugboro, Isaha & Obeng, Kofi; Top Management Leadership, Employee Empowerment, Job satisfaction, and costumer satisfaction in TQM organization: An Empirical Study, Journal of Quality Management, 2000, Vol.5, pp: 247. 272

[18]. وتن، دیوید آلرد و کمرون، کیماس؛ پیشین، ص32.

[19]. همان، ص33.