مرجع دانلود پرسشنامه و ابزار استاندارد در تمامی رشته ها,طراحی پرسشنامه

ترم آخر

آزمون,طراحی پرسشنامه,روانشناسی,مدیریت,پرسشنامه استاندارد,پرسشنامه رایگان,مشاوره آماری ,سایت پرسشنامه,نرم افزار رایگان روانشناسی,سفارش

خانه / ۱۳۹۴ / مهر

آرشیو ماه: مهر ۱۳۹۴

مقیاس کارآمدی در افتادن در سالمندان – فرم بین المللی (FES-I)

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: ارزیابی میزان نگرانی از افتادن هنگام انجام دادن فعالیت های مختلف روزمره
تعداد سوال: ۱۶
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
منابع: دارد
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۳۹۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

مطالب مرتبط:

۱- پرسشنامه موبوفوبیا (هراس از عدم دسترسی به موبایل)

۲- مقیاس درجه بندی سنجش عوامل استرس زای دوره سالمندی

۳- مقیاس ارزیابی ترس از بیمارستان میلامد و لوملی (HFRS)

۴- جدول زمینه یابی ترس ولپی – نسخه سوم (FSS-III)

۵- مقیاس استرس ضربه ثانوی براید و همکاران (STSS) برای سنجش علائم PTSD ثانوی

۶- مقیاس ترس از حرکت تمپا (TSK)

۷- پرسشنامه ترس از تاریکی

۸- پرسشنامه علل ترس از زایمان

۹- پرسشنامه ترس از ازدواج

۱۰- پرسشنامه تحلیلی استرس

۱۱- پرسشنامه ترس از صمیمیت

۱۲- پرسشنامه ترس از موفقیت

۱۳- پرسشنامه میزان ترس

۱۴- پرسشنامه اضطراب کودکان در طی درمان های دندانپزشکی ونگ و همکاران (MCDAS)

۱۵- پرسشنامه وحشتزدگی و هراس آلبانی بارلو و زینبارگ (APPQ)

مقیاس کارآمدی در افتادن در سالمندان – فرم بین المللی (FES-I)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

پرسشنامه تاثیرتعهد سازمانی بر عملکرد کارکنان از طریق هوش معنوی و فرهنگ سازمانی

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: بررسی میزان تاثیرگذاری تعهد سازمانی بر عملکرد کارکنان از طریق هوش معنوی و فرهنگ سازمانی (تاثیر تعهد سازمانی بر هوش معنوی، تاثیر تعهد سازمانی بر فرهنگ سازمانی، تاثیر تعهد سازمانی بر عملکرد کارکنان، تاثیر هوش معنوی بر عملکرد کارکنان، تاثیر فرهنگ سازمانی بر عملکرد کارکنان)
تعداد سوال: ۲۰
تعداد بعد: ۵
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۳۳۰۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه تاثیرتعهد سازمانی بر عملکرد کارکنان از طریق هوش معنوی و فرهنگ سازمانی

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

 تعریف تعهد سازمانی

تعهد سازمانی به عنوان یک متغییر وابسته بیانگر نیرویی است که فرد را ملزم می کند در سازمان بماند و با تعلق خاطر جهت تحقق اهداف سازمان کار کند ؛ یعنی تعهد سازمانی با یک سری رفتارهای مولد همراه است .  فردی که تعهد سازمانی بالایی دارد در سازمان باقی می ماند ، اهداف آن را می پذیرد و برای رسیدن به آن اهداف از خود تلاش زیاد و حتی ایثار و فداکاری نشان می دهد . مدل سه مولفه ای تعهد سازمانی تحقیقات تجربی بسیاری را موجب شده است طبق این مدل تعهد سازمانی از سه مولفه تشکیل می شود :
۱- تعهدعاطفی : این بخش از تعهد سازمانی، به‌عنوان تعلق خاطر به یک سازمان که از طریق قبول ارزش‌های سازمانی و نیز به‌وسیله تمایل به ماندگاری در سازمان مشخص می¬گردد، تعریف می¬شود.

پیش شرطهای تعهد عاطفی :
۱-ویژگیهای شخصی : اهمیت ویژگیهای فردی از آنجا ناشی می‌شود که بسیاری از این ویژگیها نقش فزاینده یا کاهنده در تعهد دارند. این ویژگیها شامل: سن، سابقه خدمت، سطح آموزش و تخصص، جنسیت، نژاد، وضعیت تأهل و عوامل شخصی دیگر است. سن و سابقه خدمت با تعهد ارتباط مستقیمی دارد. سطح آموزش با تعهد سازمانی رابطه معکوس دارد.
۲- ویژگیهای مرتبط با نقش  : تحقیقات نشان می دهد که شغل تقویت شده و غنی چالش شغلی را افزایش داده و منجر به افزایش تعهد می شود. همچنین یافته ها نشان می دهند که تعهد با تضاد نقش و ابهام نقش ارتباط معکوس دارد.
۳- ویژگیهای ساختاری: مطالعات در مورد اندازه سازمان، حیطه نظارت، تمرکز و پیوستگی شغلی نشان می دهد رابطه معناداری بین هیچ یک از متغیرها با تعهد سازمانی وجود ندارد. در مطالعه دیگر که توسط استیرز و همکارانش انجام گرفت
نتیجه‌گیری شد که اندازه سازمان و حیطه نظارت با تعهد غیرمرتبط بودند ولی رسمیت و پیوستگی شغلی و تمرکز با تعهد مرتبط می باشند.
۴- تجربیات کاری: در طی زندگی کاری فرد در سازمان رخ می دهد. بعنوان یکی از نیروهای عمده در فرآیند اجتماعی شدن یا اثرپذیری کارمندان محسوب شده و بر میزان وابستگی روانی کارمندان به سازمان تأثیر گذارند. احساس کارمندان در مورد نگرشهای مثبت همکاران بر تعهد فرد موثر می باشند .

۲- تعهد هنجاری یا تکلیفی : تعهد هنجاری ، به‌عنوان یک وظیفه درک‌شده برای حمایت از سازمان و فعالیت¬های آن تعریف می شود و بیان‌گر احساس دِین و الزام به باقی ماندن در سازمان است؛ که افراد فکر می¬کنند ادامه فعالیّت و حمایت از سازمان، دینی بر گردن آن هاست.

پرسشنامه عوامل موثر بر خودباختگی فرهنگی (از خودبیگانگی فرهنگی)

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: بررسی عوامل موثر بر خودباختگی فرهنگی (پیشرفت های صنعتی فرهنگ مهاجم، سلب هویت، پرستیژ اجتماعی، ماهواره)
تعداد سوال: ۲۰
تعداد بعد: ۴
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۴۵۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

مطالب مرتبط:

۱- پرسشنامه نقش ماهواره در تهاجم فرهنگی

۲- پرسشنامه علل گرایش جوانان به فرهنگ غرب

پرسشنامه عوامل موثر بر خودباختگی فرهنگی (از خودبیگانگی فرهنگی)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

 تعریف خودباختگی فرهنگی

توجه انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان و فلاسفه به فرهنگ و فرهنگ‌شناسى سبب ارائه‌ی تعاریف گوناگونى از این مقوله‌ی مهم انسانى شده است؛ به ‌نحوى که تا کنون بیش از ۲۵۰ تعریف از فرهنگ ذکر شده است.

مفهوم فرهنگ در ایران پیشینه‌ای طولانى داد و این امر را مى‌توان در بررسى و مطالعه‌ی آثار نویسندگان و پژوهشگران این سرزمین به ‌دست آورد. واژه‌ی فرهنگ از دو جزء «فر» و «هنگ» تشکیل شده است. «فر» به معنی نیروی معنوی، شکوه، عظمت، جلال و درخشندگی است. «هنگ» از ریشه‌ی اوستایی، به معنی کشیدن، سنگینی، وزن، گروه و وقار است. معنی ترکیبی این دو واژه، بیرون کشیدن و بالا کشیدن است که منظور از آن، بیرون کشیدن مجموعه‌ی دانستنی‌ها و نیروها و استعدادهای نهفته‌ی افراد یک ملت برای پُربار کردن پدیده‌ها و خلاقیت‌های ناشناخته‌ی آدمی است.[۱]

هر فرد معرف جزئى از فرهنگ و شاخه‌اى از درخت فرهنگ گروهى است که به آن تعلق دارد. در پاسخ به این سؤال که فرهنگ از کجا تغذیه می‌شود، خاستگاه فرهنگ کجاست، چگونه ارزش‌ها، سنت‌ها و باورها شکل می‌گیرد، جامعه‌شناسان معتقدند که پنج عامل زبان و ادب، دین و آیین معیشت و اقتصاد، تاریخ و جغرافیا در خصوص سؤالات ذکرشده مؤثر هستند.

استاد محمدتقی جعفری اعتقاد داشتند که فرهنگ از مختصات انسان است و او آن را از شرایط محیطی، پدیده‌های تاریخی، آرمان‌های مطلق و نسبی برداشت می‌نماید و به اصطلاح، تابعی از جهان‌بینی خویش می‌نماید.[۲]

قدمت فرهنگ ایرانی

عوامل اصلی شکل‌گیری فرهنگ اسلامی‌‌ایرانی را می‌توان در امپراتوری پارس‌ها (هخامنشیان)، دوران ساسانیان، سلطه‌ی اعراب، حملات مغول و دوران صفویه جست‌وجو کرد. عناصر فرهنگ ایرانی فراتر از مرزهای جمهوری اسلامی ایران است. به دلیل وجود مجموعه‌ی سنت‌ها و پیچیدگی‌های روابط انسانی، حتی چیزهای ساده‌ای که انسان مانند حیوانات به آن نیازمند است، در قالب الگوهای فرهنگی درمی‌آید. فرهنگ روش متفاوت زندگی گروهی از مردم است.

خودباختگی فرهنگی

خودباختگی فرهنگی در اصل نوعی خودباختگی است که فرد نسبت به فرهنگ و جامعه‌ی خود، در اثر القائات منفی که به او می‌شود، به آن دچار می‌گردد و همواره حالتی سرزنش‌گونه نسبت به جامعه‌ی خود و دیدی آرمانی نسبت به فرهنگ و تمدن جامعه‌ی الگوگرفته دارد. برای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی باید این احساس را همواره در خود زنده نگاه داریم و از خودباختگی و احساس خودکم‌بینی در مقابل مکاتب بیگانه بپرهیزیم. انقلاب مشروطه از همین نقطه آسیب دید.

پرسشنامه بررسی تاثیر چرخه یادگیری بر تسهیل نوآوری بازار

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

 هدف: بررسی تاثیر چرخه یادگیری بر تسهیل نوآوری بازار (ارزیابی وضعیت موجود، ساختار سازمانی، محیط، تکنولوژی، فرهنگ سازمانی، مدیریت و رهبری، یادگیری فردی، یادگیری گروهی، یادگیری سازمانی، اجرای اهداف جدید)
تعداد سوال: ۳۰
تعداد بعد: ۱۰
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۳۸۰۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه بررسی تاثیر چرخه یادگیری بر تسهیل نوآوری بازار

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

نوآوری زمانی رخ می‌دهد که ایده به صورت محصول، فر آیند یا خدمتی توسعه یابد. تعاریف مختلفی از نوآوری ارائه شده‌است. پیتر دراکر نوآوری را همانند هر فعالیت عینی درکنار نبوغ و استعداد، نیازمند دانش، توجه و سختکـــوشی همه دست اندرکاران می‌داند. او معتقد است آنچه در میان کارآفرینان مشترک یافتم نه گونه خاصی از شخصیت بلکه تعهد سیستماتیک به نوآوری بوده است. مایکل تاشمن نوآوری را بستر پیروزی در کسب وکار دانسته تا مدیران در پی شناسایی سازوکار چرخه فناوری و جویبار نوآوری بتوانند به کمک انجام دگرگونی‌های ناپیوسته در سازمان به امتیازهای ناشی از آن‌ها برسند. خلاقیت و نوآوری، استعداد مرموز نزد افراد نیست بلکه فعالیت روزمره برای برقراری روابطی است که قبلاً دیده نشده و برقراری ارتباط بین مسائلی است که به طور معمول در کنار یکدیگر قرار نمی گیرد. البته نوآوری در سایه نبوغ محض هم وجود دارد ولی بیشتر نوآوران به ویژه پیروزمندان آن‌ها، از راه جستجوی آگاهانه و هدفمند فرصت‌های کمیاب به نتیجه رسیده‌اند. هالت اصطلاح نوآوری را در یک مفهوم وسیع به عنوان فرآیندی برای استفاده از دانش یا اطلاعات مربوط به منظور ایجاد یا معرفی چیزهای تازه و مفید به کاربرد. در ادامه توضیح می دهد که نوآوری هر چیز تجدید نظر شده است که طراحی و به حقیقت درآمده باشد و موقعیت سازمان را در مقابل رقبا مستحکم کند و نیز یک برتری رقابتی بلند مدت را میسر سازد. به عبارتی دیگر نوآوری خلق چیز جدیدی است که یک هدف معین را دنبال و به اجرا رساند. اوریب، نیز بیان می‌کند نوآوری توسعه و کاربرد ایده جدید به صورت محصول، فرآیند یا خدمت جدیدی است که منجر به رشد پویای اقتصاد ملی و افزایش استخدام برای تولید سود در شرکت نوآور می‌باشد. نوآوری پدیده‌ای نیست که فقط یک بار رخ دهد، بلکه فرآیندی مستمر و متشکل از فرآیند تصمیم‌گیری سازمانی در تمام مراحل، از توسعه ایده جدید تا کاربردی شدن آن می‌باشد. ایده جدید اشاره به درک نیاز جدید مشتری یا روش جدید تولید دارد و از طریق جمع آوری اطلاعات با دیدگاه کارآفرینانه توسعه می‌یابد. در فرایند کاربردی شدن ایده جدید، به صورت محصول، فرآیند یا خدمت، به کاهش هزینه و افزایش بهره‌وری باید توجه شود

طبقه بندی نوآوری های عمومی:

نوآوری تکنولوژیکی

ارتباطات بین اجزا، روش‌ها، فرآیند‌ها و تکنیک‌هایی است که در محصول یا خدمت استفاده می‌شوند و ممکن است به نوآوری سازمانی نیاز داشته باشد و یا نداشته باشد. می‌تواند نوآوری محصول، فرآیند یا خدمت باشد. نوآوری محصول/خدمت باید محصول جدیدی باشد که هدف آن ارضای بخشی از نیازهای بازار است. نوآوری فرآیند با معرفی عناصری به عملیات سازمان می‌پردازد مانند مکانیسم جریان‌های کار، اطلاعات و تجهیزات مورد استفاده در تولید محصول/خدمت.

نوآوری بازار

شامل دانش جدید در کانال‌های توزیع، محصول و کاربردها برای انتظارات، ارزش، نیازها و خواسته‌های مشتریان است و هدف اصلی آن بهبود آمیخته بازاریابی (محصول، قیمت، توزیع و ترفیع) است. فراسکاتی مانوئل بیان می‌کند که نوآوری بازار به بازاریابی محصولات جدید و کلیه فعالیتهایی که به نحوی مرتبط با توسعه محصول جدید است توجه می‌کند این فعالیت ممکن است شامل قسمت‌های بازار، پذیرش محصول در بازارهای مختلف و تبلیغات باشد ولی شامل ایجاد شبکه های توزیع برای نوآوری بازار نیست.

انواع نوآوری

نوآوری تدریجی

عبارت است از اضافه کردن تغییراتی بر روی مدل کسب و کار و یا تکنولوژی‌های موجود و بهبود آن ها. پورتفولیو یک شرکت معمولا مملو از نوآوری‌های تدریجی به عنوان روشی جهت کسب ارزش بیشتر از محل محصولات و خدمات موجود می‌باشد. نوآوری تدریجی بسیار زیاد، در مواردی که منابع و زمان را به بهبود محصولات و خدمات کم ارزش موجود تخصیص می‌دهد (در حالی که می‌توان این منابع و زمان را به خلق محصولات باارزش تر تخصیص داد)؛ می‌تواند مهلک و کشنده باشد. سرمایه گذاری کامل بر روی نوآوری تدریجی می‌تواند سازمان را در مقابل رقابت آسیب پذیر کند.

نوآوری نفوذی

گویای تغییر اساسی در مدل کسب و کار (ربع پایین سمت راست ماتریس تکاملی) یا تکنولوژی (ربع بالای سمت چپ ماتریس تکاملی) می‌باشد. شرکت کامپیوتری اپل، به صورت تاریخی در حوزه نوآوری نفوذی، با توجه به معرفی نوآوری‌های فنی رقابتی، عمل می‌کند (ربع بالای سمت چپ)، در حالی که شرکت دل با معرفی یک مدل کسب و کار جدید که به صورت مستقیم کالا را به دست مشتری می‌رساند و دردسرهای سیستم توزیع سنتی را ندارد، در این حوزه بر اساس نوآوری در مدل کسب و کار (ربع پایین سمت راست) عمل می‌کند. شرکت‌ها در مواجه با این نوآوری، معمولا با تصمیمات پیچیده و دشواری روبه رو هستند؛ زیرا باید در مورد این که تکنولوژی را تغییر بدهند و یا مدل کسب و کار را و همچنین باید در مورد این که چگونه سرمایه گذاری اثربخش بر روی هر دو انجام شود، تصمیم گیری کنند. این ابهام در سازما نها موجب اغتشاش و تعارض سازمانی و استفاده ناکارآمد از منابع خواهد شد.

نوآوری رادیکال

این نوآوری حاصل مدیریت موفق شرکت در مواردی است که به صورت همزمان مدل کسب و کار و تکنولوژی تغییر می‌کند. یک نوآوری رادیکال مناسب می‌تواند در محیط رقابتی صنعت تغییرات اساسی ایجاد کند. نوآوری‌های رادیکال بیش از حد، می‌توانند منابع را هدر داده و موجب شکل گیری انتظارت غیرواقعی در مورد خلق چیزهای جدید در آینده شو ند که ممکن است برای شرکت مهلک و کشنده باشند. بدون حمایت قدرتمند از قابلیت‌ها در نوآوری‌های تدریجی و نفوذی و ایجاد یک ترکیب استراتژیک از انواع نوآوری ها، نوآوری رادیکال می‌تواند بسیار پرهزینه باشد. باید توجه کرد که ایجاد تعادل و انسجام در پورتفولیو سرمایه گذاری و ایجاد ترکیبات مناسب از نوآوری‌های تدریجی، نفوذی و رادیکال برای تطابق با واقعیات شرکت، از اهمیت بسزایی برخوردارند. این مهم نیاز به مدیریت مشخصه‌های تعاملی مدل‌های کسب و کار و تکنولوژی در طی ماتریس تکاملی دارد.

پرسشنامه بررسی رابطه بین برنامه درسی پنهان و روحیه علمی دانشجویان

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

 هدف: بررسی رابطه بین برنامه درسی پنهان و روحیه علمی دانشجویان (ساختار فیزیکی و معماری دانشگاه، ارتباط متقابل میان اعضای هیئت علمی و دانشجویان، قوانین و مقررات دانشگاه، روش تدریس استادان، محتوای دروس، شیوه ارزشیابی استادان، جو اجتماعی دانشگاه، روحیه علمی دانشجویان)
تعداد سوال: ۳۲
تعداد بعد: ۸
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۳۷۰۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه بررسی رابطه بین برنامه درسی پنهان و روحیه علمی دانشجویان

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

 برنامه درسی پنهان چیست؟
معمولا جامعه شناسان ، پژوهشگران آموزش و پرورش و روانشناسان ، این مفهوم را غالبا برای توصیف نظام غیر رسمی مدرسه بکار می‌برند. برنامه درسی پنهان نه درجایی نوشته شده و نه هیچ معلمی آن را درس می‌دهد. بلکه محیط آموزشی مدرسه ، باتمام خصوصیاتش ، آن را آموزش می‌دهد. صرفنظر از اینکه معلمان مدرسه تا چه اندازه متبحر و شایسته‌اند، یا برنامه درسی تا چه حد پیشرفت کرده است، دانش آموزان ، اتفاقا ، در معرض چیزی قرار می‌گیرند که هیچ گاه سخنی از آن در میان نبوده است. آنها ، به مرور ، تحت تأثیر برنامه درسی پنهان مدرسه ، رویکرد خاصی نسبت به زندگی ، و نگرش خاصی نسبت به تحصیل و یادگیری پیدا می‌کنند.

تاریخچه

اصطلاح «برنامه درسی پنهان» را اولین بار جکسون (P.W.Jackson) در کتاب زندگی در کلاس درس بکار برد و بنسون اسنایدر (Benson snyder) در ۱۹۷۱ آن را رواج داد.

تعریف برنامه درسی پنهان

برنامه درسی پنهان به زعم اسنایدر ، اشاره می‌کند به فشارهایی که بطور ضمنی در مقابل الزامات صریح برنامه درسی آشکار ، در هر موسسه آموزشی یافته می‌شود و دانش آموزان باید آنها را تشخیص داده ، بدانها واکنش نشان دهند تا بتوانند در آن موسسه باقی بمانند. عناوین دیگری نظیر برنامه درسی نانوشته یا پیرابرنامه درسی (Paracurriculum) نیز بر آن اطلاق می‌شود. برنامه درسی پنهان ، بخشی از کل نظام مدرسه است که می‌توان آن را بافهم زمینهای که در آن پدید می‌آید، درک و شناسایی کرد.

دیدگاههای مختلف در مورد برنامه درسی پنهان

بولزوگین تیس (۱۹۷۶)

کارکرد اصلی آن را کنترل و نظارت اجتماعی می‌دانند. آنها معتقدند که دانش آموزان در مواجهه با برنامه درسی پنهان ، موقعیت خود را تشخیص داده به نحوی با آن سازگار می‌شوند. به عبارت دیگر ، مدرسه از طریق برنامه درسی پنهان ، به باز آفرینی (Reproduction) طبقه اجتماعی دانش آموزان پرداخته آنها را ، بطور ضمنی ، برای پذیرش موقعیت اجتماعی آینده شان ، آماده می سازد. به نظر بولزروگین تیس ، برنامه درسی پنهان ، دستور کار سیاسی- اقتصادی دارد. مسئولیت آن ، جداسازی طبقاتی است. نخبگان را آزادی و فرصت پیشرفت ، ارزانی می‌دارد و غیرنخبگان را می‌آموزد که در آینده ، قسمت و سرنوشت خود را به عنوان کارگران منضبط و فرمانبردار پذیرا باشند. حتی ، اغلب دانش آموزان می‌آموزند که بپذیرند نظام سیاسی – اقتصادی آنها ، صرفنظر از اینکه خود در آن چه موقعیتی دارند، بهترین است.

ایوان ایلیچ (۱۹۷۱)

ضمن کندوکاو در خصلتهای مدرسه ، برنامه درسی پنهان را مورد تأکید قرار می‌دهد. به نظر او در مدرسه ، بسیاری چیزها آموخته می‌شوند که با محتوای رسمی دروس ، هیچ ربطی ندارند. مدرسه ، با خصلت تأدیبی و نظم دهی ساختار و مقرراتش ، پذیرش بی‌تمییز و چشم بسته نظم اجتماعی موجود را تلقین می‌کند. این درس ، آگاهانه تعلیم داده نمی‌شود، رویه‌ها و سازمان مدرسه متضمن آن است. برنامه درسی پنهان به کودکان می‌آموزد که نقش آنها در زندگی ، این است که موقعیت خود را تشخیص دهند و با آن بسازند.

گیدنز (۱۹۹۱)

معتقد است که پاره‌ای از مضمونهای مطرح شده در رویکردهای نظری را می‌توان از طریق مفهوم باز آفرینی فرهنگی ، به یکدیگر مربوط ساخت. باز آفرینی فرهنگی اشاره می‌کند به طرقی که مدارس ، همراه با سایر نهادهای اجتماعی ، نابرابریهای اجتماعی و اقتصادای را از نسلی به نسلی تداوم می‌بخشند. این مفهوم توجه ما را بوسیله‌ای که مدرسه از طریق (برنامه درسی پنهان) ، یادگیری ارزشها ، نگرشها و عادات را تحت تأثیر قرار می‌دهد، معطوف می‌سازد. مدارس انواع ارزشها و نگرشهای فرهنگی کودکان را که در سالهای اولیه زندگی کسب کرده‌اند، تقویت می‌کند.

پرسشنامه عوامل مؤثر بر انتخاب استراتژی بهینه بازاریابی

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: ارزیابی عوامل مؤثر بر انتخاب استراتژی بهینه بازاریابی (محصول، قیمت، کارکنان، شبکه های توزیع)
تعداد سوال: ۱۱
تعداد بعد: ۴
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۳۵۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

مطالب مرتبط:

۱- پرسشنامه تاثیر استراتژیهای بازاریابی بر نوآوری

۲- پرسشنامه نزدیکی به مشتری در بازارهای صنعتی

۳- پرسشنامه تاثیر تجارت الکترونیک بر توسعه صادرات

۴- پرسشنامه وفاداری به رابطه در بازاریابی صنعتی پلانک و همکاران (۲۰۰۷)

۵- پرسشنامه هوشمندی بازار کوهلی و جاورسکی

۶- پرسشنامه کیفیت رابطه در بازار صادرات لاگس

۷- پرسشنامه ارتباطات بازاریابی یکپارچه لی و پارک

۸- پرسشنامه بازار محوری کوهلی و جاورسکی و کومار (MARKOR)

۹- پرسشنامه عوامل بازاریابی رابطه مند

۱۰- پرسشنامه قابلیت های بازاریابی آثاهن – گیما

۱۱- پرسشنامه تاثیر اسپانسرینگ ورزشی بر ارتباطات بازاریابی شرکت ها

۱۲- پرسشنامه عملکرد بازاریابی

۱۳- پرسشنامه ارتباط و بازاریابی توصیه ای لام و مایزرسکی

۱۴- پرسشنامه آمیخته بازاریابی صنعت ورزش کشور

۱۵- پرسشنامه آمیخته بازاریابی از دیدگاه مشتریان (۴c)

پرسشنامه عوامل مؤثر بر انتخاب استراتژی بهینه بازاریابی

مایکل پورتر به استراتژی که می توان در جهت ایجاد مزیت رقابتی از آنها استفاده نمود پرداخته است.

استراتژی مایکل پورتر
استراتژی رهبری قیمت در این استراتژی عرضه کنندگان کالا و یا تولید کنندگان کالا کالای
خود را با پایین ترین قیمت به مصرف کنندگان عرضه می کنند و از این طریق سهم قابل قبولی از بازار را برای خود ایجاد می کنند. در این استراتژی با رهبری قیمت، خود بخود هزینه تولید با افزایش تولید و تقاضای بالا کاهش پیدا می کند، رقبای ضعیف حذف می شوند، امکان ورود رقبای جدید کاهش پیدا می کند، نفوذ در بازارهای دیگر افزایش پیدا می کند.

با توجه به مزیتهای که از رهبری قیمت ایجاد می کند هر کسب و کاری به راحتی نمی تواند رهبری قیمت را به عهده بگیرد این استراتژی زمانی با حداقل ریسک همراه است که شرکت توان مالی خوبی داشته باشد مجهز به تکنولوژی جدید باشد و قدرت توزیع گسترده ای داشته باشد و بتواند مواد اولیه ارزان تهیه نماید.

استراتژی تمرکز دومین استراتژی مورد بحث ما می باشد در این استراتژی عرضه کننده کالا یا تولید کنندگان روی بخشی از بازار تمرکز می کنند. مثلاً روی قشر خاصی از جامعه و با شناخت نیازها و خواسته های آنان می توانند خواسته های این قشر را شناسایی کنند و کالا با خواسته آنان تولید قیمت گذاری و عرضه نمایند در این استراتژی چون روی قشر خاص تمرکز شده، تقاضا افزایش یافته می توان فروش قابل قبولی داشت البته در این استراتژی بازار محدود می شود ولی هزینه تبلیغات کاهش می یابد و هزینه توزیع نیز کاهش می یابد.

استراتژی سوم، استراتژی متمایز سازی است در این استراتژی تولید کنندگان کالا را متمایز با دیگر تولید کنندگان رقیب تولید می کنند و این متمایز سازی می تواند کیفیت کالا باشد در نتیجه بالاترین قیمت را روی کالا می گذارند و معتقد هستند بالاترین کیفیت باعث بوجود آمدن قشر خاصی از مصرف کنندگان می شود و اغلب برای این قشر، قیمت مهم نیست بلکه کیفیت کالا است که در درجه اول اهمیت می باشد. این استراتژی باعث می شود بازار محدود به قشر خاصی از جامعه شود و عرضه آن نیز محدود شود و هدف افزایش سود از طریق متمایزسازی است.

جمع بندی
بکار گیری هر کدام از استراتژی های فوق، مزیت ها و مشکلات و محدودیت هایی را ایجاد می کند ولی تجربه نشان داده است بکارگیری حتی یکی از این استراتژی ها فشارهای موجود را کاهش داده و می توان مزیت رقابتی برای کسب و کار ایجاد کند و بکارگیری دو استراتژی بطور همزمان نیز امکان پذیر می باشد.

پرسشنامه تجارب جنسی آریزونا (ASEX) – فرم زنان

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: ارزیابی عملکرد و تجارب جنسی
تعداد سوال: ۵
شیوه نمره گذاری: دارد
روایی و پایایی: دارد
منابع: دارد
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۱۹۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

مطالب مرتبط:

۱- پرسشنامه رضایت جنسی

۲- مقیاس افتراق معنایی نقش های جنسیتی هافنر (SDSR)

۳- پرسشنامه رضایت جنسی هادسون (ISS)

۴- پرسشنامه علل انحراف جنسی فرزندان

۵- پرسشنامه تمایل جنسی هالبرت

۶- پرسشنامه احقاق جنسی هالبرت

۷- پرسشنامه عزت نفس جنسی زنان – فرم کوتاه (SSEI-W-SF)

۸- پرسشنامه افتراقی مردانگی اوبورن (ADAMS)

۹- مقیاس خودکارآمدی جنسی-کنش وری نعوظی (SSES-E)

پرسشنامه تجارب جنسی آریزونا (ASEX) – فرم زنان

یکی از اختلالات رایج جنسی در میان زنان، کارکرد ناقص (غیر کافی) جنسی است که به نظر یک مشکل پیچیده است چرا که می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. به طور کلی تخمین زده می شود که بیش از ۴۰ درصد زنان متحمل این دسته مشکلات جنسی هستند. علت این امر گاهی بیماری های جسمی و گاهی عوامل فیزیولوژیکی است. این ناتوانی زنان تحت عنوان اختلال برانگیختگی (تحریک) جنسی زنان FSAD شناخته می شود. وقتی زنان و مردان از نظر جنسی تحریک می شوند خون زیادی به طرف اندام های جنسی شان حرکت می کند. این پدیده در زنان باعث بزرگ شدن کلیتوریس و بافت اطراف آن، ترشح مواد لیز کننده واژن و آرامش و ریلکس شدن واژن و باز شدن طولی و عرضی آن و آمادگی برای دخول می شود. زنانی که به این اختلال مبتلا هستند علیرغم تمایل و علاقه به رابطه جنسی به دلیل عدم پاسخ دهی طبیعی و نرمال جنسی شان دچار رابطه جنسی دردناک و یا حتی عدم امکان مقاربت می گردند.

دلایل و عوامل پرخطر
اختلال برانگیختگی (تحریک) جنسی زنان، می تواند به دلیل شرایط پزشکی پس زمینه ای مانند دیابت یا فشار خون به وجود آید. همچنین خشم و عصبانیت، عفونت در ناحیه اندام تناسلی و یا واکنش یا حساسیت به وسایل جلوگیری از بارداری می تواند باعث این اختلال گردد.
داروهایی که برای درمان فشار خون بالا، مشکلات گوارشی یا اضطراب و استرس و نیز سرطان تجویز می شوند هم می توانند باعث بروز این اختلال شوند.
همچنین گاهی این اختلال به عوامل فیزیولوژیکی مرتبط می شود. برخی از این عوامل عبارتند از: پیش نوازی غیر کافی یا غیر موثر قبل از برقراری رابطه جنسی از سوی مرد، افسردگی، ضعف در اعتماد به نفس، سوءاستفاده جنسی، داشتن احساس گناه یا شرم از رابطه جنسی، ترس از بارداری، اضطراب، استرس و خستگی.

علائم و نشانه ها
علائم این اختلال می تواند شامل عدم تمایل به رابطه جنسی، ناتوانی در کسب لذت از رابطه جنسی، عدم لیز شدن کافی واژن و یا به ارگاسم نرسیدن فرد علیرغم تحریک جنسی کافی باشد. البته زنانی که دچار اختلال ارگاسم زنانه FOD هستند نیز همین علایم را دارا هستند و علیرغم آنکه به مقدار کافی برای رابطه جنسی تحریک و برانگیخته می شوند اما به ارگاسم نمی رسند.
ذکر این نکته ضروری است که تفاوت زنان و مردان در زمینه ارگاسم این است که برای زنان ارگاسم یک واکنش آموختنی است نه خودکار. حدود ۵ تا ۱۰ درصد از زنان هرگز از هیچ فعالیت جنسی به ارگاسم نمی رسند (شرایطی که به آن فقدان اوج جنسی گفته می شود). این فقدان اغلب در اثر بی تجربگی در رابطه جنسی، برقراری رابطه جنسی با عصبانیت و فقدان آمادگی روانی یا تجارب گذشته مانند آسیب های جنسی و یا تربیت خاص و سخت گیرانه جنسی که مانع بروز پاسخ جنسی مناسب می شود، به وجود می آید.

برخی زنان قادرند از فعالیت جنسی لذت ببرند ولی به ندرت و یا حتی هیچ گاه به ارگاسم نمی رسند. اختلال ارگاسم زنانه FOD تنها در صورتی که تاثیر منفی بر ارضای جنسی زن در رابطه با شوهرش داشته باشد مشکل تلقی می شود. به این معنا که برخی از زنان صرف برقراری رابطه جنسی با همسرشان برایشان ارضا کننده و لذت بخش است و اصراری برای رسیدن به مرحله ارگاسم ندارند اما برخی دیگر از زنان خواهان این هستند که حتما در طی رابطه جنسی به مرحله ارگاسم برسند.

درمان و پیشگیری
برخی تحقیقات جدید نشان داده است که استفاده از داروهای ناباروری مردان ممکن است درمان اختلال های جنسی در زنان را از طریق افزایش جریان خون در اندام های جنسی و در نتیجه افزایش تحریک فیزیکی در آن ناحیه کمک کند. اما این شواهد هنوز به طور رسمی توسط مجامع علمی تایید نشده است.

تستسترون هم به عنوان یک دارو مورد بررسی قرار گرفته است. اما باز هم نتایج آن طور که باید مثبت نبوده است. در حال حاضر پزشکان بر روی حذف داروهایی که ممکن است روی انجام رابطه جنسی اثر منفی داشته باشند متمرکز شده اند. همچنین متخصصان، در حال بررسی روش های جلوگیری از بارداری هستند تا مطمئن شوند آیا این وسایل هم یکی از فاکتورهای تعیین کننده هستند یا خیر.

زنانی که از خشکی واژن رنج می برند ممکن است به استفاده از لیز کننده ها در هنگام رابطه جنسی توصیه شوند. برخی پزشکان تمرین های خاصی را که باعث توسعه و پیشرفت ماهیچه های بخش خارجی واژن (که در احساس لذت تاثیر بسیاری دارد) به زنان توصیه می کنند. مشاوره های روان شناسی نیز می توانند در درمان زنان مبتلا به مشکلات جنسی کمک فراوانی کنند. مثلا می توانند تکنیک های تحریک و پیش نوازی جنسی را به این دسته از زنان بیاموزند.

پرسشنامه عوامل تأثیرگذار بر سبک زندگی سالم از دیدگاه سالمندان

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: ارزیابی عوامل تأثیرگذار بر سبک زندگی سالم از دیدگاه سالمندان (نقش خانواده، نقش دوستان، نقش مسئولان، رسانه)
تعداد سوال: ۲۳
تعداد بعد: ۴
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۳۵۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

مطالب مرتبط:

۱- پرسشنامه سبک زندگی کارآمدی وزن کلارک و همکاران (WEL)

۲- پرسشنامه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت والکر

۳- پرسشنامه سبک زندگی (LSQ)

۴- پرسشنامه سبک زندگی (مربوط به بیمه)

۵- پرسشنامه سبک زندگی والس

پرسشنامه عوامل تأثیرگذار بر سبک زندگی سالم از دیدگاه سالمندان

تعریف سبک زندگی سالم

منبعی ارزشمند برای کاهش شیوع و تاثیر مشکلات بهداشتی،ارتقای سلامت تطا بق با عوامل استرس زای زندگی و بهبود کیفیت زندگی است و وقتی که در ارتباط با رفتارهای مخاطره امیز نظیر استعمال سیگار و عدم تحرک جسمانی مطرح می شود، بعنوان عملکردی ارادی تجسم می شود. طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت،سبک زندگی ترکیبی از الگوهای رفتاری و عادات فردی در سراسر زندگی شامل تغذیه تحرک بدنی،استرس،مصرف دخانیات و کیفیت خواب است که در پی اجتماعی شدن بوجود امده است.شیوه زندگی پدیده ای چند وجهی است که تمام جنبه های زندگی روزمره ،خواب ،غذا،بهدا شت،اداب و رسوم،کار،بازی ،سرگرمی،وقت گذرانی،روابط اجماعی،طرز تفکر،رفتار،احساسات و عواطف می باشد. به عقیده وبر شیوه زندگی روشهای است که طبقات و گروهای هم رتبه از نوعی از زندگی پدید می ا ورند و شامل الگوهای فرهنگی رفتار و مجموعه ای از باورهاست.   عوامل موثر بر شیوه زندگی: همانطور که اشاره شد شیوه زندگی پدیدهای چند وجهی است که تحت تاثیر عوامل مختلفی از قبیل: عوامل جسمی،عوامل اجتماعی،عوامل روحی و روانی ، عوامل فرهنگی و عوامل معنوی می باشد. بر همین اساس صاحبنظران،طبقه و عوامل اقتصادی،ارزش ها و تحول ارزشی،تحصیلات ،جنسیت،سن و دوره عمر،سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی را بعنوان مهمترین عوامل موثر برسبک زندگی برشمرده اند.

پرسشنامه عوامل مؤثر بر موفقیت اجرای مدیریت فرآیند

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: ارزیابی عوامل مؤثر بر موفقیت اجرای مدیریت فرآیند (توسعه تیم و کارتیمی، ارتباطات و آگاهی، تمرکز بر مشتری، نقشه فرآیند، معیار عملکرد فرآیند، ارتباط با مشتریان/تأمین کنندگان، مدیریت تغییر، مهارت مدیریت پروژه، الگوبرداری، بهبود مستمر، توانمندسازی کارکنان، آموزش، پشتیبانی مدیریت ارشد)
تعداد سوال: ۶۴
تعداد بعد: ۳
شیوه نمره گذاری: دارد
منبع: محقق ساخته
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۵۵۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)

پرسشنامه عوامل مؤثر بر موفقیت اجرای مدیریت فرآیند

توجه: با توجه به اینکه اغلب محصولات این سایت حاصل تلاش های بدون وقفه تیم ترم آخر می باشد، هر گونه کپی برداری از مطالب سایت به صورت جدی پیگرد قانونی خواهد داشت.

 مدیریت فرآیند
طراحی سازمان برای مدت بسیار طولانی متکی بر بینش عملیاتی functional بوده‌است. رعایت سلسله مراتب سازمانی و تمرکز بر قدرت عمل وکنترل از بالا به پائین زیر بنای عمل این ساختار می‌باشد. در حال حاضر مفاهیمی مثل کیفیت جامع ،TQM,TQCومهندسی مجدد (BPR) با تمرکز بر اجرای فرایندها بجای ساختار سازمانی، درروند تاثیر گذاری بر روی نگرش سنتی عملیاتی هستند. ولی به هر حال وقتی به نتایج حاصل ازاجرای مدیریت کیفیت وپروژه‌های مهندسی مجدد نگاه می‌کنیم کاملا مشهود است که ایده اصلی در این روشها نیز مبتنی بر نگرش سازمان به عنوان یک ساختار است تا یک مجموعه از فرایندها .تیمها جای دپارتمانهای عملیاتی را گرفته‌است، سطوح سازمانی حذف شده ولی در طراحی سازمان باز هم تاکید اصلی بر ساختارها است (نه فرایندها ).در این بررسی تلاش می‌شود به صورت اجمالی مدیریت فرایند و چگونگی پیاده سازی آن بیان شود. 

درغالب سازمانها فرایندهای کسب وکار نامرئی وکمرنگ است. کارکنان معمولاً مدلهای ذهنی، فرضیات قدیمی، تعمیم‌های کاری و درک خود از روش انجام کارها را، فرایند تعریف می‌کنند. با تعریف سازمان فرایند گرا با مفهوم مجموعه‌ای از فرایندهای ارزش افزا برای مشتری و درآمد زا برای صاحبان کار، لازم است با ایجاد ارتباط مناسب و بحث و تبادل نظر، این برداشتهای فردی را به مدل و درک مشترکی از فرایندهای کاری تبدیل کرد .تکنیکهای مختلفی ازجمله تکنیک نقشه شناختی Cognitive Mapping Technologyکه مبتنی بر نگاه از بالا به پائین است، شکل ارائه کار را می‌تواند باشد.این شکل اجازه به تصویر کشیدن، تحلیل ومقایسه مدلهای ذهنی را می‌دهد. فرایند حصول به هم نظری و توسعه بر روی یک نقشه شناخت مشترک، یک فرایند مهم و مبتنی بر آموزش سازمانی و هم ترازی وتنظیم آموخته‌ها است. چارت سازمانی نیزیک سند شناخته شده برای شناخت مدل ذهنی وتقسیم اتوریته سازمان از دید صاحبان کار است. توسعه این اسناد یک رویکرد مؤثر بر ایجاد یک اجماع وهم نظری وتنظیم الویتهای اجرائی استراتژی‌ها می‌تواند باشد.

اولین قدم در ایجاد کسب وکار فرایند گرا، ایجاد نگاه جدید به سازمان، با ذره بین فرایندها است.این چیزی است که می‌توان آنرا ” نگاه فرایندی” نامید. ایجاد یک بینش فرایندی مشترک باید شامل تمامی پرسنل سازمان شود.ونه فقط بر روی کاغذ بلکه در عمل صورت گیرد. عدم وجود این فرهنگ سریعترین راه شکست تغییر سازمان می‌باشد.

متدهای مختلف زیادی می‌تواند برای ایجاد بینش مشترک بکار گرفته شود. اصولی که”بسته‌ای “(Principal of Modularity)نامیده می‌شوند. این مدلها برای مدیریت سیستمهای پیچیده بکار می‌روندودرک خوبی برای ایجاد بینش فرایند گرا به ما می‌دهند .تجزیه یک سیستم به اجزاء، یا گروهبندی منطقی عناصر یک سیستم در زیر سیستمهای کوچکتر، تعیین مرزهای هر زیر سیستم درکنار مشخص نمودن ارتباطات ضروری فی مابین زیر سیستمهای تجزیه شده interconnection .

به عنوان مثال در یک سیستم تجزیه نشده( non-decomposable) با مرزهای مشخص، عمل موفق هر زیر سیستم قویا به عمل موفقیت آمیز زیر سیستم‌های دیگر بستگی دارد. و قبل از تولید خروجی هر زیر سیستم، عملیات فراوان بین سیستمی باید اتفاق بیفتد. در حالی که در یک سیستم تجزیه شده ((decomposable موفقیت عمل وابستگی کمتر و ارتباط بین سیستمی کمتری با بیرون از سیستم خود دارد(.شکل ۱) این مطلب را بهتر بیان می‌کند.

شکل ۱- سیستم‌های تجزیه شده وارتباطات بین آنها

بنابراین پیشنهاد می‌شود که ازترسیم فرایندهای متمرکز بر بالاترین سطح ارتباط با مشتری شروع کرد و از آنجا به ترتیب به سطوح تجزیه شده زیرین رسید.(شکل ۲)

این کلید باز کردن راه تغییر بینش‌ها به نگاه فرایند گرا و مشتری محوری می‌باشد.دو سازه اصلی BPO .

به همین ترتیب می‌توان فرایندهای جزئی تررا با استفاده از نمودارها ونقشه‌های شناخت ترسیم کرد.(شکل ۲) نمایش دهنده این کار است.در این نمودار ارتباط مشتری را با تک تک فرایندهای سازمان شفاف شده.و دید مشترک فرایندی وبهبود فرایندها، از منظر کاهش زمان وایجاد سهولت کاری برای مشتری شکل می‌گیرد.

(شکل ۲)یک نمونه نقشه فرایندی کلان

سازماندهی، دسته بندی و تعیین مرزسیستمها وزیر سیستمها، گام خیلی مهم درحرکت BPO است. و ایجاد این نقشه شناخت قدم اساسی واولیه می‌باشد. این سیستم‌های تجزیه شده، مطابق با اصول مودولاری Principal of Modularity بوده، و چهارچوب توسعه وتعریف موفقیت آمیز هر چه بیشتر فرایند جزئی تر را بوجود می‌آورد. همچنین فرایندهای سطوح بالارا به تفکیک صورت انواع فرایندها دسته بندی می‌کند.هر دسته از فرایندهای ویژگی‌های خاص خود را دارد.وبه گونهای خاص باید مدیریت شوند.در این مرحله لازم است اجزا فرایندها، انواع فرایندها وروشهای استفاده از این نقشه‌ها نیز توضیح داده شود. .فرایندهای اصلی Core Process، فعالیتهای ارزش آفرینی است که برای مشتری سهولت و پشتیبانی می‌آفریند، و بنیان پایه‌ای کسب وکارها و ارزشها ئی است که مشتری حاضر به پرداخت در قبال آن است.به عبارتی معامله یا واکنش مشتری ورودی است که فرایند با آن آغاز می‌شود.و این سیکل با ایجادمحصول مورد نیاز مشتری به پایان می‌رسد.از این منظر ارزیابی مبنتی بر این عمل، اساس اجرای فرایندهای کسب وکار باید باشد.

البته فرایندهائی که بطور مستقیم در رودرروئی با مشتری نتیجه بخش نیست هنوز اهمیت خاصی برای کسب وکار دارد . مثل توسعه وتحقیق بر روی محصول و یا فعالیتهای پشتیبانی. اینها باید در پائین نقشه‌های شناخت حتماً آورده شود. چون برای مشتری در کمی دورتر اهمیت دارد.

در گام بعدی با استفاده از نقشه( شکل ۲) باید “صاحب “هر فرایند را تعریف کرد.به عبارتی هر فرایند سطح بالا باید یک متولی داشته باشد که مسئول ایجاد سطح بعدی کار است.اوبایداختیارات لازم را دارا باشد. سپس ساختن مشاغل فرایند گرا و تیمهای چند تخصصی اتفاق می‌افتد.

در نهایت این نقشه مانند پروفایل هویتی شرکت در بازار کار ونزد مشتری عمل خواهد کرد. قدم بعدی در ایجاد نگاه فرایندی ایجاد نقشه فرایندهای جزیی تر با تیمهای چند تخصصی است.و بایداینکار را تا آنجا در سازمان ادامه داد که هر فرد سازمان فرایندها، محدوده آن و وابستگی بین آنها را درک کند وقبول داشته باشد.این مهم است که بیاد داشته باشیم مستندات محصول مورد انتظار این فرایند نیست.بلکه فقط یک نقشه شناخت برای درک وپذیرش فرایندها برای کل سازمان است.

آزمون هوش هیجانی شرینگ

پرسشنامه تاثیر رسانه های جمعی بر بیماری ایدز

هدف: ارزیابی هوش هیجانی از ابعاد مختلف (خود انگیزی، خودآگاهی، خودکنترلی، هوشیاری اجتماعی ، مهارت های اجتماعی)
تعداد سوال: ۳۳
تعداد بعد: ۵
شیوه نمره گذاری و تفسیر: دارد
روایی و پایایی: دارد
منبع: دارد
نوع فایل: word 2007

همین الان دانلود کنید

قیمت: فقط ۲۰۰۰ تومان

خرید فایل

Desc (1)مطالب مرتبط:

۱- پرسشنامه تحمل پریشانی هیجانی (DTS)

۲- مقیاس هوش هیجانی شاته (MSEIS) – نسخه تجدید نظر شده

۳- پرسشنامه هوش هیجانی در ورزش لان و همکاران

۴- پرسشنامه هوش هیجانی شوت

۵- مقیاس رگه فراخلق صفت (TTMS) – فرم کوتاه (مقیاس خودگزارشی هوش هیجانی)

۶- پرسشنامه هوش هیجانی بار- آن (EQ-i)

۷- مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گرتز و روئمر (DERS)

۸- پرسشنامه تنظیم هیجان های خود

۹- پرسشنامه استفاده از هیجان های دیگران : آزمون خود-سنجی

۱۰- پرسشنامه درک علت های هیجان های دیگران : خود- سنجی

۱۱- پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل (ECI)

آزمون هوش هیجانی شرینگ

هوش‌بهر و هوش هیجانی قابلیت های متضاد نیستند بلکه بیشتر می توان چنین گفت که متمایزند. همه ما از ترکیبی از هوش و عواطف برخورداریم، افراد دارای هوش بالا و هوش هیجانی پایین و یا هوشبهر پایین و هوش هیجانی بالا ، علی رغم وجود نمونه هایی نوعی، نسبتا نادرند.
زندگی برای کسانی که فکر می کنند کمدی و برای کسانی که احساس می کنند تراژدی است (هوارس والپول)
در واقعیت امر ما دو ذهن داریم، یکی که فکر می کند و دیگری که احساس می کند. این دو راه متفاوت شناخت، در کنشی متقابل، حیات روانی ما را می سازند. ذهن خردگرا همان مقام درک و فهم است که به مدد آن قادر به تفکر و تعمق هستیم. ولی در کنار آن نظام دیگری نیز برای دانستن وجود دارد، نظامی تکانشی و قدرتمند و گهگاه غیرمنطقی، یعنی ذهن هیجانی. تقسیم ذهن به دو بخش هیجانی و خردگرا تقریبا مانند تمایزی است که عوام میان «قلب» و «سر» قائلند. احساس یقین حاصل از «گواهی قلبی» بر درست بودن چیزی، متفاوت با گواهی عقلی و تا حدودی عمیق تر از آن است. نسبت کنترل عقلانی ذهن بر بخش هیجانی آن روند یکنواختی دارد; هر چه احساس شدید تر باشد، ذهن هیجانی مسلط تر و ذهن خردگرا بی اثر تر می گردد. به نظر می رسد که این ترتیب، از امتیازی سرچشمه می گیرد که تکامل طی اعصار متمادی به احساسات و ادراک های شهودی ما داده است تا راهنمای پاسخ های آنی ما در موقعیت های مخاطره آمیز باشند; زیرا گاها لحظه ای تامل برای فکر کردن درباره کاری که باید انجام شود، ممکن است به قیمت از دست دادن زندگی ما تمام شود. این دو ذهن در اکثر موارد بسیار هماهنگ عمل می کنند اما با این وجود، دو ذهن خردگرا و هیجانی نیروهای نسبتا مستقل از هم هستند. عملکرد ذهن هیجانی بسیار سریع تر از ذهن خردگراست. ذهن هیجانی بدون آنکه حتی لحظه ای درنگ کند تا بررسی کند که چه می کند، مانند فنر از جا می جهد و دست به عمل می زند. نقطه تمایز ذهن هیجانی از واکنش سنجیده و تحلیل گرایانه ای که مشخصه ذهن اندیشمند است، سرعت عمل آن است. اعمالی که از ذهن هیجانی سرچشمه می گیرند با قطعیت شدید و مشخص همراهند که حاصل روش جاری و آسان گیر ذهن هیجانی در نگریستن به اطراف است که می تواند برای ذهن خردگرا کاملا مبهوت کننده باشد. پس از فرو نشستن گرد و غبار یا حتی در میانه راه متوجه می شویم که داریم از خود می پرسیم «راستی چرا آن کار را کردم؟» این سوال نشانه ای از آن است که ذهن خردگرا در حال آگاهی یافتن از آن لحظه است اما نه با سرعت ذهن هیجانی. از متداول ترین پاسخ های هیجانی سریع و نپخته، ازدواج های غلط است; چرا که در حالات هیجانی (emotional) ذهن انسان از تفکر منطقی خالی می شود و پس از فروکش کردن هیجان ها تازه می فهمیم که چه بلایی سر خود آورده ایم. ذهن هیجانی همانند یک شمشیر دولبه است; امتیاز بزرگ ذهن هیجانی در این نکته است که می تواند واقعیت هیجانی رادر یک لحظه دریابد (او از دست من عصبانی است، او دروغ می گوید، او فکر خطرناکی در کله دارد)، و دریک آن به قضاوتی شهودی دست بزند که به ما می گوید در مقابل چه کسی باید احتیاط کنیم، به چه کسی باید اعتماد کنیم و چه کسی درمانده است. ذهن هیجانی رادار ما برای اعلام خطر است. اگر ما (یا پیشینیان ما در طول دوران تکاملی) در برخی از این موارد منتظر ارزیابی عقل خردگرا می ماندیم نه تنها ممکن بود اشتباه کنیم، که حتی شاید زنده هم نمی ماندیم. اما همین ذهن هیجانی ممکن است دردسرساز شود; مشکل اینجاست که این برداشت ها و قضاوت های شهودی از آنجا که در یک لحظه صورت می گیرند ممکن است اشتباه یا گمراه کننده باشند. حال با این مقدمه بهتر می توانیم مفهوم «هوش هیجانی» را دریابیم.
● تعریف هوش هیجانی
زنگ تفریح یک مرکز پیش دبستانی است و عده ای پسربچه روی چمن ها می دوند. امیرعلی زمین می خورد، زانویش زخمی می شود و گریه می کند; اما پسرهای دیگر به دویدن ادامه می دهند به جز اردشیر که توقف می کند. وقتی گریه امیرعلی فروکش می کند، اردشیر نیز خودش را زمین می زند و زانویش را می مالد، وی فریاد می زند «زانویم زخمی شده است!» روانشناسان اردشیر را نمونه ای از افرادی می شمارند که از هوش هیجانی و بین فردی خوبی برخوردار است. به نظر می رسد که اردشیر در «شناخت احساسات» همبازی های خود و برقرار کردن «ارتباط سریع و هموار» باآنان توانایی بالایی دارد. فقط او بود که به درخواست کمک و درد امیرعلی توجه کرد و فقط او بود که سعی کرد دوست زمین خورده اش را تسلی دهد، هر چند تنها کاری که توانست بکند، مالیدن زانوی خودش بود. این حرکت جسمانی جزیی از استعدادی در برقرار کردن ارتباط حکایت دارد، یعنی مهارتی عاطفی که برای حفظ ارتباط های نزدیک در ازدواج، دوستی یا ارتباط حرفه ای اساسی است. این مهارت ها در کودکان پیش دبستانی تازه جوانه زده اند و در طول زندگی شکفته خواهند شد. با این وصف تعریف هوش هیجانی چنین است: «توانایی زیر نظر گرفتن احساسات و هیجانات خود و دیگران، تمایز گذاشتن بین آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال خود». بنابراین هوش هیجانی مجموعه مهمی از یک سری توانایی هاست: توانایی هایی مانند اینکه فرد بتواند انگیزه خود را حفظ نماید و در مقابل ناملایمات پایداری کند، تکانش های خود را به تعویق بیندازد و آنها را کنترل کند، حالات روحی خود را تنظیم کند و نگذارد پریشانی خاطر، قدرت تفکرش را خدشه دار سازد، با دیگران همدلی کند و امیدوار باشد. هوش منطقی (IQ) و هوش هیجانی (EQ) تضادی با یکدیگر ندارند بلکه فقط با هم متفاوتند. دانستن اینکه شخصی فارغ التحصیل ممتازی است تنها به این معنی است که او در جنبه هایی که با نمره سنجیده می شوند بسیار موفق بوده است و احتمالا فردی با هوشبهر (IQ) بالاست، اما درباره اینکه او به فراز و نشیب های زندگی چه واکنشی نشان می دهد، چیزی به ما نمی گوید و مشکل در همین جاست. هوش تحصیلی – کلا کالا هوشبهر یا IQ – در مواقع بروز بحران و گرفتاری های زندگی، عملا هیچ نوع آمادگی ای در افراد پدید نمی آورد. با وجود آنکه هوشبهر بالا تضمین کننده رفاه، شخصیت اجتماعی یا شادکامی در زندگی نیست، با این حال مدارس و فرهنگ ما صرفا بر توانایی های تحصیلی تاکید می کنند و هوش هیجانی، یعنی مجموعه ای از توانایی ها و صفاتی که بی اندازه در سرنوشت افراد اهمیت دارند را نادیده می گیرند. نتیجه این وضع خیل عظیم فارغ التحصیلان دانشگاهی است که در سطوح بالای دانشگاهی دارای مدرک اند ولی در پیش پا افتاده ترین روابط عاطفی و اجتماعی خود به شدت دارای مشکل اند. زندگی هیجانی حیطه ای است که مانند ریاضیات یا ادبیات می تواند در آن مهارتی کم یا زیاد داشت و مجموعه توانش های خاص خود را می طلبد. میزان شایستگی فرد در آن زمینه برای درک این مطلب که چرا فردی در زندگی پیشرفت می کند و فرد دیگری با همان میزان استعداد، در نیمه راه متوقف می شود. برخلاف هوشبهر که سابقه حدود یک صد سال تحقیق بر صدها هزار نفر را به همراه دارد، هوش هیجانی مفهوم جدیدی است. در حالی که عده ای معتقدند که هوشبهر را نمی توان از طریق تجربه یا آموزش چندان تغییر داد، ولی هوش هیجانی و قابلیت های عاطفی مهم را می توان به کودکان آموخت و سطح آن را در بزرگسالان ارتقا داد.
● مولفه های هوش هیجانی
حیطه های اصلی هوش هیجانی به شرح زیر هستند:
۱) شناخت عواطف شخصی:
خودآگاهی، یعنی تشخیص هراحساس به همان صورتی که بروز می کند سنگ بنای هوش هیجانی است. توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای به دست آوردن بینش روان شناختی و ادراک خویشتن نقشی تعیین کننده دارد. ناتوانی در تشخیص احساسات راستین، ما را به سردرگمی دچار می کند. افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند بهتر می توانند زندگی خویش را هدایت کنند. این افراد درباره احساسات واقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات زندگی، از انتخاب همسر گرفته تا شغلی که برمی گزینند، احساس اطمینان بیشتری دارند.
بعضی از افراد واقعا در زمینه شناخت عواطف شخصی خود فاقد خودآگاهی اند. این عده وقتی از لحاظ عاطفی و هیجانی به هم می ریزند نمی دانند کهآیا خشمگین اند یا غمگین؟ خوشحال ا ند یا صرفا پرانرژی؟ این افراد بهای «بی سوادی هیجانی» خود را در روابط بین فردی و حتی درونی مختل می پردازند.
۲) به کار بردن درست هیجان ها:
قدرت تنظیم احساسات خود، توانایی ای است که بر حس خودآگاهی متکی باشد و به ظرفیت شخص برای تسکین دادن خود، دورکردن اضطراب ها، افسردگی ها یا بی حوصلگی های متداول اشاره دارد. افرادی که به لحاظ این توانایی ضعیفند، دایما با احساس نومیدی، خشم مزمن و افسردگی دست به گریبان اند، در حالی که افرادی که در آن مهارت زیادی دارند با سرعت بسیار بیشتری می توانند ناملا یمات زندگی را پشت سر بگذارند. برای مثال بیرون ریختن غضب را برخی افراد به عنوان روشی برای مقابله با عصبانیت به کار می گیرند چرا که این باور در میان عموم مردم رواج دارد که «انجام این کار باعث می شود احساس بهتری پیدا کنی». از دهه ۱۹۵۰ روانشناسان با این روش مخالفت کردند چرا که دریافتند برون ریزی خشم یکی از بدترین راه های خاموش کردن آن است، زیرا انفجار غضب عموما برانگیختگی مغز هیجانی را تقویت می کند و باعث می شود افراد در عوض احساس خشم کمتر، عصبانیت بیشتری احساس کنند. به همین ترتیب بسیاری از افراد در زمینه مدیریت اضطراب و نگرانی های خود دچار مشکل اند. ذهن نگران در زنجیره بی پایانی از ناراحتی های جزیی گرفتار می شود، از یک موضوع به موضوع دیگر می رود و به عقب باز می گردد.
نگرانی های مزمن و مکرر، شبیه چرخش به دور خود است که هیچ گاه به راه حل مثبتی منجر نمی شوند. توانایی تنظیم هیجانات مختلف – خشم، نگرانی، افسردگی و غیره- از مولفه های هوش هیجانی است و عامل تاثیر گذاری در خدمت بهداشت روان محسوب می شود.
۳) برانگیختن خود:
برانگیختن خود به زبان ساده یعنی کنترل تکانه ها (تکانه هایی مثل خشم، میل جنسی و…) تسلط بر نفس، تاخیر در ارضای فوری خواسته ها و امیال، رهبری هیجان ها و توان قرار گرفتن در یک وضعیت روانی مطلوب. خویشتن داری عاطفی یا همان به تاخیر انداختن کامرواسازی و فرونشاندن تکانه ها یکی از مولفه های اساسی هوش هیجانی است. افراد دارای این مهارت در هر کاری که به عهده می گیرند بسیار مولد و اثربخش خواهند بود.
۴) شناخت عواطف دیگران:
همدلی، توانایی دیگری بر خود آگاهی عاطفی متکی است و اساس مهارت رابطه بامردم است. افرادی که از همدلی بیشتری برخوردارند به علا یم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده نیازها یا خواسته های دیگران است توجه بیشتری نشان می دهند. این توانایی آنان را در حرفه هایی که مستلزم مراقبت ازدیگرانند، تدریس، فروش و مدیریت موفق تر می سازد. انسان هایی که در شناخت عواطف دیگران مهارت دارند به راحتی و گاهی بدون دیدن چهره طرف مقابل مثلا از پشت تلفن قادرند حالت روحی دیگران را حدس بزنند. شناخت عوطف دیگران به ویژه در روابط بین زوجین اهمیت دارد. تا هنگامی که انسان در این کشور کویری که زمان و زندگی نام گرفته زندگی می کند، تنهایی و انزوایش نیز پابرجاست.
پس به ۲ دلیل مهم می بایست توانایی شناخت عواطف دیگران را در خود بالا ببریم: اول اینکه چون ما هرگز نمی توانیم مستقیما وارد تجربه دیگران شویم، هیچ گاه نمی توانیم کاملا بدانیم که طرف مقابل ما چه چیزی را می خواهد به ما برساند. وقتی پی می بریم که هر قدر تلا ش کنیم نمی توانیم چنان با هوش یا حساس باشیم که بفهمیم دیگری چه تجربه ای می کند، احساس گناه می تواند ما را یاری دهد که از روی اصالت، متواضع باشیم. در این بین هر چقدر قدرت و مهارت شناخت و عواطف دیگران در ما بالا تر باشد بیشتر می توانیم در دنیای خصوصی و گاهی درد دیگران سهیم شویم و تنهایی و انزوای آن ها را کم کنیم. دوم اینکه «زبان» نمی تواند تجربه را به خوبی منتقل کند زیرا تجربه نهفته در دل تجارب عمیق انسانی غنی تر از آنند که کلمات توان بازگو کردن آن ها را داشته باشند…
۵) برقراری رابطه با دیگران:
بخش عمده ای از هنر برقراری ارتباط، مهارت کنترل عواطف در دیگران است. افرادی که در این زمینه مهارت دارند، به خوبی و عمیقا به دیگران گوش می دهند، دیگران را می پذیرند و دست به قضاوت نمی زنند، در دیگران احساس ارزش و عزت تولید می کنند نه احساس گناه و در هر آن چه که به کنش متقابل آرام با دیگران بازمی گردد به خوبی عمل می کنند. آنان ستاره های اجتماعی هستند ستاره هایی که حتی در روز نیز درخشان اند!
البته افراد از نظر توانایی های خود در هر یک از این حیطه ها با یکدیگر تفاوت دارند و ممکن است بعضی از ما مثلا در کنار آمدن با اضطراب های خود کاملا موفق باشیم اما در تسکین دادن ناآرامی های دیگران چندان کارآمد نباشیم. بدون شک زیر بنای اصلی سطح توانایی ما، زیستی و عصبی است اما مغز به طرز چشمگیری شکل پذیر است و همواره در حال یادگیری. سستی افراد را در مهارت های عاطفی می توان جبران کرد، هر کدام از این حیطه ها تا حد زیادی نشانگر مجموعه ای از عادات و واکنش هاست که با تلا ش صحیح می توان آن ها را بهبود بخشید.
● ویژگی افرادی که هوش هیجانی بالا دارند
هوشبهر و هوش هیجانی قابلیت های متضاد نیستند بلکه بیشتر می توان چنین گفت که متمایزند. همه ما از ترکیبی از هوش و عواطف برخورداریم، افراد دارای هوش بالا و هوش هیجانی پایین و یا هوشبهر پایین و هوش هیجانی بالا ، علی رغم وجود نمونه هایی نوعی، نسبتا نادرند. فی الواقع میان هوشبهر و برخی جوانب هوش هیجانی همبستگی مختصری وجود دارد، هر چند این ارتباط آن قدر است که روشن کند این دو قلمرو اساسا مستقل اند. گونه خالص دارای هوشبهر بالا ، یعنی کاملا فاقد هوش هیجانی، تقریبا تصویر اغراق آمیزی از روشنفکرانی است که در قلمرو ذهن استادند اما در دنیای فردی ناکار آمدند. نیم رخ های آماری مردان و زنان در این خصوص تا حدودی متفاوت است. مرد دارای هوشبهر بالا با طیف گسترده ای از علا یق و توانایی های ذهنی مشخص می شود که البته جای تعجبی ندارد. این مرد بلند پرواز و مولد، قابل پیش بینی وسرسخت است و در بند علا یق فردی خود نیست. او همچنین عیب جو و فخر فروش مشکل پسند و بازدارنده، در تجارب احساسی ناراحت، غیر بیانگر و مستقل و از نظر عاطفی سرد و بی روح است. مردانی که از نظر «هوش هیجانی» بالا هستند، از نظر اجتماعی متوازن، خوش برخورد و بشاش هستند و در مقابل افکار نگران کننده یا ترس آور مقاومند. آنان در زمینه خدمت به مردم یا حل مشکلا ت، قبول مسوولیت و برخورداری از دیدگاه های اخلا قی، ظرفیتی قابل توجه دارند; در ارتباط خود با دیگران هم حسی و توجه نشان می دهند. زندگی عاطفی آنان غنی اما همخوان است، آنان با خود، دیگران و مجموعه اجتماعی که در آن زندگی می کنند راحتند. زنان دارای «هوشبهر» بالا از اتکا به نفس هوشمندانه ای که از آنان انتظار می رود برخوردارند، تفکرات خود را به راحتی مطرح می کنند، برای موضوعات ذهنی ارزش قائلند و طیف گسترده ای از علا یق ذهنی و زیبایی شناختی دارند.
آنان همچنین درون نگر هستند، مستعد ابتلا به اضطراب، فرو رفتن در خیالات و احساس گناه بوده و در ابراز آشکار خشم خود درنگ می کنند، هر چند که آن را به طور غیرمستقیم ابراز می دارند. زنان دارای «هوش هیجانی» سرشار با جرات هستند و احساسات خود را به طور مستقیم ابراز می دارند و درباره خودشان احساس مثبتی دارند و زندگی برای آنان سرشار از معنا است. آنان نیز همانند مردان، خوش برخورد و اجتماعی هستند و احساسات خود را به طور مقتضی ابراز می دارند، نه اینکه آن را به صورت انفجارهایی ابراز دارند که بعدها از آن تاسف بخورند. همچنین به خوبی با فشارهای عصبی منطبق می شوند، جایگاه اجتماعی آنان به آنها امکان می دهد تا به آسانی با افراد جدید روبه رو شوند، با خودشان به قدر کافی راحت هستند تا آنکه بتوانند شوخ طبع، خود انگیخته و درمقابل تجارب عاطفی پذیرا باشند. برخلاف زنان دارای هوشبهر بالا و ناب، زنان دارای هوش هیجانی بالا، به ندرت احساس اضطراب یا گناه می کنند یا در خیالات واهی غرق می شوند. البته این تصایر نشانگر دو جنبه افراطی هر حالت است – هوشبهر و هوش هیجانی به درجات مختلف در وجود همه ما در هم آمیخته شده اند.
● چگونه هوش هیجانی خود را افزایش دهیم؟
الفبای یادگیری هوش هیجانی شناخت هیجان های اصلی و ترکیبات فرعی آنهاست. برخی از هیجان ها را می توان «اصلی» تلقی کرد; هیجان هایی که به مثابه رنگ های اصلی آبی، زرد و قرمز اند و سایر ترکیبات از آنها سرچشمه می گیرند. عنوان برخی از خانواده های اصلی و برخی از اعضای آنها از این قرار است:
ـ خشم: تهاجم، هتک حرمت، تنفر، غضب، اوقات تلخی، غیظ، آزردگی، پرخاش، خصومت، اذیت، تندمزاجی، دشمنی.
ـ اندوه: غصه، تاثر، دلتنگی، عبوسی، مالیخولیا، دلسوزی به حال خود، احساس تنهایی، دل شکستگی، ناامیدی و در سطح آسیب شناختی افسردگی شدید.
ـ ترس: اضطراب، بیم، ناآرامی، دلواپسی، بهت، نگرانی، ملاحظه کاری، تردید، زودرنجی، ترسیدن، ترس ناگهانی یا شوک، وحشت و از نظر آسیب شناسی روانی هراس (Phodia) و وحشت زدگی (Panic).
ـ شادمانی: شادی، لذت، آسودگی، خرسندی، سعادت، شوق، تفریح، احساس غرور، وجد، به هیجان آمدن، خشنودی، رضایت، شنگولی، از خود بی خود شدن و در سطح آسیب شناختی شیدایی (mania).
ـ عشق: پذیرش، رفاقت، اعتماد، مهربانی، هم ریشگی، صمیمیت، پرستش، شیفتگی.
ـ شگفتی: جا خوردن، حیرت، بهت، تعجب.
ـ شرم: احساس گناه، دست پاچگی، حسرت، احساس پشیمانی، احساس پستی، افسوس، دل شکستگی، توبه.
فهرست مذکور یقینا نمی تواند کلیه سوال های مربوط به طبقه بندی هیجان ها را پاسخ دهد. برای مثال حسادت را که گونه ای از خشم آمیخته با اندوه و ترس است چگونه می توان طبقه بندی کرد. با این حال، قدم اول در این مسیر شناخت دقیق و ظریف انواع هیجانهاست. قدم بعدی خودآگاهی است; خودآگاهی به معنای وسیع کلمه عبارت است از تشخیص احساسات و یافتن واژگانی برای بیان آنها، یافتن پیوند موجود میان افکار، احساسات و واکنش ها، آگاهی بر اینکه در تصمیم گیری فکر یا احساسات غلبه دارد، توجه کردن به پیامدهای انتخاب راه های مختلف و پیاده کردن این بینش ها در تصمیم گیری درباره موضوع هایی نظیر سیگار کشیدن.
یکی از اقدامات عملی برای غنا بخشیدن به خودآگاهی این است که هنگام هیجانی شدن از خود بپرسیم: «الان دقیقا چه احساسی دارم؟ آیا رنجیده ام؟ آیا حسودی می کنم؟ الان دقیقا چه فکری به ذهنم خطور کرد؟». پس از مدتی تمرین در می یابیم که همیشه برای واکنش نشان دادن نسبت به احساسات، طرق مختلفی وجود دارد. هر قدر شخص برای پاسخگویی به یک هیجان، راه های بیشتری را بداند زندگی پربارتری خواهد داشت. راه دیگر برای بسط خودآگاهی، نوشتن حالات درونی است. بعد از چندین ماه نوشتن حالات روحی مختلف خود – از آنجا که کلمه ها در ذهن گم می شوند نه روی کاغذ – می توانیم خود را در یک نمودار تاریخی بررسی کنیم. مثلا می فهمیم که سال قبل در برابر یک مساله چگونه عصبانی می شدیم و امسال چگونه واکنش نشان می دهیم. همدلی، توانایی اجتماعی و هیجانی مهمی در این زمینه است، یعنی درک احساسات دیگران و خود را در جای آنان فرض کردن و احترام گذاشتن به تفاوت هایی که در احساسات افراد نسبت به چیزهای مختلف وجود دارد. توانایی برقراری ارتباط با افراد دیگر نیز از مولفه های هوش هیجانی است: فرد می بایست تمرین کند تا شنونده و پرسشگر خوبی باشد، بتواند میان آنچه دیگری انجام می دهد و آنچه می گوید تمایز قایل شود و سعی کند به جای رفتارهای نپخته ای مثل عصبانی شدن یا منفعل بودن راه های بالغانه تری مثل جسارت و جرات ورزی را یاد بگیرد.
□□□
شکل گیری اجزای هوش هیجانی، ابتدا در سال های اولیه زندگی کودک انجام می گیرد، اگرچه شکل گیری این ظرفیت ها در خلا ل سال های مدرسه نیز ادامه پیدا می کند. پیامی که یک دختر کوچک هنگامی که برای درست کردن پازل خود از مادر گرفتارش کمک می خواهد، دریافت می کند، بر حسب نحوه پاسخ دهی مادر متفاوت است. چنانچه پاسخ مادر ابراز خشنودی آشکار از کمک کردن به او باشد، وی یک نوع پیام دریافت می کند و اگر پاسخ مادر این جواب موجز باشد که «مزاحم من نشو، کارهای مهمی دارم که باید انجام بدهم» برداشت کاملا متفاوتی پیدا می کند. تمام مبادلات کوچک میان والد و فرزند، دارای زیرمجموعه ای عاطفی است و تکرار این پیام ها در طی سالیان به شکل گیری دیدگاه ها و توانایی های عاطفی اساسی در کودکان می انجامد.
تحقیقات نشان می دهند که صرف بی توجهی به کودک، از سو»رفتار آشکار بسیار مضرتر است; کودکانی که نادیده گرفته می شوند از همه کودکان دیگر بدتر عمل می کنند، از همه مضطرب تر، بی توجه تر و بی احساس تر هستند و به صورت متناوب پرخاشگر و گوشه گیرند. میزان اجبار به تکرار کلاس اول در میان این کودکان ۶۵ درصد است. سه چهار سال اول زندگی دوره ای است که مغز کودک نوپا حدود دو سوم اندازه کامل خود رشد می کند و به لحاظ پیچیدگی، به گونه ای متحول می شود که در تمام دوران زندگی، هیچ گاه به این میزان رشد نخواهد کرد. در خلال این دوره، نسبت به دوران بعدی زندگی، فراگیری مطالب اساسی با سهولت بیشتری تحقق می پذیرد و فراگیری عاطفی نیز در پیشاپیش تمام آموخته ها انجام می گیرد. در خلال این دوران فشار روانی جدی می تواند به مراکز یادگیری مغز آسیب برساند و از این رو به هوش افراد زیان وارد آورد.